معنی کلمه Peel به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of peel word

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

ترجمه کلمه Peel به فارسی با مثالهای کاربردی

پوست کندن به معنای جدا کردن پوسته بیرونی میوه‌ها و سبزیجات است. وقتی این کار را انجام می‌دهیم، از این کلمه به عنوان یک فعل استفاده می‌کنیم:

بابی پوست موز را قبل از خوردنش کند.
برای درست کردن پای، باید پوست این سیب‌ها را بکنم.
برای خوردن پرتقال، اول باید پوست آن را جدا کنی.
برنیس توی آشپزخانه مشغول پوست کندن سیب‌زمینی‌ها است.
برای پوست گرفتن سیب‌زمینی می‌توانی از پوست‌کن استفاده کنی.
پوست کندن سیب لازم نیست؛ اما وقتی می‌خواهی با آن غذا بپزی، معمولاً پوستش را می‌کنی.
من موقع پوست کندن سیب از این چاقوی کوچک خمیده استفاده می‌کنم.
برای پوست کندن پرتقال، بیشتر افراد از دست‌هایشان کمک می‌گیرند.

 
اگر پوست بدن در اثر آفتاب‌سوختگی آسیب ببیند یا رنگ سطوح مختلف بلند شود، باز هم می‌توان از کلمه «پوست کندن» یا «کنده شدن» استفاده کرد:

ورا چند روز پیش خیلی آفتاب سوخته و الآن پوست بدنش در حال کنده شدن است.
رنگ آن خانه قدیمی در حال ور آمدن و جدا شدن است.
رنگ ماشینم دارد می‌رود. شاید لازم باشد دوباره رنگش کنم.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *