دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Nervous به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nervous به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Nervous به فارسی با مثالهای کاربردی

    احساس نگرانی، ترس یا اضطراب را عصبی بودن می‌گویند.

    این یک حس کاملاً طبیعی است.
    بیل از دادن این امتحان احساس نگرانی می‌کند.
    سوفیا می‌گوید از ازدواج کردن عصبی است.
    ممکن است رانندگان هنگام راندن ماشین روی برف و یخ، احساس اضطراب کنند.
    من برای پسرم که امروز دندان عقلش را می‌کشند، احساس نگرانی می‌کنم.

     
    قید این کلمه به صورت «با نگرانی» است.

    سخنران با نگرانی برای حضار سخنرانی کرد.
    پدر و مادر با بی‌تابی منتظر بازگشت دخترشان به خانه بودند.
    پسر کوچک، قبل از پریدن داخل استخر، با ترس به لبهٔ آن نزدیک شد.

     
    اسم این حالت «اضطراب» یا «نگرانی» است.

    بعضی از دانش‌آموزان، هنگام امتحان دادن، کمی اضطراب را تجربه کردند.
    میزان عرقی که از پیشانی او می‌ریخت، نگرانی‌اش را آشکار می‌کرد.
    معلم جوان، پس از شروع سال تحصیلی، خیلی زود بر نگرانی‌اش غلبه کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nest به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nest به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Nest به فارسی با مثالهای کاربردی

    پرندگان برای جوجه‌های خود لانه می‌سازند. پرنده ماده داخل لانه تخم می‌گذارد و پس از بیرون آمدن جوجه‌ها از تخم، آن‌ها در لانه می‌مانند تا وقتی که به قدر کافی بزرگ و قوی شوند تا بتوانند به تنهایی پرواز کنند.

    اما کلمه “لانه” فقط برای پرندگان استفاده نمی‌شود و در موقعیت‌های دیگر هم کاربرد دارد:

    یک لانه زنبور در گاراژ است. مراقب باشید که نیشتان نزنند!
    اتاق پسر من آنقدر شلوغ و نامرتب است که انگار لانه موش است.
    فرزندان باب و کتی همه از خانه رفته‌اند. (در این جمله، “لانه” به معنای خانه است.)
    باب و کتی حالا تنها زندگی می‌کنند. (یعنی همه بچه‌هایشان بزرگ شده‌اند و خانه را ترک کرده‌اند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Net به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Net به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Net به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “شبکه” یا “تور” در موقعیت‌های مختلف معانی متفاوتی دارد:

    در ورزش:
    • وقتی توپ بسکتبال را از داخل حلقه‌ی توردار عبور دهید، دو امتیاز می‌گیرید.
    • اگر توپ هاکی وارد دروازه‌ی توری شود، یک گل ثبت می‌شود.
    • این تصویر یک تور والیبال را نشان می‌دهد.
    • او برای شکار پروانه‌ها از یک تور مخصوص استفاده می‌کند.
    • او نیزه‌ای به همراه تور برای ماهیگیری به کار می‌برد.

    گاهی اوقات کلمه “اینترنت” به صورت کوتاه‌شده “Net” بیان می‌شود:
    او در حال گشت‌وگذار در شبکه است. (او به دنبال اطلاعات در اینترنت است.)

    در زمینه کسب‌وکار:
    منظور از “خالص”، پولی است که پس از کسر تمام هزینه‌ها و مالیات‌ها باقی می‌ماند:
    او سال گذشته از کسب‌وکار خود ۸۹,۰۰۰ دلار سود خالص به دست آورد. (سود ناخالص او ۱۴۶,۰۰۰ دلار بود، اما مجبور شد مالیات بپردازد و هزینه‌های زیادی نیز داشت.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Never به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Never به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Never به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “never” یا “هرگز” برای منفی کردن یک کار یا یک وضعیت به کار می‌رود.

    او هرگز برنخواهد گشت.
    رفتن به یک کشور جدید هرگز آسان نیست.
    فریدا تا به حال برف ندیده است.
    تام می‌گوید دیگر هرگز در یک شرکت بزرگ کار نخواهد کرد.

     
    مقایسه کردن “never” با “not” می‌تواند مفید باشد. “never” کمی بیشتر بر منفی بودن تأکید می‌کند:

    او قهوه نمی‌خورد.
    او اصلاً قهوه نمی‌خورد.
    من هیچ وقت زود به رختخواب نمی‌روم.
    من هرگز زود به رختخواب نمی‌روم. (don’t ever = never)
    ما نامه‌مان را دریافت نکردیم.
    ما هرگز نامه‌مان را دریافت نکردیم.
    این روش جواب نمی‌دهد.
    من هرگز این کار را نخواهم کرد.

     
    کلمه “never” می‌تواند در ابتدای یک دستور به کار رود تا یک توصیه یا راهنمایی را بیان کند:

    هرگز یک فیلم ترسناک را تنها تماشا نکن.
    برای این کار هرگز از دست راستت استفاده نکن. همیشه از دست چپ استفاده کن.
    هرگز، واقعاً هرگز، آن کار را تکرار نکن!

     
    گاهی اوقات از کلمه “never” برای بزرگنمایی یا نشان دادن کمبود یک چیز استفاده می‌شود:

    او هیچ وقت سر وقت نمی‌آید. (اما گاهی می‌آید.)
    برای من هیچ چیز درست پیش نمی‌رود. (اما گاهی می‌شود.)
    واندا می‌گوید هرگز ازدواج نخواهد کرد. (اما در دل، این همان چیزی است که می‌خواهد.)
    قطار من هیچ وقت سر موقع نیست. (واقعاً؟ دارم کمی اغراق می‌کنم.)
    ما هرگز کسی مانند دونالد ترامپ را به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب نمی‌کردیم. (اما این کار را کردیم. خیلی از مردم می‌گفتند این اتفاق هرگز نمی‌افتد، اما افتاد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه New به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه New به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه New به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “جدید” در مقابل “قدیمی” قرار می‌گیرد، اما ما همیشه از خود این کلمه استفاده نمی‌کنیم. گاهی واژه‌های دیگری مثل “تازه”، “امروزی” یا “مدرن” را به کار می‌بریم.

    خانواده هندرسون صاحب یک نوزاد شده‌اند.
    نوزادشان بسیار کوچک است و فقط ده روز از تولدش می‌گذرد.
    سوپرمارکت یک محموله کاهو دریافت کرده است.
    این کاهوها تازه هستند. (به جای گفتن “جدید”)
    ما چند قطعه مبلمان خریدیم.
    رنگ‌بندی آن‌ها بسیار مدرن است.
    آیا شما مبلمان امروزی و معاصر را دوست دارید؟

     
    معمولاً وقتی کسی در یک موقعیت تازه قرار می‌گیرد، از کلمه “جدید” برای توصیف او استفاده می‌کنیم:

    زویی یک دوست‌پسر جدید دارد.
    دوست‌پسر او تازه‌وارد این منطقه شده است.
    او همین‌طور یک شغل جدید پیدا کرده است.
    همه چیز برای او تازه و نو است و چیزهای زیادی برای یادگیری دارد.

     
    در گفتگوهای روزمره نیز کلمه “جدید” کاربرد زیادی دارد:

    چه خبر؟
    چه چیز تازه‌ای پیش آمده؟
    خبر تازه‌ای شنیده‌ای؟
    او تازه‌وارد است. جدید است.

     
    گاهی اوقات انگلیسی‌زبانان در آمریکا واژه‌هایی از زبان‌های دیگر را به جای “جدید” به کار می‌برند: مثلاً “نوو” از فرانسوی، “نئو” از یونانی و “نوئِو” از اسپانیایی می‌آیند.

    آن‌ها از قشر نوپول هستند. (یعنی تازه ثروتمند شده‌اند.)
    بسیاری از کسانی که در زمان جورج بوش کار می‌کردند، با عنوان “نومحافظه‌کار” شناخته می‌شدند. (محافظه‌کاران جدید)
    ¡Feliz Año Nuevo! (سال نو مبارک!)

     
    نکته: کلمه “تازه‌کار” یک اصطلاح عامیانه برای کسی است که تازه شروع به کاری کرده. معمولاً به افرادی گفته می‌شود که در کار با اینترنت تازه‌وارد هستند، اما می‌توان آن را برای هر فعالیت دیگری هم به کار برد؛ فقط یادتان باشد که این واژه برای اشخاص به کار می‌رود، نه برای اشیاء.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Newly به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Newly به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Newly به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “newly” به معنی “تازه” یا “به تازگی” است و شکل قیدی صفت “new” محسوب می‌شود.

    این بتن تازه ریخته شده است.
    نمی‌توانید روی بتنی که تازه کار شده راه بروید. (معمولاً وقتی “newly” را قبل از یک صفت و اسم می‌آوریم، بین آن‌ها از خط فاصله استفاده می‌کنیم.)
    این وب‌سایت تازه ساخته شده است.
    این یک وب‌سایت تازه‌ساخته است.
    باب و ساندرا یک زوج تازه‌ازدواج‌کرده هستند.
    باب و ساندرا تازه ازدواج کرده‌اند. (newlywed به معنی فردی است که به تازگی ازدواج کرده است.)
    یک رئیس‌جمهور تازه‌انتخاب‌شده، کار خود را تا ماه ژانویه پس از انتخابات شروع نمی‌کند.
    یک کتاب تازه‌نوشته‌شده از یک نویسنده مشهور، معمولاً خیلی سریع فروش می‌رود.
    برخی از کالاهای تازه‌ساخته‌شده ممکن است زمان ببرد تا مورد پذیرش همگان قرار بگیرند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Next به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Next به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Next به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “بعدی” معمولاً برای اشاره به چیزی یا کسی در یک ترتیب و توالی به کار می‌رود. یعنی چیزی یا کسی که پس از مورد فعلی قرار دارد.

    مثال‌ها:
    – من شما را چهارشنبه آینده، ۲۲ آوریل، می‌بینم. (نه این چهارشنبه، ۱۵ آوریل.)
    – ماه بعد، اردیبهشت خواهد بود. (چون الان ماه آوریل است.)
    – ما برای سال آینده برنامه سفر به مکزیک را داریم. (مثلاً سال ۲۰۱۶)
    – بسته ما باید در طول روز بعد به دستمان برسد. (یعنی در ۲۴ ساعت آینده)
    – وقتی آن هواپیما پرواز کرد، نوبت به هواپیمای ما می‌رسد که بعدی برای پرواز باشد.
    – در درس بعدی، چگونگی ساختن زمان حال را یاد خواهید گرفت.

    وقتی در آمریکا زندگی کنید، کلمه “بعدی” را زیاد در مکان‌هایی مثل فروشگاه‌ها، رستوران‌ها یا ادارات دولتی می‌شنوید، چون برای نظم دادن به نوبت مردم استفاده می‌شود.

    مثلاً می‌پرسند:
    – نوبت بعدی با چه کسی است؟
    – من می‌توانم به نفر بعدی خدمات دهم.
    – من می‌توانم نفر بعدی در صف را بپذیرم. (یعنی به او کمک کنم)
    – لطفاً نفر بعدی در صف به پنجره نزدیک شود.

    همچنین از “بعدی” برای صحبت درباره برنامه‌های آینده استفاده می‌شود:
    – بعد از این می‌خواهی چه کار کنی؟
    – قدم بعدی‌ات چیست؟
    – این کار بعداً انجام خواهد شد.

    اگر کسی در خانه یا آپارتمان کناری شما زندگی کند، به او “همسایه بغل‌دستی” یا همسایه کناری می‌گویند:
    – چه کسی در خانه کناری زندگی می‌کند؟
    – آیا همسایه‌های کناری‌تان را می‌شناسید؟
    – برو خانه بغل‌ی و بپرس همسایه‌مان یک عدد تخم مرغ دارد که به ما قرض بدهد.

    عبارت “کنار” هم یک حرف اضافه است و به معنی “در مجاورت” یا “پهلوی” چیزی بودن است:
    – چه کسی کنار شما زندگی می‌کند؟
    – دوچرخه کنار گاراژ است.
    – لطفاً کنار هم بایستید تا از شما عکس بگیرم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nibble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nibble به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Nibble به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «نِیبِل» برای زمانی به کار می‌رود که کسی لقمه‌های کوچک می‌خورد یا مقدار کمی از یک خوراکی را می‌خورد:

    سنجاب دارد یک بلوط را گازهای کوچک می‌زند.
    تام تمام روز هویج و کرفس را آرام می‌خورد تا وزنش را کنترل کند.
    لطفاً تا رسیدن مهمانانمان، از خوردن تنقلات خودداری کن.
    ما قبل از آمدن غذای اصلی، پیش‌غذاها را می‌خوردیم.
    چیزی می‌خواهم که کمی از آن بخورم.
    نوزاد ساندرا پستانکش را می‌جود. (پستانک خوراکی نیست، اما این فعل در این حالت هم ممکن است استفاده شود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات رایج انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nice به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nice به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Nice به فارسی با مثالهای کاربردی

    مثل خیلی از آمریکایی‌ها، من هم در طول روز آنقدر از کلمه “خوب” استفاده می‌کنم که حتی نمی‌توانم بشمارمش. این کلمه‌ای است که احتمالاً بیش از حد به کار می‌بریم، اما باید یاد بگیریم چطور و در چه موقعیت‌هایی از آن استفاده کنیم. در اینجا چند مثال از کاربردهای مختلف این کلمه را با هم مرور می‌کنیم:

    به نظر می‌رسد واقعاً پسر خوبی است. (این درباره کسی است که تازه با او آشنا شده‌اید.)
    یک صبحانه مفصل، راه خوبی برای شروع روز است. (این یک موقعیت مطلوب را توصیف می‌کند.)
    اون دختر کوچولو با بقیه بچه‌ها رفتار خوبی ندارد. (یعنی رفتار مناسبی ندارد.)
    وقتی دلیل پس دادن کتم را توضیح دادم، فروشنده برخورد بسیار خوبی داشت. (یعنی شرایط را درک کرد.)
    مهمانی خوبی بود. (شاید واقعاً خوش نگذشته باشد، اما می‌خواستید چیزی محترمانه بگویید.)
    این که ماشین خوبیه. (تأکید روی کلمه “این” نشان می‌دهد که ماشین واقعاً عالی است.)
    اوه، دوباره زنگ زده و گفته مریضه. عالیه! (این یک مثال از طعنه است. گوینده از این موضوع ناراحت است.)
    اوه، عالیه! (کسی که از چیزی ناراضی است.)
    خُوووب! (وقتی این کلمه را کشیده ادا می‌کنیم، تبدیل به یک عبارت شبیه “واو” یا “عالی” می‌شود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Niche به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Niche به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Niche به فارسی با مثالهای کاربردی

    «نیچ» به یک حوزه تخصصی یا یک مهارت ویژه اشاره دارد. ممکن است این حوزه فقط مربوط به تعداد کمی از افراد یا یک گروه جمعیتی کوچک باشد. معمولاً می‌شنویم که افراد می‌گویند «جایگاه خود را پیدا کرده‌اند»؛ این یعنی توانایی و استعداد درونی خود را کشف کرده‌اند.

    آبل جایگاه خود را به عنوان واردکننده جواهرات ساخت پرو پیدا کرد.
    شارلین در نهایت جایگاهش را در صنعت لوازم آرایشی پیدا کرد.
    خاویر هنوز در حال جستجو برای یافتن جایگاه خود است. (این سه نمونه، محبوبیت استفاده از واژه «پیدا کردن» در کنار «نیچ» را نشان می‌دهند.)
    بسیاری از کسب‌وکارها در شهر نیویورک به خاطر وجود بازارهای تخصصی که در جاهای دیگر دیده نمی‌شوند، موفق و پررونق هستند.
    اسنوبورد که در گذشته یک ورزش ویژه و محدود به گروه خاصی بود، امروزه در هر جایی که برف باشد رواج دارد.
    نمایش کالاها در فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی، که قبلاً شکلی از تبلیغات ویژه و محدود بود، امروزه به روشی رایج و عمومی تبدیل شده است.

    * demographic: گروهی از افراد که بر اساس ویژگی‌هایی مانند جنسیت، سن، نژاد، میزان درآمد، علاقه‌ها و موقعیت جغرافیایی قابل شناسایی هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.