دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Neat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Neat به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Neat به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای توصیف چیزهایی که مرتب و منظم هستند، می‌توانید از کلمه «neat» استفاده کنید. این کلمه یک صفت است:

    آپارتمان آن‌ها خیلی مرتب است.
    میز من مرتب نیست و کلی وسیله بی‌استفاده روی آن ریخته.
    آلیس و رندی در یک محله تمیز و مرتب زندگی می‌کنند. خانه‌ها و حیاط‌ها به خوبی نگهداری شده‌اند.
    کت و شلوار کارل مرتب و تمیز است.
    سخت است که بچه‌های کوچک را برای مدت طولانی مرتب و تمیز نگه داریم. آن‌ها خیلی زود کثیف می‌شوند.
    این فروشگاه منظم و پاکیزه است. پیدا کردن هر چیزی در آن آسان است و همه چیز به خوبی چیده شده.

     

    همچنین می‌توانید از «neat» برای توصیف چیزی که دوست دارید یا چیزی که مورد تحسین شماست استفاده کنید:

    این رستوران جالب و دوست‌داشتنی است. ببین چطور با مبلمان دهه ۱۹۵۰ و تزئینات دیواری آراسته شده.
    این ماشین خیلی قشنگ و جذاب است. ای کاش توانایی خریدش را داشتم.
    این کار خیلی بامزه و خلاقانه بود. چطور این کار را انجام دادی؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Necessary به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Necessary به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Necessary به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌گوییم چیزی «لازم» است، یعنی انجام دادن آن بسیار مهم است. اگر آن کار را انجام ندهید، ممکن است نتیجه خوبی نداشته باشید.

    اگر در آمریکا زندگی می‌کنید یا با شرکتی در آمریکا کار می‌کنید، یادگیری زبان انگلیسی برایتان لازم است.
    اگر می‌خواهید بخشی از پولتان به شما بازگردد، پر کردن این فرم‌ها لازم است. (rebate = بازپرداخت)
    آیا این کار لازم است؟ باید حتماً این را انجام دهم؟
    به نظرم این کار لازم نیست.
    در زمستان پوشیدن یک کت گرم و ضخیم لازم است.

     
    کلمه «necessary» یک صفت است و معمولاً با فعل «بودن» به صورت منفی به کار می‌رود.

    متوجه شدیم که انجام آن همه کار لازم نبوده است.
    این امکانات اضافی برای ماشن لازم نیستند، پس بی‌خیالشان شویم.
    امروز لازم نیست کت بپوشید. هوا گرم خواهد بود.
    این همه نمک در غذا لازم نیست. می‌توانید نصف آن را بریزید.

     
    شکل قیدی این کلمه کمی سخت‌تر تلفظ و استفاده می‌شود. در جمله به این شکل می‌آید:

    این لزوماً به معنای درست بودن نیست.
    او لزوماً نیازی ندارد که این کار را انجام دهد.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Need به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Need به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Need به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی واقعاً لازم و ضروری است، از کلمه “need” استفاده می‌کنیم:

    او باید یک تماس تلفنی بگیرد.
    آنها امشب به یک محل برای خوابیدن نیاز دارند.
    بچه دورا کمی شیر لازم دارد.
    من باید کمی استراحت کنم و بخوابم.
    تانیا باید الآن به محل کارش برود.
    آن افراد به کمک فوری نیاز دارند.
    امروز چه کاری باید انجام بدهی؟
    چه چیزی لازم داشتی بگیری؟
    چرا او باید این کار را انجام می داد؟


    اما آیا می‌دانستید که می‌توانید از کلمه “need” به عنوان اسم هم استفاده کنید؟

    کودکان نیازهای زیادی دارند.
    نیازهای آن‌ها در حال برآورده شدن نیست.
    آن‌ها به غذای بیشتری نیاز دارند.
    تام به توجه زیادی نیاز دارد.


    همچنین می‌توانید با اضافه کردن حرف “y” به انتهای این کلمه، از آن به صورت صفت استفاده کنید. فردی که “needy” (نیازمند) نامیده می‌شود، به توجه زیادی احتیاج دارد. یا فرد نیازمند کسی است که چیزهای ضروری زندگی مانند لباس، غذا و خانه را ندارد.

    او بسیار محتاج کمک است و همیشه از بقیه بچه‌ها می‌خواهد به او کمک کنند.
    احمد بعد از جدا شدن پدر و مادرش، به یک کودک نیازمند تبدیل شد.
    جرالدو تمام روز با افراد نیازمند کار می‌کند.
    در همه جای دنیا، افراد نیازمندی وجود دارند که از سازمان‌های خیریه کمک دریافت می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Needle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Needle به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Needle به فارسی با مثالهای کاربردی

    سوزن ها در شکل‌ها و کاربردهای مختلفی وجود دارند. معمولاً یک سوزن، وسیله‌ای بلند و نوک تیز است که در پزشکی، درون دستگاه‌ها یا برای اندازه‌گیری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

    پسر بچه با دیدن اندازه سوزن، کمی گریه کرد.
    وقتی قصد دوختن چیزی را دارید، از سوزن و نخ کمک می‌گیرید.
    سوزن صفحه‌خوان قدیمی نیاز به تعویض دارد.
    سوزن، صداها را از داخل شیارهای صفحه جمع می‌کند.
    عقربه تایمر نزدیک صفر است.
    عقربه نشان‌دهنده بنزین، خبر از اتمام سوخت می‌دهد.
    دلش درد می‌کند. حس می‌کند کسی با سوزن به شکمش فشار می‌آورد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Neighbor به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Neighbor به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Neighbor به فارسی با مثالهای کاربردی

    همسایه به کسی می‌گویند که در نزدیکی شما زندگی می‌کند.

    همسایه‌های کناری ما آدم‌های بسیار خوبی هستند.
    باب یک دستگاه چمن‌زن از همسایه‌اش قرض گرفت و بعد از تمام شدن کارش، آن را پس داد.
    وینس و اولیویا برای خوشامدگویی به همسایه‌های جدید، یک بشقاب کلوچه برایشان فرستادند.
    همسایه‌هایی که چند خانه آن‌طرف‌تر زندگی می‌کنند، این آخر هفته مهمانی دارند.

     
    محله جایی است که گروهی از مردم در آن زندگی می‌کنند.

    وی و نگوین دنبال یک محله خوب می‌گردند تا به آنجا نقل مکان کنند.
    محله‌ای که الان در آن زندگی می‌کنند، نسبتاً ناامن است.
    در محله ما بچه‌های زیادی زندگی می‌کنند.
    زندگی در محله دانیل دارد بیش از حد گران می‌شود، به همین خاطر او در حال نقل مکان است.

     
    واژه “همسایه‌وار” صفتی است که کارهای مهربانانه یک همسایه خوب را توصیف می‌کند.

    این کار شما بسیار همسایه‌وار بود. متشکرم.
    خانمی که آن طرف خیابان زندگی می‌کند، چند گل از باغش برایمان آورد. این حرکت بسیار پسندیده‌ای بود.
    آقای دان ویلسون از خانه و حیاط خودش به خوبی مراقبت نمی‌کند. این رفتار، چندان خوب و همسایه‌وار نیست.

     
    کلمه “همجوار” نیز یک صفت است و به معنای چیزهایی است که در نزدیکی یکدیگر قرار دارند.

    شهرستان همجوار، دیشب طوفان و رعد و برق شدیدی را تجربه کرد.
    کشورهای همجوار سوریه، نگران هستند که جنگ داخلی در آن کشور به مرزهایشان سرایت کند.
    یک آتش‌سوزی بزرگ، باعث شد تا از شهرهای همجوار درخواست کمک بشود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Neither به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Neither به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Neither به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه **neither** شبیه به **none** است. اما وقتی درباره دو چیز، دو گروه، دو نفر، یا ترکیبی از یک فرد و یک گروه صحبت می‌کنیم، معمولاً از **neither** استفاده می‌شود. این کلمه دو تلفظ رایج دارد:
    – neither (با e کشیده)
    – neither (با i کشیده)

    در مثال‌های زیر، **neither** به عنوان صفت به کار رفته است (توجه کنید که قبل از اسم آمده است):
    – **هیچ‌یک از متقاضیان** برای این موقعیت شغلی مناسب نیستند. (دو نفر درخواست داده‌اند و هیچ‌کدام شرایط لازم را ندارند.)
    – **هیچ‌یک از فروشگاه‌ها** چیزی که من می‌خواستم را نداشتند.
    – او **هیچ‌کدام** را دوست ندارد. (یعنی هیچ یک از گزینه‌ها را نمی‌پسندد.)

    در جمله‌های زیر، **neither** نقش ضمیر دارد:
    – ماریا **هیچ‌کدام** از آپارتمان‌هایی را که امروز دید، دوست ندارد. (می‌تواند بین دو انتخاب یا حتی بیشتر باشد.)
    – وقتی از او درباره انتخاب‌هایش پرسیدند، گفت **هیچ‌کدام** قابل قبول نیست. (وقتی **neither** به عنوان ضمیر استفاده می‌شود، مفرد است.)
    – **هیچ‌کدام** از گزینه‌ها قابل قبول نیست. (جمله «هیچ‌کدام از گزینه‌ها قابل قبول نیستند» نادرست است.)
    – او این را دوست ندارد یا آن را. در واقع، **هیچ‌کدام** را نمی‌پسندد.

    کلمه **neither** گاهی همراه با **nor** به عنوان حرف ربط به کار می‌رود:
    – کارگران **نه** دستمزد خوبی دارند **و نه** در شغل خود احساس امنیت می‌کنند.
    – یک شاسی‌بلند **نه** خودرو است **و نه** کامیون. چیزی بین این دو است. (یعنی نه جزو خودروهاست و نه جزو کامیون‌ها.)

    **نه قرض دهنده باشد و نه وام گیرنده.**
    (این جمله از نمایشنامه هملت اثر شکسپیر است. پولونیوس در حال پند دادن به پسرش، لائرتس، است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Negative به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Negative به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Negative به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “منفی” برای بیان طرز فکرها، دیدگاه‌ها، واکنش‌ها، نظرات و پیامدهای نامطلوب استفاده کنید. “منفی” نقطهٔ مقابل “مثبت” است.

    نگرش ها:

    یولاندا در محیط کارش همیشه با نگرش بدبینانه برخورد می‌کند.
    چرا او نسبت به همه چیز دید منفی دارد؟
    اینقدر بدبین نباش.
    هارولد نسبت به کارش احساس ناخوشایندی پیدا کرد.
    اگر می‌خواهید در زندگی به موفقیت برسید، بهتر است از کسانی که همیشه منفی‌نگر هستند فاصله بگیرید.

    پاسخ ها و نظرات:

    پاسخ او به این پیشنهاد، رد شد.
    بیشتر نقدهایی که درباره این فیلم نوشته شده، جنبه انتقادی داشت.
    دانش‌آموز با ارائه یک استدلال مخالف، نظر معلم خود را به چالش کشید.
    بیشتر مردم واکنش نامطلوبی به این سخنرانی نشان دادند.
    نظرهای انتقادی که کارکنان بیان کردند، باعث شد مزایای بیمه درمانی آن‌ها تغییر کند.

    نتایج:

    جواب آزمایش بارداری، منفی اعلام شد.
    نتیجه آزمایش ویروس ماریو، منفی بود.
    همه‌ی ما خیالمان راحت شد چون نتیجه آزمایش‌ها منفی بود.
    تأثیرات بد و مضر الکل روی بدن و مغز، به خوبی مشخص و ثابت شده است.

    ریاضی و علوم:

    اگر دو عدد منفی را در هم ضرب کنید، حاصل یک عدد مثبت خواهد شد.
    امروز در کلاس علوم درباره یون‌های منفی خواندیم.
    گروه خونی پیتر AB منفی است.
    باتری‌ها قطب‌های مثبت و منفی دارند.

     
    علاوه بر این، از واژه «منفی» می‌توان به عنوان یک اسم نیز استفاده کرد:

    پاسخ آن‌ها رد بود.
    وقت تصمیم‌گیری باید خوبی‌ها و بدی‌ها را با هم مقایسه کنید.
    حس بدی که در فضا بود، با روحیه شاد ماریا از بین نرفت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Neglect به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Neglect به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Neglect به فارسی با مثالهای کاربردی

    غفلت به معنای بی‌توجهی و انجام ندادن کاری است که باید انجام شود:

    آن زن از فرزندانش به‌خوبی مراقبت نمی‌کرد، به همین دلیل دولت، بچه‌ها را از او گرفت.
    استیو به وظایفش در محل کار اهمیت نمی‌داد، به همین دلیل از کار اخراج شد.
    در ایالات متحده نمی‌توانی از پرداخت مالیات سر باز بزنی. در نهایت، دولت آمریکا متوجه می‌شود و تو را جریمه می‌کند یا به زندان می‌اندازد.
    به مسئولیت‌هایت بی‌توجه نباش!
    صاحبان خانه از آن مراقبت نکرده بودند و در آخر، آن را خراب کردند.

     
    در جمله‌های زیر، کلمه “neglect” به صورت اسم به کار رفته است:

    پس از سال‌ها بی‌توجهی، خانه را خراب کردند چون چیزهای زیادی برای تعمیر داشت.
    آن پیرمرد در یک خانه سالمندان، به خاطر بی‌مهری و بی‌توجهی درگذشت.
    اسب‌هایی که به خاطر بی‌توجهی صاحبانشان بیمار شده بودند، مجبور شدند آن‌ها را از بین ببرند. (put down = مرگ آرام)
    بی‌توجهی به کودکان در آمریکا جرم است و برای آن مجازات در نظر گرفته می‌شود. اگر فرزند دارید، باید از آن‌ها نگهداری کنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Negotiate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Negotiate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Negotiate به فارسی با مثالهای کاربردی

    مذاکره کردن یعنی صحبت و گفت‌وگو برای رسیدن به یک توافق یا انجام یک معامله. این واژه بیشتر در دنیای تجارت و امور دولتی به کار می‌رود.

    معمولاً بیشتر فروشنده‌های خودرو حاضرند در مورد قیمت ماشین با شما صحبت کنند.
    شما معمولاً همان قیمتی که روی برچسب کالا نوشته شده را پرداخت می‌کنید، یا اینکه سعی می‌کنید قیمت را پایین بیاورید؟
    مالک خانه گفته است که قصد چانه‌زنی و صحبت روی قیمت را ندارد.
    دو گروه درگیر در جنگ داخلی، از مذاکره کردن خودداری کردند.
    دولت برای آزاد کردن گروگان‌ها وارد گفت‌وگو شد.

     
    واژه‌ی negotiation به معنای «مذاکره» یک اسم است:

    کارگران و مدیران شرکت، قبل از امضای نهایی قرارداد، چندین دور با هم گفت‌وگو کردند.
    گفت‌وگوها برای آزادی گروگان‌ها، چندین روز ادامه یافت.
    برایان می‌گوید در بحث کردن و رسیدن به توافق، خیلی مهارت ندارد. (کلمه‌ی “negotiating” در اینجا به صورت مصدر با ing به کار رفته است.)

    مذاکره‌کنندگان با تجربه، شرایط نهایی توافقنامه را تنظیم کردند. (یک negotiator یا «مذاکره‌کننده»، کسی است که مذاکره می‌کند.)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nerve به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nerve به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Nerve به فارسی با مثالهای کاربردی

    عصب‌ها به دستگاه عصبی و مغز شما وصل هستند. این عصب‌ها هستند که به شما اجازه می‌دهند در بدنتان حس داشته باشید، چه حس خوب و چه درد.

    در نوک انگشتان شما پایانه‌های عصبی ریزی وجود دارد که به شما امکان حس لمس کردن می‌دهد.
    اگر عصب‌ها نباشند، فرد هیچ حسی در بدن خود نخواهد داشت.
    آسیب دیدن عصب‌ها ممکن است بر اثر یک زخم جسمی یا دمای خیلی زیاد یا خیلی کم پیش بیاید.
    همسایه‌ی من، دوروتی، کمی درد عصبی در پاهایش دارد.
    باب یک مشکل عصبی دارد که باعث می‌شود با کوچکترین چیزی احساس ناراحتی جسمی کند.
    دندانپزشک به بیمار نووکائین می‌دهد تا برای مدتی عصب‌هایی که باعث درد دندان می‌شوند را بی‌حس کند.

     
    واژه “اعصاب” معمولاً برای نشان دادن جسارت یا صبر یک فرد هم به کار می‌رود.

    حتماً به اعصابش برخورده. (یعنی حرف یا کاری باعث ناراحتی کسی شده.)
    اون پسر داری اعصابم رو بهم می‌ریزی. (یعنی او باعث آزار من است.)
    چه جسارتی داری! (یعنی کاری کردی که من عصبانی شدم.)
    اون مرد خیلی بی‌پرواست. (یعنی کارهایی می‌کند که مردم معمولاً انجام نمی‌دهند.)
    کوهنوردی جسارت زیادی می‌خواهد.
    بلند شدن روی صحنه و آواز خواندن برای دیگران، جرأت زیادی لازم دارد.
    آتشنشان بودن، اعصاب پولادین می‌خواهد.
    من جرات انجام این کار را ندارم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.