همه چیز درباره مفهوم این جمله: “تا پول داری، رفیقتم؛ قربان بند کیفتم”
این جمله یک ضرب المثل یا عبارت محاورهای رایج است که یک واقعیت اجتماعی را به شکلی طنزآمیز و گاهی تلخ بیان میکند.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” همه را برق می گیرد ما را چراغ نفتی “.
**معنی و مفهوم اصلی:**
این حرف به این معناست که برخی از دوستیها و روابط، بر پایه منافع مادی و مالی شکل میگیرند. یعنی تا زمانی که پول داری و میتوانی خرج کنی، تعداد زیادی “رفیق” دورت را میگیرند و خود را فدای تو میکنند. اما نکته اصلی در ادامه پنهان این جمله است: به محض اینکه پول و شرایط مالیات تمام شود، این “رفیقان” ناپدید میشوند و تنها میمانی.
* **”تا پول داری، رفیقتم”**: یعنی تا وقتی ثروتمندی، همه ادعای رفاقت با تو را دارند.
* **”قربان بند کیفتم”**: این بخش تأکیدی بر همان مفهوم است. “بند کیف” اشاره به بند یا زیپ کیف پول تو دارد. آنها به خود تو علاقهای ندارند، بلکه به پول داخل کیف تو تعظیم و کرنش میکنند.
در صورت علاقهمندی، مطلب معنی ضرب المثل ” به روباه گفتند شاهدت کیه گفت دمم ” + داستان را از دست ندهید.
**جمعبندی:**
این عبارت هشداری است دربارهٔ رفاقتهای ظاهری و مصلحتی. آن را زمانی به کار میبرند که بخواهند بگویند برخی افراد فرصتطلب، فقط به دنبال نفع شخصی هستند و ارزش واقعی برای رابطه انسانی قائل نیستند. این جمله به ما یادآوری میکند که دوستان واقعی کسانی هستند که در شادی و غم، در دارایی و نداری، کنارمان میمانند.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن ” با توضیح را مطالعه کنید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” به در گفت دیوار بشنوه “.

در این مطلب، داستان و مفهوم یکی از ضربالمثلهای معروف ایرانی از کتاب درس نگارش پایه ششم آورده شده است. در ادامه با ما همراه باشید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” دست بالای دست بسیار است ” + داستان.
معنی ضرب المثل تا پول داری رفیقتم قربان بند کیفتم
بعضی از افراد فقط با کسانی دوست میشوند که وضع مالی خوبی دارند و در رفاه زندگی میکنند. این افراد خود را دوستانی وفادار نشان میدهند، اما به محض اینکه دوست پولدارشان با مشکل روبهرو شود، دیگر در کنارش نیستند و دوستی را قطع میکنند.
ضربالمثل “تا پول داری رفیقم، قربان بند کیفتم” در مورد دوستان بیوفا و سودجویی است که فقط به خاطر پول و موقعیت اجتماعی دور فرد میچرخند، مانند مگسی که دور شیرینی پرواز میکند. در حقیقت، اینگونه دوستیهای وابسته به ثروت، تنها تا زمانی پایدار میمانند که پول و امکانات وجود داشته باشد. کسانی که فقط در روزهای خوشی کنار ما هستند و در زمان سختی ناپدید میشوند، دوستان واقعی به شمار نمیروند.

داستان برای ضرب المثل تا پول داری رفیقتم قربان بند کیفتم
در روزگاران قدیم، مرد ثروتمندی زندگی میکرد که پسری داشت بسیار خوشگذران و بیپروا. پدر مدام به پسرش توصیه میکرد: “با این دوستان ناباب معاشرت نکن و از این ولخرجیهای بیجا دست بردار. این آدمها دوست واقعی نیستند، فقط به پول تو علاقه دارند.” اما جوان سرکش و نادان، حرف پدر را نمیپذیرفت.
وقتی زمان مرگ پدر فرا رسید، او به پسرش گفت: “پسرم، من از دنیا میروم، اما یک وصیت برای تو دارم. من درِ آن اتاق کوچک آشپزخانه را قفل کردهام و این کلیدش را به تو میدهم. داخل آن اتاق، طنابی از سقف آویزان است. اگر روزی دستت از همه جا کوتاه شد و هیچ راه چارهای نداشتی، برو و آن طناب را به گردنت بینداز و خودت را خفه کن، چون زندگی دیگر برای تو فایدهای ندارد.”
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” طوطی وار یاد گرفتن “ مراجعه کنید.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” مار خوش خط و خال “ پیدا کنید.
پدر از دنیا رفت و پسر به همراه دوستانش آنقدر عیاشی و ولخرجی کرد که تمام ثروتش را از دست داد و چیزی برایش باقی نماند. دوستان و آشنایانش که اوضاع را اینگونه دیدند، همگی از اطرافش پراکنده شدند. پسر در شگفت و ناراحتی فرو رفت و به یاد نصیحتهای پدرش افتاد و پشیمان شد. برای فرار از غم و تنهایی، دو عدد تخممرغ و یک تکه نان برداشت و به سمت صحرا راه افتاد تا کنار یک رودخانه یا سبزهزاری، روز خود را به شب برساند.
مقاله معنی ضرب المثل ” وسط دعوا نرخ تعیین می کند ” با توضیح منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره معنی ضرب المثل ” مثل کبک سرش را زیر برف کرده است “ بیابید.
از خانه بیرون آمد و به طرف بیابان رفت تا به کنار یک جوی آب رسید. دستمالش را روی زمین گذاشت و کفشهایش را درآورد تا صورتش را با آب بشوید. در همین لحظه، کلاغی از آسمان پایین آمد و دستمال را با نوکش برداشت و پرواز کرد. پسر غمگین و ناراحت به راهش ادامه داد، با شکمی گرسنه، تا به جایی رسید و دید دوستان سابقش کنار جوی نشستهاند و مشغول خوردن و نوشیدن هستند. به طرف آنها رفت و سلام کرد. آنها با بیحوصلگی به او خوشامد گفتند و گفتند: “بنشین.”
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” گاو بی شاخ و دم “ پیدا کنید.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” آب زیر پوستش افتاده “ پیدا کنید.
پسر کنار آنها نشست و صحبت را شروع کرد و گفت: “من از خانه بیرون آمدم و دو تا تخممرغ و یک تکه نان داشتم. کنار جوی آب نشسته بودم تا صورتم را بشویم که کلاغی آنها را برداشت و برد. حالا آمدهام تا روزم را با شما بگذرانم.”
دوستانش شروع کردند به خندیدن و او را مسخره کردند و گفتند: “آقا، مگر مجبوری دروغ بگویی؟ اگر گرسنهای، بگو گرسنهای، ما هم لقمه نانی به تو میدهیم. لازم نیست این داستانها را بسازی.”
پسر بسیار ناراحت شد و نزد آنها نماند. چیزی هم نخورد و به سمت خانه راه افتاد. وقتی به خانه رسید، به یاد حرفهای پدرش افتاد و گفت: “خدا بیامرزد پدرم میدانست که روزی درمانده میشوم، برای همین چنین وصیتی کرد. حالا وقتش رسیده که بروم به اتاق آشپزخانه و با آن طناب خودم را حلقآویز کنم.”
اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” کار امروز را به فردا مسپار “ به شما کمک خواهد کرد.
به اتاق آشپزخانه رفت و طناب را به گردنش انداخت. وقتی تکان خورد، ناگهان یک کیسه از سقف افتاد روی زمین. وقتی پسر کیسه را باز کرد، دید پر از جواهر است. گفت: “خدا تو را بیامرزد، پدر! که مرا نجات دادی.”
سپس ده نفر قویهیکل با چماق استخدام کرد و غذاهای رنگارنگی آماده کرد و دوستانش را هم دعوت کرد. وقتی دوستان آمدند و دیدند همه چیز دوباره برقرار است، شروع به چاپلوسی کردند و از او عذرخواهی کردند.
همه در اتاق دور هم جمع شدند و صحبت و خنده شروع شد. در این موقع، پسر گفت: “من یک داستان دارم. امروز دیدم یک بزغاله بین دو پای یک کلاغ گیر کرده بود و کلاغ پرواز کرد و بزغاله را با خود برد.”
دوستانش گفتند: “عجیب نیست، درست میگویی، ممکن است.”
پسر گفت: “من گفتم یک دستمال کوچک را کلاغ برداشت، شما مرا مسخره کردید. حالا چطور میگویید کلاغ میتواند یک بزغاله را از زمین بلند کند؟” سپس چماقدارها را صدا زد و آنها را کتک مفصلی زد و از خانه بیرون کرد. به آنها گفت: “شما دوست نیستید، فقط عاشق پول هستید.” سپس غذاها را به چماقدارها داد تا بخورند و بعد زندگی خود را تغییر داد.
—
پیشنهادی: ضربالمثل
تا پول داری، رفیقتم قربان، بندِ کیفتم — آنبین

دیدگاهتان را بنویسید