در گذشتههای دور، زمانی که محصولات لبنی مثل ماست به صورت خانگی یا در کارگاههای کوچک تولید میشد، فرآیند آمادهسازی و فروش آن با امروز تفاوت زیادی داشت. معمولاً پس از تهیه ماست، آن را درون کیسههای پارچهای میریختند تا آب اضافی آن گرفته شود و ماست، سفت و آماده فروش شود. وقتی تمام ماستها درون کیسهها قرار میگرفت، در واقع کار تولید به پایان رسیده بود و نوبت به مرحله بعد، یعنی تقسیم سود یا فروش محصول میرسید.
**داستان ضربالمثل:**
روزی دو شریک تجاری تصمیم گرفتند با همکاری یکدیگر یک کارگاه کوچک تولید ماست راه بیندازند. آنها با هم شیر میخریدند، ماست تهیه میکردند و سپس محصول نهایی را به بازار میبردند و میفروختند. پس از مدتی، کارشان رونق گرفت و سود خوبی به دست آوردند.
یک روز، پس از اینکه آخرین دسته ماست را درون کیسهها ریختند و کار تمام شد، یکی از شرکا که فرد زرنگی بود، به شریک خود گفت: “من امروز خیلی خستهام. تو استراحت کن، من خودم کیسههای ماست را به بازار میبرم و پولش را هم برایت میآورم.”
شریک مهربان و سادهدل او هم قبول کرد و به خانه رفت. اما فرد زرنگ، تمام ماستها را به تنهایی فروخت و تمام پول را برای خودش برداشت. وقتی شریک سادهدل پرسید: “پول ماستها چه شد؟” او با بیتفاوتی گفت: “کار که تمام شد! ماستها را کیسه کردند و تمام. دیگر چیزی باقی نمانده است!”
از آن روز به بعد، این عبارت میان مردم رایج شد تا به موقعیتی اشاره کند که یک یا چند نفر با استفاده از زیرکی و اغلب از روی بیانصافی، تمام منافع یک کار مشترک را برای خود برمیدارند و دیگران را محروم میکنند. این ضربالمثل زمانی به کار میرود که همه زحمات کشیده شده و نوبت به تقسیم سود میرسد، اما عدهای زودتر از بقیه اقدام میکنند و همه چیز را تصاحب میکنند.

در این نوشته، میخواهیم با هم معنی، مفهوم و داستان پشت یک ضربالمثل کهن و ایرانی آشنا شویم. با ما همراه باشید.
ضرب المثل ماست ها را کیسه کردند کنایه از چیست؟
۱- این کنایه نشاندهنده این است که کسی آنقدر ترسیده که دیگر در برابر فردی تسلیم شده است.
۲- به این معنی است که شخص بالاخره نتیجه کارهایش را دیده و از این به بعد مرتکب آن اشتباهات نمیشود.
۳- معمولاً این ضربالمثل زمانی استفاده میشود که فردی کار نادرستی انجام میداده، اما سرانجام از روی ترس یا هر دلیل دیگری دست از کار خود کشیده و دیگر آن رفتار را تکرار نمیکند.
۴- ماستت را کیسه کن یعنی شرایط خوب نیست، مراقب باش و هوشیار باش. از کاری که میکنی دست بکش.
ریشه و داستان ضرب المثل
در دوران پادشاهی ناصرالدین شاه، فردی به نام مختار السلطنه مسئول بررسی قیمت و کیفیت مواد غذایی بود. به او خبر دادند که در تهران قیمتها بالا رفته و دزدی نیز زیاد شده است؛ طوری که هر روز از جلوی مغازهها اجناس میدزدند و فرار میکنند.
مختار السلطنه به سرعت وارد عمل شد و برخورد سختی با دزدان و کسانی که اجناس را گران میفروختند انجام داد. آنقدر سختگیری کرد که مردم با شنیدن نامش میترسیدند و در فروش خوراکیها دقت زیادی به خرج میدادند.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” ظاهر و باطنش یکی است “ پیدا کنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” کلاهش پس معرکه است ” + داستان را بخوانید.
روزی خبر رسید که ماست، که تا آن زمان جزو خوراکیهای ارزان بود، گران شده است. مختار السلطنه دستور داد قیمت ماست باید کاهش یابد و به گرانفروشان هشدار جدی داد.
یک روز، او با لباسی معمولی و ناشناس به بازار رفت تا هم ماست بخرد و هم از نزدیک ببیند چه میگذرد. وارد یک مغازه شد و مقداری ماست خواست. فروشنده که فکر کرد او یک مشتری عادی یا مسافر است، پرسید: «ماست معمولی میخواهی یا ماست مختار السلطنه؟»
مختار السلطنه با تعجب پرسید: «مگر فرقی میکند؟»
فروشنده پاسخ داد: «ماست معمولی، همان ماست خوب و باکیفیت است و به آن آب نمیزنیم. اما ماست مختار السلطنه را با آب مخلوط میکنیم تا قیمتش پایین بیاید و دیگر توجه مختار السلطنه را جلب نکند!»
مختار السلطنه ساکت ماند، اما خشمگین شد. سپس دستور داد فروشنده را وارونه از در مغازه آویزان کنند و تمام ماستها را از شلوارش به داخل بریزند، تا وقتی که آب ماست از پاهایش بیرون بریزد و خشک شود!
پس از این ماجرا، همه فروشندگان ترسیدند و ماستهایشان را صاف کردند تا آب آن جدا شود و خالص بماند.
در صورت علاقهمندی، مطلب معنی ضرب المثل ” تعارف اومد نیومد داره “ را از دست ندهید.
از آن به بعد، هر کس که بترسد و کارش را اصلاح کند، این ضربالمثل برایش به کار میرود:
“با ماست!”
♦ پیشنهادی: ضربالمثل با ماست
اختصاصی-آنبین

دیدگاهتان را بنویسید