موتسارت یکی از بزرگترین آهنگسازان تاریخ موسیقی جهان است. داستان پایان زندگی او و رمز و راز تغییر ناگهانی سبک کارهایش در آخرین روزها، موضوع بحثهای فراوانی بوده است. در این نوشته از وبلاگ آنبین، ماجرای مرگ غیرعادی این نابغه موسیقی را میخوانید.
بیوگرافی موتسارت
ولفگانگ آمادئوس موتسارت در ۲۷ ژانویه سال ۱۷۵۶ در شهر زالتسبورگ به دنیا آمد. این شهر که امروزه بخشی از کشور اتریش است، در آن زمان یکی از مهمترین مراکز هنری و موسیقایی اروپا محسوب میشد. در سند رسمی تولد او، نام کاملش به صورت یوهانِس کروزُستُموس وُلفگانگوس تِئوفیلوس موتسارت ثبت شده است.
از این نامهای طولانی، دو نام اول بیشتر جنبه مذهبی داشتند و در زندگی روزمره استفاده نمیشدند. بخش چهارم نام او، «تِئوفیلوس»، در زبان آلمانی به معنای «محبوب خداوند» است. این معنا در زبان لاتین به «آمادئوس» ترجمه میشود و تلفظ فرانسوی آن «آمادی» است.
خود موتسارت همیشه دوست داشت او را با نام «ولفگانگ آمادی موتسارت» بشناسند و همین نام را در آغاز تمام صفحات دستنوشتههای موسیقی خود مینوشت.
او در طول عمر کوتاه خود بیش از ششصد اثر موسیقی خلق کرد که شامل اپرا، سمفونی، کنسرتو، موسیقی مجلسی، سونات، سرناد و آثار کرال میشود. موتسارت از سهسالگی ساختن آهنگ را آغاز کرد و در پنجسالگی به عنوان یک کودک نابغه شناخته شد و در سراسر اروپا شهرت یافت. او اولین سمفونی خود را در هفتسالگی و اولین اپرای کاملش را در دوازدهسالگی تصنیف کرد.

سرنوشت درگذشت موتسارت، آهنگساز نابغه، داستانی شگفتانگیز دارد. او در سن سی و پنج سالگی و در اوج توانایی هنری خود، به شکلی ناگهانی و مرموز از دنیا رفت. این اتفاق غیرمنتظره، سبب شد تا شایعات و افسانههای بسیاری درباره دلیل مرگ او شکل بگیرد.
برخی میگویند رقیبان هنریاش در این ماجرا نقش داشتند. عدهای دیگر از بیماری سخن میگویند. اما نکته عجیب، مراسم تدفین ساده و گمنام اوست. او در گوری بدون نام به خاک سپرده شد و امروز کسی به طور قطع نمیداند آرامگاه نهایی این نابغه موسیقی دقیقاً کجاست.
این سادگی و گمنامی در کنار نبوغ خارقالعاده او، پایان زندگی موتسارت را به یکی از معماهای بزرگ تاریخ موسیقی تبدیل کرده است.
مرگ موتسارت
مرگ موتسارت موضوع بسیاری از داستانها، فیلمها و بحثها بوده است. کارشناسان موسیقی و پژوهشگران نظرات متفاوتی درباره چگونگی درگذشت او دارند. به درستی روشن نیست که موتسارت خود از چه زمانی متوجه بیماری و نزدیک شدن مرگش شد.
بعضی از صاحبنظران باور دارند که او به تدریج بیمار شد و حتی شیوه کار و سبک موسیقیاش تا حدودی نشاندهنده این زوال تدریجی است. در مقابل، بسیاری از محققان عقیده دارند که بیماری موتسارت ناگهانی بود و تنها پس از دو هفته، زندگی او را پایان داد.
این دیدگاه بیشتر بر اساس حالات روحی او در نامهها و گفتوگوهایش با دوستان، برادران فراماسون و همکارانش شکل گرفته و تأکید میکند که مرگ او غیرمنتظره و ناگهانی رخ داده است.
علت اصلی مرگ موتسارت هنوز ناشناخته است. در گزارشهای مربوط به وفات او، تب شدید ناشی از بیماری سل به عنوان دلیل ذکر شده که از نگاه پزشکی امروز، پاسخ قانعکنندهای به نظر نمیرسد.
گمانههای دیگری مانند آلودگی به تریشین، مسمومیت با جیوه یا آنفلوآنزا نیز مطرح شده، اما پذیرفتهشدهترین نظریه، مرگ بر اثر تب روماتیسم حاد است؛ بیماری که او از کودکی چندین بار به آن دچار شده بود.
برخی نوشتههای باقیمانده از آن دوران اشاره میکنند که پزشکان زمان، سعی کردند موتسارت را با حجامت درمان کنند.
موتسارت حدود یک ساعت پس از نیمهشب پنجم دسامبر ۱۷۹۱ چشم از جهان فروبست. او به دلیل بیماری، تلاش چندانی برای به پایان رساندن آخرین اثرش، رکوئیم مس در دی مینور (ک ۶۲۶)، نکرده بود. با این حال، این اثر یکی از برترین کارهای او به شمار میآید.
تکمیل کارهای ناتمام
یک موسیقیدان جوان به نام فرانز خاویر ساسمایر که از شاگردان موتسارت بود، با اصرار و درخواست همسر او، کنستانز، بخشهای باقیمانده از رکوئیم را به پایان رساند. البته کنستانز از افراد دیگری مانند ژوزف آیبلر نیز برای تکمیل این اثر درخواست کمک کرده بود.
سالها پس از درگذشت موتسارت، تلاشهای زیادی برای تهیهی فهرست یا مجموعهای کامل از آثار او انجام شد. سرانجام در سال ۱۸۶۲، لودویگ ریتر فون کشل که یک موسیقیشناس، آهنگساز، دانشمند و گیاهشناس اتریشی بود، توانست این کار را به سرانجام برساند.

دیدگاهتان را بنویسید