فیلم “بوی پیراهن یوسف” به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا درباره آزادگان جنگ ساخته شده است. این فیلم ویژگیهای مثبت زیادی دارد که یکی از آنها موسیقی پسزمینه آن است. این آهنگ هنوز هم پس از گذشت سالها، میان مردم محبوب است و بسیاری آن را زمزمه میکنند. در این نوشته از وبلاگ آنبین، نگاهی به موسیقی این فیلم خواهیم داشت.
برای گسترش دانش خود، مقاله بیوگرافی استاد حبیب الله بدیعی را مطالعه کنید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله موسیقی و تاثیر آن بر ترشح دوپامین در مغز مراجعه کنید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه بیوگرافی استاد نصرالله زرین پنجه.
مقاله موسیقی و تاثیر آن بر ترشح دوپامین در مغز منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
آهنگساز بوی پیراهن یوسف که بود؟
موسیقی فیلم «بوی پیراهن یوسف» ساخته مجید انتظامی است. این اثر، اولین همکاری میان انتظامی و ابراهیم حاتمیکیا نبود؛ این دو هنرمند پیش از این، در فیلم «از کرخه تا راین» نیز با یکدیگر کار کرده بودند. اگر بخواهیم کمی با مجید انتظامی آشنا شویم، باید بگوییم که او از دهه ۱۳۵۰ تا امروز، بیش از ۸۰ قطعه موسیقی برای فیلمهای مختلف ساخته است. همچنین او با دریافت ۵ سیمرغ بلورین، رکورددار کسب بیشترین جایزه در بخش بهترین موسیقی متن در جشنواره فیلم فجر است. آلبوم موسیقی فیلم «بوی پیراهن یوسف» شامل ۱۹ قطعه و با مدت زمان ۵۱ دقیقه منتشر شده است. مجید انتظامی برای خلق موسیقی این فیلم تلاش بسیار کرد و نتیجه کارش موفقیتآمیز بود. این موسیقی آنقدر مورد استقبال قرار گرفت که انتظامی آن را با ارکستر سمفونیک تهران در تالار وحدت به روی صحنه برد. در آن اجرا، مریلا زارعی نیز به عنوان راوی داستان حاضر شد.
از زبان مجید انتظامی:
مجید انتظامی درباره نحوه ساختن آهنگهای فیلم بوی پیراهن یوسف اینطور گفت: برای این فیلم هم بسیار زیاد قطعه ساختم و دوباره نوشتم. به عنوان نمونه، برای بخش تونل، چندین بار آهنگ ساختم و هر بار آقای حاتمیکیا آن را میشنید و میگفت عالی است و همان را میخواهد. اما من باز هم پس از رفتنش به خانه، دوباره دست به کار میشدم تا در نهایت به چیزی که در دل داشتم برسم. سرانجام در نیمهشبی کار را به پایان رساندم و در همان لحظه به او تلفن زدم. ایشان گفتند: میدانی الان ساعت چند است؟ من واقعاً دیگر فرقی بین روز و شب نمیدیدم و حتی وعدههای غذایی را فراموش میکردم. یا در قسمتی که شخصیتها دور میدان میچرخند، من برای خودم یک روایت ساخته بودم. همیشه این روش را به کار میبردم. در خیلی از فیلمها، برخی صحنهها در فیلم نشان داده نمیشد؛ من آن صحنهها را در ذهنم تصور میکردم و بر اساس آن تصویر ذهنی، موسیقی مناسب را میساختم. مثلاً کارگردان بازیگری را مقابل یک دیوار قرار داده و دوربین به صورتش نزدیک میشود. منظور کارگردان این بوده که آن شخصیت در آن لحظه به گذشتهاش در جبهه یا دوران اسارت فکر میکند، ولی در فیلم فلاشبکی وجود نداشت. من آن صحنه را در ذهنم میساختم و سعی میکردم بر اساس آن پیش بروم و چون این تصور در ذهن کارگردان بوده و در فیلم نیامده بود، موسیقی به خوبی روی فیلم مینشست. گاهی هر کس که به خانهام میآمد، از او میخواستم به اتودهایم گوش دهد: پدرم، دوستانم یا همسرم.
مقاله سه تار الکتریک ،اولین ساز الکتریک ایرانی منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره آشنایی با فواصل موسیقی ایرانی بیابید.

دیدگاهتان را بنویسید