امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Bum به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “Bum” معمولاً برای اشاره به کسی به کار میرود که تمایلی به کار کردن ندارد و ترجیح میدهد با کمترین امکانات زندگی کند. گاهی این واژه برای توصیف افراد بیخانمان هم استفاده میشود، اما در موقعیتهای مختلف، معانی دیگری نیز دارد.
یکی دو آدم بیقید در کوچه، مشغول گشتن در سطلهای زباله هستند تا چیزی برای خوردن پیدا کنند.
بعضیها میگویند نباید به یک آدم بیمسئولیت پول داد، چون باید یاد بگیرد خودش خرج زندگیاش را دربیاورد.
همسایهی ما با اینکه پول زیادی دارد، اما همیشه مثل یک آدم بیقید و وضع لباس میپوشد.
گاهی هم از کلمه “bum” برای افرادی استفاده میشود که در کار خود بیدقت یا بیکفایت هستند:
آن دکتر آدم بیکفایتی است. به من توصیه اشتباهی کرد.
فرماندار آدم بیلیاقتی است. باید عوضش کنند.
پیشخدمت ما دست و پا چلفتی است. سفارش ما را اشتباه گرفت.
همچنین میتوانید از “Bum” به عنوان فعل استفاده کنید، به معنی وقتگذرانی بیهدف یا احساس ناراحتی کردن:
آن بچهها بیهدف در مرکز شهر پرسه میزنند.
بیا برویم بازار و اطرافش بگردیم.
امروز فقط دارم توی خانه بیهدف میچرخم.
وقتی تیمشان بازی را باخت، خیلی ناراحت شدند.
لطفاً در مورد مرگ حرف نزن. داری حالم را بد میکنی!
از کلمه “bummer” هم برای توصیف موقعیتهای ناراحت کننده استفاده میشود:
چه وضعیت ناخوشایندی.
آن فیلم واقعاً ناراحت کننده بود.
چه بد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کاملی از واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به بخش «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهی حروف الفبا» مراجعه کنید.
دیدگاهتان را بنویسید