معنی کلمه Bleed به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of bleed word

بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

ترجمه کلمه Bleed به فارسی با مثالهای کاربردی

وقتی یک بریدگی یا سوراخ عمیق در پوست ایجاد شود، خون از آن خارج می‌شود. به این جریان خروج خون، خونریزی گفته می‌شود.

ساده گذشته فعل ماضی
bleed

خونریزی کردن

bled

خونریزی کرد

bled

خونریزی کرد

وندی دستش را برید و خون آمد.
اگر جای بریدگی‌تان خون می‌آید، بهتر است روی آن چسب زخم بگذارید.
دارم خون می‌آیم. به چسب زخم نیاز دارم.
مردی در یک سانحه جدی مجروح شد و قبل از رسیدن امدادگران، به دلیل از دست دادن خون جان باخت.
می‌توانید روی یک بریدگی عمیق فشار وارد کنید تا خونریزی بند بیاید. (در این جمله، «خونریزی» به صورت اسم مصدر به کار رفته است.)
بینی اسکار خیلی راحت خون می‌آید.

کلمه “bleed” زمانی اسمی است که با کلمه nose “بینی” استفاده می شود. (این یک اسم مرکب را تشکیل می دهد.)
بعضی از افراد در فصل زمستان، به خاطر خشکی هوا، دچار خوندماغ می‌شوند.
جولیان خوندماغ دارد، اما می‌تواند با گرفتن بینی خود، خونریزی را متوقف کند.
معمولاً خوندماغ درد ندارد.

کلمه blood “خون” اسم است.
وقتی ونسا دستش را برید، خون روی زمین چکید.
از زانوی رون خون می‌آید چون زمین خورد و زانویش روی آسفالت خراش برداشت.
زانویش خونآلود است. (کلمه «خونآلود» یک صفت است.)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *