معنی کلمه Pile به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of pile word

بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

ترجمه کلمه Pile به فارسی با مثالهای کاربردی

یک پَیل (pile) به معنی یک توده یا انباشت عمودی از چیزهای مختلف است. در زندگی روزمره با انواع پیل‌ها روبرو می‌شویم:

مثلاً کسی روی یک کوه کتاب نشسته است.
کتاب‌ها به صورت یک توده روی هم چیده شده‌اند.
فردی با بیل مشغول جابجا کردن یک توده خاک است.
او یک کوه لباس برای شستشو دارد.
لباس‌ها در سبد لباس‌شویی به صورت نامنظم روی هم انباشته شده‌اند. (در اینجا از کلمه “انباشته شده” به عنوان فعل استفاده شده است.)
روی میز او یک کوه کار قرار دارد.
او زیر انبوهی از paperwork و نامه‌ها مدفون شده است.

این کلمه به عنوان فعل هم به کار می‌رود و معنای “روی هم انباشتن” یا “توده کردن” می‌دهد.

ساده گذشته فعل ماضی
pile

انباشته شدن

piled

انباشته شد

piled

انباشته شده

در ساعت‌های پرترافیک، خودروها در بزرگراه‌ها پشت سر هم جمع می‌شوند.
وقتی کسی پول کافی برای پرداخت قبض‌هایش نداشته باشد، بدهی‌هایش یکی پس از دیگری اضافه می‌شود.
در زمان برف‌شدگی، برف روی جاده‌ها و بزرگراه‌ها جمع می‌شود.
ممکن است رئیستان در محل کار، وظایف زیادی را به شما محول کند.
کسی که بسیار گرسنه است، معمولاً مقدار زیادی غذا در ظرف خود می‌گذارد.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *