در مورد ضربالمثل «خر از پل گذشتن» چه میدانید؟
برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” دست از ترنج نشناخت “ مراجعه کنید.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره معنی ضرب المثل ” جوینده، یابنده است ” + داستان بیابید.
این ضربالمثل در موقعیتهایی به کار میرود که یک نفر پس از پشت سر گذاشتن یک مشکل یا یک مرحله سخت، دیگر به فکر گذشته نیست و آن را رها میکند. انگار که اتفاقی نیفتاده و همه چیز را فراموش کرده است.
مثلاً فرض کنید دوستی پس از پایان یک بحث و جدل طولانی، ناگهان رفتارش را عوض میکند و طوری برخورد میکند که انگار هیچ مشکلی پیش نیامده است. در این شرایط میگوییم: «فلانی مثل خر از پل گذشت!»
این مثل نشان میدهد که بعضی افراد به راحتی از اتفاقات و مشکلات گذشته عبور میکنند و دیگر به آن فکر نمیکنند، درست مانند خرهایی که پس از عبور از یک پل، دیگر به آن نگاه نمیکنند.

در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی این ضربالمثل کهن ایرانی میپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی ضرب المثل خر از پل گذشتن یعنی چه؟
۱- یعنی به خواستهاش رسیده و دیگر کسی را به حساب نمیآورد.
۲- به کسی گفته میشود که وقتی نیازمند است، تملق دیگران را میکند؛ اما وقتی کارش راه افتاد، دیگر به آنها توجهی نمیکند.
۳- به فردی گفته میشود که در شرایط عادی خود را بالاتر از دیگران میداند و با تکبر رفتار میکند، اما وقتی نیازمند میشود، نزد همان کسانی که قبلاً نادیدهشان میگرفت، مجبور میشود فروتنی کند تا مشکلش حل شود. با این حال، پس از برطرف شدن مشکل، دوباره به رفتار متکبرانهٔ گذشته بازمیگردد.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره معنی ضرب المثل ” آب خوش از گلو پایین نرفتن “ بیابید.
داستان خرت از پل گذشت
روایتی است از مردی مغرور که خری داشت. این خر، بار سنگینی حمل میکرد و باید از روی یک پل میگذشت. صاحبش آدمی بود گستاخ که با همه با تندی و بیاحترامی برخورد میکرد و فکر میکرد از همه برتر است.
آن روز، هرچه مرد تلاش کرد، نتوانست خرش را راضی کند که از پل عبور کند. شاید حیوان از لغزندگی پل میترسید، یا شاید هم ارتفاع بلند و درهٔ عمیق زیر پایش باعث ترس او شده بود.
مقاله معنی ضرب المثل ” تا تنور گرم است نان را بچسبان ” + کاربرد منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
مرد، درمانده و ناامید، کناری نشست و منتظر ماند شاید یکی از اهالی روستا از آنجا بگذرد و به او کمک کند. ساعتها گذشت تا اینکه خورشید در حال غروب کردن بود. در این هنگام، یکی از همسایههایش را دید که سوار بر اسب به سوی او میآید.
این مرد، همان کسی بود که سال گذشته به خاطر یک بدهی، آبروی مرد مغرور را در میان روستاییان برده بود. مرد مغرور به سمتش رفت و با چاپلوسی گفت: “چه اسب قشنگی داری! اوضاعتان خوب است؟ چقدر دلم برایتان تنگ شده بود.”
مرد روستایی پس از سلام و تعارف معمول، با بیاعتنایی خواست راهش را ادامه دهد. اما مرد مغرور این بار غرورش را شکست و التماسکنان مشکلش را تعریف کرد و گفت خرش از پل عبور نمیکند.
اگرچه مرد روستایی از او خوشش نمیآمد، اما دلش به حالش سوخت. در نهایت، پیشنهاد کمک داد و با یک ترفند ساده، خر را آرام کرد و به راحتی از روی پل عبور داد.
وقتی مرد روستایی به طرف دیگر پل برگشت، مرد مغرور از آن سوی پل فریاد زد: “فکر نکن با این کارت قهرمان شدی و بروی برای مردم تعریف کنی و باز آبروی مرا ببری! این وظیفهات بود که کمک کنی.”
مقاله معنی ضرب المثل ” هر چه دیدی از چشم خودت دیدی “ حاوی اطلاعات جامعی است.
مرد روستایی که از گستاخی و ناسپاسی او به ستوه آمده بود، با خودش فکر کرد: خدارا شکر که لااقل خرش از پل گذشت! و سپس بدون هیچ حرف دیگری، از آنجا دور شد.
اگر به این موضوع علاقه دارید، مفهوم ضرب المثل ” آشپز که دوتا شد ” + نقاشی را از دست ندهید.

دیدگاهتان را بنویسید