یک ضرب المثل زیبا و پرمعنی وجود دارد که میگوید: “تو نیکی میکن و در دجله انداز، که ایزد در بیابانت دهد باز.” این جمله به ما یادآوری میکند که نتیجه کارهای خوبمان را نباید نگران باشیم. حتی اگر کسی قدردانی نکند یا فکر کنیم کار خوبمان گم شده است، خداوند پاداش آن را در جایی و زمانی که انتظارش را نداریم، به ما برمیگرداند.
داستانی در این زمینه وجود دارد که این مفهوم را به زیبایی نشان میدهد:
در این مقاله معنی ضرب المثل ” گنجشک را رنگ میکنه جای قناری میفروشه “ اطلاعات مفیدی آمده است.
روزی مرد کشاورز مهربانی در روستایی زندگی میکرد. هر وقت به شهر میرفت، مقداری از محصولاتش را به صورت رایگان به نیازمندان میداد. همسایههایش به او میگفتند: “چرا اینقیرفروشی میکنی؟ این مردم که تو به آنها کمک میکنی، هیچ وقت نمیتوانند پاداش تو را بدهند.”
کشاورز مهربان در پاسخ فقط لبخندی میزد و میگفت: “من برای پاداش این کار را نمیکنم.”
یک سال، خشکسالی سختی روستا را فراگرفت. محصولات همه کشاورزان از بین رفت و آنها با مشکل کمبود غذا مواجه شدند. کشاورز مهربان نیز مانند دیگران نگران آینده بود.
ناگهان یک روز، چندین گاری پر از غلات و مواد غذایی به درب خانه او رسید. راننده گاری گفت: “اهالی شهر ما که همه از نیازمندان بودند، از مشکل خشکسالی روستای شما باخبر شدند. آنها با جمعآوری این مواد خواستند محبتهای قبلی شما را جبران کنند.”
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” صدا از ته چاه بر آمدن “ را بخوانید.
کشاورز با چشمانی اشکآلود فهمید که نیکیهایش، مانند سنگی که در رودخانه میاندازی و موجهایش به خودت بازمیگردد، به شکلی زیبا به زندگیاش بازگشته بود. او در آن بیابان خشک، بازپس گیری کرد آنچه را که در رودخانه بخشیده بود.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” پسر کو ندارد نشان از پدر “ پیدا کنید.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” یارب مباد آنکه گدا معتبر شود “ را مطالعه کنید.

در کتاب نگارش پایه ششم، دربارهٔ معنای ضربالمثل ایرانی «تو نیکی میکن و در دجله انداز» صحبت شده است. این جمله به ما یادآوری میکند که اگر کار خوبی انجام دهیم، حتی اگر کسی آن را نبیند یا قدردان نباشد، نتیجهاش به خودمان بازمیگردد. گویی که اگر نیکی را در رود بزرگی مانند دجله هم بیندازی، خداوند آن را در بیابان خشک زندگیات به تو بازمیگرداند.
معانی و مفهوم تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز
نیکی کردن به دیگران بدون چشمداشت و توقع، در نهایت به خود فرد بازمیگردد. همانطور که کارهای خوبی که در روزهای آسایش انجام میدهیم، در زمان سختی و مشکل، پشتیبان ما خواهند بود. هرکس به دیگران محبت کند، خداوند نیز به او لطف و مهربانی خواهد کرد.
ضربالمثل “در دجله انداختن” اشاره به رود بزرگ دجله در عراق دارد که به اروندرود نیز معروف است. این عبارت کنایه از کمک کردن در زمان فراخی و راحتی است؛ یعنی وقتی به کسی کمک میکنی، چنان تصور کن که آن را در رودخانهای روان ریختهای و دیگر به یادش نیاوری. اما فراموش نکن که در این جهان کسی هست که هیچ چیز را از یاد نمیبرد و همه کارها را میبیند. همچنین “بیابان” نماد روزهای سخت و مشکلات زندگی است. اگر کسی در زمان نعمت و آسایش، سپاسگزار باشد و به دیگران یاری رساند، خداوند نیز در روزهای دشوار، او را تنها نخواهد گذاشت و کمکش خواهد کرد.
| ایموجی این ضرب المثل | 👉🙌⬅🌊📿🏜➡ |
داستان و ریشه ضرب المثل تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز
روایت شده که متوکل، خلیفه ستمگر عباسی، به جوانی به نام «فتح» علاقه پیدا کرد و تمام دانش و هنرهای آن زمان را به او یاد داد. وقتی نوبت به آموزش شنا رسید، روزی فتح در رودخانه دجله مشغول شنا بود که ناگهان موج بزرگی آمد و او را به زیر آب کشید.
شناگران و غواصان به سرعت به آب زدند و تمام رود را جستجو کردند، اما هیچ اثری از او نیافتند.
چند وقتی گذشت تا اینکه فردی نزد خلیفه آمد و خبر پیدا شدن فتح را داد. وقتی او را آوردند، خلیفه پرسید چه اتفاقی افتاده است.
فتح با شادی گفت: «وقتی موج ناگهانی مرا با خود برد، مدتی در آب غوطهور شدم و از این سو به آن سو رانده شدم. بعد موج بزرگی آمد و مرا به کنار رودخانه پرتاب کرد. وقتی به خود آمدم، دیدم در یک حفره در دیوارهی رودخانه هستم.
ساعتها گذشت تا اینکه ناگهان یک سینی نان دیدم که روی آب حرکت میکند. دستم را دراز کردم، نان را گرفتم و با خوردن آن، گرسنگیام برطرف شد.»

سرانجام داستان
پس از گذشت یک هفته، در روز هفتم، یک ماهیگیر کنار رود دجله رفت. او در آنجا مردی را که درون حفره ای بود، با تور ماهیگیری خود نجات داد. موضوع عجیب این بود که روی تکه های نانی که هر روز در ساعت مشخصی روی آب رودخانه دیده می شد، نام «محمد بن الحسین الاسکاف» نوشته شده بود. این سؤال پیش آمد که این شخص کیست و چرا چنین کاری می کند؟
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” خر چه داند قیمت نقل و نبات “ را بخوانید.
خلیفه دستور داد تا آن مرد را پیدا کنند. پس از جستجوی بسیار، سرانجام «محمد اسکاف» را در بغداد یافتند. اما او در پاسخ گفت: «من با خلیفه کاری ندارم. اگر او دستوری داشته باشد، من برای اجرای فرمانش آماده ام.» وقتی متوکل این پاسخ را شنید، خود به خانه محمد اسکاف رفت و ماجرای نان ها را از او پرسید.
محمد اسکاف توضیح داد: «من از زمانی که زندگی خانوادگی ام را شروع کردم، هر روز مقداری نان برای کمک به نیازمندان کنار می گذاشتم. اما چند روزی است که کسی برای گرفتن نان نزد من نمی آید. از آنجایی که نان صدقه را حتماً باید بخشید، در این چند روز، تکه های نان را چند ساعت پس از ناهار، به رودخانه دجله می انداختم تا حداقل ماهی های رودخانه از آن بهره مند شوند.»
خلیفه به پاس این رفتار نیک، از او قدردانی کرد و به او توجه ویژه ای نشان داد. همچنین در سخنی کنایه آمیز به او گفت: «تو نیکی را به رود دجله می اندازی، در حالی که نمی دانی خداوند آن را از راه خشکی به تو بازمی گرداند.»
شعر کامل تو نیکی میکن و در دجله انداز
در این داستان پندآموز آمده است:
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” چانه اش گرم شد “.
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” صبر ایوب داشتن “ ادامه دهید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” روی پای خود ایستادن “ را از دست ندهید.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” زمین گرده “ سر بزنید.
اگر خردمند و باهوش باشی، به سخن دانایان گوش میدهی. شنیدم که پادشاهی اشتباهی کرد و گردباد مصیبت از زمین به آسمان برخاست. مرد بیچاره از اسب افتاد و بیهوش شد؛ آنقدر آسیب دید که حتی فیل هم نمیتوانست او را حمل کند.
دانشمندان و پزشکان بسیار کوشیدند، ولی از درمانش عاجز شدند و درماندگی خود را پذیرفتند. سرانجام پزشکی آمد و سر او را به آرامی چرخاند و مفاصلش را از هر سو نرم کرد. فردای آن روز، آن مرد بهبودیافته به درگاه شاه آمد، به این امید که پادشاه به او توجه کند.
شنیدم که شاهِ بداخلاق و ناسازگار، روی خود را از او برگرداند و ناسپاسی کرد. پزشک از این بیتقدیری برآشفت و در حالی که از دربار بیرون میرفت، میگفت: “من سرش را بلند کردم تا سلامتی یابد، اما او در پایان، با بداقبالی از من روی گرداند.”
“کسی را که از چاه بیرون کشیدی و نشناخت، اگر دوباره به چاه افتاد، وظیفه است که در چاهش بیندازی.”
پزشک به خدمتکارش گیاهی داد و دستور داد که آن شب در اتاق شاه دود کند. سپس قصد ترک آنجا را کرد، زیرا شایسته نیست که حکیم در جایی بیاحترامی ببیند.
صبح که شاه از خواب بیدار شد، دیگر سرش به چپ و راست نمیگشت. آن مرد کاردان را جستند که “دیگر آن نور جهان را کجا میبینید؟”
شاه پریشان از ستمی که کرده بود، پیوسته میگفت: “بدی کردم، نیکی نکردم.”
“هرگاه طبیب توانایی داشتی، او را نیازار، زیرا ممکن است بار دیگر بیمار شوی.”
“وقتی باران رفت، باران دیگری ببار. وقتی از میوه سیر شدی، شاخه را نشکن.”
“وقتی خرمن را جمع کردی، گاو را مفروش؛ انسان پستهمت، محبت را فراموش میکند.”
“دل روشن خود را یکباره رها مکن؛ چراغ را برای شبهای تاریک نگه دار.”
“شایسته نیست آدمی مانند کرهالاغ باشد که وقتی سیر شد، دور مادرش نگردد.”
وفادار باش و نعمتشناس، که ناسپاسی سرانجامی بد دارد. جزای انسانیت، جز انسانیت نیست و هر که حقشناس نباشد، انسان نیست. و اگر دیدی دوستت بداخلاقی میکند، تو خوی نیک خود را از دست مده.
هشدار! هرگز به خاطر پسند مردم معمولی، راه نیکی و نام نیک را رها مکن. من این راز و مثال را از خود نگفتم؛ کتابی پیش من آوردند و من آن را خواندم. از کودکی تا به امروز، هرگز سخن بیهودهای درباره خود نسرودم.
حکیمی این داستان را بازگو کرد و من دیدم چه جای دریغ است که چنین سخنی گمنام بماند. پس آن را به نظم درآوردم تا ماندگار شود و خردمندان بر آن آفرین بخوانند.
برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” با مردم زمانه سلامی و والسلام “ مراجعه کنید.
مقاله معنی ضرب المثل ” گل پشت و رو ندارد “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
ای فرمانروای نیکسیرت و خوشتدبیر، جوانمرد و با طبعی جوان و جهانگیر! داستانهای دلنشین تو را شنیدم. سال و ماه و روزت مبارک باد! اگر مردم قدر فضل و مقام تو را نمیدانند، وگرنه سر به فرمانت مینهادند.
“تو نیکی کن و در رودخانه انداز، که خداوند در بیابانات آن را به تو بازمیگرداند.” پیش از ما چون تو بسیار بودند که نیکاندیش و بدکردار بودند. آنان بدی کردند و نتیجه آن به خودشان بازگشت. تو نیکوکار باش و به بدی میندیش.
شنیدم هر چه در شیراز گویند، در هفت اقلیم جهان بازگو میکنند که “سعدی هر چه گوید، پند است و انسان حریص به پند، دولتمند خواهد بود.”
خداوند یاریات کند و دولت همراهات باد. دعای خیرخواهان همواره با تو باد. مراد و کام و بختت با تو همراه باد، تو را و هر که چنین گوید، همچنین باد.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” عروس تعریفی آخرش شلخته در می آید “ را از دست ندهید.
سعدی

دیدگاهتان را بنویسید