هم خانواده امتحان
واژههای همخانواده «امتحان» شامل امتحانات، امتحانی، امتحان کردن و امتحان دادن میشود. برای تشخیص کلمات همخانواده، باید بخش اصلی و ریشه کلمه را پیدا کنید. در بسیاری از کلمات فارسی، بن گذشته و بن حال فعل یکسان است و این موضوع، پیدا کردن واژههای همخانواده را آسانتر میکند.
در ادامه، برای اینکه بهتر با معنی و کاربرد کلمه «امتحان» آشنا شوید، واژههای هممعنی آن را نیز بیان میکنیم.
واژههای مترادف امتحان عبارتاند از: آزمایش، مسابقه، آزمون، بررسی، تجربه، معاینه، تست، وارسی و کنکور. یادگیری واژههای هممعنی در زبان فارسی اهمیت زیادی دارد، چون دایره لغات شما را گستردهتر میکند. برای فهم دقیق معنی «امتحان»، بهتر است به فرهنگهای لغت فارسی مراجعه کنید و معانی مختلف آن را بخوانید.
در فرهنگ عمید، معنی این واژه اینطور بیان شده: آزمایش، آزمون، وسیلهای برای سنجش کارایی یا مناسب بودن چیزی، و پرسش از فردی به صورت نوشتاری یا شفاهی برای ارزیابی دانش او.
در لغتنامه دهخدا و فرهنگ معین نیز معنی امتحان به صورت «آزمودن»، «آزمایش کردن»، «امتحانات» و «تجربه» آمده است. استفاده از منابع معتبر لغتنامه برای درک معنای واژهها بسیار مهم است و به شما کمک میکند معانی را بهتر به خاطر بسپارید.
اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.
بیشتر بخوانید:
همخانواده کلمه تقویت

دیدگاهتان را بنویسید