دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه جسم + مترادف و معنی کلمه جسم

    هم خانواده کلمه جسم + مترادف و معنی کلمه جسم

    هم خانواده کلمه جسم

    کلمه‌های «جسم»، «اجسام» و «مجسم» هم‌خانواده هستند. این واژه‌ها از یک ریشه مشترک می‌آیند و به همین دلیل، معنی‌های نزدیک به هم دارند.

    در این مقاله هم خانواده کلمه حرکت + مترادف ، متضاد و معنی کلمه حرکت اطلاعات مفیدی آمده است.

    یکی از آسان‌ترین روش‌ها برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، توجه به ریشه کلمه است. ریشه اصلی یک کلمه معمولاً از سه حرف تشکیل شده که در همه واژه‌های هم‌خانواده تکرار می‌شود.

    واژه‌های مترادف و هم‌معنی «جسم» شامل این موارد می‌شود: کالبد، بدن، تن، پیکر، تنه و جرم. شما می‌توانید از این کلمات به‌جای هم در جمله‌های مختلف استفاده کنید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده کلمه حفظ + معنی ، مترادف و متضاد کلمه حفظ سر بزنید.

    یادگیری هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های یک کلمه، دایره لغات شما را گسترده‌تر می‌کند و این کار، یکی از بهترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی است. جالب است بدانید معادل فارسی واژه «جسم»، «تن» و «کرپ» است.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    در پایان برای این که بهتر با معنی «جسم» آشنا شوید، معنی‌های آن را در فرهنگ‌های لغت فارسی با هم مرور می‌کنیم. در لغت‌نامه‌های معتبر، برای این واژه معنی‌هایی مانند بدن، تن، جسد، جنس، ماهیت، ماده، توده و لاشه ثبت شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه سنگ

  • هم خانواده کلمه جالب + مترادف و معانی کلمه جالب

    هم خانواده کلمه جالب + مترادف و معانی کلمه جالب

    هم خانواده کلمه جالب

    کلمه‌های هم‌خانواده «جالب»، «جلب» و «جلب‌کننده» هستند. این واژه‌ها از یک ریشه مشترک می‌آیند و سه حرف اصلی در آن‌ها یکسان است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    از نظر معنایی نیز کلمات هم‌خانواده، مفهوم نزدیک به هم دارند. واژه «جالب» ریشه عربی دارد و امروزه یک صفت پرکاربرد در زبان فارسی به شمار می‌رود. شما حتماً با این کلمه آشنا هستید و در صحبت‌های روزمره خود از آن زیاد استفاده می‌کنید.

    مترادف‌های کلمه جالب عبارت‌اند از:
    دلربا، جاذب، فریبنده، گیرا، رباینده، جذاب، خوش‌نما، مورد توجه، دلکش، کشنده، چشمگیر، دلچسب، دلنشین و نغز.
    این واژه‌ها هم‌معنی با «جالب» هستند و شما می‌توانید در نوشته‌های خود از آن‌ها استفاده کنید تا متن‌تان زیباتر و روان‌تر شود.

    حالا که با هم‌خانواده و مترادف‌های کلمه جالب آشنا شدید، خوب است نگاهی به تعریف آن در فرهنگ‌های معتبر فارسی بیندازیم. لغت‌نامه‌های معروف به شما کمک می‌کنند تا معنای این واژه را به طور کامل درک کنید.

    در لغت‌نامه دهخدا برای کلمه «جالب» این معانی نوشته شده است:
    جلب‌کننده، به سوی خود کشنده، غوغا کننده و آواز دهنده.
    در فرهنگ‌های معین و عمید نیز این معناها آمده است:
    جلب‌کننده، دلربا، تعجب‌آور، خواستار و خواهان.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه جذب

  • هم خانواده کلمه دلیر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه دلیر

    هم خانواده کلمه دلیر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه دلیر

    هم خانواده کلمه دلیر

    واژه‌های هم‌خانواده «دلیر» شامل «دلیرانه» و «دلیری» می‌شوند. برای تشخیص کلمات هم‌خانواده، ابتدا باید ریشه اصلی کلمه را پیدا کنید. در زبان عربی، معمولاً ریشه کلمات سه حرفی است و این سه حرف در کلمات هم‌خانواده تکرار می‌شوند.

    در زبان فارسی، اگر بن ماضی و بن مضارع یک کلمه یکسان باشند، آن کلمات هم‌خانواده محسوب می‌شوند. کلمات هم‌خانواده از نظر معنایی به هم نزدیک هستند. در ادامه، برای درک بهتر واژه «دلیر»، معادل‌ها و متضادهای آن را بیان می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    معادل‌های کلمه «دلیر» عبارت‌اند از:
    دلاور، رزم‌آور، باشهامت، بهادر، تهمتن، جرات‌مند، جنگاور، بی‌باک، بی‌پروا، پرجگر، شجاع، صفدر، قوی، پهلوان، رشید، شاطر، مبارز، متهور و نترس.
    همان‌طور که می‌دانید، کلمات مترادف به کلماتی گفته می‌شود که معنای مشابهی با واژه اصلی دارند.

    بنابراین شما می‌توانید در نوشته‌های خود از این کلمات به‌عنوان جایگزین استفاده کنید تا متن شما زیباتر و روان‌تر شود. همچنین متضادهای واژه «دلیر» یعنی «ترسو» و «جبون» هستند که معنای متضادی با آن دارند.

    حال که با مترادف‌ها و هم‌خانواده‌های «دلیر» آشنا شدید، خوب است معنای این کلمه در فرهنگ‌های معروف فارسی را نیز بدانید. در فرهنگ لغت دهخدا، برای «دلیر» معناهایی مانند دلاور، شجاع، بادل، بهادر، پردل و دلدار آورده شده است. در لغت‌نامه‌های عمید و معین نیز این کلمه به معنی بی‌باک، گستاخ، شجاع و پردل تعریف شده است.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه نیرو

  • هم خانواده کلمه دعا + معنی ، مترادف و متضاد کلمه دعا

    هم خانواده کلمه دعا + معنی ، مترادف و متضاد کلمه دعا

    هم خانواده کلمه دعا

    واژه‌های هم‌خانواده برای «دعا» عبارت‌اند از: داعیه، دعوا، دعوی، دعوت، داعی، مستدعی، استدعا، ادعا، مدعی و تداعی. این کلمات از یک ریشه مشترک گرفته شده‌اند و در معنی به هم نزدیک هستند.

    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی در دوران تحصیل، یادگیری مترادف‌ها و واژه‌های هم‌خانواده است. با یادگیری این موارد، معنای واژه‌ها را بهتر می‌فهمید و آن‌ها برای همیشه در ذهنتان می‌ماند.

    برای یادگیری پیشرفته، به هم خانواده کلمه غذا + مترادف و معانی کلمه غذا مراجعه کنید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره هم خانواده کلمه انبوه + معنی ، مترادف و متضاد کلمه انبوه بیابید.

    مترادف‌های کلمه دعا شامل این موارد است: درود، سلام، ستایش، مدح، نیازطلبی، نماز، نیایش، راز و نیاز، مناجات، ورد، آفرین، حاجت‌خواهی، تحیت، تعویذ و ثنا.

    این کلمات هم‌معنی با دعا هستند و می‌توانید به جای یکدیگر از آن‌ها استفاده کنید. معادل فارسی دعا، نیایش و ستایش است و متضاد آن نیز نفرین، لعن، سرزنش و تهدید محسوب می‌شود.

    حالا که با مترادف، متضاد و هم‌خانواده‌های دعا آشنا شدید، برای درک بهتر این واژه به سراغ معنی آن در فرهنگ‌های لغت می‌رویم.

    در لغتنامه دهخدا، معنای دعا این‌گونه بیان شده: درخواست برکت، طلب حاجت از خداوند، تضرع و خواهش از پیشگاه الهی. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز نیایش، ادعیه و درخواست حاجت از خدا به عنوان معنی واژه دعا آمده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه پارسا

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    مقاله هم خانواده کلمه بارز + معنی ، مترادف و متضاد کلمه بارز منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه راهنما + مترادف و معنی کلمه راهنما را مطالعه کنید.

    مقاله هم خانواده کلمه هنرمند + معنی ، مترادف و متضاد کلمه هنرمند حاوی اطلاعات جامعی است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً هم خانواده کلمه غنیمت + مترادف و معانی کلمه غنیمت را بخوانید.

  • هم خانواده کلمه چاره + معنی ، مترادف و متضاد کلمه چاره

    هم خانواده کلمه چاره + معنی ، مترادف و متضاد کلمه چاره

    هم خانواده کلمه چاره

    کلماتی مانند ناچار، چاره کردن و دچار، هم‌خانوادهٔ واژهٔ «چاره» به شمار می‌روند. به کلماتی که از نظر معنی نزدیک هستند و حداقل سه حرف مشترک دارند، هم‌خانواده گفته می‌شود.

    واژهٔ چاره با فعل‌های گوناگونی به کار می‌رود و معناهای مختلفی پیدا می‌کند. در ادامه، برای اینکه بیشتر با این کلمه آشنا شوید، مترادف‌ها و متضاد آن را بررسی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی، یادگیری مترادف‌ها، متضادها و کلمات هم‌خانواده است. این کار به شما کمک می‌کند معنای واژه‌ها را بهتر بفهمید و آن‌ها را برای مدت بیشتری به خاطر بسپارید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    مترادف‌های کلمهٔ چاره شامل این موارد است: راه‌حل، درمان، علاج، مداوا، وسیله، گزیر، وید، تمهید، تدبیر، ترفند، حیله، زیرکی و مکر. واژه‌های مترادف، هم‌معنی با چاره هستند و می‌توانید در جمله به جای یکدیگر از آن‌ها استفاده کنید.

    همچنین خوب است بدانید متضاد واژهٔ چاره، «ناگزیر» است. در ادامه با ما بمانید تا معنی واژهٔ چاره را در لغت‌نامه‌های مهم فارسی دقیق‌تر بررسی کنیم.

    در لغت‌نامهٔ دهخدا، برای چاره این معنی‌ها نوشته شده: علاج، معالجه، دارو، دفع، مداوا و درمان. در فرهنگ فارسی عمید نیز چاره به این معانی آمده: درمان، علاج، تدبیر، مکر و حیله.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه رها

  • هم خانواده کلمه استقبال + معنی ، مترادف و متضاد کلمه استقبال

    هم خانواده کلمه استقبال + معنی ، مترادف و متضاد کلمه استقبال

    هم خانواده کلمه استقبال

    کلمه “استقبال” دارای چندین هم‌خانواده است. این کلمات شامل مقبول، تقبل، قبول، اقبال، مستقبل و قابل می‌شوند. همه این واژه‌ها یک ریشه مشترک دارند و طبیعتاً از نظر معنایی به هم نزدیک هستند.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

    برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، یکی از آسان‌ترین روش‌ها، توجه به ریشه کلمه است. این ریشه معمولاً از سه حرف تشکیل شده که در تمامی کلمات هم‌خانواده تکرار می‌شود.

    یادگیری هم‌خانواده‌ها و مترادف‌ها در زبان فارسی بسیار مهم است و بخش بزرگی از درس ادبیات را تشکیل می‌دهد. این کار به شما کمک می‌کند معنای واژه‌ها را بهتر بفهمید و دایره لغات خود را گسترش دهید.

    واژه‌هایی مانند خوش آمد، پذیرایی، التفات، پیشواز، پذیره، ابراز علاقه و توجه، هم‌معنی کلمه استقبال هستند. شما می‌توانید در جمله‌سازی از این کلمات به جای یکدیگر استفاده کنید.

    جالب است بدانید که پیشباز، پیشواز، پذیره و پذیرفتاری نیز معادل‌های فارسی برای استقبال به شمار می‌روند. همچنین متضاد این کلمه، “بدرقه” است. برای درک بهتر معنای استقبال، به تعریف آن در فرهنگ‌های معتبر نگاهی می‌اندازیم.

    در فرهنگ لغت دهخدا برای استقبال معانی‌ای مانند پیش رفتن، روی آوردن، پیش فراشدن، پیش واشدن و روی کردن ثبت شده است. فرهنگ عمید نیز این کلمه را به معنای پذیرفتن یک پیشنهاد یا مطلب با رضایت و خوشحالی تعریف کرده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه تحسین

    3.4/5 – (17 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه اخلاص + معنی ، مترادف و متضاد کلمه اخلاص

    هم خانواده کلمه اخلاص + معنی ، مترادف و متضاد کلمه اخلاص

    هم خانواده کلمه اخلاص

    کلمات هم‌خانوادهٔ «اخلاص» عبارتند از: خلوص، مخلص و خالص. اخلاص یک واژهٔ عربی به‌معنای ارادت و صداقت است. همچنین در قرآن کریم سوره‌ای به نام اخلاص وجود دارد.

    برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده در زبان عربی، باید بخش اصلی و ریشهٔ کلمه را تشخیص دهید. این کلمات معمولاً در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند. در ادامه، برای آشنایی بیشتر شما، معنی، مترادف و متضاد اخلاص را نیز بیان می‌کنیم.

    مترادف‌های کلمهٔ اخلاص شامل خلوص، ارادت و صدق می‌شود. شما می‌توانید از این واژه‌ها در جمله‌نویسی به‌جای اخلاص استفاده کنید. یادگیری مترادف و هم‌خانواده به شما کمک می‌کند دایرهٔ واژگان خود را گسترش دهید و در تقویت زبان فارسی پیشرفت کنید.

    علاوه بر این، معادل فارسی اخلاص، «پاکدلی» و «یکرنگی» است. متضادهای این واژه نیز — همان‌طور که احتمالاً حدس می‌زنید — عبارتند از: سالوس، ریا و ظاهرنمایی.

    در پایان، معنی اخلاص را در چند فرهنگ لغت معتبر فارسی مرور می‌کنیم:
    – در لغت‌نامهٔ دهخدا: دوستی خالص، ویژه کردن، پاک داشتن و ارادت داشتن.
    – در فرهنگ معین: خلوص نیت داشتن، دوستی بی‌ریا و پاکی.
    – در فرهنگ عمید: بی‌آلایشی، پاک بودن، خلوص نیت و عبادت خداوند با نیت خالص.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ پاک

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

  • هم خانواده کلمه احتیاج + مترادف و معنی کلمه احتیاج

    هم خانواده کلمه احتیاج + مترادف و معنی کلمه احتیاج

    هم خانواده کلمه احتیاج

    کلمه‌های هم‌خانواده «احتیاج» شامل حاجت، محتاج و حوایج می‌شوند. این واژه‌ها از یک ریشه مشترک به وجود آمده‌اند و سه حرف اصلی در همه آنها دیده می‌شود. از نظر معنایی نیز این کلمات به مفاهیم نزدیک به هم اشاره دارند.

    احتیاج یک کلمه پرکاربرد به معنای نیاز است. حتماً در صحبت‌های روزمره یا کتاب‌های درسی خود بارها با این واژه روبرو شده‌اید. در ادامه، برای اینکه بیشتر با این کلمه آشنا شوید، معادل‌های دیگر آن را نیز بیان می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.

    مترادف‌های احتیاج شامل این موارد است: حاجتمندی، فقر، نیازمندی، حاجت، نیاز، بی‌نوایی، وسن، اقتضا، وجوب، ضرورت و لزوم. احتمالاً بسیاری از این واژه‌ها را می‌شناسید. یادگیری این مترادف‌ها به شما کمک می‌کند دایره لغات خود را گسترش دهید، بهتر جمله بسازید و نوشته‌های خلاقانه‌تری داشته باشید.

    این کلمات هم‌معنی احتیاج هستند و می‌توانید در جای مناسب از آنها استفاده کنید. حالا که با هم‌خانواده و مترادف‌های احتیاج آشنا شدید، خوب است معنی این واژه را در کتاب‌های فرهنگ لغت نیز بدانید.

    در لغت‌نامه دهخدا و فرهنگ معین، احتیاج به معنای حاجتمندی، نیازمندی و نیازمند شدن آمده است. در فرهنگ عمید نیز احتیاج به معنای نداشتن چیزی که به آن نیاز داریم و حاجتمند بودن تعریف شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه بیچارگان

  • هم خانواده کلمه اشتیاق + مترادف و معنی کلمه اشتیاق

    هم خانواده کلمه اشتیاق + مترادف و معنی کلمه اشتیاق

    هم خانواده کلمه اشتیاق

    کلماتی مانند مشتاق، شوق، مشوق و تشویق، هم‌خانوادهٔ کلمهٔ اشتیاق هستند. به کلماتی که از یک ریشه می‌آیند و حداقل سه حرف مشترک دارند، هم‌خانواده می‌گویند.

    آشنایی با کلمات هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مفید است. این کار به شما کمک می‌کند معنای واژه‌ها را بهتر بفهمید و دایرهٔ لغاتتان بزرگ‌تر شود. در نتیجه، راحت‌تر می‌توانید جمله‌های درست و زیبا بسازید و متن‌های بهتری بنویسید.

    واژه‌های مترادف اشتیاق عبارت‌اند از: علاقه، ذوق، رغبت، آرزومندی، دلبستگی، شور، هوس، خواستگاری و شادی. شما می‌توانید از این کلمات که معنایی نزدیک به اشتیاق دارند، به‌جای یکدیگر استفاده کنید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

    حتماً بسیاری از این واژه‌ها را می‌شناسید. یادگیری آن‌ها به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر جمله‌سازی کنید و انشاهای خلاقانه‌تری بنویسید.

    در پایان، برای این که بهتر با معنای کلمهٔ اشتیاق آشنا شوید، به تعریف آن در کتاب‌های واژه‌نامهٔ فارسی می‌پردازیم. این کتاب‌ها مرجع خوبی برای پیدا کردن معنی کلمات مختلف هستند.

    در لغتنامهٔ دهخدا، اشتیاق به معنای «آرزومند چیزی بودن» آمده است. در فرهنگ معین، معنای آن «شوق داشتن» و در فرهنگ عمید، «آرزومند» ذکر شده است.

  • هم خانواده کلمه انصاف + معنی ، مترادف و متضاد کلمه انصاف

    هم خانواده کلمه انصاف + معنی ، مترادف و متضاد کلمه انصاف

    هم خانواده کلمه انصاف

    کلماتی مانند نصف و منصف، هم‌خانواده واژه انصاف هستند. این واژه‌ها ریشه مشترکی دارند و به همین دلیل، از نظر معنایی نیز به هم نزدیک می‌باشند. یکی از آسان‌ترین روش‌ها برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده، توجه به ریشه اصلی کلمه است. ریشه یک واژه معمولاً از سه حرف تشکیل شده که در تمام کلمات هم‌خانواده آن تکرار می‌شود.

    انصاف از کلماتی است که در زبان فارسی بسیار به کار می‌رود و حتماً تا به حال آن را زیاد شنیده‌اید یا در کتاب‌های درسی خود دیده‌اید. برای اینکه معنای این واژه را بهتر درک کنید، در ادامه هم‌خانواده‌ها، مترادف‌ها و متضادهای آن را بررسی می‌کنیم.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    حالا که با هم‌خانواده‌های انصاف آشنا شدید، خوب است مترادف‌های آن را نیز بدانید. کلماتی مانند مروت، نصفت، داد، رحم، عدالت و عدل، معنایی نزدیک به انصاف دارند و می‌توانید در گفتار و نوشتار خود از آن‌ها استفاده کنید.

    یادگیری هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های یک واژه، به شما کمک می‌کند دایره لغات خود را گسترش دهید و این کار، یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی است.
    معادل‌های فارسی واژه انصاف شامل دادگری، دادمندی، راستی و داد می‌شود. همچنین متضاد این کلمه، بیداد و بی‌انصافی است. در پایان خوب است بدانید که در فرهنگ‌های معتبر فارسی مانند لغتنامه دهخدا، معنی انصاف به عدل کردن، داد دادن، راستی نمودن، حقانیت، مساوات و جوانمردی تعریف شده است.
    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه عدل

    3.1/5 – (13 امتیاز)