هم خانواده کلمه چاره
کلماتی مانند ناچار، چاره کردن و دچار، همخانوادهٔ واژهٔ «چاره» به شمار میروند. به کلماتی که از نظر معنی نزدیک هستند و حداقل سه حرف مشترک دارند، همخانواده گفته میشود.
واژهٔ چاره با فعلهای گوناگونی به کار میرود و معناهای مختلفی پیدا میکند. در ادامه، برای اینکه بیشتر با این کلمه آشنا شوید، مترادفها و متضاد آن را بررسی میکنیم. با ما همراه باشید.
یکی از آسانترین راهها برای تقویت زبان فارسی، یادگیری مترادفها، متضادها و کلمات همخانواده است. این کار به شما کمک میکند معنای واژهها را بهتر بفهمید و آنها را برای مدت بیشتری به خاطر بسپارید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.
مترادفهای کلمهٔ چاره شامل این موارد است: راهحل، درمان، علاج، مداوا، وسیله، گزیر، وید، تمهید، تدبیر، ترفند، حیله، زیرکی و مکر. واژههای مترادف، هممعنی با چاره هستند و میتوانید در جمله به جای یکدیگر از آنها استفاده کنید.
همچنین خوب است بدانید متضاد واژهٔ چاره، «ناگزیر» است. در ادامه با ما بمانید تا معنی واژهٔ چاره را در لغتنامههای مهم فارسی دقیقتر بررسی کنیم.
در لغتنامهٔ دهخدا، برای چاره این معنیها نوشته شده: علاج، معالجه، دارو، دفع، مداوا و درمان. در فرهنگ فارسی عمید نیز چاره به این معانی آمده: درمان، علاج، تدبیر، مکر و حیله.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه رها

دیدگاهتان را بنویسید