دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه شکل + معنی و مترادف کلمه شکل

    هم خانواده کلمه شکل + معنی و مترادف کلمه شکل

    هم خانواده کلمه شکل

    واژه‌های هم‌خانواده «شکل» شامل «اشکال» و «تشکیل» می‌شوند. برای یافتن واژه‌های هم‌خانواده یک کلمه، ابتدا باید ریشه آن را تشخیص دهید. در اینجا، خود کلمه «شکل» به عنوان ریشه در نظر گرفته شده و واژه‌های هم‌خانواده بر اساس آن مشخص می‌شوند.

    در زبان عربی، ریشه کلمات معمولاً سه حرفی است و در واژه‌های هم‌خانواده تکرار می‌شود. در زبان فارسی، اگر بن مضارع و بن ماضی یک کلمه یکسان باشند، آن واژه‌ها را هم‌خانواده می‌نامیم. واژه‌های هم‌خانواده معمولاً از نظر معنایی به هم نزدیک هستند.

    مترادف‌های کلمه «شکل» عبارت‌اند از: چهره، گونه، وجه، وضع، تصویر، نقش، رخسار، روی، صورت، ساخت، هیئت، هیکل، طرز، شبه، فرم، قالب، مانند و مثل. این کلمات معنایی مشابه «شکل» دارند و می‌توانید در جمله‌نویسی از آن‌ها به جای یکدیگر استفاده کنید.

    یادگیری هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های یک واژه، به شما کمک می‌کند دایره لغات خود را گسترش دهید. این کار، یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی است. همچنین خوب است بدانید که معادل‌های فارسی واژه «شکل» شامل این موارد است: گونه، نگاره، آرایه، ریخت، رخساره و چهره.

    در پایان این نوشته، به معانی ذکر شده برای واژه «شکل» در فرهنگ‌های معتبر فارسی اشاره می‌کنیم. در این منابع، کلمه «شکل» به این معانی به کار رفته است: صورت، حالت، وضع، کیفیت، چهره، پیکر، نظیر، مانند، ترکیب، ساختار بیرونی چیزی، مثل و شبیه.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه اشکال

  • هم خانواده کلمه ایجاد + مترادف و معنی کلمه ایجاد

    هم خانواده کلمه ایجاد + مترادف و معنی کلمه ایجاد

    هم خانواده کلمه ایجاد

    کلمه‌های هم‌خانواده، ریشه یکسانی دارند و معنی‌شان نیز به هم نزدیک است. برای نمونه، هم‌خانوادهٔ کلمه «ایجاد»، «ایجاد کردن» است.

    در ادامه، برای اینکه بیشتر با این کلمه آشنا شوید، مترادف‌ها و معادل‌های فارسی آن را نیز بیان می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله هم خانواده کلمه باهوش + مترادف ، متضاد و معنی کلمه باهوش ادامه دهید.

    مترادف‌های کلمه ایجاد عبارت‌اند از: پیدایش، تأسیس، تشکیل، تکوین، خلقت، کون، وضع، تولید، ابداع، احداث و خلق. حتماً بسیاری از این واژه‌ها را می‌شناسید و می‌توانید به‌جای «ایجاد» در نوشته‌های خود از آن‌ها استفاده کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه آفرینش + مترادف و معنی کلمه آفرینش.

    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی در دورهٔ دبستان، یادگیری مترادف‌ها، متضادها و کلمات هم‌خانواده است. با یادگیری این موارد، هم معنای دقیق‌تر کلمه را می‌فهمید و هم دایرهٔ واژگان شما گسترده‌تر می‌شود.

    همچنین خوب است بدانید معادل‌های فارسی واژهٔ ایجاد عبارت‌اند از: ساخته، گشایش، برپاداشتن، برپایی و آفرینش.

    در پایان، برای شناخت بیشتر معنای «ایجاد»، به تعریف آن در فرهنگ‌های معتبر فارسی می‌پردازیم. در لغتنامهٔ دهخدا، ایجاد به‌معنای آفریدن، هست نمودن، به وجود آوردن و پیدا کردن آمده است. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز معنیِ ایجاد، بوجود آوردن، آفریدن، هست کردن و آفرینش ذکر شده است.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله هم خانواده کلمه آثار + مترادف و معانی کلمه آثار ادامه دهید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ وجود

  • هم خانواده کلمه نیرو + مترادف و معنی کلمه نیرو

    هم خانواده کلمه نیرو + مترادف و معنی کلمه نیرو

    هم خانواده کلمه نیرو

    کلمه‌های هم‌خانواده «نیرو» عبارت‌اند از: نیرومند، نیروبخش و نیرومندانه. خوب است بدانید که کلمات هم‌خانواده از یک ریشه مشترک به وجود می‌آیند و معمولاً حروف اصلی آن ریشه در همهٔ آنها دیده می‌شود.

    این کلمات اغلب بر وزن‌هایی مانند فاعل، مفعول، فعل، افعال، فعیل و دیگر وزن‌های مشابه ساخته می‌شوند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند. برای اینکه معنای واژه «نیرو» را بهتر بفهمید، در ادامه کلمات مترادف آن را بیان می‌کنیم.

    مترادف‌های کلمه نیرو عبارت‌اند از: توان، توانایی، قوا، قوت، قوه، کارمایه، زور، طاقت، قدرت، مقاومت و یارا. این کلمات هم‌معنی با نیرو هستند و شما می‌توانید از آنها به جای یکدیگر استفاده کنید، بدون اینکه مفهوم جمله شما تغییر کند.

    اکنون که با هم‌خانواده و مترادف‌های نیرو آشنا شدید، خوب است به سراغ فرهنگ‌های لغت فارسی برویم. توضیحاتی که در این کتاب‌ها ارائه می‌شود، به شما کمک می‌کند تا معنای دقیق کلمه را به طور کامل یاد بگیرید و دایرهٔ واژگان خود را گسترش دهید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    در لغتنامهٔ دهخدا برای کلمه نیرو معناهایی مانند زور، قدرت، قوت، توانایی، توان، پهلوانی و نیرومندی نوشته شده است. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز قدرت، زور، قوه، توانایی، استعداد و قابلیت به عنوان معنی این واژه آمده است.

  • هم خانواده کلمه خیانت + مترادف و معنی کلمه خیانت

    هم خانواده کلمه خیانت + مترادف و معنی کلمه خیانت

    هم خانواده کلمه خیانت

    کلماتی مانند خیانتکار و خائن، هم‌خانوادهٔ واژهٔ خیانت هستند. خیانت، واژه‌ای است که حتماً بارها آن را شنیده‌اید. برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، ابتدا باید ریشهٔ اصلی کلمه را پیدا کنید.

    در زبان عربی، معمولاً ریشهٔ کلمات سه حرفی است و این سه حرف در کلمات هم‌خانواده تکرار می‌شود. در زبان فارسی نیز اگر بن ماضی و مضارع یک کلمه یکسان باشد، آن کلمات هم‌خانواده محسوب می‌شوند. کلمات هم‌خانواده معمولاً معنای نزدیک به هم دارند.

    واژه‌های هم‌معنی خیانت عبارت‌اند از: پیمان‌شکنی، بی‌وفایی، عهدشکنی، ناراستی، دغلی، غدر، بدعهدی، بی‌عفتی و دزدی. احتمالاً بسیاری از این کلمات را در مکالمات روزمره شنیده‌اید یا در کتاب‌ها دیده‌اید. این واژه‌ها معنایی مشابه خیانت دارند و می‌توانید در جمله‌های خود از آن‌ها استفاده کنید. همچنین معادل‌های فارسی خیانت شامل نمکناشناسی، ناسپاسی و پیمان‌شکنی است.

    اکنون که با هم‌خانواده و مترادف‌های خیانت آشنا شدید، خوب است معنی این واژه را در فرهنگ‌های معتبر فارسی نیز بدانید. در لغتنامهٔ دهخدا برای خیانت معناهایی مانند: غدر، مکر، ناراستی، دغلی، حیله و نقض امانت آورده شده است. در فرهنگ معین، خیانت به معنای نادرستی و نقض عمد تعریف شده و در فرهنگ عمید، انجام کاری برخلاف اعتماد دیگران معنی شده است.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ اطمینان

  • هم خانواده کلمه حدس + معنی ، مترادف و متضاد کلمه حدس

    هم خانواده کلمه حدس + معنی ، مترادف و متضاد کلمه حدس

    هم خانواده کلمه حدس

    کلمه‌های هم‌خانواده «حدس» شامل حدسیات و حدوس می‌شوند. در زبان فارسی، به واژه‌هایی که از نظر معنی به هم نزدیک هستند و دست‌کم سه حرف مشترک دارند، هم‌خانواده گفته می‌شود.

    آشنایی با کلمات هم‌خانواده و مترادف در درس فارسی بسیار مهم است، چون به شما کمک می‌کند معنای واژه‌ها را بهتر بفهمید و دایره لغات خود را گسترش دهید. در ادامه، با آوردن مترادف‌ها، متضادها و معادل‌های فارسی کلمه «حدس»، شما را بیشتر با این واژه آشنا می‌کنیم.

    مترادف‌های کلمه حدس عبارت‌اند از: گمان، تخمین، فرض، عقیده، نظریه، به فراست دریافتن، گمانه، مرغوا، نفوس، زعم و گمان بردن. بسیاری از این واژه‌ها برای شما آشنا هستند و یادگیری آن‌ها به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر جمله‌سازی کنید و متن‌های خلاقانه‌تری بنویسید.

    حالا که با مترادف‌ها و کلمات هم‌خانواده «حدس» آشنا شدید، خوب است بدانید متضادهای آن شامل یقین، اندیشه، فکر و مروا می‌شود. معادل‌های فارسی این واژه نیز پندار، گاس، گمانه، گمان و انگار است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی حکایت عمر گران مایه ششم فارسی صفحه ۹۲ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    در پایان، به بررسی معانی واژه «حدس» در فرهنگ‌های لغت معتبر فارسی می‌پردازیم. در این منابع، معناهایی مانند گمان بردن، تخمین زدن، زود دریافتن، نتیجه‌گیری بر اساس ظن و گمان، به گمان سخن گفتن، فراست، ظن، پنداشت و ظن بردن برای این کلمه آورده شده است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی کلمات درس نهم فارسی ششم + هم خانواده مخالف ، خلاصه و پیام درس.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی شعر شیر خدا فارسی ششم صفحه ۸۸ ✅ هم خانواده متضاد خلاصه و پیام درس را حتماً بخوانید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر باران فارسی کلاس ششم صفحه ۷۲ ✅ هم خانواده مخالف ، خلاصه و پیام شعر را از دست ندهید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه یقین

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی درس چهاردهم فارسی ششم (راز زندگی) ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

  • هم خانواده کلمه صیاد + معنی ، مترادف و متضاد کلمه صیاد

    هم خانواده کلمه صیاد + معنی ، مترادف و متضاد کلمه صیاد

    هم خانواده کلمه صیاد

    کلماتی مانند صید، صیادان و صیادی با واژه صیاد هم‌خانواده هستند. به گروهی از کلمات که معنای نزدیک به هم دارند و حداقل سه حرف مشترک دارند، هم‌خانواده گفته می‌شود.

    صیاد یک کلمه با ریشه عربی است که در زبان فارسی هم بسیار استفاده می‌شود و به معنای “شکارچی” است. این واژه معمولاً برای اشاره به ماهیگیران به کار می‌رود. همچنین در گذشته به عنوان اسم برای پسران نیز انتخاب می‌شد. در ادامه، برای اینکه بهتر با این کلمه آشنا شوید، واژه‌های هم‌معنی و مخالف آن را توضیح می‌دهیم.

    واژه‌های هم‌معنی صیاد شامل این موارد می‌شوند: شکارچی، نخجیرزن، شکاری، نخجیرساز و نخجیرگر. یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی، یادگیری هم‌معنی‌ها، مخالف‌ها و کلمات هم‌خانواده هر واژه است.

    این کار به شما کمک می‌کند معنای یک کلمه را بهتر بفهمید و آن را برای همیشه به خاطر بسپارید. خوب است بدانید که واژه‌های شکارگر، ماهیگیر، نخجیرگیر، دامیار و شکارچی نیز معادل‌های فارسی برای صیاد هستند. کلمات مخالف صیاد نیز صید و شکار می‌باشند.

    در پایان، به معنای واژه صیاد در کتاب‌های واژه‌شناسی فارسی می‌پردازیم. در لغت‌نامه دهخدا، این واژه به معنای شکارگر، دامیار، شکاری، نخجیرگر، شکارچی، شکارگیر و شکارکن معرفی شده است. در فرهنگ عمید نیز صیاد به معنای تسخیرکننده و شکارچی آمده است.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه مطالعه

  • هم خانواده کلمه صمیمی + معنی ، مترادف و متضاد کلمه صمیمی

    هم خانواده کلمه صمیمی + معنی ، مترادف و متضاد کلمه صمیمی

    هم خانواده کلمه صمیمی

    کلمات هم‌خانواده برای «صمیمی» شامل «صمیم» و «صمیمیت» می‌شوند. برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، ابتدا باید ریشه اصلی کلمه را پیدا کنید. در زبان عربی، ریشه کلمه معمولاً سه حرفی است و این سه حرف در کلمات هم‌خانواده تکرار می‌شوند.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    در زبان فارسی، اگر بن ماضی و مضارع یک فعل یکسان باشد، آن کلمات هم‌خانواده محسوب می‌شوند. کلمات هم‌خانواده معمولاً از نظر معنایی به هم نزدیک هستند. کلمه «صمیمی» ریشه عربی دارد و در فارسی به عنوان صفت به کار می‌رود.

    واژه‌های مترادف «صمیمی» عبارت‌اند از: خالص، راستین، بااخلاص، بامحبت، صمیم، خوشرو، خون‌گرم، صریح، صادق، واقعی، حقیقی، یکرنگ و مخلص.
    شما با بسیاری از این کلمات آشنا هستید و یادگیری آن‌ها دایره لغات شما را گسترش می‌دهد. این کار به شما کمک می‌کند تا جملات بهتر و خلاقانه‌تری بسازید.

    شاید برایتان جالب باشد که معادل فارسی کلمه «صمیمی»، «خودمانی» است. همچنین، متضادهای این کلمه «غیرصمیمی» و «دورو» هستند.

    حالا که با کلمات هم‌خانواده و مترادف «صمیمی» آشنا شدید، خوب است به سراغ فرهنگ‌های معتبر فارسی بروید. توضیحاتی که در این فرهنگ‌ها ارائه می‌شود به شما کمک می‌کند تا معنای کامل یک کلمه را به خوبی درک کنید. در لغتنامه‌های دهخدا و عمید، واژه «صمیمی» به معنای همدل، یکدل، یکتا، صدیق و یگانه آمده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه بهترین

  • هم خانواده کلمه صدا + مترادف و معنی کلمه صدا

    هم خانواده کلمه صدا + مترادف و معنی کلمه صدا

    هم خانواده کلمه صدا

    کلمه “صدا” خانواده‌ای از واژه‌ها دارد که شامل “صدا دار”، “بی صدا”، “با صدا” و “صداها” می‌شود. این واژه‌ها از یک ریشه مشترک می‌آیند و به همین دلیل از نظر معنایی به هم نزدیک هستند.

    برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده، یکی از آسان‌ترین روش‌ها، توجه به ریشه اصلی کلمه است. این ریشه معمولاً از سه حرف تشکیل می‌شود که در همه اعضای آن خانواده تکرار می‌شود. “صدا” در واقع یک کلمه با ریشه عربی است که در زبان فارسی بسیار به کار می‌رود.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی درس هفدهم فارسی ششم ستاره روشن ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

    واژه‌هایی مانند “صلا”، “صوت”، “آوا”، “آواز”، “بانگ”، “شرفه” و “ندا” هم‌معنی “صدا” هستند و می‌توانید در نوشته‌های خود از آن‌ها به جای هم استفاده کنید.

    یادگیری هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های یک کلمه، دایره واژگان شما را گسترده‌تر می‌کند و این کار، یکی از بهترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی است. جالب است بدانید که “بانگ”، “آوا”، “آواز” و “سدا” معادل‌های فارسی کلمه “صدا” هستند که احتمالاً در کتاب‌های درسی خود با آن‌ها روبرو شده‌اید.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    در پایان، برای این که بهتر با معنای “صدا” آشنا شوید، به تعریف آن در فرهنگ‌های مختلف می‌پردازیم. در لغتنامه دهخدا، برای “صدا” معناهایی مانند “پژواک”، “پژوال”، “نوف”، “بانگ”، “چرنگ”، “صوت” و “آواز” آورده شده است. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز این کلمه به معنی “بانگ”، “آواز”، “بازتاب صوت”، “پژواک” و “هر آنچه شنیده می‌شود” تعریف شده است.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه را از دست ندهید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه لذت

  • هم خانواده کلمه صداقت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه صداقت

    هم خانواده کلمه صداقت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه صداقت

    هم خانواده کلمه صداقت

    کلمه‌های هم‌خانوادهٔ صداقت عبارت‌اند از: صدق، مصادیق، صادق، مصدق، تصدیق و صدقه. این واژه‌ها ریشهٔ یکسانی دارند و سه حرف اصلی در همهٔ آن‌ها مشترک است.

    از نظر معنایی نیز کلمات هم‌خانواده معمولاً معنی نزدیک به هم دارند. صداقت یک واژهٔ عربی است که در زبان فارسی هم به کار می‌رود.
    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی و افزایش دایرهٔ واژگان، یادگیری کلمات مترادف و هم‌خانواده است. با این کار می‌توانید متن‌های روان‌تر و پربارتری بنویسید و در نتیجه نمره‌های بهتری کسب کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    مترادف‌های کلمهٔ صداقت شامل این موارد می‌شود: راستگویی، صدق، خلوص، درستکاری، راستی، مصادقت، وفاداری، سرسپردگی، درستی، امانت، جلال، قدوسیت، دیانت، راستکاری و امین.

    این واژه‌ها هم‌معنی صداقت هستند و می‌توانید در جمله‌نویسی از آن‌ها به‌جای یکدیگر استفاده کنید. همچنین خوب است بدانید معادل‌های فارسی صداقت عبارت‌اند از: درستی، راستگویی، راستی، روراستی و بی‌آلایشی. متضاد این کلمه نیز همان‌طور که می‌دانید، ناراستی است.

    اکنون که با مترادف‌ها و هم‌خانواده‌های صداقت آشنا شدید، بد نیست معنای آن را در فرهنگ‌لغت فارسی نیز بدانید. در برخی فرهنگ‌های فارسی، علاوه بر معانی گفته‌شده، به دوستی و رفاقت نیز اشاره شده که نشان‌دهندهٔ مفهوم عمیق‌تر صداقت است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ مصمم

  • هم خانواده کلمه ستاره + مترادف و معنی کلمه ستاره

    هم خانواده کلمه ستاره + مترادف و معنی کلمه ستاره

    هم خانواده کلمه ستاره

    ستاره واژه‌ای است که در فارسی بسیار به کار می‌رود و به عنوان نام دختر نیز انتخاب می‌شود. کلماتی مانند ستارگان، ستاره‌ها و ستاره‌شناس هم‌خانواده ستاره محسوب می‌شوند. این واژه‌ها دارای ریشه یکسانی هستند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک می‌باشند.

    یکی از آسان‌ترین روش‌ها برای تشخیص کلمات هم‌خانواده، توجه به ریشه آن‌هاست. ریشه یک کلمه معمولاً از سه حرف اصلی تشکیل شده که در واژه‌های هم‌خانواده تکرار می‌شود.

    واژه‌های مترادف ستاره عبارت‌اند از: اقبال، تقدیر، طالع، اختر، کوکب، نجم، هنرپیشه، فرد شاخص، بخت، آرتیست و قهرمان. این کلمات معنایی نزدیک به ستاره دارند و می‌توانید در جمله‌نویسی از آن‌ها به جای یکدیگر استفاده کنید.

    آشنایی با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های یک واژه، دایره لغات شما را گسترش می‌دهد و یکی از مؤثرترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی است. همچنین خوب است بدانید متضادهای ستاره، خورشید و شمس هستند.

    در پایان برای درک بهتر معنای ستاره، به تعریف این واژه در فرهنگ‌های معتبر فارسی اشاره می‌کنیم. در فرهنگ معین، ستاره به معنای اجرام نورانی در آسمان، جرقه و سهیل آمده است. در لغت‌نامه‌های دهخدا و عمید نیز این واژه به صورت نجم، اختر و کوکب معنی شده است.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه قانع