هم خانواده کلمه سرد
کلماتی مانند سردسیر و سردی، همخانوادهٔ واژهٔ سرد به شمار میروند. به کلماتی که معنای نزدیک به هم دارند و حداقل سه حرف مشترک دارند، همخانواده میگویند. یادگیری این کلمات به شما کمک میکند معنای واژهها را بهتر بفهمید و دایرهٔ لغاتتان را گسترش دهید.
حالا که با همخانوادههای کلمهٔ سرد آشنا شدید، خوب است مترادفهای آن را هم بدانید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی کلمات بخوان بیندیش دوستان همدل فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی همه از خاک پاک ایرانیم کلاس ششم فارسی صفحه ۵۶ ✅ هم خانواده و مخالف سر بزنید.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.
مترادفهای کلمهٔ سرد عبارتاند از: خنک، بارد، یخ، بیروح، خشک، سردمزاج، بیاحساس، بیمیل، بیعاطفه، بیتحرک، گرانجان، نچسب، نگد، بیگانهخو، ناپویا و بیمزه. احتمالاً بسیاری از این واژهها را میشناسید. اگر آنها را به خاطر بسپارید، هم سریعتر میتوانید جمله بسازید و هم نوشتههای پختهتر و خلاقانهتری داشته باشید.
بد نیست بدانید متضاد کلمهٔ سرد، گرم و مشتاق است. یکی از آسانترین راهها برای تقویت زبان فارسی و افزایش دایرهٔ واژگان، یادگیری کلمات همخانواده و مترادف است.
در صورت علاقهمندی، مطلب معنی شعر ای وطن کلاس ششم صفحه ۵۰ ✅ هم خانواده و مخالف را از دست ندهید.
در ادامه، برای اینکه معنای واژهٔ سرد را بهتر درک کنید، به معنی آن در فرهنگهای مختلف نگاهی میاندازیم. در لغتنامهٔ دهخدا، سرد به معنای چیزی که گرمایی ندارد، خنک و یخ آمده است. در فرهنگ معین، معنیهای کمدمایی، خنک، بیمهر، بیمعنی و سخن بیمزه برای آن ذکر شده است. فرهنگ عمید نیز سرد را به عنوان یکی از مزاجها، و به معنای ناگوار، بیاعتنا و ناخوشایند معرفی کرده است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه گیلان









