دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه معمول + مترادف و معنی کلمه معمول

    هم خانواده کلمه معمول + مترادف و معنی کلمه معمول

    هم خانواده کلمه معمول

    کلمه‌های «معمولی» و «معمولا» از خانوادهٔ واژهٔ «معمول» هستند. این کلمات هم‌خانواده، از یک ریشه ساخته شده‌اند و حروف اصلی آن‌ها نیز معمولاً یکسان است. همچنین از نظر معنایی به هم نزدیک هستند.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    با یادگیری این گروه از واژه‌ها، می‌توانید دایرهٔ لغات خود را گسترش دهید و متن‌های روان‌تر و زیباتی بنویسید. در ادامه، برای اینکه معنای «معمول» را به خوبی بفهمید، مترادف‌ها، متضادها و معادل‌های فارسی آن را برایتان می‌آوریم. با ما همراه باشید.

    مترادف‌های کلمهٔ معمول عبارت‌اند از: معمولا، متداول، مرسوم، عادی، رایج، باب، جاری و مد. شما می‌توانید از این واژه‌ها به جای «معمول» استفاده کنید، بدون اینکه مفهوم جمله تغییر کند.

    حالا که با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های «معمول» آشنا شدید، بد نیست متضادهای آن را نیز بدانید: نامتداول، غیرعادی، نامتعارف و نارایج. معادل‌های فارسی آن نیز عبارت‌اند از: ساخته شده، پرداخته شده و کار شده.

    در پایان، برای درک بهتر معنای «معمول»، به تعریف این واژه در فرهنگ‌های لغت می‌پردازیم. در لغتنامهٔ دهخدا برای این کلمه معناهایی مانند: عمل کرده شده، ساخته و پرداخته شده، مرسوم، متداول، رایج، مطابق عادت و به آیین ذکر شده است. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز علاوه بر این موارد، معناهایی چون رسم و عادت، عمل کردن، اجرا کردن و متداول ساختن آمده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه معمولی

  • هم خانواده کلمه تابان + مترادف و معنی کلمه تابان

    هم خانواده کلمه تابان + مترادف و معنی کلمه تابان

    هم خانواده کلمه تابان

    واژه‌های هم‌خانواده «تابان» شامل تابنده، تابناک و تاباندن می‌شوند. برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده در زبان عربی، باید بخش اصلی و ریشه کلمه را تشخیص دهید. این واژه‌ها معمولاً در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    در این مقاله هم خانواده کلمه باهوش + مترادف ، متضاد و معنی کلمه باهوش اطلاعات مفیدی آمده است.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله هم خانواده کلمه آثار + مترادف و معانی کلمه آثار ادامه دهید.

    در مورد کلمه‌های فارسی، باید بن گذشته یا بن حال آن‌ها یکسان باشد. در ادامه، معنای واژه‌های هم‌معنی و مخالف «تابان» را با هم مرور می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    واژه‌های هم‌معنی تابان عبارت‌اند از: براق، روشن، رخشان، رخشنده، مشعشع، فروزان، لامع، متجلی، تابنده، تابناک، درخشنده، درخشان، مضیء، منیر، تاوان، خسارت، غرامت و مغرم.

    همان‌طور که می‌دانید، واژه‌های مترادف به کلمه‌هایی گفته می‌شود که معنای یکسانی دارند. بنابراین می‌توانید در نوشته‌های خود از این واژه‌ها برای زیبایی و تنوع استفاده کنید. در مقابل، واژه‌های مخالف تابان — همان‌طور که احتمالاً حدس زده‌اید — شامل تاریک، بی‌نور و مستنیر می‌شود.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه آفرینش + مترادف و معنی کلمه آفرینش را مطالعه کنید.

    در پایان، معنای واژه «تابان» را در کتاب‌های واژه‌شناسی معتبر فارسی مرور می‌کنیم. در فرهنگ‌های معین و عمید، این واژه به معنی درخشان، روشن، تابنده و روشنایی‌دهنده آمده است. در لغت‌نامه دهخدا نیز معناهای گوناگونی برای تابان ذکر شده است؛ از جمله روشن و براق، درخشان، درفشنده، لامع، منور، بازغ، وهاج، مشرق، درفشان، فروزان، تابنده، مسروج، مسروجه و مسخوت.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه جهان

  • هم خانواده کلمه تجمل + مترادف و معنی کلمه تجمل

    هم خانواده کلمه تجمل + مترادف و معنی کلمه تجمل

    هم خانواده کلمه تجمل

    واژه‌های هم‌خانواده «تجمل» عبارت‌اند از: تجملاتی، تجملی و تجمل‌گرایی. این کلمات از یک ریشه مشترک می‌آیند و سه حرف اصلی در همه آن‌ها یکسان و تکرارشونده است.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

    از نظر معنایی نیز کلمات هم‌خانواده معمولاً مفهوم نزدیک به هم دارند و شما می‌توانید در جمله‌سازی و نوشتن متن از آن‌ها استفاده کنید تا نوشته‌تان زیباتر و روان‌تر شود.

    همچنین خوب است بدانید معادل‌های فارسی کلمه «تجمل» عبارت‌اند از: آراستن، زیور و فرنمایی. شما می‌توانید از این واژه‌ها نیز در جمله‌های خود بهره ببرید.

    در پایان، برای درک بهتر معنای «تجمل»، به تعریف‌های آن در فرهنگ‌های مختلف فارسی نگاهی می‌اندازیم:

    در لغتنامهٔ دهخدا، معانی زیر برای تجمل آمده است: نکوحالی نمودن، آراسته شدن، زینت دادن، شأن و شکوه، آرایش کردن و خودنمایی.
    در فرهنگ‌های معین و عمید نیز تجمل به معنای زینت یافتن، داشتن اسباب و وسایل گران‌قیمت و خودآرایی تعریف شده است.

  • هم خانواده کلمه عضو + مترادف و معنی کلمه عضو

    هم خانواده کلمه عضو + مترادف و معنی کلمه عضو

    هم خانواده کلمه عضو

    کلماتی مانند عضویت، اعضاء و مؤعض، هم‌خانوادهٔ واژهٔ عضو به شمار می‌روند. به طور کلی، کلماتی که از نظر معنایی به هم نزدیک باشند و حداقل سه حرف مشترک داشته باشند، هم‌خانواده محسوب می‌شوند.

    آشنایی با کلمات هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است. این کار به شما کمک می‌کند معنای واژه‌ها را بهتر بفهمید و دایرهٔ لغات خود را گسترده‌تر کنید. در ادامه، معانی مختلف کلمهٔ «عضو» را در تاپ ناپ بررسی می‌کنیم.

    مترادف‌های کلمهٔ عضو عبارت‌اند از: اندام، آلت، جزو، کارمند، جهاز و مستخدم. همان‌طور که می‌دانید، مترادف‌ها کلماتی هستند که تقریباً یک معنی را می‌رسانند.

    شما می‌توانید در نوشته‌های خود، برای پرهیز از تکرار و زیباتر کردن متن، از این کلمات به‌جای هم استفاده کنید، بدون آنکه مفهوم جمله تغییر کند. همچنین جالب است بدانید معادل‌های فارسی واژهٔ عضو، «هموند»، «اندام» و «هم‌پیمان» است.

    حالا که با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های عضو آشنا شدید، خوب است به سراغ لغت‌نامه‌های معتبر فارسی برویم. توضیحات دقیق این کتاب‌ها به شما کمک می‌کند تا معنای کامل یک واژه را به خوبی درک کنید.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

    در لغت‌نامهٔ دهخدا برای واژهٔ عضو معنی‌هایی مانند: قطعه قطعه کردن، جزء‌جزء نمودن، جدا ساختن و تفریق کردن آمده است. در فرهنگ معین نیز اندام، هر یک از اجزای بدن، یک فرد از یک جمعیت و جمع کلمهٔ اعضاء به عنوان معنی ذکر شده است. فرهنگ عمید هم عضو را این‌طور تعریف کرده است: بخشی از بدن که کار مشخصی انجام می‌دهد، مانند دست و پا، یا کارمند یک اداره.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه تخریب

    3.8/5 – (25 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه برق + مترادف و معنی کلمه برق

    هم خانواده کلمه برق + مترادف و معنی کلمه برق

    هم خانواده کلمه برق

    واژه‌های هم‌خانواده «برق» شامل بارقه، برقی و برق‌آسا می‌شوند. این کلمات از یک ریشه گرفته شده‌اند و معنای نزدیک به هم دارند. همچنین معادل‌های فارسی برای برق عبارت‌اند از: درخش، کهربا، روشنایی، فروغ و آذرخش.

    برق در زبان امروز به جریان الکتریسیته گفته می‌شود که برای روشنایی و کاربردهای صنعتی به‌طور گسترده استفاده می‌شود. همه ما با این کلمه آشنا هستیم و خوب است که هم‌خانواده‌ها و واژه‌های هم‌معنای آن را هم بشناسیم.

    مترادف‌های برق شامل این کلمات است: الکتریسیته، کهربا، بارقه، جرقه، آذرخش، صاعقه، جلا، درخشش، درخشندگی، الکتریک، باسرعت، برق‌آسا، تلالو و سریع. اگر این واژه‌ها را به گنجینه لغات خود اضافه کنید، می‌توانید جمله‌های متنوع‌تر و زیباتری بسازید و در نوشتن، توانایی بیشتری پیدا کنید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    حالا که با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های برق آشنا شدید، خوب است به سراغ فرهنگ‌های معتبر فارسی بروید. توضیحاتی که در این کتاب‌ها ارائه می‌شود، به شما کمک می‌کند تا معنای هر واژه را به‌طور کامل و دقیق یاد بگیرید.
    در لغت‌نامه‌های معتبر، برای واژه «برق» معناهای مختلفی ذکر شده است؛ مانند: درخشش، صاعقه، الکتریسیته، جرقه‌ای که در اثر نزدیک شدن بارهای مثبت و منفی ایجاد می‌شود، نوری که در اثر برخورد ابرها پدید می‌آید و نیز جریان برقی که در خانه‌ها و صنایع مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  • هم خانواده کلمه آفرین + معنی، مترادف و متضاد کلمه آفرین

    هم خانواده کلمه آفرین + معنی، مترادف و متضاد کلمه آفرین

    هم خانواده کلمه آفرین

    کلماتی مانند آفرینش، آفرینشگر و آفریننده هم‌خانوادهٔ کلمهٔ آفرین هستند. آفرین واژه‌ای است که برای تعریف و ستایش دیگران به کار می‌رود. این کلمات از یک ریشه مشترک می‌آیند و به همین دلیل معانی نزدیک به هم دارند.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، بهترین روش این است که ریشهٔ اصلی کلمه را پیدا کنید. این ریشه معمولاً از سه حرف تشکیل شده که در همهٔ کلمات هم‌خانواده تکرار می‌شود. در ادامه، معانی، واژه‌های هم‌معنی و متضاد این کلمه را بررسی می‌کنیم.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله هم خانواده کلمه مهر + مترادف ، متضاد و معنی کلمه مهر ادامه دهید.

    واژه‌های هم‌معنی آفرین عبارت‌اند از: درود، ستایش، مدح، احسنت، دعا، نیایش، تحسین، تعریف، تمجید، به به، حبذا، زهی، مرحبا، مریزاد، وه، خوشی، خیر خوشا، خه خه، زه و سعادت.

    توصیه می‌کنیم این مطلب هم خانواده کلمه تظلم + مترادف و معنی کلمه تظلم را حتماً بخوانید.

    همان‌طور که می‌دانید، واژه‌های مترادف به کلماتی گفته می‌شود که معنای مشابهی دارند. شما می‌توانید از این کلمات برای نوشتن متن‌های زیبا و روان استفاده کنید. بسیاری از این واژه‌ها را از قبل می‌شناسید و به راحتی می‌توانید در نوشته‌های خود به کار ببرید. همچنین خوب است بدانید که متضاد کلمهٔ آفرین، لعن و نفرین است.

    در پایان، برای این که بیشتر با معنی آفرین آشنا شوید، معانی مختلف آن را در فرهنگ‌های لغت فارسی می‌آوریم. در این فرهنگ‌ها، این واژه به معانی درود، تهنیت، تبریک، تحسین، دعای نیک، سپاس، ستایش، شُکر، فری، زه، زهی، خه، خهی، احسنت و بارک الله آمده است.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله هم خانواده کلمه حفظ + معنی ، مترادف و متضاد کلمه حفظ به شما کمک خواهد کرد.

    برای یادگیری پیشرفته، به هم خانواده کلمه حرکت + مترادف ، متضاد و معنی کلمه حرکت مراجعه کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه تمجید
    هم خانواده کلمه آفریننده

  • هم خانواده کلمه دمی + مترادف و معنی کلمه دمی

    هم خانواده کلمه دمی + مترادف و معنی کلمه دمی

    هم خانواده کلمه دمی

    کلمه “دمی” به معنای یک لحظه یا زمان کوتاه است. همچنین این واژه به یک روش پخت برنج در فرهنگ ایرانی اشاره دارد که به آن “برنج دمی” می‌گویند. کلماتی مانند دم، دمیدن و دمادم با “دمی” هم‌خانواده هستند.

    این کلمات هم‌خانواده ریشه یکسانی دارند و سه حرف مشترک در آن‌ها دیده می‌شود. از نظر معنایی نیز کلمات هم‌خانواده معمولاً مفهوم نزدیک به هم دارند. در ادامه با آوردن معادل‌های این واژه و معنی‌های ثبت‌شده در فرهنگ‌های معتبر فارسی، به شما کمک می‌کنیم تا بهتر با کاربرد آن آشنا شوید.

    واژه‌های هم‌معنی “دمی” شامل این موارد است: لحظه‌ای، دم، زودگذر، فوری، آنی، لحظه و کوتاه. این کلمات معنایی مشابه “دمی” دارند.

    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی و افزایش دایره واژگان، یادگیری کلمات هم‌معنی و هم‌خانواده است. با این کار می‌توانید متن‌های روان‌تر و پخته‌تری بنویسید و در درس فارسی نتیجه بهتری بگیرید.

    اکنون که با معادل‌ها و کلمات هم‌خانواده “دمی” آشنا شدید، خوب است به کتاب‌های مرجع فارسی نیز مراجعه کنیم و معانی دیگر این واژه را بررسی کنیم. در این منابع، “دمی” به چیزهایی که وابسته به دم هستند، خونین، دم‌پخت، کته و دم‌پختک نسبت داده شده است.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه سال

  • هم خانواده کلمه همه + مترادف و معنی کلمه همه

    هم خانواده کلمه همه + مترادف و معنی کلمه همه

    هم خانواده کلمه همه

    کلمه “همه” با واژه‌هایی مانند “همگی” و “همگان” هم‌خانواده است. این کلمه در زبان فارسی بسیار پرکاربرد است و شما در صحبت‌های روزانه زیاد از آن استفاده می‌کنید.

    مقاله هم خانواده کلمه مفید + معانی و مترادف کلمه مفید منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    به کلماتی که معنای نزدیک به هم دارند و حداقل سه حرف مشترک دارند، هم‌خانواده می‌گویند. یادگیری کلمات هم‌خانواده و مترادف، بخش مهمی از درس فارسی است و به غنی‌تر شدن زبان شما کمک می‌کند. حالا که با هم‌خانواده‌های “همه” آشنا شدید، خوب است معادل‌های دیگر آن را هم بدانید.

    واژه‌های مترادف “همه” عبارت‌اند از: تمام، جمع، جمهور، جمیع، عام، عامه، هر، همگان، همگی، یکسر، جمعاً، جملگی، جمله، عموم، عموماً، کل، کلاً و مجموع.
    این کلمات معنایی مشابه “همه” دارند و می‌توانید در جمله‌های خود از آن‌ها استفاده کنید. آشنایی با مترادف‌ها علاوه بر این که درک معنای واژه‌ها را بهتر می‌کند، باعث می‌شود دایره لغات شما گسترده‌تر شود و بهتر بنویسید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب هم خانواده کلمه باعث + معانی و مترادف کلمه باعث را حتماً بخوانید.

    حالا که با هم‌خانواده و مترادف‌های “همه” آشنا شدید، بد نیست معنای آن را در کتاب‌های معروف لغت نیز ببینید. در لغتنامه دهخدا برای “همه” معناهایی مانند تمام، کامل، جمع و تمامیت نوشته شده است.
    در فرهنگ معین نیز این کلمه به معنای تمام، جمع و همگی به کار رفته است. همچنین در فرهنگ عمید “همه” به معنی تمام، جامع و همگی آمده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه عضو

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب هم خانواده کلمه مادر + معنی و مترادف کلمه مادر را از دست ندهید.

  • هم خانواده کلمه گوارا + مترادف و معنی کلمه گوارا

    هم خانواده کلمه گوارا + مترادف و معنی کلمه گوارا

    هم خانواده کلمه گوارا

    کلمه “گوارا” در فارسی بسیار رایج است و به معنای چیزی است که خوشایند و لذت‌بخش باشد. واژه‌های هم‌خانواده آن شامل گوار، گوارایی و گوارا کردن می‌شود.
    واژه‌های هم‌خانواده به کلماتی گفته می‌شود که از یک ریشه گرفته شده‌اند و معنی‌های نزدیک به هم دارند. وب‌سایت تاپ ناپ تلاش می‌کند تا بهترین و به‌روزترین مجموعه‌های هم‌خانواده را در اختیار شما دانش‌آموزان گرامی قرار دهد. امیدواریم از همراهی با این سایت بهره کافی را ببرید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    حال که با معنی و هم‌خانواده‌های گوارا آشنا شدید، خوب است مترادف‌های آن را نیز بشناسید. آشنایی با مترادف‌ها به درک بهتر معنای واژه کمک می‌کند و دایره لغات شما را گسترش می‌دهد. این موضوع در جمله‌نویسی و انشا بسیار مفید خواهد بود. برخی از مترادف‌های گوارا عبارت‌اند از: نوشین، خوشگوار، گوارنده، نوش، مهنا، ناجع و نوشه.

    در پایان، برای شناخت بیشتر معنی گوارا، به تعریف آن در چند فرهنگ معتبر فارسی اشاره می‌کنیم:
    در لغتنامه دهخدا، گوارا به معنای خوشایند، لذت‌بخش، مطبوع و مناسب آمده است.
    فرهنگ معین آن را به عنوان چیزی که برای انسان راحت و خوشایند باشد تعریف کرده است.
    در فرهنگ عمید نیز گوارا به چیزی گفته می‌شود که برای فرد مطلوب و راحت باشد.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه برتر

    مقاله معنی کلمات شعر درس پانزدهم فارسی پنجم (کاجستان) ✅ هم خانواده و مخالف حاوی اطلاعات جامعی است.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی کلمات درس زیر آسمان بزرگ فارسی کلاس پنجم ، هم خانواده مخالف و خلاصه درس بیابید.

    ۲.۳/۵ – (۹ امتیاز)

  • هم خانواده کلمه خواب + معنی، مترادف و متضاد کلمه خواب

    هم خانواده کلمه خواب + معنی، مترادف و متضاد کلمه خواب

    هم خانواده کلمه خواب

    کلمه “خواب” خانواده بزرگی دارد! اگر به اطراف این کلمه نگاه کنید، واژه‌هایی مثل خوابیدن، خوابگاه، خواب‌آلود و خواب‌آور را می‌بینید که همه با هم مرتبط هستند.

    برای پیدا کردن اعضای خانواده یک کلمه، اول باید ریشه آن را بشناسید. در زبان عربی، معمولاً ریشه کلمه سه حرفی است و این سه حرف در تمام کلمات هم‌خانواده تکرار می‌شوند. در زبان فارسی هم اگر بن ماضی و مضارع یک کلمه شبیه هم باشند، آن کلمات را هم‌خانواده می‌دانیم.

    اگر بخواهیم کلمه‌هایی را پیدا کنیم که معنای مشابهی با “خواب” دارند، به این فهرست می‌رسیم: غفلت، رویا، قیلوله، احلام، چرت، خفتن، نوم، هجوع، پرز، بی‌خبر و غافل.

    حتماً بعضی از این کلمات برای شما آشنا هستند. وقتی دایره واژگان خود را گسترده‌تر کنید، راحت‌تر می‌توانید جمله‌های زیبا و متنوع بسازید و در نوشته‌های خود خلاقیت بیشتری داشته باشید. در مقابل، کلمه‌های مخالف خواب، بیداری و هوشیاری هستند.

    در این مقاله معنی کلمات درس یازدهم شهدا خورشیدند فارسی ششم ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه اطلاعات مفیدی آمده است.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی کلمات درس دهم فارسی ششم ( عطار و جلال الدین محمد) ✅ هم خانواده و مخالف به شما کمک خواهد کرد.

    اگر بخواهیم دقیق‌تر بدانیم که خواب چه معناهایی دارد، می‌توانیم به کتاب‌های معتبر لغت مانند دهخدا، عمید و معین مراجعه کنیم. در این کتاب‌ها برای خواب معناهای مختلفی ثبت شده است: حالتی آرام و آسوده، جهتی که مو یا پشم به راحتی روی هم می‌خوابد، غافل بودن، بی‌خبری و غفلت.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    مقاله معنی حکایت درخت علم کلاس ششم صفحه ۷۷ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.