دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه جواب + معنی، مترادف و متضاد کلمه جواب

    هم خانواده کلمه جواب + معنی، مترادف و متضاد کلمه جواب

    هم خانواده کلمه جواب

    واژه‌های هم‌خانواده «جواب» شامل جوابگو، بی‌جواب، جواب دادن و جواب‌دهی می‌شوند. این کلمات از یک ریشه مشترک ساخته شده‌اند و سه حرف اصلی در همه آن‌ها دیده می‌شود. از نظر معنایی نیز کلمات هم‌خانواده معمولاً مفهوم نزدیک به هم دارند.

    برای درک بهتر معنی «جواب»، می‌توانید به مترادف‌های آن توجه کنید. واژه‌هایی مانند پاسخ، راه‌حل، پاسخ‌دادن، پاسخگویی، جواب‌دهی، واکنش و عکس‌العمل هم‌معنی با جواب هستند و می‌توانید به جای آن به کار ببرید، بدون اینکه مفهوم جمله تغییر کند.

    همچنین خوب است بدانید متضاد جواب، «سوال» و «پرسش» است و معادل فارسی ساده آن «پاسخ» می‌باشد.

    پس از آشنایی با هم‌خانواده و مترادف‌های جواب، بهتر است به لغتنامه‌های معتبر فارسی مراجعه کنید. توضیحات موجود در این کتاب‌ها به شما کمک می‌کند تا معنای کامل یک واژه را به خوبی بیاموزید.

    در لغتنامه‌های فارسی، معنی «جواب» به این صورت آمده است: آنچه در برابر یک پرسش، آزمون، مسئله ریاضی، دعا، اعتراض یا نامه گفته یا نوشته می‌شود؛ همچنین به معنای استقبال، جبران، تلافی و نیز نتیجه حل یک مسئله یا معادله به کار می‌رود.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه جذب

  • هم خانواده کلمه افزایش + معنی ، مترادف و متضاد کلمه افزایش

    هم خانواده کلمه افزایش + معنی ، مترادف و متضاد کلمه افزایش

    هم خانواده کلمه افزایش

    کلماتی مانند افزودن، فزونی و افزونی، هم‌خانوادهٔ کلمهٔ افزایش هستند. به کلماتی که هم‌معنی بوده و دست‌کم سه حرف مشترک دارند، هم‌خانواده گفته می‌شود.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.

    یادگیری کلمات هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است و شما در دوران تحصیل با آن سر و کار خواهید داشت. در ادامه، برای آشنایی بیشتر شما، معنی، مترادف و متضاد واژهٔ افزایش را نیز بیان می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    هم‌خانواده‌های کلمهٔ افزایش، افزودن، فزونی و افزونی هستند. به کلماتی که هم‌معنی باشند و حداقل سه حرف مشترک داشته باشند، هم‌خانواده می‌گویند.

    همچنین خوب است بدانید متضاد کلمهٔ افزایش، کاهش است. این دو کلمه به‌ویژه برای بیان تغییرات دما به کار می‌روند. در ادامه، معانی این واژه را در فرهنگ‌های مختلف فارسی بررسی می‌کنیم تا با مفهوم آن به‌طور کامل آشنا شوید.

    مقاله هم خانواده کلمه هنرمند + معنی ، مترادف و متضاد کلمه هنرمند منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    مقاله هم خانواده کلمه غذا + مترادف و معانی کلمه غذا حاوی اطلاعات جامعی است.

    در فرهنگ دهخدا، برای کلمهٔ افزایش معانی زیر آمده است: زیادتی شدن، افزودن، فزایش، یمن، برکت، مقابل کاهش، ازدیاد، یمین و برخ. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز این کلمه به معنای عمل افزون کردن، افزون شدن و همچنین افزونی معنی شده است.

    برای یادگیری پیشرفته، به هم خانواده کلمه غنیمت + مترادف و معانی کلمه غنیمت مراجعه کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه مصمم

  • هم خانواده کلمه دفتر + مترادف و معنی کلمه دفتر

    هم خانواده کلمه دفتر + مترادف و معنی کلمه دفتر

    هم خانواده کلمه دفتر

    کلمه‌های هم‌خانواده «دفتر»، کلمه‌هایی مانند «دفاتر» هستند. برای پیدا کردن کلمه‌های هم‌خانواده، باید اول ریشهٔ اصلی کلمه را پیدا کنید. کلمه‌های هم‌خانواده ریشهٔ یکسانی دارند و از نظر معنایی هم به هم نزدیک هستند.

    دفتر، وسیله‌ای است که همهٔ دانش‌آموزان به خوبی می‌شناسند و هر روز از آن برای نوشتن تکالیفشان استفاده می‌کنند. همچنین، در زبان فارسی گاهی به محل کار هم «دفتر» گفته می‌شود. در ادامه، با آوردن کلمات هم‌معنی و تعریف‌های فرهنگ‌های مختلف، سعی می‌کنیم درک این کلمه را برای شما آسان‌تر کنیم.

    کلمه‌های مترادف دفتر عبارت‌اند از: رساله، سفینه، صحیفه، کتاب، بیاض، جریده، جنگ، مجموعه و کابینه. این کلمات هم‌معنی دفتر هستند. اگرچه کمتر پیش می‌آید که از آن‌ها به‌جای خود کلمهٔ دفتر استفاده شود، اما شما می‌توانید در نوشته‌هایتان هر کدام از این کلمات را به‌جای دفتر به کار ببرید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.

    حالا که با کلمات هم‌معنی و هم‌خانوادهٔ دفتر آشنا شدید، بد نیست معنی این کلمه را در کتاب‌های واژه‌شناسی معروف نیز ببینید. در لغت‌نامهٔ دهخدا، دفتر این‌طور معنی شده است: نامه‌های جمع‌آوری شده، تعدادی کاغذ به هم وصل شده که در یک جلد قرار گرفته و در آن چیزهای مختلف مثل شعر، متن یا محاسبات را می‌نویسند، یا به معنای جزوه و کتابچه.
    در فرهنگ‌های معین و عمید هم، به مجموعه‌ای از کاغذهای سفید که مانند کتاب به هم دوخته شده‌اند و در آن مطلب می‌نویسند، جایی که کارهای اداری یا تجاری در آن انجام می‌شود، و همچنین جزوه و کتاب، معنی کلمهٔ دفتر گفته شده است.

  • هم خانواده کلمه رها + مترادف و معنی کلمه رها

    هم خانواده کلمه رها + مترادف و معنی کلمه رها

    هم خانواده کلمه رها

    کلمه‌های «رها»، «رهایی» و «رهایش» با هم هم‌خانواده هستند. این واژه‌ها از یک ریشه مشترک ساخته شده‌اند و به همین دلیل معنای نزدیک به هم دارند.

    یکی از آسان‌ترین روش‌ها برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، توجه به ریشه اصلی کلمه است. ریشهٔ بیشتر کلمات در فارسی، معمولاً سه حرفی است که در واژه‌های هم‌خانواده تکرار می‌شود. همچنین، «رها» به عنوان یک نام برای دختران نیز در فارسی به کار می‌رود. در ادامه با معانی و کلمات هم‌معنای این واژه در کتاب‌های واژه‌شناسی فارسی بیشتر آشنا خواهید شد.

    یادگیری کلمات هم‌معنی و هم‌خانواده، راهی ساده و مؤثر برای تقویت زبان فارسی و افزایش دایرهٔ واژگان شماست. با این کار می‌توانید متن‌های روان‌تر و پربارتری بنویسید و در نتیجه نمره‌های بهتری کسب کنید.

    در پایان، به معنی کلمه «رها» در فرهنگ‌های لغت می‌پردازیم. در لغتنامهٔ دهخدا، معنی «رها» به صورتِ آزاد شده، جدا و آزاد آمده است. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز معناهایی مانند آزاد، بی‌قید، رها کردن و خلاص‌شده برای این واژه ذکر شده است.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی کلمات درس شانزدهم فارسی ششم ✅ هم خانواده متضاد و خلاصه درس مراجعه کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه سلمان

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی کلمات درس پانزدهم فارسی ششم ✅ هم خانواده مخالف خلاصه و پیام درس.

  • هم خانواده کلمه دانش آموز + مترادف و معنی کلمه دانش آموز

    هم خانواده کلمه دانش آموز + مترادف و معنی کلمه دانش آموز

    هم خانواده کلمه دانش آموز

    واژه‌هایی مانند دانشجو، دانشمند و دانش، هم‌خانوادهٔ کلمهٔ دانش‌آموز هستند. این واژه‌ها از یک ریشه تشکیل شده‌اند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک می‌باشند.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی حکایت عمر گران مایه ششم فارسی صفحه ۹۲ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی کلمات درس زیر آسمان بزرگ فارسی کلاس پنجم ، هم خانواده مخالف و خلاصه درس را از دست ندهید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    می‌توانید در جمله‌نویسی و انشا از این کلمات استفاده کنید تا نوشته‌هایتان روان‌تر و زیباتر شود. در ادامه با آوردن کلمات هم‌معنی و متضاد، به شما کمک می‌کنیم تا معنای واژهٔ دانش‌آموز را بهتر درک کنید.

    کلمات مترادف دانش‌آموز عبارت‌اند از: شاگرد، طلبه، تلمیذ، محصل و نوآموز. این واژه‌ها هم‌معنی دانش‌آموز هستند و می‌توانید به جای یکدیگر به کار ببرید. متضاد دانش‌آموز نیز کلمهٔ معلم است.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر شیر خدا فارسی ششم صفحه ۸۸ ✅ هم خانواده متضاد خلاصه و پیام درس سری سر بزنید.

    اکنون که با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های دانش‌آموز آشنا شدید، خوب است به سراغ لغتنامه‌های معتبر فارسی برویم. تعریف‌های ارائه‌شده در این کتاب‌ها به شما کمک می‌کند تا معنای این واژه را به طور کامل بیاموزید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی کلمات شعر درس پانزدهم فارسی پنجم (کاجستان) ✅ هم خانواده و مخالف.

    در لغتنامهٔ دهخدا، دانش‌آموز به کسی گفته می‌شود که دانش می‌آموزد، علم فرا می‌گیرد، یا شاگرد مدرسه است. در فرهنگ معین نیز به فردی که علم می‌آموزد یا شاگرد مدرسه است، دانش‌آموز گفته می‌شود. فرهنگ عمید هم دانش‌آموز را کسی می‌داند که در مقاطع ابتدایی، راهنمایی یا دبیرستان درس می‌خواند و به عنوان شاگرد شناخته می‌شود.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی درس چهاردهم فارسی ششم (راز زندگی) ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ لذت

  • هم خانواده کلمه آفریده + مترادف و معنی کلمه آفریده

    هم خانواده کلمه آفریده + مترادف و معنی کلمه آفریده

    هم خانواده کلمه آفریده

    واژه‌های هم‌خانواده «آفریده» شامل «آفریننده» و «آفرینش» می‌شوند. کلمات هم‌خانواده معمولاً حروف اصلی یکسانی دارند. اگر این حروف اصلی را پیدا کنید، می‌توانید به سادگی کلمات هم‌خانواده را تشخیص دهید و بنویسید.

    «آفریده» که به معنی ساخته‌شده یا مخلوق است، یک واژه شناخته‌شده در زبان فارسی به شمار می‌رود و گاهی نیز به عنوان نام برای دختران به کار می‌رود. در ادامه، با آوردن معانی و کلمات هم‌معنی این واژه، سعی می‌کنیم درک بهتری از آن پیدا کنید و معنایش را بهتر به خاطر بسپارید.

    کلمات مترادف «آفریده» عبارت‌اند از: خلق‌شده، ساخته‌شده، ایجادشده، تولیدشده، پدیدآمده و به‌وجودآمده. همان‌طور که می‌دانید، کلمات مترادف به کلماتی گفته می‌شود که تقریباً معنای یکسانی دارند.

    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی در دوره دبستان، یادگیری مترادف‌ها، متضادها و کلمات هم‌خانواده است. یادگیری این موارد نه تنها به درک بهتر معنای کلمه کمک می‌کند، بلکه باعث می‌شود آن را برای مدت بیشتری در خاطر داشته باشید.

    در پایان، معانی مختلف واژه «آفریده» را در فرهنگ‌های معتبر فارسی مانند دهخدا، معین و عمید بررسی می‌کنیم. در این کتاب‌های مرجع، معناهایی مانند خلق‌شده، مخلوق، آفریده‌شده و در مقابل آفریننده برای این کلمه آورده شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه آفریننده

    برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

  • هم خانواده کلمه عکاسی + مترادف و معنی کلمه عکاسی

    هم خانواده کلمه عکاسی + مترادف و معنی کلمه عکاسی

    هم خانواده کلمه عکاسی

    کلمه‌های هم‌خانواده عکاسی، عکس و عکاس هستند. اگر به این کلمات دقت کنید، می‌بینید که حروف «ع»، «ک» و «س» در همه آنها مشترک است. این حروف، در واقع ریشه اصلی کلمه عکاسی را تشکیل می‌دهند. با شناختن این ریشه، می‌توانید کلمات هم‌خانواده دیگر را هم به راحتی تشخیص دهید.

    برای مطالعه بیشتر، به هم خانواده کلمه تجمل + مترادف و معنی کلمه تجمل سری سر بزنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    برای کلمه عکاسی، معادل‌های فارسی دیگری مثل نگاره‌گر، رُخشگَر و فرتورگر نیز وجود دارد؛ اما این واژه‌ها چندان رایج نیستند و شاید تا به حال به گوشتان نخورده باشند. در ادامه، همراه ما باشید تا با معانی و مترادف‌های عکاسی در فرهنگ‌های لغت فارسی بیشتر آشنا شوید.

    مترادف‌های عکاسی عبارت‌اند از: عکس گرفتن، تصویرگری، فوتوگرافی، عکس‌برداری، فیلم‌برداری و به طور کلی به کسی گفته می‌شود که با دوربین کار می‌کند.

    این کلمات هم‌معنی عکاسی هستند و می‌توانید در جای مناسب از آنها استفاده کنید. یادگیری مترادف‌ها نه تنها به درک بهتر معنای واژه کمک می‌کند، بلکه دایره لغات شما را گسترده‌تر کرده و مهارت نوشتاری‌تان را تقویت می‌نماید.

    مقاله هم خانواده کلمه معمول + مترادف و معنی کلمه معمول حاوی اطلاعات جامعی است.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب هم خانواده کلمه عرب + معنی و مترادف کلمه عرب را بخوانید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه تمام + معنی و مترادف کلمه تمام.

    اکنون که با هم‌خانواده و مترادف‌های عکاسی آشنا شدید، خوب است نگاهی هم به تعریف این واژه در لغتنامه‌های معروف فارسی بیندازیم. توضیحاتی که در این منابع ارائه می‌شود، به شما کمک می‌کند تا معنای کلمه را به طور کامل و دقیق بیاموزید. در این لغتنامه‌ها معمولاً از واژه‌هایی مانند عکس‌برداری و فرتورخانه به عنوان معادل عکاسی نام برده شده است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه تابان + مترادف و معنی کلمه تابان.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه شرکت

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله هم خانواده کلمه عقب + معنی و مترادف کلمه عقب ادامه دهید.

  • هم خانواده کلمه تعطیل + معنی ، مترادف و متضاد کلمه تعطیل

    هم خانواده کلمه تعطیل + معنی ، مترادف و متضاد کلمه تعطیل

    هم خانواده کلمه تعطیل

    کلمات هم‌خانواده برای «تعطیل» شامل «معطل» و «تعطیلات» می‌شوند. برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، ابتدا باید ریشهٔ اصلی کلمه را پیدا کنید. در زبان عربی، ریشهٔ کلمه معمولاً سه حرفی است و در همهٔ کلمات هم‌خانواده به یک شکل تکرار می‌شود.

    در زبان فارسی، اگر بن ماضی و بن مضارع یک کلمه یکسان باشند، آن کلمات هم‌خانواده محسوب می‌شوند. کلمات هم‌خانواده معمولاً از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند. برای اینکه بهتر با معنای واژهٔ «تعطیل» آشنا شوید، در ادامه مترادف‌ها، متضادها و معادل‌های فارسی آن را نیز آورده‌ایم.

    مترادف‌های کلمهٔ تعطیل عبارت‌اند از:
    بیکاری، بیکار کردن، مرخصی، منحل کردن، ناکارآمدی، وقفه، انحلال، برچیده شدن، لنگ زدن، متلاشی شدن، روز دست از کار کشیدن، معطل گذاشتن و مهمل گذاشتن.
    شما حتماً با بسیاری از این واژه‌ها آشنا هستید و می‌توانید از آن‌ها به‌جای تعطیل استفاده کنید.

    یادگیری مترادف‌ها نه‌تنها به درک بهتر معنای کلمه کمک می‌کند، بلکه دایرهٔ واژگان شما را گسترش می‌دهد و توانایی شما را در نوشتن تقویت می‌کند.

    همچنین بد نیست بدانید متضادهای واژهٔ تعطیل عبارت‌اند از: فعالیت، شاغل و کار.
    معادل‌های فارسی آن نیز بیکاری، فرویش، بسته و بیکار است.
    در پایان، برای بررسی دقیق‌تر، به سراغ لغتنامه‌های معتبر فارسی رفته و معانی واژهٔ تعطیل را در آن‌ها مرور می‌کنیم.

    در لغتنامهٔ دهخدا برای تعطیل این معانی آمده است:
    متوقف کردن یک کار یا عمل، بیکار کردن فردی، بازماندن از کار، بیکاری، زمان فراغت، بیکار بودن، متوقف شدن و رها شدن.

    در فرهنگ‌های عمید و معین نیز برای این واژه معانی زیر ثبت شده است:
    دست از کار کشیدن، بیکار بودن و مهمل گذاشتن.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ معطل

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.

  • هم خانواده کلمه ترخیص + مترادف و معنی کلمه ترخیص

    هم خانواده کلمه ترخیص + مترادف و معنی کلمه ترخیص

    هم خانواده کلمه ترخیص

    کلماتی مانند “مرخص” و “رخصت” با واژه “ترخیص” هم‌خانواده هستند. به کلماتی که معنای نزدیک به هم دارند و دست کم سه حرف مشترک دارند، هم‌خانواده می‌گویند.

    یادگیری کلمات هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است و بخش بزرگی از درس فارسی را تشکیل می‌دهد. این کلمات به شما کمک می‌کنند معنای واژه‌ها را بهتر بفهمید و دایره لغات خود را گسترده‌تر کنید. در ادامه، معنی و واژه‌های هم‌معنی “ترخیص” را با هم مرور می‌کنیم.

    واژه‌های مترادف و هم‌معنی “ترخیص” عبارتند از: اجازه دادن، رخصت دادن، مرخص کردن، خارج کردن کالا از گمرک، و اجازه صادر کردن.

    شما می‌توانید در جمله‌های خود به جای “ترخیص” از این کلمات استفاده کنید، بدون اینکه مفهوم جمله شما تغییر کند یا زیبایی آن از بین برود.

    حالا که با هم‌خانواده و مترادف‌های “ترخیص” آشنا شدید، خوب است نگاهی به کتاب‌های معروف لغت‌نامه فارسی بیندازیم که به عنوان منبعی مطمئن استفاده می‌شوند.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    در لغت‌نامه دهخدا معنای واژه “ترخیص” به صورت “رخصت دادن” و “اجازه دادن” آمده است. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز معنی “ترخیص” به صورت “رخصت دادن”، “مرخص کردن”، “اجازه دادن” و “ارزان کردن” بیان شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه ستایش

  • هم خانواده کلمه باشکوه + معنی ، مترادف و متضاد کلمه باشکوه

    هم خانواده کلمه باشکوه + معنی ، مترادف و متضاد کلمه باشکوه

    هم خانواده کلمه باشکوه

    کلمه‌های «شکوه» و «شکوهمند» هم‌خانوادهٔ واژهٔ «باشکوه» هستند. احتمالاً این کلمات را قبلاً شنیده‌اید یا در کتاب‌ها و نوشته‌ها دیده‌اید. این واژه‌ها از یک ریشه مشتق شده‌اند و سه حرف اصلی در همهٔ آنها یکسان است.

    از نظر معنایی نیز کلمات هم‌خانواده معمولاً مفهوم نزدیک به هم دارند. در ادامه با آوردن واژه‌های هم‌معنی و متضاد، به شما کمک می‌کنیم تا معنای این کلمه را بهتر بفهمید.

    واژه‌های هم‌معنیِ «باشکوه» عبارت‌اند از: پرارج، باعظمت، باابهت، مجلل، پرجلال و شکوهمند. یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی و افزایش دایرهٔ واژگان، یادگیری کلمات هم‌خانواده و هم‌معنی است.

    همچنین با یادگیری این کلمات می‌توانید انشاهای روان‌تر و زیباتی بنویسید و نمرهٔ بهتری در درس فارسی کسب کنید. در مقابل، واژه‌های متضاد «باشکوه» عبارت‌اند از: بی‌ابهت و غیرشکوهمند.

    مقاله هم خانواده کلمه معمول + مترادف و معنی کلمه معمول منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    حالا که با خانواده و هم‌معنی‌های «باشکوه» آشنا شدید، خوب است به سراغ فرهنگ‌های معتبر فارسی برویم. توضیحاتی که این فرهنگ‌ها برای واژهٔ «شکوه» ارائه داده‌اند، به درک بهتر معنای آن کمک می‌کند.

    در لغت‌نامه‌های معتبر، برای کلمهٔ «باشکوه» معناهایی مانند باعظمت، باابهت، شکوهمند و با جلال ذکر شده است.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده کلمه تابان + مترادف و معنی کلمه تابان سر بزنید.

    در این مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه اطلاعات مفیدی آمده است.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه تجمل + مترادف و معنی کلمه تجمل را مطالعه کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ ستایش