هم خانواده فرمانده
واژههای همخانواده برای «فرمانده» عبارتند از: فرماندهی، فرمان و فرماندار. برای تشخیص این قبیل کلمات، بهتر است چند نکته اصلی را بدانید. کلمات همخانواده معمولاً از نظر معنا و ساختار با واژه اصلی شباهت دارند. همچنین، حروف اصلی آنها در همه این کلمات تکرار میشود. پیدا کردن ریشه یک کلمه، آسانترین روش برای یافتن واژههای همخانواده آن است. در ادامه، برای این که بیشتر با واژه فرمانده آشنا شوید، معادلها و مقابلهای آن را نیز بررسی میکنیم.
واژههای مترادف فرمانده شامل این موارد است: سپهسالار، سردار، آمر، امیر، سالار، سرکرده و سرلشکر. شما میتوانید از این کلمات به جای فرمانده در جملههای خود استفاده کنید.
یکی از راههای ساده برای تقویت زبان فارسی در دوره دبستان، یادگیری مترادفها، متضادها و واژههای همخانواده است. با یادگیری این موارد، معنای واژهها را بهتر میفهمید و آنها برای همیشه در خاطرتان میماند. متضاد کلمه فرمانده نیز، همانطور که احتمالاً میدانید، «فرمانبر» است.
در پایان، برای درک بهتر معنای فرمانده، تعریف این واژه در فرهنگهای مختلف فارسی را با هم مرور میکنیم. در لغتنامه دهخدا، فرمانده به معنای حاکم، آمر و کسی که دستور میدهد آمده است. در فرهنگهای معین و عمید نیز فرمانده به این صورت تعریف شده: کسی که فرمان میدهد، در ارتش به فردی که به زیردستانش دستور میدهد، حاکم و فرمانده کل قوا.
بیشتر بخوانید:
همخانواده کلمه سلطنت
همخانواده کلمه جلب
همخانواده کلمه حکمت
همخانواده کلمه غریق
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.









