دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه تامین + معنی و مترادف کلمه تامین

    هم خانواده کلمه تامین + معنی و مترادف کلمه تامین

    هم خانواده تامین

    کلماتی که با “تأمین” هم‌خانواده هستند، شامل امن، امان، تامینات و امنیت می‌شوند. به کلماتی که معنای نزدیک به هم دارند و حداقل سه حرف مشترک دارند، هم‌خانواده گفته می‌شود. این کلمات در زبان فارسی از اهمیت زیادی برخوردارند و یادگیری آن‌ها بخش مهمی از درس فارسی است. آن‌ها به شما کمک می‌کنند معنی واژه‌ها را بهتر بفهمید و دایره لغات خود را گسترش دهید.

    واژه‌های مترادف و نزدیک به معنای “تأمین” عبارتند از: امن کردن، امان، امنیت، اطمینان دادن، آماده، فراهم، مهیا، ایمن سازی، آماده سازی، فراهم سازی، امنیت دادن، در امان، محفوظ، بسیج، تحصیل، تدارک، ایمن کردن، ترتیب، تهیه، آمین گویی و ایمن ساختن.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    شما با بسیاری از این واژه‌ها آشنا هستید و یادگیری بیشتر آن‌ها به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر جمله‌سازی کنید و متن‌های خلاقانه‌تری بنویسید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده سعادت + متضاد و مترادف کلمه سعادت سر بزنید.

    همچنین خوب است بدانید که معادل‌های دیگر واژه “تأمین” در فارسی، زینهار دادن، فراهم، فراهم کردن، آسایش و پناه دادن است.

    در پایان، برای این که بهتر با معنای “تأمین” آشنا شوید، به تعریف آن در فرهنگ‌های مختلف می‌پردازیم. در لغتنامه دهخدا، واژه تأمین به معنای امین کردن، آمین گفتن برای دعای کسی، حفظ کردن، امن نمودن، اعتماد کردن و راستی کردن آمده است. در فرهنگ معین، حفظ کردن، ایمن کردن و آرام دادن معنی شده و در فرهنگ عمید نیز آماده کردن، دارای امنیت و امنیت داشتن نوشته شده است.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله هم خانواده کلمه عرب + معنی و مترادف کلمه عرب را مطالعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه عقب + معنی و مترادف کلمه عقب را مطالعه کنید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در هم خانواده کلمه تمام + معنی و مترادف کلمه تمام پیدا کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه غزا
    هم‌خانواده کلمه خود
    هم‌خانواده کلمه تعامل
    هم‌خانواده کلمه آینده

    اگر به این موضوع علاقه دارید، هم خانواده لذت + مترادف ، معنی و متضاد لذت برای تمامی پایه های تحصیلی را از دست ندهید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله هم خانواده تصمیم + مترادف و معنی کلمه تصمیم را مطالعه کنید.

  • هم خانواده کلمه عرب + معنی و مترادف کلمه عرب

    هم خانواده کلمه عرب + معنی و مترادف کلمه عرب

    هم خانواده عرب

    واژه‌های هم‌خانواده «عرب» شامل «عربی» و «اعراب» می‌شوند. برای تشخیص کلمات هم‌خانواده بهتر است چند نکته اصلی را به خاطر بسپارید. کلمات هم‌خانواده معمولاً از نظر معنا و ساختار با کلمه اصلی شباهت دارند. همچنین، حروف اصلی آن‌ها در همهٔ این کلمات یکسان است.
    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای پیدا کردن هم‌خانواده‌ها، شناسایی ریشهٔ اصلی واژه است. یادگیری واژه‌های جدید و معانی آن‌ها قدم بزرگی در تقویت زبان فارسی شما خواهد بود. در ادامه برای آشنایی بیشتر با این کلمه، مترادف‌ها و متضادهای آن را مرور می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    مترادف‌های کلمه «عرب» شامل این موارد است: اعرابی، تازی، تازیک و بدوی. این واژه‌ها هم‌معنی «عرب» هستند و می‌توانید در جمله‌نویسی از آن‌ها به جای یکدیگر استفاده کنید.

    یادگیری هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های یک واژه به شما کمک می‌کند دایره لغات خود را گسترش دهید و این، یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی است. همچنین خوب است بدانید متضاد کلمه «عرب»، «عجم» است.

    در پایان، برای درک بهتر معنای «عرب»، به تعریف این واژه در فرهنگ‌های فارسی می‌پردازیم. در لغت‌نامه‌های معتبر، معانی زیر برای «عرب» آورده شده است: تازی، از نژاد عرب، بی‌پناه و بدون پشتیبان بودن، کاملاً انکار کردن و هیچ چیز ندانستن.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه تامین
    هم خانواده کلمه غزا
    هم خانواده کلمه خود
    هم خانواده کلمه تعامل

  • هم خانواده کلمه عقب + معنی و مترادف کلمه عقب

    هم خانواده کلمه عقب + معنی و مترادف کلمه عقب

    هم خانواده عقب

    کلمه “عقب” یک واژه پرکاربرد در زبان فارسی است که حتماً در کتاب‌های درسی خود با آن روبرو شده‌اید. این کلمه معمولاً به کسی یا چیزی گفته می‌شود که سرعت، رفتار یا مهارتش از دیگران کمتر است. واژه‌های هم‌خانواده “عقب” عبارت‌اند از: عاقبت، عقوبت و تعقیب. در ادامه، برای آشنایی بیشتر با معانی این واژه، مترادف‌های آن را نیز بررسی می‌کنیم.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    مترادف‌های کلمه “عقب” شامل این موارد می‌شوند: پشت سر، عقبه، ورا، نسل، دنبال، پی، پس، خلف، پشت، پیرو، دنباله و فرزند. یادگیری هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های یک واژه، بخش مهمی از یادگیری زبان فارسی است و در سال‌های آینده نیز با آن سر و کار خواهید داشت.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی درس هفدهم فارسی ششم ستاره روشن ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    با استفاده از مترادف‌ها و واژه‌های هم‌خانواده، می‌توانید انشاهای زیباتر و روان‌تری بنویسید و نمره‌های بهتری در درس فارسی کسب کنید.

    در این مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه اطلاعات مفیدی آمده است.

    برای درک دقیق‌تر معنای “عقب”، بهتر است به فرهنگ‌های معتبر زبان فارسی مراجعه کنیم. در فرهنگ معین و لغتنامه دهخدا، این واژه به معانی زیر آمده است: ولد، پاشنه، هر چیزی که پس از چیز دیگری بیاید، جهت، اعقاب، مقعد، فرزند، نسل، چیزی با فاصله دورتر یا کمی دورتر، و پشت سر.

    در فرهنگ عمید نیز برای “عقب” این معانی ذکر شده است: فرزند، پاشنه پا، نوادگان، فرزندزاده، پشت سر، بازماندگان، کسی یا چیزی که سرعت، رفتار یا مهارتش از دیگران کمتر باشد، دور، واقع در پشت سر، و دارای فاصله مکانی یا زمانی.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه عرب
    هم خانواده کلمه تامین
    هم خانواده کلمه غزا
    هم خانواده کلمه خود

  • هم خانواده کلمه تمام + معنی و مترادف کلمه تمام

    هم خانواده کلمه تمام + معنی و مترادف کلمه تمام

    هم خانواده تمام

    کلمه‌های هم‌خانواده «تمام» عبارت‌اند از: اتمام، اغتمام، اهتمام، استتمام، متمم و تیمم. این واژه‌ها در ریشه به سه حرف مشترک هستند و از نظر معنی نیز به هم نزدیک می‌باشند.
    حالا که با خانواده کلمه «تمام» آشنا شدید، در ادامه معنی‌های دیگر، واژه‌های هم‌معنی و متضاد آن را که در فرهنگ‌های معتبر فارسی آمده است، مرور می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی کلمات درس چهارم داستان من و شما کلاس ششم ✅ هم خانواده مخالف مراجعه کنید.

    واژه‌های هم‌معنی «تمام» عبارت‌اند از:
    ختم، اختتام، بسیار، کل، تماماً، پایان، جمعاً، بسنده، هر، کافی، همگی، جمله، عموم، بس، همه، فراوان و زیاد.
    این کلمات تقریباً معنایی یکسان با «تمام» دارند و می‌توانید به جای آن در جمله استفاده کنید بدون اینکه مفهوم جمله تغییر کند.
    همانطور که احتمالاً حدس زده‌اید، متضاد کلمه «تمام»، «آغاز» و «شروع» است.

    برای درک بهتر این واژه، خوب است به تعریف آن در لغتنامه‌های معروف فارسی نگاهی بیندازیم:

    – در **فرهنگ عمید**: تمام به معنی درست، همه، کامل، بی‌عیب، به پایان رسیدن، همگی، کامل شدن، زیاد، گذراندن و سپری کردن آمده است.
    – در **لغتنامه دهخدا**: این واژه به معنای کامل کردن، همه و پایان دادن چیزی ذکر شده است.
    – در **فرهنگ معین**: تمام به معنی بی‌عیب، رسا، همه، کامل، همگی و درست تعریف شده است.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه عقب
    هم‌خانواده کلمه عرب

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی کلمات درس پنجم هفت خان رستم کلاس ششم ✅ هم خانواده و مخالف سر بزنید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی کلمات درس سوم هوشیاری ✅ فارسی ششم دبستان + هم خانواده و مخالف مراجعه کنید.

  • هم خانواده کلمه نگاه + مترادف و معنی کمه نگاه

    هم خانواده کلمه نگاه + مترادف و معنی کمه نگاه

    هم خانواده نگاه

    کلماتی مانند نگهبان، نگهبانی و نگهداری هم‌خانوادهٔ کلمهٔ «نگاه» هستند. این کلمات از یک ریشه ساخته شده‌اند و سه حرف اصلی مشترک دارند و از نظر معنی نیز به هم نزدیک هستند.
    در زبان عربی، به کلماتی که حروف اصلی آن‌ها پشت سر هم بیایند و از یک ریشه باشند، هم‌خانواده گفته می‌شود. در زبان فارسی نیز کلماتی که بن ماضی و مضارع یکسانی داشته باشند، هم‌خانواده محسوب می‌شوند.
    در ادامه، برای آشنایی بیشتر با معنی «نگاه»، مترادف‌های آن را مرور می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.

    مترادف‌های کلمهٔ نگاه عبارت‌اند از: نگرش، دید، تماشا، دیدار، نظر، توجه، نظاره، مشاهده، رویت و عنایت.
    این کلمات معنایی نزدیک به «نگاه» دارند و می‌توانید از آن‌ها به‌عنوان جایگزین در جمله‌های خود استفاده کنید.

    در پایان، برای درک بهتر معنی «نگاه»، به فرهنگ‌های لغت فارسی مراجعه می‌کنیم و معانی مختلف آن را مقایسه می‌کنیم.
    در فرهنگ عمید، معنی واژهٔ نگاه شامل: دیدن، چشم، نگاهداری کردن، نگریستن، نظر، ایست دادن، نگاه داشتن و متوقف ساختن آمده است.
    در لغت‌نامهٔ دهخدا و فرهنگ معین نیز معانی مانند نظاره، ملاحظه، دید، مشاهده، نگاه، دیدار و نظر برای این واژه ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه تمام
    هم‌خانواده کلمه عقب
    هم‌خانواده کلمه عرب
    هم‌خانواده کلمه تأمین

  • هم خانواده کلمه نشان + معنی و مترادف کلمه نشان

    هم خانواده کلمه نشان + معنی و مترادف کلمه نشان

    هم خانواده نگاه

    کلمه‌های هم‌خانواده «نشان» عبارتند از: نشانه، نشانی و نشاندن. برای تشخیص کلمات هم‌خانواده، باید ریشه اصلی کلمه را پیدا کنید. این کلمات معمولاً در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند. در مورد کلمه‌های فارسی، هم‌خانواده‌ها معمولاً بن گذشته یا بن حال یکسانی دارند. در ادامه، برای اینکه بهتر با معنی کلمه «نشان» آشنا شوید، کلمات مترادف آن را هم می‌گوییم.

    مترادف‌های کلمه نشان عبارتند از: سراغ، علامت، امارت، آماج، آیه، نقش، اثر، رد، آرم، داغ، انگ، رگه، هدف، نشانه، مدال، تیر، تمغا، نشانی و رمز.

    یادگیری مترادف‌ها و کلمات هم‌خانواده، دایره لغات شما را گسترده‌تر می‌کند و به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر جمله‌سازی کنید و متن‌های زیباتی بنویسید.

    مقاله هم خانواده کلمه آثار + مترادف و معانی کلمه آثار منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.

    حالا که با مترادف و هم‌خانواده این کلمه آشنا شدید، برای درک دقیق‌تر معنی «نشان»، خوب است به لغتنامه‌های معتبر فارسی مراجعه کنید. در لغتنامه دهخدا و فرهنگ معین، معنی واژه «نشان» این‌طور آمده است: علامت، نشانی، نگاه کردن، مهر و نگین، علم، نشانه، پرچم، قطعه‌ای از طلا یا نقره که به افراد مهم و نمونه اهدا می‌شود، و همچنین هدفی که برای تیراندازی در نظر گرفته می‌شود.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه نگاه
    هم خانواده کلمه تمام
    هم خانواده کلمه عقب
    هم خانواده کلمه عرب

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه باهوش + مترادف ، متضاد و معنی کلمه باهوش را مطالعه کنید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله هم خانواده کلمه آفرینش + مترادف و معنی کلمه آفرینش به شما کمک خواهد کرد.

  • هم خانواده کلمه غریق + معنی و مترادف کلمه غریق

    هم خانواده کلمه غریق + معنی و مترادف کلمه غریق

    هم خانواده غریق

    واژه‌های هم‌خانواده «غریق» شامل «غرق»، «غرقه» و «تغریق» می‌شوند. این کلمات از یک ریشه اصلی ساخته شده‌اند و در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند.
    در زبان عربی، به کلماتی که از یک ریشه گرفته شده‌اند و حروف اصلی آن‌ها پشت سر هم قرار می‌گیرند، هم‌خانواده گفته می‌شود.
    یادگیری کلمات هم‌خانواده در زبان فارسی اهمیت زیادی دارد و به شما کمک می‌کند تا دایره واژگان خود را گسترش دهید.
    در ادامه، برای درک بهتر معنای واژه «غریق»، مترادف‌های آن را نیز بررسی می‌کنیم.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    مترادف‌های کلمه «غریق» عبارت‌اند از: فرو رفته، غرقه، مستغرق، غوطه‌ور و غرق.
    این مترادف‌ها هم‌معنی با «غریق» هستند و اگر آن‌ها را در جمله به کار ببرید، معنای جمله تغییر نخواهد کرد.

    در پایان، برای شناخت بیشتر معنای «غریق»، تعریف این واژه در فرهنگ‌های مختلف را نیز بیان می‌کنیم:
    در فرهنگ عمید و معین، «غریق» به معنای «غرق‌شده» و «فرو رفته در آب» آمده است.
    در لغتنامه دهخدا نیز معناهایی مانند مغروق، غارق، غوطه‌ور شده در دریا، کشتی‌شکسته در آب و فرورفته در آب برای آن ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه نشان
    هم‌خانواده کلمه نگاه
    هم‌خانواده کلمه تمام
    هم‌خانواده کلمه عقب

  • هم خانواده کلمه حکمت + معنی و مترادف کلمه حکمت

    هم خانواده کلمه حکمت + معنی و مترادف کلمه حکمت

    هم خانواده حکمت

    کلماتی که با «حکمت» هم‌خانواده هستند، شامل این موارد می‌شوند: حکیم، حاکم، محاکمه، محکوم، حکومت و احکام. برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده، باید بخش اصلی و ریشه کلمه را پیدا کنید که معمولاً از سه حرف تشکیل شده است. در مورد کلماتی که ریشه فارسی دارند، معمولاً بخش گذشته و حال آن‌ها شبیه به هم است و این روشی آسان برای تشخیص کلمات هم‌خانواده به شمار می‌رود. در ادامه، برای آشنایی بیشتر با واژه «حکمت»، معادل‌های آن را نیز بررسی می‌کنیم.

    واژه‌های مترادف با حکمت عبارت‌اند از: خرد، دلیل، اندرز، دانایی، فرزان، عرفان، مشیت الهی، فرزانگی، پند، علم الهی، تصوف، کمال، علت، علم، معرفت، سبب و فلسفه. وقتی کلمات تازه و معانی آن‌ها را یاد می‌گیرید، گام بزرگی در جهت تقویت زبان فارسی خود برداشته‌اید.

    یادگیری کلمات هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی از اهمیت بالایی برخوردار است و در طول دوران تحصیل با آن‌ها سر و کار دارید. با یادگیری این کلمات، دایره لغات شما گسترده‌تر شده و مهارت نوشتاری شما نیز تقویت می‌شود.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    در ادامه، به بررسی معانی مختلف واژه «حکمت» در فرهنگ‌های مختلف می‌پردازیم. در فرهنگ عمید، این واژه به معانی فلسفه، فرزانگی، نصیحت، دلیل، علت، خرد، آگاهی مربوط به روابط انسانی مانند سیاست و اخلاق، آگاهی درباره چیزهایی که در دسترس انسان نیستند، و نیز نوعی فلسفه عرفانی که از راه کشف و شهود به دست می‌آید، آمده است.

    در لغتنامه دهخدا، معانی حکمت شامل دانایی، عرفان، علم، راستی، دانش، معرفت، دانشمندی، درستی و سخن حق بیان شده است. فرهنگ معین نیز دانش، درستی، سخن حق، علم و راستی را به عنوان معانی حکمت ذکر کرده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه غریق
    هم‌خانواده کلمه نشان
    هم‌خانواده کلمه نگاه
    هم‌خانواده کلمه تمام

  • هم خانواده کلمه جلب + معنی و مترادف کلمه جلب

    هم خانواده کلمه جلب + معنی و مترادف کلمه جلب

    هم خانواده جلب

    کلمات هم‌خانوادهٔ واژهٔ «جلب» شامل «جالب» و «جلب‌کننده» می‌شوند. برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده باید ریشهٔ اصلی کلمه را پیدا کنید. معمولاً این کلمات در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند. در مورد کلمات فارسی، هم‌خانواده‌ها معمولاً بن ماضی یا بن مضارع یکسانی دارند.
    کلمات هم‌خانواده از نظر معنایی و ساختاری با واژهٔ اصلی ارتباط دارند و یادگیری آن‌ها اهمیت زیادی دارد. برای آشنایی بیشتر با معنی «جلب»، در ادامه مترادف‌های آن را نیز می‌آوریم.

    مترادف‌های کلمهٔ جلب عبارت‌اند از: پست، روسپی، حقه‌باز، خوار، زناکار، دون، نادرست، هرجایی، دغل، زبون، محیل، سفله، غر، فرومایه، متقلب و مکار.

    همان‌طور که می‌دانید، مترادف‌ها کلماتی هستند که معنی یکسانی با واژهٔ مورد نظر دارند. بنابراین می‌توانید هنگام نوشتن انشاهای زیبا و روان، از آن‌ها به عنوان جایگزین استفاده کنید.
    پس از یادگیری مترادف‌های «جلب»، بهتر است نگاهی به معانی مختلف این واژه در فرهنگ‌های لغت فارسی بیندازیم.

    واژهٔ «جلب» در فرهنگ عمید به این معانی آمده است:
    – به سوی خود کشیدن
    – بازداشت
    – جذب کردن
    – دستگیر کردن از طرف قانون
    – حکم جلب
    – علاقه‌مند کردن دیگران به خود

    در لغت‌نامهٔ دهخدا نیز این واژه با معانی زیر تعریف شده است:
    – طلب کردن
    – گناه و جنایت
    – گناه کردن
    – هر چیز فاسد
    – فراهم آوردن
    – کشاندن از جایی به جای دیگر
    – حقه‌باز
    – غوغا کردن
    – غوغا نمودن
    – حیله‌گری
    – کسب کردن
    – زن بدکار

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    فرهنگ معین نیز برای «جلب» این معانی را ارائه داده است:
    – حقه‌باز
    – دستگیری
    – کشیدن
    – زن فاسد
    – ربودن
    – هر چیز فاسد
    – بازداشت

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه حکمت
    هم‌خانواده کلمه غریق
    هم‌خانواده کلمه نشان
    هم‌خانواده کلمه نگاه

  • هم خانواده کلمه سلطنت + معنی و مترادف کلمه سلطنت

    هم خانواده کلمه سلطنت + معنی و مترادف کلمه سلطنت

    هم خانواده سلطنت

    واژه‌های هم‌خانوادهٔ «سلطنت» شامل سلطه، سلطان، سلیطه، سلطنه و سلاطین می‌شوند. این کلمات از یک ریشهٔ اصلی ساخته شده‌اند و در سه حرف بنیادی با هم مشترک هستند. در زبان عربی، به کلماتی که حروف اصلی آن‌ها پشت سر هم بیایند و از یک ریشه گرفته شده باشند، هم‌خانواده گفته می‌شود.
    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، تشخیص ریشهٔ اصلی واژه است. در اینجا قصد داریم همهٔ معانی کلمهٔ «سلطنت» را به شما معرفی کنیم و برای درک بهتر این واژه، توضیحاتی ارائه دهیم. تا پایان با ما همراه باشید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی حکایت محبت فارسی ششم ✅ معنی کلمات، هم خانواده و مخالف مراجعه کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی بخوان و بیندیش هدهد فارسی ششم صفحه ۲۰ ✅ کلمات هم خانواده و مخالف را از دست ندهید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی کلمات درس دوم پنجره های شناخت کلاس ششم ✅ هم خانواده ، مخالف و خلاصه.

    مترادف‌های کلمهٔ سلطنت عبارت‌اند از: پادشاهی کردن، امارت، تسلط، چیرگی، امیری، پادشاهی، امارت داشتن، حکومت، فرمانروایی، سلطه و شاهی.
    شما با بسیاری از این واژه‌ها آشنا هستید و یادگیری آن‌ها به گسترش دایرهٔ لغاتتان کمک می‌کند. این کار باعث می‌شود سریع‌تر بتوانید جمله‌سازی کنید و متن‌های خلاقانه‌تری بنویسید.

    اکنون که با مترادف‌ها و هم‌خانواده‌های سلطنت آشنا شدید، خوب است معنی این کلمه را نیز در فرهنگ‌های فارسی بدانید.
    در فرهنگ عمید، سلطنت به معنی سلطان شدن، پادشاهی کردن، قهر و غلبه، قدرت، توانایی، فرمانروایی و پادشاهی آمده است. فرهنگ معین و لغتنامهٔ دهخدا نیز این واژه را به معنی حکومت، شهریاری، دراززبانی، پادشاهی، تجاوز، غلبه و پادشاهی کردن معرفی کرده‌اند.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه جلب
    هم‌خانواده کلمه حکمت
    هم‌خانواده کلمه غریق
    هم‌خانواده کلمه نشان