دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Place به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Place به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Place به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “Place” هم به عنوان اسم به کار می‌رود و هم به عنوان فعل.

    وقتی “place” به عنوان فعل استفاده می‌شود، معنایی شبیه به “گذاشتن” یا “قرار دادن” دارد.

    * می‌توانی آن جعبه‌ها را روی میز **بگذاری**.
    * آخر هفته گذشته که به مسابقات اسب‌دوانی رفتیم، چندین شرط **بستیم**.
    * برایانا بهترین مبلمانش را در اتاق نشیمن خانه جدیدش **چید**.
    * شهرداری، یک بنای یادبود در مرکز شهر **نصب کرد** تا یاد کسانی که در طوفان جان باختند را زنده نگه دارد.

     

    اما وقتی “place” به عنوان اسم به کار می‌رود، معمولاً به یک مکان، ساختمان یا کسب‌وکار اشاره دارد:

    * تام یک **آپارتمان** خیلی خوب در یک برج در محله‌ای عالی دارد.
    * اگر گرسنه‌ای، من یک **رستوران** عالی برای خوردن پیتزا می‌شناسم.
    * روزانا و همسرش یک **خانه** در کنار دریاچه خریدند که قصد دارند آن را بازسازی کنند.
    * بیا برویم به آن **بار** در خیابان ششم تا یک آبجو بنوشیم.
    * آخر هفته به یک **مغازه** جالب رفتیم که اسباب‌بازی‌های دست‌ساز چوبی می‌فروخت.

     

    علاوه بر این، از کلمه “place” برای اعلام رتبه برندگان در یک مسابقه نیز استفاده می‌شود:

    * سوفیا در مسابقه دو ۱۰۰ متر **مقام اول** را به دست آورد.
    * دوستش، تانیا، **مقام دوم** را کسب کرد.
    * در مسابقه پخت پای سیب، دو **برنده مقام سوم** وجود داشت.
    * ایروینگ اکلستون در دور دوم انتخابات، **برنده اول** شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Plaid به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Plaid به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Plaid به فارسی با مثالهای کاربردی

    طرح شطرنجی یا چهارخانه، یک نقش و نگار رایج روی لباس‌هاست که هم آقایان و هم بانوان از آن استفاده می‌کنند.

    این طرح از خطوطی افقی و عمودی تشکیل شده که روی هم قرار می‌گیرند و خانه‌هایی را می‌سازند.
    او یک پیراهن چهارخانه به تن دارد.
    خیلی از آقایان، به پوشیدن پیراهن‌های پشمی چهارخانه علاقه دارند.
    او یک دامن چهارخانه پوشیده است.
    دامن‌های چهارخانه میان بانوانی که در محیط‌های اداری کار می‌کنند، طرفداران زیادی دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Plan به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Plan به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Plan به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک نفر برای رویدادی که در آینده قرار است رخ دهد، برنامه‌ریزی می‌کند. افراد برای کارهای مختلفی برنامه می‌چینند؛ مثل سفر، خرید، مراسم عروسی، آموزش، ساخت‌وساز و چیزهای دیگر.

    در شهر ما برای احداث یک مرکز خرید جدید برنامه‌هایی در دست اقدام است.
    دوستان ما در حال برنامه‌ریزی برای سفری به مکزیک هستند.
    آیا برای این آخر هفته برنامه خاصی داری؟
    من هیچ برنامه‌ای ندارم.
    برنامه از این قرار است: جمعه بعد از پایان کار، همه در کافه جمع می‌شوند تا از ساعت‌های شاد و تخفیفی لذت ببرند. (ساعت شاد: زمانی که معمولاً بعدازظهرها غذا و نوشیدنی با قیمت کمتری عرضه می‌شود)
    مدیرعامل جدید، برنامه‌ای برای بهبود وضعیت شرکت در نظر گرفته است.
    او یک نقشه دارد.
    معلم برای تدریس در کلاس‌هایش، برنامه‌ی درسی مشخصی طراحی می‌کند.
    دولت ایالتی، برنامه‌های خود برای ساخت یک ساختمان اداری جدید را متوقف کرده است. (متوقف کردن = پایان دادن، کنسل کردن یا تصمیم بر عدم انجام)
    ما هم برنامه ساخت خانه را کنار گذاشتیم. به جای آن، قصد داریم یک خانهٔ آماده بخریم.
    او در حال بررسی بعضی از نقشه‌ها و برنامه‌هاست.

    واژهٔ «plan» همچنین معمولاً به عنوان یک فعل نیز به کار می‌رود:

    ساده گذشته فعل ماضی
    plan

    برنامه ریزی کردن

    planned

    برنامه ریزی شد

    planned

    برنامه ریزی شده است

    برای آخر هفته چه برنامه‌ای داری؟
    آیا کاری می‌خواهی انجام بدهی؟

    ما می‌خواستیم به دریاچه برویم، اما آب و هوای نامساعد باعث شد مجبور شویم در خانه بمانیم.
    شهرداری در حال برنامه‌ریزی برای یک پروژه ساخت‌وساز است.

    برنیس و روجلیو تصمیم داشتند با هم ازدواج کنند، اما یک اتفاق ناگهانی رابطه آن‌ها را به پایان رساند.

    معمولاً برای تدارکات سفر، هفته‌ها و ماه‌ها قبل برنامه‌ریزی می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Plant به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Plant به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Plant به فارسی با مثالهای کاربردی

    کاشتن یعنی قرار دادن چیزی در جایی که بتواند رشد کند و پرورش یابد. وقتی از این فعل استفاده می‌کنیم، معمولاً منظورمان کاشتن گل، درخت، بوته یا چمن است:

    ما در باغچه‌مان گوجه‌فرنگی می‌کاریم.
    سال گذشته مارچوبه کاشتیم.
    همسایه‌ام جلو خانه‌اش درخت می‌کارد.
    شما دوست دارید چه چیزهایی بکارید؟

    همچنین می‌توان از این فعل برای کارهای دیگر هم استفاده کرد:

    استاد افکار تازه‌ای در ذهن دانشجویانش کاشت.
    وکیل مدافع در دل اعضای هیئت منصفه، که درباره سرنوشت متهم تصمیم می‌گرفتند، شک و تردید ایجاد کرد.
    پای خود را محکم روی زمین بگذار قبل از اینکه توپ را پرتاب کنی.
    فضانوردان آمریکایی در دهه ۱۹۶۰ میلادی، وقتی به ماه رفتند، پرچم کشورشان را روی ماه نصب کردند.

    کلمه “plant” به عنوان اسم هم به کار می‌رود:

    آلونسو و میشل چند گلدان و گیاه برای باغشان خریدند.
    یک گیاه آپارتمانی زیبا می‌تواند هوای تازه و اکسیژن بیشتری به خانه شما بیاورد.
    اخیراً یک کارخانه جدید تولید خودرو در ایالت تنسی ساخته شده است.
    کارگرانی که بیرون کارخانه تجمع کرده‌اند، خواهان افزایش حقوق و شرایط کاری بهتر هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Play به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Play به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Play به فارسی با مثالهای کاربردی

    بازی کردن یعنی از یک کار لذت ببری، فقط برای خوشگذرانی و برای اینکه با دیگران باشی.

    بچه‌ها عاشق بازی هستند.
    آنها دوست دارند بازی‌های مختلف انجام دهند.
    بچه‌ها با بازی کردن با هم، چگونگی ارتباط با دیگران را یاد می‌گیرند.
    ورزش کردن راه خوبی برای آشنا شدن با آدم‌های جدید است.
    بیا بیسبال بازی کنیم.
    یا دوست داری فوتبال بازی کنیم؟
    مهم این است که طبق قوانین بازی کنیم.
    نواختن یک ساز موسیقی، راهی عالی برای آرامش یافتن است.
    آیا می‌دانی چطور موسیقی بنوازی؟
    چه آهنگ‌هایی را بلدی بنوازی؟

     
    کلمه «play» به عنوان یک فعل، وقتی استفاده می‌شود که بخواهیم درباره نقش و تأثیر یک نفر در یک اتفاق صحبت کنیم، چه نتیجه آن اتفاق خوب باشد چه بد:

    شلی نقش بسیار مهمی در موفقیت این شرکت داشته است. (این جمله در زمان حال کامل است.)
    تاد هیچ نقشی در موفقیت سه‌ماهه سوم نداشت، با اینکه ادعای آن را کرد.
    فعالیت‌های انسان نقش بسیار بزرگی در تغییرات آب‌وهوایی دارد.

     
    کلمه «play» هم به صورت فعل به کار می‌رود و هم به صورت اسم. در مثال‌های زیر، این کلمه به شکل اسم استفاده شده است:

    دیشب رفتیم یک نمایش تئاتر ببینیم.
    بازیگران بسیار خوبی در آن نمایش بودند.
    در بازی بیسبالی که دیشب تماشا می‌کردیم، بازیکن میانی یک حرکت مهم انجام داد.
    او یک حرکت خوب انجام داد.
    یک نوع بازی با کلمات، مثل یک جمله دوپهلو، یک معنای دوم هم ایجاد می‌کند.
    برای دیدن یک ویدیو در یوتیوب، روی دکمه پخش کلیک کن.

     
    کلمه «player» یا «بازیکن» اسمی است که برای معرفی یک فرد استفاده می‌شود:

    او یک بازیکن خوب فوتبال است. (برای کسانی که در ورزش‌های گروهی شرکت می‌کنند از «player» استفاده کنید.)
    او یک تنیس‌باز بسیار خوب است.
    توماس جانسون یک فرد بسیار تأثیرگذار در به نتیجه رسیدن قرارداد بین آن دو شرکت بود.

     
    کلمات دیگری هم هستند که از «play» ساخته شده‌اند یا آن را شامل می‌شوند.

    لئونا بیشتر از ۲۰۰ آهنگ در لیست پخش خود دارد.
    کسانی که به بازی با کلمات علاقه دارند، خودشان را با حل کردن جدول و بازی‌های کلمه‌ای سرگرم می‌کنند.
    داوران مسابقه، ویدیوی تکرار حرکت را نگاه کردند تا ببینند آیا توپ از زمین خارج شده بوده یا نه.
    روور یک توله‌سگ بسیار بازیگوش است.
    چاک به شوخی و با شوخ‌طبعی با همکارانش شوخی می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Plenty به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Plenty به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Plenty به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی به اندازه کافی و حتی بیشتر از نیاز موجود باشد، می‌توانیم از کلمه plenty (بسیار) استفاده کنیم. تلفظ این کلمه به دو شکل رایج است: هم با تلفظ حرف «t» به صورت plenty و هم بدون تلفظ آن، مثل بسیاری از آمریکایی‌ها که می‌گویند pleny.

    مثال‌ها:
    – وقت زیادی برای رسیدن به فرودگاه داریم. لازم نیست عجله کنیم.
    – ماریو دوستان زیادی دارد که می‌توانند به او کمک کنند.
    – در موزه چیزهای زیادی برای دیدن وجود دارد.
    – بچه‌ها در جشن تولد کارهای زیادی برای انجام دادن دارند.
    – در مهمانی شام، غذای زیادی برای خوردن داشتیم.
    – ایالات متحده سرزمین فراوانی است. ما واقعاً خوش‌شانس هستیم که چنین شرایطی داریم.

     

    کلمه plentiful یک صفت است:

    – میوه و سبزیجات تازه به مقدار فراوان برای فروشگاه محلی ما موجود است.
    – در این ناحیه از کشور، زمین‌های قابل کشت به وفور یافت می‌شود.

     

    توجه کنید که کلمه plenty معمولاً با حرف اضافه of یا یک مصدر به کار می‌رود. با این حال، در انگلیسی محاوره‌ای، برخی افراد از plenty به صورت قید استفاده می‌کنند تا معنای «خیلی» یا «بسیار» بدهند:

    – او بعد از دویدن در ماراتن، واقعاً خسته بود.
    – من شدیداً گرسنه‌ام.
    – او از این شرایط بسیار عصبانی است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Plump به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Plump به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Plump به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “plump” معنایی نزدیک به “چاق” دارد، اما معمولاً بار مثبت‌تری دارد و احساس بهتری را منتقل می‌کند. این واژه بیشتر برای توصیف میوه‌ها، حیوانات و گاهی افراد به کار می‌رود.

    جوآن بعد از به دنیا آوردن بچه‌اش، کمی توپر و چاق‌تر به نظر می‌رسد.
    این توت‌فرنگی بسیار توپُر و شاداب است. به نظر خوشمزه می‌رسد.
    نیک ترجیح می‌دهد با دختری که کمی توپُر است قرار بگذارد تا دختری که خیلی لاغر است.
    ما یک بوقلمون درشت و خوب از سوپرمارکت خریدیم و کبابش کردیم.
    یک خرگوش کوچک و تپلی دارد از باغچه‌ی من غذا می‌خورد.
    بهترین زمان برای خوردن انگور وقتی است که دانه‌ها کاملاً برآمده و پر باشند.
    این گیلاس‌ها شیرین و پُر به نظر می‌رسند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Plunge به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Plunge به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Plunge به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “plunge” به حرکت ناگهانی و سریع به سمت چیزی اشاره دارد. این واژه معمولاً وقتی به کار می‌رود که حرکت در ارتباط با آب انجام شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    plunge

    غوطه ور شدن

    plunged

    غوطه ور شد

    plunged

    غوطه ور شده

    جف از سکوی شیرجه به داخل آب پرید.
    فرورفتن در یک حمام آب گرم بعد از یک روز کاری سخت، حس فوق‌العاده‌ای دارد.
    لگن توالت نیاز به باز کردن دارد. (وقتی توالت گرفتگی دارد، از یک فَنِر برای رفع مشکل استفاده می‌کنید.)

    همچنین از این فعل می‌توان برای موقعیت‌هایی که مربوط به کار، تجارت یا پول هستند استفاده کرد:
    بیایید همین الان خودمان را غرق این پرونده‌های کاغذی کنیم و کار را تمام کنیم.
    دیوید خیلی عجولانه وارد یک شراکت تجاری شد و ضرر مالی بزرگی کرد.
    آنها تقریباً تمام دارایی خود را روی بورس گذاشتند و ثروتمند شدند.

    گاهی اوقات کلمه “plunge” برای توصیف یک کاهش ناگهانی یا چیزی که خیلی سریع پایین می‌رود به کار می‌رود:
    حمایت از جنگ در حال افت شدید است.
    فروش این فروشگاه معمولاً در ماه فوریه به شدت کاهش می‌یابد.
    لباس این خانم یقه‌ی عمیقی دارد.

    وقتی می‌گویند کسی “takes the plunge”، معمولاً منظور این است که یک تصمیم بزرگ و سرنوشت‌ساز گرفته است:
    آنها قصد دارند پا پیش بگذارند و با هم ازدواج کنند.
    اولگا تصمیم نهایی را گرفت و بیست هزار دلار پیش‌پرداخت برای یک خانه داد.
    من به ترک کردن شغلم فکر می‌کنم، اما هنوز کاملاً آماده نیستم که این ریسک بزرگ را انجام دهم. (در این دسته از جملات، “plunge” به صورت اسم به کار رفته است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Plus به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Plus به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Plus به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “plus” معمولاً در دو موقعیت اصلی به کار می‌رود: وقتی در مورد چیزهای مثبت صحبت می‌کنیم یا وقتی می‌خواهیم اعداد و گروه‌ها را با هم جمع بزنیم.

    مثلاً:
    – دو بعلاوه دو چند می‌شود؟
    – دو بعلاوه دو برابر چهار است.
    – خانواده ما به اضافه خانواده شما، جمعاً حدود ۳۰ نفر خواهند شد.
    – ما برای مهمانی در خانه‌مان، چند پیتزا به همراه نوشیدنی سفارش داده‌ایم.
    – برف سنگین همراه با باد می‌تواند باعث کولاک شود.

    اما وقتی “plus” به عنوان اسم به کار می‌رود، معنایش “یک نقطه قوت” یا “مزیت” است.
    – داشتن دوستانی که بتوان روی آن‌ها حساب کرد، یک امتیاز مثبت است.
    – مالکیت املاک و مستغلات برای سرمایه‌گذاران بلندمدت یک مزیت محسوب می‌شود.
    – این روزها، حمل‌ونقل عمومی خوب برای هر منطقه شهری یک امتیاز مثبت است.
    – در مورد فناوری موبایل، نکات مثبت و منفی زیادی وجود دارد (یعنی مزایا و معایب مختلفی دارد).

    در مدارس نیز از علامت “plus” در کنار نمرات استفاده می‌شود:
    – تریسی در امتحانش نمره A+ گرفت.
    – تاد در امتحان پایانی نمره D+ کسب کرد.
    – جورج خود را دانش‌آموزی با سطح C+ می‌داند.
    – آماندا از نمره B+ در کارنامه‌اش راضی نبود. او امیدوار بود حداقل A- بگیرد.

    توجه: در سیستم آموزشی آمریکا، بسیاری از مدارس از نمره‌های حروفی بر اساس درصد استفاده می‌کنند. اگرچه ممکن است جزئیات در مدارس مختلف کمی متفاوت باشد، اما این یک نمونه کلی از نحوه کار این سیستم است. اگر دانش‌آموز یا والدین یک دانش‌آموز هستید، خوب است که با این سیستم آشنا باشید.

    درجه نامه درصد درصد
    A+ 100
    A 91-99
    -A 90
    B+ 89
    B 81-88
    -B 80
    C+ 79
    C 71-78
    -C 70
    D+ 69
    D 61-68
    -D 60
    F 59 و پایین تر

    بعضی از دانش‌آموزان این امکان را دارند که با انجام دادن تکالیف یا فعالیت‌های بیشتر، با معلم خود صحبت کنند تا نمره بهتری بگیرند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Pocket به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pocket به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Pocket به فارسی با مثالهای کاربردی

    جیب قسمتی از لباس است که می‌توانیم وسایل مختلفی را داخل آن بگذاریم.

    من معمولاً موبایلم را توی جیبم می‌گذارم.
    کلیدهایم را هم در جیبم حمل می‌کنم.
    آیا شما هم از جیبتان برای گذاشتن پول استفاده می‌کنید؟
    خیلی از آقایان کیف پولشان را در جیب پشت شلوارشان می‌گذارند.
    جیب پیراهن برای قرار دادن خودکار و مداد مناسب است.
    او دست‌هایش را داخل جیب‌هایش کرده است.

     
    در بازی بیلیارد هم از کلمه «جیب» استفاده می‌شود. جیب‌ها سوراخ‌هایی در میز بیلیارد هستند که توپ‌ها داخل آنها می‌افتند.

    او در حال هدف‌گیری است تا توپ را در جیب گوشه میز بیندازد.
    در بازی بیلیارد، قبل از ضربه زدن باید مشخص کنی که توپ را به کدام جیب می‌زنی.
    روی هر میز بیلیارد چهار جیب در چهار گوشه و دو جیب در کناره‌های میز وجود دارد.

     
    علاوه بر این، گاهی به فضاهای کوچک و محدودی که درون چیزی قرار دارند هم «جیب» می‌گوییم:

    ممکن است افراد گرفتار در یک حادثه قایق‌سواری، در یک حفره هوایی که پس از واژگون شدن قایق در آب به وجود می‌آید زنده بمانند.
    وقتی قسمتی از بدنمان ضربه می‌بیند، ممکن است کبود شود که در اثر جمع شدن خون در زیر پوست ایجاد می‌شود.
    کاوشگران معدن گاهی به دنبال رگه‌ها یا توده‌های کوچک طلا در زمین می‌گردند که به آنها جیب طلا می‌گویند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.