دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Office به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Office به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Office به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک دفتر، جایی است که یک شرکت یا سازمان، کارهای خود را در آن انجام می‌می‌دهد.

    دیو در یک دفتر کار می‌کند.
    شرکت‌های بزرگ، در نقاط مختلف دنیا دفتر دارند.
    سارا در شغلش ارتقا پیدا کرد و حالا یک دفتر شخصی دارد. قبلاً در یک اتاقک کار می‌کرد.
    کوین دوست ندارد در یک دفتر کار کند؛ او ترجیح می‌دهد شغلی داشته باشد که در فضای باز باشد.

     
    واژه «دفتر» معمولاً به صورت صفت، پیش از اسم می‌آید:

    در مرکز شهر، ساختمان‌های اداری زیادی وجود دارد.
    پیدا کردن کارهای اداری، دیگر به آسانی گذشته نیست.
    دان می‌خواهد کسب‌وکار خودش را راه بیندازد، برای همین باید میز و صندلی و مبلمان اداری بخرد.
    او همچنین باید مقداری لوازم‌تحریر و ملزومات اداری سفارش بدهد.
    در وقت ناهار، افراد زیادی را می‌بینی که با لباس اداری در مرکز شهر در حال رفت‌وآمد هستند.

     
    علاوه بر این، از کلمه «دفتر» برای اشاره به مقامی در دولت که فرد با رأی مردم به دست می‌آورد نیز استفاده می‌شود:

    تینا در حال فکر کردن دربارهٔ نامزدی برای یک مقام دولتی است.
    مقام شهرداری در شهرهایی مثل شیکاگو و نیویورک، جایگاه بسیار پرطرفداری است.
    باراک اوباما عالی‌ترین مقام کشور را در اختیار دارد.

    * cubicle: یک فضای کاری که با دیوارهای کوتاه یا پارتیشن محصور شده است. این فضا معمولاً شامل یک میز، کامپیوتر، کابینت و قفسه‌ها می‌شود، اما درب ندارد و کاملاً خصوصی نیست. خیلی از کارمندان در چنین اتاقک‌هایی کار می‌کنند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Often به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Often به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Often به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “often” به معنای “اغلب” است و برای کارهایی به کار می‌رود که زیاد و بارها اتفاق می‌افتند. می‌توان به جای آن از کلماتی مانند “معمولاً”، “بارها” یا “زیاد” نیز استفاده کرد.

    مثال‌ها:
    * او اغلب به آنجا می‌رود. (یعنی او زیاد به آنجا سر می‌زند.)
    * او اغلب عینک آفتابی می‌زند. (یعنی این کار را معمولاً انجام می‌دهد.)
    * من اغلب از ویسکانسین رانندگی می‌کنم. (یعنی بارها از آنجا عبور کرده‌ام.)

     
    اینکه چه کاری را “اغلب” در نظر بگیریم، بستگی به نظر فرد یا شرایط دارد.

    * تونی اغلب سر کار دیر می‌کند. (مثلاً ماهی شش یا هفت بار. این تعداد زیاد است!)
    * ما اغلب در رستوران پایین خیابان غذا می‌خوریم. (مثلاً هفته‌ای دو یا سه بار.)
    * من اغلب برای کار به نیویورک می‌روم. (مثلاً سالی سه یا چهار بار.)
    * او اغلب در کلاس دستش را بالا می‌برد. (یعنی دانش‌آموز فعالی است و هر روز در بحث‌ها شرکت می‌کند.)

     
    وقتی از “often” در جملات منفی استفاده می‌شود، معمولاً در انتهای جمله قرار می‌گیرد:

    * او زیاد به آنجا نمی‌رود.
    * او زیاد عینک آفتابی نمی‌زند.
    * من زیاد از ویسکانسین رانندگی نمی‌کنم.
    * من اغلب از ویسکانسین رانندگی نمی‌کنم. (بعضی افراد “often” را بین فعل کمکی و اصلی می‌گذارند که این هم قابل قبول است.)

     
    می‌توان از قیدهای “too” (خیلی/بیش از حد) و “very” (خیلی/بسیار) با “often” استفاده کرد.

    * او **بیش از حد** زیاد پیامک می‌فرستد. (این یک وضعیت بد را نشان می‌دهد.)
    * ما می‌توانیم دوستانمان را **خیلی** زیاد ببینیم. (این یک وضعیت خوب است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Okay به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Okay به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Okay به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “okay” به طور کلی یعنی چیزی قابل قبول یا نسبتاً خوب است. وقتی کسی از احوال شما می‌پرسد، این کلمه یک پاسخ رایج و پرکاربرد است:

    I’m okay.
    I’m doing okay. How are you?
    Okay.

    یعنی:
    من خوبم.
    حالم خوبه، تو چطوری؟
    باشه.

    این کلمه معانی کمی متفاوت هم دارد. گاهی “okay” نشان می‌دهد که مشکلی وجود ندارد یا کسی در امان است:

    The car looks okay.
    The weather is okay today.
    I saw you fall down. Are you okay?
    The doctor says that Jeanna is going to be okay.
    After the tornado passed, everyone in the town was okay.

    یعنی:
    ماشین سالم به نظر می‌رسد.
    هوا امروز قابل قبوله.
    دیدم زمین خوردی، حالت خوبه؟
    دکتر می‌گه جینا خوب میشه.
    بعد از طوفان، همه مردم شهر سالم بودند.

    معمولاً وقتی “okay” با حرف اضافه “with” به کار میرود، یعنی شخص با چیزی موافق است یا مشکلی با آن ندارد:

    Are you okay with this?
    Bob says he’s not okay with this situation. He’s very unhappy.
    I’m okay with whatever everyone else wants to do.

    یعنی:
    با این مسئله مشکلی نداری؟
    باب می‌گه با این شرایط موافق نیست. او واقعاً ناراحته.
    من با هر تصمیمی که بقیه بگیرند، مشکلی ندارم.

    وقتی “okay” به عنوان صفت استفاده می‌شود، معمولاً وضعیتی را توصیف می‌کند که نه عالی است و نه بد، بلکه معمولی و قابل پذیرش است:

    This lasagna tastes okay.
    The party last night was just okay.
    I guess it’s okay if you borrow my car.
    Yeah, that’s okay.

    یعنی:
    این لازانیا بدکش نیست.
    مهمونی دیشب معمولی بود.
    فکر کنم قرض گرفتن ماشینم اشکالی نداره.
    آره، مشکلی نداره.

    “OK” به عنوان اسم هم استفاده می‌شود و در این حالت به معنای تأیید یا اجازه است:

    Donna’s parents gave their okay when she asked them if she could go on a school trip to Washington, D.C.
    We need your okay before doing any work on your house.
    Mr. Reynolds gave his employees the okay to take a half a day off of work.

    یعنی:
    والدین دونا وقتی پرسید می‌تونه به سفر مدرسه بره، بهش اجازه دادند.
    قبل از شروع هر کاری در خانه‌تان، باید تأیید شما را بگیریم.
    آقای رینولدز به کارمندانش اجازه داد نیم‌روز مرخصی بگیرند.

    همچنین “OK” به عنوان فعل هم به کار میرود و معنای “تأیید کردن” یا “اجازه دادن” دارد:

    Mr. Reynolds okayed the request.
    The city okays overnight parking on this street.
    The federal government has to okay the project before it can be built.

    یعنی:
    آقای رینولدز درخواست را پذیرفت.
    شهرداری پارک شبانه در این خیابان را مجاز می‌داند.
    دولت فدرال باید پیش از شروع ساخت، این پروژه را تأیید کند.

    این کلمه شکل‌های غیررسمی و محاوره‌ای هم دارد، مانند:

    okee-dokee
    a-okay

    یعنی:
    باشه ماشه
    همه چی خوبه

    گاهی “okay” تکرار می‌شود که نشان‌دهنده ناچاری، نارضایتی یا تلاش برای متقاعد کردن است:

    Okay, okay. I’ll do the dishes.
    Okay, okay. Let’s go.
    Okay, okay. Stop bothering me.
    Okay, okay.

    یعنی:
    باشه باشه، من ظرفا رو می‌شورم.
    باشه باشه، بریم.
    باشه باشه، دیگه مزاحمم نشو.
    خیله خوب.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Old به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Old به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Old به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای گفتن سن یک شخص یا یک چیز از کلمه «old» استفاده می‌کنیم:

    او ده ساله است.
    او یک پسر ده‌ساله است. (دقت کنید که از خط تیره استفاده شده!)
    آن ساختمان ۱۰۰ سال قدمت دارد.
    این یک ساختمان صدساله است.
    نوزاد وندی و کوین فقط چند هفته‌ای است که به دنیا آمده.
    در سن ۱۶ سالگی، یک جوان به اندازه کافی بزرگ است که رانندگی کند.

     
    کلمه «old» به معنای «قدیمی» نیز به کار می‌رود و معمولاً در مقابل جوان یا جدید قرار می‌گیرد.

    آن نان مانده است. آن را دور بریز.
    ماشین من خیلی قدیمی است. وقتش است به فکر خرید یک جایگزین برای آن باشم.
    راب ۶۷ سال دارد، اما احساس پیری نمی‌کند.
    سارا ۱۸ ساله است و برای بازی با عروسک‌ها بیش از حد بزرگ شده.
    پیرمردی که همسایه ماست، به یک مرکز نگهداری سالمندان نقل مکان می‌کند.
    ماتیلدا در محل کار احساس می‌کند که یک آدم پیر و از مد افتاده است، چون همه بیست سال از او جوان‌تر هستند. (old fogy = آدم خیلی پیر)

     
    از «old» برای اشاره به رابطه یا موقعیت قبلی نیز استفاده می‌شود.

    دیشب با چند تا از دوستان قدیمی دانشگاهم بیرون رفتم. (دوستان قدیمی یعنی کسانی که مدت طولانی است می‌شناسیم، اما لزوماً سنشان زیاد نیست.)
    باب یک توصیه‌نامه از رئیس سابقش دریافت کرد. (رئیس قدیمی یعنی رئیس قبلی)
    الن هنوز عاشق دوست‌پسر سابقش است. (دوست‌پسر قدیمی یعنی دوست‌پسر قبلی)
    اینجا همان جایی است که مدرسه قدیمی ما قرار داشت. حالا آنجا نیست و یک ساختمان مسکونی جای آن را گرفته.
    سوتلانا و سرگئی در آمریکا زندگی می‌کنند، اما عادت‌های روزمره خود را مانند زمانی که در کشور زادگاهشان بودند حفظ کرده‌اند. (کشور قدیمی یعنی محل اصلی که از آن آمده‌اند)

     
    کلمه «قدیمی» در برخی عبارت‌ها و اصطلاحات محاوره‌ای نیز دیده می‌شود:

    قدیمی‌ها بروند، جدیدها بیایند. (یعنی وقت چیز تازه‌ای است.)
    از این رفت‌وآمد روزانه خسته شده‌ام. (یعنی دیگر حوصله‌ام سر رفته.)
    آنها، روزهای خوب گذشته بودند. (یعنی یک دوره خوب در گذشته)
    آنها بخشی از شبکه دوستان صاحب‌نفوذ هستند. (old boy network = گروهی از مردان با نفوذ که کارها را در دست دارند)
    خوزه یک ماشین از پدرش قرض گرفت. (old man = پدر)
    الکس امشب می‌خواهد دوست‌دخترش را برای شام بیرون ببرد. (old lady = دوست‌دختر یا همسر)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه On به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه On به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه On به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک لپ‌تاپ روی میزش قرار دارد. پاهایش را هم روی میز گذاشته است.
    پدرو، دوست من، در یک آپارتمان در همین خیابان زندگی می‌کند.
    یک حلقه به انگشتش دارد.
    یک کلاه روی سرش است. عینک آفتابی هم روی چشمانش زده.
    به موقع نخواهد رسید.
    او با اسکیت‌برد حرکت می‌کند.
    روی شانه‌های پدرش نشسته.
    اخبار از تلویزیون پخش می‌شود. گزارشگر در مورد خانه‌ای که در حال سوختن است خبر می‌دهد.
    این کودکان در کنار ساحل در حال دویدن هستند.
    سس گوجه‌فرنگی روی کراواتش ریخت. اگر آن را تمیز نکند، هم روی پیراهن و هم روی کراواتش لکه خواهد ماند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ongoing به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ongoing به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Ongoing به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کاری «ongoing» یا «در حال انجام» باشد، یعنی آن کار هنوز تمام نشده و ادامه دارد. این اتفاق ممکن است هم‌اکنون در جریان باشد یا همزمان با رویداد دیگری رخ دهد.

    وقتی چارلز به پزشک مراجعه کرد، از سرفه‌ای که مدتی بود بهبود نمی‌یافت، شکایت کرد.
    ایالات متحده بیش از پانزده سال است که در جنگ افغانستان درگیر است.
    کسی باور ندارد، اما راشل و جیم چند ماهی است که با یکدیگر در ارتباط هستند.
    یک پروژه ساختمانی ناتمام، ترافیک محله ما را به شدت مختل کرده است.
    بررسی‌ها درباره اتهامات فرار مالیاتی در آن شرکت همچنان ادامه دارد.
    مردم به دلیل برگزاری انتخابات جاری، بیش از همیشه اخبار را دنبال می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Only به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Only به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Only به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “فقط” برای نشان دادن محدودیت به کار می‌رود.

    مثلاً:
    تنها یک موز باقی مانده.
    ما فقط اجازه داریم چند ساعت بمانیم.
    او تنها سه دلار در جیبش دارد.
    در این منطقه مجاز هستید تنها با سرعت ۲۵ مایل بر ساعت رانندگی کنید.

    گاهی اوقات از این کلمه برای بیان موقعیت‌های خوب استفاده می‌شود:

    قیمت این ماشین فقط ۴۵۰۰ دلار است.
    ما فقط چند دقیقه دیر کردیم.
    پرواز فقط یک ساعت طول کشید.
    فقط ساعت ۱۰ است. هنوز وقت داریم به جایی برویم.

    اما در بعضی شرایط، این کلمه برای بیان موقعیت‌های ناخوشایند به کار می‌رود:

    ما تنها کسانی هستیم که در این مهمانی حاضر شدیم.
    دلم نمی‌خواهد بیدار شوم. فقط ساعت ۵ صبح است.
    اگر فقط ۱۴ سال داری، برای رانندگی خیلی جوان هستی.
    او وقتی فوت کرد، فقط ۳۵ سال داشت.

    این کلمه در موقعیت‌های بسیار متنوع دیگری هم کاربرد دارد:

    او یگانه و بی‌همتاست. (هیچ کس مثل او نیست)
    کاش می‌توانستیم پول کافی پس‌انداز کنیم. (پس‌انداز کردن سخت است)
    ای کاش این حقیقت داشت. (این شرایط واقعی نیست، اما imagining آن خوشایند است)
    ای کاش! (وقتی برای چیزی آرزو می‌کنیم)
    او تک‌فرزند است. (هیچ خواهر یا برادری ندارد)
    این فقط مخصوص توست. (نباید آن را با دیگران تقسیم کنی)
    داری فقط وضع را بدتر می‌کنی. (یعنی کارهایی که انجام می‌دهی ممکن است مشکلات بیشتری ایجاد کند)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Ooze به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ooze به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Ooze به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی «تراوش می‌کند»، یعنی به آرامی و معمولاً به صورت غلیظ و چسبنده از جایی خارج می‌شود یا جاری می‌شود.

    یک ماده روغنی و غلیظ از موتور ماشینم در حال تراوش است.
    بعد از طوفان، گل و لای به سمت جاده راه پیدا کرد.
    مخاط از بینی پسر در حال خارج شدن است. فکر می‌کنم مریض باشد.
    کمی خون روی پانسمان پای زن، که زخمی بود، دیده شد.
    بعد از تمام شدن مسابقه، عرق از تمام بدن دونده جاری شده بود.

     

    این واژه گاهی به صورت غیر مستقیم و مفهومی هم استفاده می‌شود:

    مغزش لبریز از دانش است.
    زنان جوان سرشار از اشتیاق برای اعضای گروه وان دایمنشن هستند.
    بازیکنان فوتبال پس از آخرین بردشان، سرشار از اعتماد به نفس شده‌اند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Open به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Open به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Open به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “open” در انگلیسی به معنای “باز” است و به دو شکل صفت و فعل به کار می‌رود:

    The door is open. (صفت)
    Someone opened the door. (فعل)

    در فارسی نیز همین کاربرد را دارد:

    در باز است. (صفت)
    یک نفر در را باز کرد. (فعل)

    این کلمه، یک واژه پایه‌ای در انگلیسی است، اما کاربردهای متنوع و جالبی دارد. به مثال‌های زیر توجه کنید:

    او دوست دارد کسب‌وکار خودش را راه‌اندازی کند و پول زیادی دربیاورد.
    من باید این نامه‌ها را باز کنم. شما وسیله‌ای برای باز کردن نامه دارید؟
    رئیس من آدم روراستی است. آنچه در فکرش است را به کارمندان می‌گوید. همه می‌دانند نظر او چیست.
    جو باید یک حساب پس‌انداز در بانک باز کند.
    این آخر هفته، خانه برای بازدید عموم باز است. (خانه برای فروش است و وقتی در باز است، می‌توانید داخل بروید و آن را ببینید.)
    او آدم باایده‌ای است و به نظرات مختلف توجه می‌کند.
    ماریا هر صبح روزنامه را باز می‌کند و همزمان قهوه می‌نوشد و اخبار روز را می‌خواند.
    کتابتان را باز کنید و به صفحه ۳۲۵ بروید. (این جمله یک دستور است.)
    فصل شکار در ماه نوامبر شروع می‌شود.

    اگر بخواهیم از “open” به صورت اسم استفاده کنیم، به آن “opening” می‌گوییم:

    در حصار یک شکاف وجود دارد که خرگوش‌ها از آن رد می‌شوند و به حیاط می‌آیند. (opening = سوراخ)
    این شرکت در حال حاضر موقعیت‌های شغلی زیادی دارد. (opening = شغل خالی)
    باب یک فرصت مناسب دید و از آن استفاده کرد. (opening = فرصت)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Operate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Operate به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Operate به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “operate” معانی و کاربردهای مختلفی دارد، اما مفهوم اصلی آن، “کار کردن با چیزی” یا “استفاده از یک وسیله یا دستگاه” است.

    * آیا بلدید با یک دوربین دیجیتال کار کنید؟
    * می‌توانید یک ماشین دنده‌ای را برانید؟
    * سازمان سی‌آی‌ای در بسیاری از کشورهای جهان فعالیت می‌کند.
    * دایی من یک مزرعه ۳۰۰ هکتاری را مدیریت می‌کند. (در این جمله “operate” به معنای اداره و مدیریت کردن است.)
    * پزشکی که روی مردی با زخم گلوله عمل جراحی انجام داد، جان او را نجات داد.

     

    واژه “operation” (عملیات) یک اسم است و معمولاً برای اشاره به اقدامات پزشکی، مأموریت‌های برنامه‌ریزی‌شده و همچنین نحوه کار با ماشین‌آلات به کار می‌رود:

    * پزشک یک عمل جراحی انجام داد.
    * برای درمان بیمار، انجام چندین عمل مختلف لازم بود.
    * این عملیات نظامی، چندین روز طول کشید.
    * برای کار با این دستگاه، باید کمی آموزش ببینید.

     

    به فردی که کاری را انجام می‌دهد “operator” (اپراتور) می‌گویند. اما این کلمه بیشتر به کسی اشاره دارد که در یک مرکز تماس، با مردم صحبت می‌کند و تماس‌ها را به قسمت مربوطه وصل می‌کند:

    * اپراتور به آنتونیو کمک کرد تا با ایتالیا تماس بگیرد.
    * وقتی کسی با ۹۱۱ تماس گرفت، یک اپراتور پاسخ داد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.