دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Numb به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Numb به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Numb به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر قسمتی از بدنتان مثل دست یا پا را حس نکنید، می‌گوییم آن قسمت “بی‌حس” شده است. بی‌حسی یعنی شما در آن ناحیه چیزی را احساس نمی‌کنید، حتی درد.

    دست‌ها و پاهای سوفیا بعد از مدت‌طولانی ماندن در هوای سرد، بی‌حس شد.
    پس از سانحه رانندگی، آن مرد گفت پاهایش بی‌حس شده. بعداً پزشکان به او گفتند که از کمر به پایین فلج شده است.
    دست من به خاطر خوابیدن در یک حالت نامناسب، بی‌حس شد.
    دندانپزشک به تام مقداری نووکائین داد تا اعصاب اطراف دندانی که رویش کار می‌کرد، بی‌حس شود.

    گاهی بعد از یک اتفاق ناگوار یا از دست دادن عزیزی، از کلمه “بی‌حسی” برای بیان احساس درونی‌مان استفاده می‌کنیم:

    بعضی از بازماندگان انفجار گفتند پس از دیدن کشته شدن بسیاری از اقوامشان، احساس بی‌حسی کردند.
    مارتا گفت پس از فوت مادرش، احساس می‌کرد بی‌حس شده است.
    تاد گفت وقتی فهمید شغلش را از دست داده، دیگر هیچ چیزی را حس نمی‌کند.
    وقری ماتیلدا فهمید گربه‌اش فرار کرده، احساس بی‌حسی تمام وجودش را فراگرفت.

    توجه: در تلفظ کلمه “numb”، حرف “b” در انتهای کلمه خوانده نمی‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Number به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Number به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Number به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “number” (به معنای شماره) برای نشان دادن یک مقدار قابل شمارش به کار می‌رود. این کلمه هم به صورت اسم و هم به صورت فعل استفاده می‌شود.

    جمعیت به هزاران نفر می‌رسید.
    معلم از دانش‌آموزان خواست که جملاتشان را شماره‌گذاری کنند.
    بازیکنان فوتبال روی پیراهن‌شان شماره دارند تا تماشاگران راحت‌تر بتوانند آن‌ها را تشخیص دهند.
    من می‌توانم چندین دلیل خوب برای خوردن یک صبحانه سالم نام ببرم.

     
    کلمه “number” (به معنای عدد) معمولاً زمانی به کار می‌رود که مستقیماً در مورد یک عدد خاص صحبت می‌کنیم.

    عدد چهار به طور کامل بر دو بخش‌پذیر است.
    عدد سه به طور مساوی بر دو تقسیم نمی‌شود.
    پنج، عدد خوش‌یمن جو است.
    عدد هفت یک عدد خوش‌شانس در نظر گرفته می‌شود.
    عدد ۱۳ معمولاً بدشانس تلقی می‌گردد.
    تام بردی شماره ۱۲ را روی پیراهنش می‌پوشد.

     
    کلمه “numbers” (به صورت جمع) اغلب برای اشاره به مجموعه‌ای از اعداد مهم یا آمار به کار می‌رود.

    پزشک از من خواست به اعداد موجود در نمودار سلامتی‌ام دقت کنم.
    تعداد دانش‌آموزان مدرسه ما در حال افزایش است.
    ارقام سه‌ماهه نشان می‌دهد که شرکت سود خوبی کسب کرده است.
    داده‌های ما نشان می‌دهند که دستیابی به سوددهی در مدت دو سال امکان‌پذیر است.
    اعداد ارائه‌شده در این پیشنهاد بودجه، درست به نظر نمی‌رسند.

     
    توجه داشته باشید که بین “a number of” و “the number of” تفاوت وجود دارد.

    تعدادی از افراد به این موضوع علاقه‌مند هستند. (در این جمله، “a number of” به عنوان یک فاعل جمع به کار رفته است. ما عدد دقیق را نمی‌دانیم، اما می‌دانیم که بیشتر از یک است.)
    تعداد افراد علاقه‌مند به این موضوع در حال افزایش است. (در این جمله، “the number” به عنوان فاعل مفرد عمل می‌کند. در اینجا تمرکز ما روی یک عدد مشخص است.)
    پلیس چندین نفر از افرادی که در خیابان در حال اعتراض بودند را دستگیر کرد.
    تعداد افراد دستگیر‌شده در روزنامه گزارش شد.
    چندین نفر به دلیل سر و صدای ساختمان تماس گرفتند و شکایت کردند. شهرداری حدود ۳۰ تماس دریافت کرد.
    این تکلیف نوشتاری شامل چندین اشتباه است. (این جمله نشان می‌دهد که اشتباهات زیادی وجود دارد!)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nurse به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nurse به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Nurse به فارسی با مثالهای کاربردی

    پرستار فردی است که خدمات درمانی ارائه می‌دهد و به پزشکان در کارشان کمک می‌کند.

    قبل از ویزیت پزشک، پرستار فشار خون مرا اندازه گرفت و درباره وضعیت جسمی و روحی من پرسش کرد.
    در طول عمل جراحی، چندین پرستار به جراح یاری رساندند.
    سیستم بهداشت و درمان در آمریکا، هم اکنون و در آینده، به تعداد بیشتری پرستار نیاز دارد.
    مخفف پرستار دارای مجوز رسمی RN و مخفف پرستار عملی دارای مجوز LPN است.
    شغل پرستاری برای کسانی که علاقه واقعی به کمک کردن به دیگران دارند، گزینه بسیار مناسبی است. (در این جمله، کلمه nursing به صورت اسم مصدر به کار رفته است.)

    واژه nurse به عنوان فعل نیز قابل استفاده است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    nurse

    پرستاری کردن

    nursed

    پرستاری کرد

    nursed

    پرستاری کرده

    بیمار با مراقبت‌های لازم دوباره سلامت خود را به دست آورد. (این رویداد در زمان گذشته رخ داده و به حالت مفعولی بیان شده است.)
    برایان در حال مراقبت از دست شکسته‌اش است. (او شخصاً از بازوی آسیب‌دیده خود مواظبت می‌کند.)
    مادران به نوزادان خود شیر می‌دهند. (در اینجا منظور از پرستاری، تغذیه کودک با شیر مادر است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nut به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nut به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Nut به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “nut” یک اسم است و می‌تواند معانی مختلفی داشته باشد:

    این یک مهره است. روی یک پیچ یا میله بسته می‌شود.
    این یک آجیل خوراکی است. این یک پسته است. آیا تو هم دوست داری آجیل بخوری؟
    این یک آدم است. او در یک شرکت کار می‌کند و کارش باعث شده که حسابی عصبانی و خسته شود.

    کلمه “nutty” یک صفت است:

    این غذا طعم آجیلی دارد.
    او آدم کمی شلوغ و عجیب‌غریبی است.
    کارش دارد دیوانه‌اش می‌کند.

    عبارات رایج با کلمه “nut”:

    این فروشگاه همه چیز می‌فروشد، از سوپ گرفته تا آجیل. (یعنی این فروشگاه کالاهای بسیار متنوعی دارد.)
    حس می‌کنم لگدی بهم خورده. (در اینجا “nuts” به معنای بیضه است. مراقب باشید که این عبارت را به کار نبرید، چون کمی زننده است و معمولاً فقط مردان از آن استفاده می‌کنند.)
    ای وای! (یعنی اوه، چه بد! از چیزی ناراحت شدم.)
    تو دیوانه‌ای! (یعنی حرفت کاملاً اشتباه است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Oak به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Oak به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Oak به فارسی با مثالهای کاربردی

    درختان بلوط در آمریکا بسیار پرطرفدار هستند، هم به خاطر ظاهر زیبایشان و هم به دلیل چوب باکیفیتی که دارند. خیلی از مردم آمریکا در خانه‌هایشان مبلمان ساخته‌شده از چوب بلوط دارند. کلمه “بلوط” (oak) هم برای نامیدن درخت به کار می‌رود و هم برای توصیف چیزی که از چوب آن ساخته شده است.

    This is an oak tree. It has a beautiful shape.
    These are oak leaves.
    In the month of August, you’ll see a lot of acorns on the ground near an oak tree. You can eat them, but they’re a little bitter. However, squirrels like acorns.
    This oak dresser is an antique.*
    Oak furniture is very popular in the United States. Dressers, chairs, and tables are often made of oak.

    این درخت بلوط است. شکل زیبایی دارد.
    اینها برگهای بلوط هستند.
    در ماه آگوست، تعداد زیادی بلوط روی زمین، نزدیک درخت بلوط می‌بینید. می‌توانید آنها را بخورید، اما کمی مزه‌ی تلخی دارند. با این حال، سنجاب‌ها بلوط را دوست دارند.
    این کمد چوب بلوط، یک شیء عتیقه است.*
    مبلمانِ ساخته‌شده از چوب بلوط در آمریکا بسیار محبوب است. کمدها، صندلی‌ها و میزها اغلب از جنس بلوط هستند.

    *antique: یک شیء قدیمی و باارزش
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Oath به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Oath به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Oath به فارسی با مثالهای کاربردی

    سوگند یک قول و پیمان جدی است. این پیمان می‌تواند در یک مراسم رسمی انجام شود یا به شکلی ساده‌تر بیان گردد.

    در مراسم عروسی، یک زن و مرد به یکدیگر سوگند یاد می‌کنند. آن‌ها قول می‌دهند که همیشه وفادار بوده و از هم پشتیبانی کنند.
    در دادگاه، افراد سوگند می‌خورند که فقط حقیقت را بگویند.
    اگر کسی در دادگاه حقیقت را نگوید، قاضی به او یادآوری می‌کند که «تحت سوگند» است. اگر دروغ بگوید، ممکن است به زندان بیفتد.
    رئیس‌جمهور ایالات متحده در مراسم تحلیف، سوگند می‌خورد که از قانون اساسی کشورش پشتیبانی و دفاع کند.
    ماموران پلیس سوگند می‌خورند که از قانون پیروی کنند.
    پزشکان نیز سوگند بقراط یاد می‌کنند و قول می‌دهند نهایت تلاش خود را برای بهبود بیمارانشان انجام دهند.

    کلمه “سوگند” از نظر معنی شبیه به “عهد” و “پیمان” است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Obese به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Obese به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Obese به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “چاق” (obese) شبیه به کلمه “چاق” (fat) است. اما وقتی می‌گوییم کسی چاق است، یعنی مشکل وزنی دارد که برای سلامتی مضر است. در چنین شرایطی، کم کردن چربی اضافی بدن لازم است.

    دکتر به چارلز گفت که او چاق است.
    چاقی او سلامتی‌اش را در خطر انداخته است. (کلمه “چاقی” یک اسم است.)
    بقیه اعضای خانواده او هم چاق هستند. چاقی در خانواده آنها شایع است.*
    کسانی که برای اولین بار به آمریکا سفر می‌کنند، از دیدن تعداد زیاد افراد چاق تعجب می‌کنند.
    بیماری‌های زیادی هستند که به خاطر چاقی به وجود می‌آیند. بیماری دیابت یکی از آن‌هاست.

    *در خانواده شایع است:: یعنی یک بیماری احتمالاً ارثی است. پدر یا مادر ژن‌های مربوط به یک شرایط جسمی خاص را به فرزندان خود منتقل می‌کنند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Obey به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Obey به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Obey به فارسی با مثالهای کاربردی

    پیروی کردن به معنای گوش دادن و عمل کردن به قوانین و مقررات است. این کلمه زمانی به کار می‌رود که دربارهٔ چگونگی رفتار و عملکرد یک شخص صحبت می‌کنیم.

    ساده گذشته فعل ماضی
    obey

    اطاعت کردن

    obeyed

    اطاعت کرد

    obeyed

    اطاعت کرده

    استیو وقتی پشت ماشینش مینشیند، قوانین رانندگی را کاملاً رعایت میکند.
    اما هلن برعکس است؛ او به قوانین راهنمایی و رانندگی پایبند نیست و به همین دلیل، معمولاً پلیس او را متوقف میکند.
    رعایت کردن قانون کار دشواری نیست.
    شما وقتی رانندگی میکنید، آیا سرعت مجاز را رعایت میکنید؟
    اگر در این شرکت قوانین را دنبال کنید، موفق خواهید شد؛ اما اگر از قوانین سرپیچی کنید، کار خود را از دست میدهید.
    جوآن تا جایی که توانست رژیم غذاییاش را رعایت کرد، اما نتوانست ادامه دهد و در نهایت وزنش دوباره برگشت.
    تیمی به حرف مادرش گوش نداد و به همین خاطر تنبیه شد.
    بهتر است که شما از پدر و مادرتان اطاعت کنید.

    کلمهٔ obedient به معنی “مُطیع” یک صفت است:
    خوان و هیلدا بچه‌هایی خوش‌رفتار و مطیع دارند.
    مدیر شرکت از کارمندانی که دستوراتشان را اجرا می‌کنند و مطیع هستند، قدردانی میکند.
    آن پسر به دلیل نافرمانی به دفتر مدیر مدرسه فرستاده شد. (پیشوند dis معنای مخالف می‌سازد.)

    کلمهٔ obedience به معنی “اطاعت” یک اسم است:
    دختر به خاطر اطاعتش از پدر و مادرش تشویق شد.
    اطاعت یک ویژگی اخلاقی پسندیده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Object به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Object به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Object به فارسی با مثالهای کاربردی

    این کلمه بسته به نحوه تلفظ آن، می‌تواند معانی کاملاً متفاوتی داشته باشد.

    وقتی بخش اول کلمه را با تأکید بیشتری تلفظ می‌کنیم (OB-ject)، معنای آن به یک چیز یا یک هدف اشاره دارد.

    * این یک وسیله جالب است.
    * یک چیز غیرعادی روی آب شناور است. این چیست؟
    * یک شیء پرنده ناشناس (یو.اف.او) در آسمان صحرای کالیفرنیا دیده شد.
    * هدف اصلی بازی بسکتبال، انداختن توپ داخل حلقه است. (object = هدف)
    * آنچه که او عمیقاً می‌خواست، او را دیوانه کرده بود.

     
    علاوه بر این، «مفعول» بخش بسیار مهمی از یک جمله است. کاری که فعل انجام می‌دهد، به مفعول مربوط می‌شود:

    * دختر توپ را پرتاب کرد. در این جمله، کلمه «توپ» نقش مفعول را دارد.
    * آیا می‌توانی مفعول را در یک جمله یا پرسش پیدا کنی؟
    * کلماتی مثل «مرا» و «آن‌ها را» ضمیر مفعولی هستند. آیا می‌دانی کدام ضمایر، مفعول به حساب می‌آیند؟

     
    اما وقتی بخش دوم کلمه را با تأکید بیشتری تلفظ کنیم (ob-JECT)، معنای آن به «اعتراض کردن» یا «مخالفت کردن» تغییر پیدا می‌کند:

    * دانشجویان به نشستن در صندلی‌های از پیش تعیین شده، اعتراض کردند.
    * برندا وقتی پیشنهاد را شنید، مجبور شد مخالفت کند.
    * متأسفم، من مخالفم. این فکر واقعاً بدی است.
    * وقتی رئیس گفت برای دریافت پول بیشتر، کمی بیشتر کار کنید، هیچ‌کس مخالفتی نکرد.
    * زنان زیبا مخالف این هستند که فقط به عنوان یک شیء به آن‌ها نگاه شود.

     
    نکته: وقتی این کلمه به معنای «هدف» به کار می‌رود، می‌توانید به جای آن از کلمه «هدف» (goal) یا «مقصد» (objective) نیز استفاده کنید. گاهی این کلمات گزینه‌های بهتری هستند:

    * هدف اصلی شما چیست؟
    * ما به هدف خود رسیده‌ایم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Obligate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Obligate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Obligate به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی خود را موظف به انجام کاری می‌داند، یعنی احساس مسئولیت یا دلیلی قوی برای انجام آن کار دارد. این احساس ممکن است از وجدان شخص یا حس تعهد او ناشی شود.

    مری احساس می‌کند باید به خانواده‌اش در هندوراس کمک کند، به‌ویژه وقتی که آن‌ها به پول نیاز دارند.
    مردی که شیشه را شکسته بود، حس کرد باید هزینهٔ تعمیر آن را بپردازد.
    وجود تعداد زیادی کارگر در کارخانه، شرکت را ناگزیر می‌کند تا از ایمنی آن‌ها اطمینان حاصل کند.
    جان به عنوان معلم دانش‌آموزان دبیرستانی، وظیفه دارد الگویی از رفتار خوب باشد.
    او کار را تمام نکرد چون احساس نمی‌کرد مجبور به انجام آن است. او گفت این کار، مسئولیت فرد دیگری بوده است.
    جری می‌گوید هیچ احساس اجبار یا تعهدی برای ماندن در شرکت ندارد، بنابراین تصمیم گرفته است شغلش را ترک کند.

     
    وقتی این کلمه به صورت اسم به کار رود، به‌صورت «تعهد» یا «وظیفه» معنا می‌شود.

    افسر پلیس احساس کرد وظیفه دارد به آن زنی که در مشکل بود کمک کند، حتی با این که در شیفت کاری نبود و یونیفرم هم نپوشیده بود.
    وینس پس از این که دورهٔ خدمت و تعهداتش به پایان رسید، از ارتش خارج شد.
    شرکت می‌گوید وظیفه‌ای برای کمک به اعضای نیازمند جامعه دارد.
    سارا می‌گوید هیچ تعهدی ندارد که با کسی که دوستش ندارد، زندگی مشترکش را ادامه دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.