دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Observe به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Observe به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Observe به فارسی با مثالهای کاربردی

    تماشا کردن یا مشاهده کردن به این معنی است که چیزی را با دقت نگاه کنیم یا از قوانین و آداب خاصی پیروی کنیم.

    پلیس چند روز فرد مظنون را زیر نظر گرفت و بعد او را دستگیر کرد.
    بهتر است روش درست کردن پیتزای آن‌ها را ببینی. خیلی جالب است.
    بچه‌ها به موزه رفتند تا نمایشگاه تازه‌ای درباره دایناسورها را ببینند.
    مدیر مدرسه سر کلاس معلم حاضر شد تا روش تدریس او را بررسی کند.
    رأس ساعت ۹:۲۱ صبح، مردم کشور به احترام کسانی که در آن حادثه از دنیا رفتند، یک دقیقه سکوت خواهند کرد.
    نوح و خانواده‌اش بر اساس اعتقادات مذهبی‌شان، بیشتر جشن‌های دینی را برگزار می‌کنند.

     
    اگر بخواهید از این کلمه به صورت اسم استفاده کنید، می‌توانید به آخر آن «‑ation» اضافه کنید تا کلمه «observation» به معنای مشاهده یا نظارت ساخته شود.

    دانش‌آموزان نکات جالبی از چیزهایی که در موزه دیده بودند، بیان کردند.
    پلیس آن فرد مظنون را زیر نظر دارد.
    بررسی عملکرد معلمان برای ماه آینده برنامه‌ریزی شده است.
    او به عقاید دینی‌اش سخت پایبند بود و به همین دلیل نمی‌توانست روز شنبه کار کند.
    دکتر از او خواسته که برای معاینه و تحت نظر بودن به مطب مراجعه کند.

     
    به کسی که مشاهده می‌کند «ناظر» یا «observer» می‌گویند:

    ناظران حاضر در دادگاه متوجه شدند که هیئت منصفه خیلی سریع در مورد بی‌گناهی متهم تصمیم گرفت.
    چندین شاهد به پلیس گفتند که دیده‌اند مردی مسلح به داخل یک خانه فرار کرده است.
    ناظران سازمان ملل برای بازرسی از مراکز هسته‌ای به کره شمالی فرستاده شدند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Obsess به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Obsess به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Obsess به فارسی با مثالهای کاربردی

    وسواس داشتن یعنی اینکه مدام و بی‌وقفه به یک چیز، یک کار یا یک نفر فکر کنید. در بیشتر موارد، این حالت فکری برای سلامت جسم یا روان فرد خوب نیست. اما خیلی از افراد از این کلمه استفاده می‌کنند تا به یک علاقه یا دلبستگی شدید اشاره کنند.

    جنیفر ذهنش مدام مشغول صفحه فیسبوکش است.
    جیم مدام نگران نمره‌هایش است.
    میشل با اینکه لاغر است، فکرش دائماً درگیر کم کردن وزنش است.
    پیرمرد نسبت به چیزهای بی‌اهمیت، مثل برگ‌های روی چمنش، حساسیت شدید دارد.
    کارآگاه پلیس در پیگیری برای پیدا کردن قاتل، دچار یک فکر ثابت و مداوم شد.
    من دچار یک علاقه و تمرکز شدید برای یادگیری گیتار شده‌ام.

     
    همچنین می‌توانید از اسم “وسواس” استفاده کنید:

    وسواس او روی وزنش، باعث شد به بی‌اشتهایی عصبی دچار شود.
    همسایه‌ام یک وسواس ناسالم نسبت به اسلحه دارد.
    وسواس مدیر ما برای رسیدن به کامل‌ترین حالت ممکن، باعث شد چند نفر از کارمندان شرکت را ترک کنند.
    وسواس آن مرد برای پیدا کردن یک همراه روحی بی‌نقص، باعث شکست چندین رابطه عاطفی شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Obvious به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Obvious به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Obvious به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی **آشکار** است، یعنی دیدن یا فهمیدن آن بسیار آسان است.

    پاسخ پرسش او کاملاً روشن است. (یافتن پاسخ کار سختی نیست.)
    به نظر تو این موضوع واضح نیست؟ به نظر من کاملاً مشخص است.
    راه‌حل این مسئله خیلی روشن است.
    این قضیه آنقدر واضح است که باور نمی‌کنم تو متوجهش نمی‌شوی.
    مشخص است که این روش جواب نمی‌دهد.
    ملیندا سعی می‌کند علاقه‌اش به مانوئل را خیلی عیان نشان ندهد.
    واضح است که ابراهیم می‌خواهد شغل تازه‌ای پیدا کند.
    تو فکر نمی‌کنی این موضوع آشکار است؟

    واژه **بدیهی** نیز به همین مفهوم اشاره دارد و معمولاً برای تأکید به کار می‌رود.

    مشخص است که تو درک نمی‌کنی.
    واضح است که ایزابل تمیز کردن را دوست ندارد. فقط به این بی‌نظمی نگاه کن!
    حوصله تایرون قطعاً سر رفته. او پی در پی خمیازه می‌کشد.
    این یک پاسخ کاملاً ساده و روشن است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Occasion به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Occasion به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Occasion به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “مناسبت” برای توصیف یک رویداد یا زمان ویژه به کار می‌رود.

    یک عروسی، یک مناسبت خاص محسوب می‌شود.
    ما یک بطری شامپاین را برای یک مناسبت خوب نگه داشته‌ایم.
    به نظر می‌رسد آن‌ها دارند جشنی می‌گیرند. مناسبتش چیست؟
    درگذشت یک رهبر محلی یا ملی، موقعیتی است که در آن پرچم آمریکا به حالت نیمه‌برافراشته نشان داده می‌شود.
    در چند موقعیت مختلف، من لازم داشتم از راه دور به فایل‌های کامپیوتری‌ام دسترسی پیدا کنم. حالا فقط از گوگل درایو استفاده می‌کنم.

     
    صفت این کلمه، “گاه‌به‌گاه” است. معنایش شبیه به “بعضی اوقات” می‌باشد.

    تام گاه‌به‌گاه در جلسات شورای شهر حاضر می‌شود چون او یک رهبر کسب‌وکار است.
    ساندرا اگر در محل کارش مشغله داشته باشد، هر از گاهی به یک پرستار بچه نیاز پیدا می‌کند.
    خانهٔ انتهای خیابان، به دلیل مشکلات خانوادگی، هر از چندگاهی مورد بازدید پلیس قرار می‌گیرد.
    طغیان گاه‌وبی‌گاه آب در منطقه‌ای نزدیک رودخانه، باعث شده بسیاری از ساکنان آنجا نقل مکان کنند.

     
    از کلمه “گاهی” به عنوان قید استفاده می‌کنیم.

    پدر و مادر لنا گاهی آخر هفته‌ها به دیدنش می‌آیند.
    کامپیوتر شخصی جیم گاهی از کار می‌افتد، به همین خاطر او در فکر خرید یک آی‌مک جدید است.
    ما گاهی برای تماشای بازی بیسبال به استادیوم ورزشی می‌رویم.
    گاهی با دوستانم به بازی گلف می‌روم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Occupation به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Occupation به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Occupation به فارسی با مثالهای کاربردی

    شغل، نوعی کار است که یک فرد انجام می‌دهد. این کلمه معنایی نزدیک به “حرفه” دارد.

    شغل شما چیست؟
    قبل از این کار، در کجا مشغول بودید؟ (پیش از شغلی که اکنون دارید، چه کاری می‌کردید؟)
    مشاغل جالب و زیادی وجود دارند که می‌توان برای یادگیری و انجام آن‌ها آموزش دید.
    سازمان آمار کار ایالات متحده، منبع خوبی برای بررسی و تحقیق درباره انواع مشاغل است.
    حسابداری، حرفه‌ی مناسبی است.
    آموزگاری، کاری ارزشمند و قابل احترام است، اما درآمد آن چندان بالا نیست.
    به فکر تغییر شغلم هستم. چه پیشنهادی دارید؟
    برای بسیاری از کارها، آشنایی اولیه با نحوه کار با کامپیوتر لازم است.

     
    واژه “Occupational” به معنای “شغلی” است و به عنوان صفت به کار می‌رود.

    کسانی که در زمینه پزشکی شغلی تحصیل می‌کنند، می‌آموزند که شرایط محیط کار چگونه بر سلامت کلی فرد تأثیر می‌گذارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Occupy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Occupy به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Occupy به فارسی با مثالهای کاربردی

    ماندن در یک جای خاص برای مدت زمانی را occupy می‌گویند. همچنین می‌توان از این واژه برای شرح یک فعالیت نیز استفاده کرد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    occupy

    اشغال کردن

    occupied

    اشغال شد

    occupied

    اشغال شده است

    آن‌ها سی و پنج سال است که در همین آپارتمان زندگی می‌کنند.
    این پیانو جای زیادی می‌گیرد. باید آن را از خانه بیرون ببریم.
    مدیریت یک کسب‌وکار شخصی، وقت زیادی از شما خواهد گرفت.
    نمی‌توانی داخل دستشویی بروی. کسی داخل است.
    نیروهای آمریکایی قبل از خروج، سال‌های زیادی بغداد را در کنترل نظامی خود داشتند.
    معترضان در قاهره، میدان تحریر را تا برآورده شدن خواسته‌هایشان در اختیار گرفتند.
    جنبش “تسخیر وال استریت” در نیویورک و دیگر شهرهای آمریکا، نشان‌دهنده نارضایتی روزافزون مردم جهان از رهبران حکومتی و تجاری بود.

    کلمه **occupant** (ساکن یا سرنشین) یک اسم است و به کسی گفته می‌شود که فضایی را در اختیار دارد یا در آنجا است.

    طبق قرارداد اجاره، تنها دو نفر می‌توانند در این آپارتمان سکونت داشته باشند.
    در زمان تصادف، چهار سرنشین داخل خودرو بودند.

    کلمه **occupation** نیز یک اسم است و می‌توانید آن را به جای “شغل” به کار ببرید.

    شغل شما چیست؟
    معلمی شغل پرارزشی است.
    با گسترش اینترنت و فناوری موبایل، شغل‌های جدید زیادی به وجود آمده‌اند.
    تام شغلش آجرچینی است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Odd به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Odd به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Odd به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “odd” برای چیزهای غیرعادی یا غریب به کار می‌رود.

    امروز یک آقای بسیار عجیبی به مغازه‌مان آمد و پرسید که آیا چکمه‌ای از پوست مار هم داریم.
    هلن از طریق اینترنت، درخواست‌های عجیب زیادی از سمت مردم دریافت می‌کند.
    پدر و مادر تاد آدم‌های بسیار غریبی هستند. آن‌ها حتی وقتی هوا واقعاً گرم است، حاضر نیستند کت‌هایشان را دربیاورند.
    عجیب است. من مطمئن بودم که شماره درست را گرفته‌ام، اما انگار اشتباه کرده‌ام.
    آن نمایش، واقعاً عجیب و غریب بود.

     

    اعداد “فرد”، اعدادی هستند که به دو بخش مساوی تقسیم نمی‌شوند. مانند ۱، ۳، ۵، ۷ و ۹.

    امروز نوبت خانه‌هایی است که شماره پلاک آن‌ها فرد است که چمن‌هایشان را آبیاری کنند. فردا نوبت خانه‌های با شماره زوج است.
    تعداد کسانی که پشت این میز می‌نشینند فرد خواهد بود، بنابراین یک نفر باید در انتهای میز بنشیند.

     

    وقتی یک “s” به انتهای این کلمه اضافه کنید، به معنای “شانس” یا “احتمال” می‌شود.

    چه احتمالی وجود دارد که او امروز هم مثل همیشه دیر به جلسه برسد؟
    آن‌ها برای سرپا نگه داشتن کسب‌وکارشان، با مشکلات بسیار بزرگی روبرو هستند.
    من از شانس این اسب خوشم نمی‌آید، بنابراین فکر می‌کنم روی اسب دیگری شرط ببندم.

     

    با اضافه کردن “ly” به انتهای odd، قید “oddly” به معنای “به شکل عجیبی” ساخته می‌شود.

    آن بچه‌هایی که آن طرف هستند، دارند رفتار عجیبی از خودشان نشان می‌دهند.
    عجیب اینجاست، کسی که آن زوج را به بچه‌دار شدن بدون ازدواج محکوم می‌کرد، خودش یک مادر مجرد بود. (oddly enough: به طور متناقضی؛ برخلاف انتظار)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Odor به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Odor به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Odor به فارسی با مثالهای کاربردی

    «اودور» (Odor) به معنای بو است و معمولاً به بوی ناخوشایند اشاره دارد:

    * از یخچال بوی عجیبی می‌آید.
    * بدنش واقعاً بوی بدی می‌دهد.
    * آن بو را حس می‌کنی؟ بوی گاز است؟
    * این چه بویی است؟
    * از دستشویی بوی خیلی بدی به مشام می‌رسد.
    * آن گل‌ها بوی غیرمعمولی دارند.
    * بوی رنگ پس از چند روز از بین خواهد رفت.


    واژهٔ «اسمِل» (Smell) وقتی به صورت اسم به کار می‌رود، معنایی بسیار نزدیک به «اودور» دارد:

    * این چه بویی است؟
    * از یخچال بوی عجیبی می‌آید.
    * یک چیزی بو می‌دهد. (در این جمله «بو» به صورت فعل استفاده شده است.)


    واژهٔ «فرگرنس» (Fragrance) نیز یک اسم است، اما تقریباً همیشه به بوی خوش اشاره دارد:

    * عطری که او زده، بسیار مطبوع است.
    * آن عطر از کجا می‌آید؟
    * آن گل‌ها بسیار خوش‌بو هستند. (کلمهٔ «فرگرنت» یک صفت است.)

    * نکته: B.O. مخفف رایج «بوی بدن» است:
    او B.O. بسیار بدی دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Off به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Off به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Off به فارسی با مثالهای کاربردی

    این لاستیک روی کامیون نیست. از روی آن برداشته شده است. (کلمه «off» معمولاً همراه با فعل‌ها و حروف اضافه‌ای مثل «of» به کار می‌رود.)
    ژاکتش را درآورده است. دارد کلاهش را از سر برمی‌دارد. (فعل «take» معمولاً با «off» همراه می‌شود وقتی می‌خواهیم بگوییم لباسی از تن خارج شده است.)
    چراغ‌ها خاموش هستند. (در این جمله «off» به عنوان یک صفت استفاده شده است.)
    او الآن در حال صحبت کردن است، اما به زودی تلفن را قطع خواهد کرد.
    این هواپیما از زمین بلند شده است.
    کفش‌هایش از پاهایش درآمده است. کفش‌هایش را پایش نیست.
    سگ روی میز پرید، اما باید از روی آن پایین بیاید. (فعل «get» معمولاً با «off» همراه است: از اتوبوس پیاده شدن، از هواپیما پیاده شدن، از قطار پیاده شدن، از آسانسور خارج شدن.)
    او دارد چند چیزبرگر را از روی باربیکیو برمی‌دارد. (take off = برداشتن و دور کردن)
    من این دستور پخت رولت به سبک ویتنامی را از روی اینترنت پیدا کردم. (می‌توانید اطلاعات را «از اینترنت» یا «از روی اینترنت» به دست آورید.)
    او الآن مشغول کار است، اما چند ساعت دیگر این مأمور پلیس از شیفت کاری خارج می‌شود. (off = در حال کار نیست)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Offer به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Offer به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Offer به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «offer» به معنای پیشنهاد دادن یا داوطلب شدن برای انجام کاری است. در ادامه، مثال‌هایی می‌بینید که نشان می‌دهد این کلمه چگونه به عنوان فعل استفاده می‌شود:

    می‌توانم نوشیدنی به شما تعارف کنم؟
    خانمی که میزبان مهمانی بود، به مهمانانش پیش‌غذا تعارف کرد.
    ما پیشنهاد دادیم که آن آقا را با ماشین برسانیم، اما او قبول نکرد.
    یک شرکت لباس‌فروشی به کارول پیشنهاد کار داده. شاید او این پیشنهاد را بپذیرد.
    باب تصمیم گرفت به پناهگاه افراد بی‌خانمان در شهرش کمک مالی کند.

     

    گاهی هم کلمه «offer» به صورت اسم به کار می‌رود:

    آنها قصد دارند برای خرید یک خانه پیشنهاد بدهند.
    چه نوع پیشنهادی می‌خواهند بدهند؟ (یعنی چقدر پول و تحت چه شرایطی می‌خواهند پرداخت کنند؟)
    این پیشنهاد واقعاً خوبی است.
    یک شرکت به من پیشنهاد شغل داد و من هم قبول کردم.
    شرکت ایکس‌وای‌زد به دن پیشنهاد کار داد، ولی او نپذیرفت. چون پیشنهاد مناسبی نبود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.