دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Deck به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Deck به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Deck به فارسی با مثالهای کاربردی

    عرشه یا همان «دک» یک سکو یا سطح بلند است که افراد می‌توانند روی آن در فضای بیرون خانه بنشینند و استراحت کنند یا روی قایق از آن استفاده کنند.
    معمولاً صاحبان خانه برای عرشه‌ی بیرون، مبلمان مخصوص می‌خرند؛ مثل صندلی و یک چتر بزرگ.
    در کشتی‌ها هم عرشه وجود دارد که مسافران روی آن می‌ایستند و به دریا نگاه می‌کنند.
    بعضی از مسافران که صبح‌ها زود بیدار می‌شوند، روی عرشه کشتی ورزش می‌کنند.
    علاوه بر این، مجموعه کارت‌های بازی هم یک «دک» نامیده می‌شود. هر دسته کارت معمولاً ۵۲ عدد کارت دارد.

    در ادامه چند عبارت رایج که در آن‌ها از کلمه «deck» استفاده شده، آورده شده است:

    چه کسی روی عرشه است؟ (یعنی: نوبت به کی رسیده؟)
    همه دست‌ها روی عرشه. (یعنی: همه باید کمک کنند و آماده باشند.)
    او با یک دسته کارت کامل بازی نمی‌کند. (یعنی: او از نظر ذهنی مشکل دارد.)
    عرشه به نفع او چیده شده. (یعنی: شرایط به نفع اوست.)
    عرشه را بزن! (یعنی: خودت را به زمین بینداز! خطر نزدیک است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Decorate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Decorate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Decorate به فارسی با مثالهای کاربردی

    تزئین کردن، یعنی تغییر ظاهر یک وسیله یا یک فضا تا زیباتر به نظر برسد. این کار بیشتر برای اتاق‌ها، خانه‌ها و ساختمان‌ها انجام می‌شود.

    رنه دوست دارد خانه‌اش را برای کریسمس تزئین کند.
    لیندا برای زیبا کردن اتاق نشیمنش، تعداد زیادی وسیله‌ی عتیقه خرید.*
    معمولاً زنان کار تزئین خانه را انجام می‌دهند، ولی بعضی از آقایان هم این کار را دوست دارند. (در این جمله از “تزئین کردن” به شکل مصدر با “ing” استفاده شده.)
    آیا شما هم دوست دارید خانه‌تان را تزئین کنید؟
    آن‌ها درختشان را با چراغ و تزئینات آویزان کردند.

    * عتیقه: یک شیء قدیمی که معمولاً باارزش است.

    کلمه‌ی “دکوراسیون” یک اسم است:

    لطفاً از آن استفاده نکن. این فقط یک وسیله‌ی تزئینی است.
    جنیفر در انتخاب دکوراسیون برای خانه‌اش بسیار مهارت دارد.

    به کسی که شغلش تزئین کردن خانه و فضاهای داخلی است، “دکوراتور داخلی” می‌گویند.

    برایان به عنوان یک دکوراتور داخلی کار می‌کند.
    دکوراتور داخلی رنگ‌های طلایی و سبز را برای تزئین اتاق کنفرانس انتخاب کرد.
    آن‌ها یک دکوراتور داخلی استخدام کردند تا در انتخاب مبلمان، پرده، رنگ دیوار و کاغذدیواری خانه به آن‌ها کمک کند.

    کلمه‌ی “تزئینی” یک صفت است:

    یک بشقاب بزرگ تزئینی پر از میوه در لابی هتل قرار دارد.
    چراغ‌های تزئینی، خیابان‌های شهر را روشن و درخشان می‌کنند.
    شاترهای این خانه باز و بسته نمی‌شوند. آن‌ها فقط جنبه‌ی تزئینی دارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Decrease به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Decrease به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Decrease به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی کم می‌شود یا پایین می‌آید، می‌گوییم «کاهش» پیدا کرده است.
    در جمله‌های زیر، می‌توانید ببینید که چطور از کلمهٔ «decrease» به عنوان یک فعل استفاده می‌شود:

    – دمای هوا در یک ساعت گذشته چند درجه کمتر شده است.
    – میزان فروش آن فروشگاه در حال کم شدن است.
    – نرخ سود بانکی در حال پایین آمدن است.
    – تعداد دانش‌آموزان آن مدرعه کم شده است.
    – شرکت باید فشار کاری که به کارکنان وارد می‌کند، کم کند.

    در جمله‌های زیر «decrease» به معنای «کاهش» به عنوان اسم به کار رفته است:

    – کاهش دما رخ داده است.
    – ما متوجه کاهش حضور او شدیم.
    – اگر از حجم ترافیک کاسته شود، دولت لازم نیست در این منطقه یک جادهٔ جدید بسازد.
    – پلیس می‌گوید کاهش جرم و جنایت نتیجهٔ تلاش آن‌ها برای جمع‌آوری اسلحه از خیابان‌ها است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dedicate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dedicate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dedicate به فارسی با مثالهای کاربردی

    تعهد کردن به این معنی است که خودتان را با تمام وجود وقف یک هدف، یک فرد یا یک گروه کنید. وقتی کسی برای موفقیت در کاری، از وقت و انرژی خود می‌گذرد، در واقع دارد فداکاری می‌کند.

    شارون وقت زیادی را برای درس خواندن می‌گذارد.
    او دانش‌آموزی متعهد است.
    او تمام تلاشش را می‌کند تا دکتر شود.
    اندرو خودش را وقف شغل نظامی کرد.
    او زندگی‌اش را به کشورش تقدیم کرد.
    او یک سرباز فداکار بود.
    بسیاری از آمریکایی‌ها زندگی خود را صرف خدمت به کشورشان می‌کنند.
    یک پدر یا مادر باید خود را وقف فرزندانش کند.
    یک معلم باید به شاگردانش متعهد باشد.
    یک سیاستمدار باید به مردمی که به او رأی داده‌اند، وفادار باشد.

     
    کلمه‌ی «تعهد» یک اسم است و به حالت فداکاری و وقف کردن اشاره دارد:

    تعهد شارون به درس‌خواندنش در آینده نتیجه خواهد داد.
    برای اینکه یک ورزشکار خوب باشید، نیاز به گذشت و تلاش زیاد برای بهتر شدن دارید.
    فداکاری آن مرد جوان واقعاً قابل تحسین بود.
    میزان تعهد شما به کارتان چقدر است؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Deep به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Deep به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Deep به فارسی با مثالهای کاربردی

    منطقه‌ای که بسیار پایین‌تر از سطح یا بالای چیزی قرار دارد، «عمیق» نامیده می‌شود. کلمه «عمیق» معمولاً در مقابل «کم‌عمق» به کار می‌رود.

    مثلاً:
    – بعضی از ماهی‌ها در اعماق آب و بسیار پایین‌تر از سطح دریا زندگی می‌کنند.
    – روی سطح کره ماه، دهانه‌های عمیق زیادی دیده می‌شود.
    – وقتی رنا بچه‌هایش را به ساحل برد، آن‌ها چاله‌های عمیقی در شن‌ها کندند.
    – عمق آب در آن ساحل، فقط به اندازه چند قدم بود.
    – پس از یک طوفان برف سنگین، در بعضی نقاط، برف تا عمق سه پایی انباشته شد.
    – یک پسر کوچک بریدگی عمیقی روی دستش برداشته بود، برای همین او را به درمانگاه بردند و پزشک زخمش را بخیه زد.

    گاهی هم از کلمه «عمیق» برای نشان‌دادن شدت یا قدرت چیزی استفاده می‌کنیم. در این حالت، معنایی نزدیک به «واقعاً» یا «بسیار» دارد.

    مثلاً:
    – آن‌ها عمیقاً درگیر بدهی هستند. (یعنی واقعاً بدهی دارند.)
    – مردم شهر اسپرینگفیلد، باوری عمیق و راسخ به آینده شهرشان دارند. (یعنی آن‌ها بسیار به شهرشان ایمان دارند.)
    – جو پس از اینکه مشخص شد از شرکتش دزدی کرده، در وضعیت بسیار بدی قرار گرفت. (عبارت «در آب عمیق بودن» به معنای «در مشکل جدی بودن» است.)
    – کریستینا چشمانی آبی و پررنگ دارد.
    – دن صدایی بم و عمیق دارد. (صدای عمیق یعنی صدای کمسنگ و بم.)
    – آن مرد پس از یک روز کاری سخت، به خوابی سنگین و عمیق فرو رفت.
    – او رازهای بسیار پنهان و شخصی‌ای دارد که با کسی در میان نمی‌گذارد.
    – ما از بحران مالی که مدرسه ما را تحت تأثیر قرار داده، بسیار نگرانیم.
    – آن دو جوان، به طرز عمیقی عاشق یکدیگر هستند. (در دو مثال آخر، از کلمه «عمیقاً» به صورت قیدی استفاده شده است.)

    علاوه بر اینها، از کلمه «عمیق» برای توصیف چیزهای پیچیده یا پرمعنی نیز استفاده می‌شود.

    مثلاً:
    – استاد فلسفه‌مان، فردی است که افکار بسیار ژرف و عمیقی دارد.
    – او اکنون در افکار خود غرق شده است.
    – دانش‌آموزان از کشف معانی پنهان و عمیقِ موجود در آن شعر، بسیار هیجان‌زده شدند.
    – حرفش خیلی عمیق بود. (یعنی حرفش پیچیده و پرمعنا بود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Defeat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Defeat به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Defeat به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “defeat” به معنای “شکست” است و شباهت زیادی به کلمه “beat” دارد.

    تیم ما به دلیل تلاش بیشتر و همکاری بهتر، حریفش را مغلوب کرد.
    تیم ما برنده رقابت شد.
    جان در دور دوم مسابقه بوکس، رقیبش را از پا درآورد.
    رقیب او در دور دوم مغلوب شد. (این جمله به شکل مجهول و در زمان گذشته نوشته شده است.)
    ارتش قصد داشت به سرعت شورش را خاموش کند، اما موفق نشد.
    شرکت مایکروسافت معمولاً بر رقبایش چیره می‌شود، اما اخیراً در حال از دست دادن جایگاه خود است.

     
    علاوه بر این، می‌توانید از “defeat” به عنوان یک اسم نیز استفاده کنید:

    تیم با یک شکست سنگین روبرو شد.
    این شکستی است که هرگز فراموش نخواهند کرد.
    مردم سراسر کشور، اثرات این شکست را حس کردند.
    جالوت در مقابل داوود که کوچک‌جثه اما بسیار باهوش بود، مغلوب شد.

     
    کلمه “defeated” به معنای “شکست‌خورده” نیز به عنوان صفت به کار می‌رود.

    پس از بازگشت تیم شکست‌خورده به شهرشان، استقبال گرمی از آنان نشد.
    کشور مغلوب‌شده، پس از پایان جنگ مجبور شد مرزهای خود را تغییر دهد.
    ماریا این ترم در مدرسه عملکرد خوبی نداشت. او احساس ناکامی می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Delete به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Delete به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Delete به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “delete” به معنای پاک کردن یا حذف کردن چیزی است. این کلمه معمولاً وقتی به کار میرود که بخواهیم چیزی را از بین ببریم، مثلاً وقتی روی رایانه متنی یا فایلی را حذف میکنیم.

    کریس به اشتباه چیزی را در سند پاک کرد.
    اسامی دانشآموزانی که روز اول در کلاس حاضر نبودند، از لیست حضور و غیاب حذف شدند.
    محمد لازم است برخی از اطلاعات رایانهاش را پاک کند.
    برای پاک کردن متن، میتوانید آن را انتخاب کنید و سپس دکمه بازگشت (return) را فشار دهید.
    اگر چیزی را اشتباهی پاک کردید، به منو بروید، روی گزینه «Edit» کلیک کنید و سپس «Undo» را انتخاب کنید.

     
    گاهی هم کلمه “delete” به صورت اسم به کار میرود:

    من اشتباهی دکمه delete را زدم.
    دکمه delete روی این صفحهکلید کجاست؟

     
    همچنین میتوان از “delete” به صورت صفت نیز استفاده کرد:

    برای پاک کردن متن، دکمه delete را فشار دهید.
    میدانید دکمه delete روی گوشی شما کجا قرار دارد؟

    نکته: کلمه “delete” از آن دست کلمههایی است که پس از رواج رایانههای شخصی، بیشتر مورد استفاده قرار گرفت.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Deliberate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Deliberate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Deliberate به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک اقدام «عمدی» به کاری گفته می‌شود که از قبل به آن فکر شده و برنامه‌ریزی شده باشد. یعنی فرد دقیقاً می‌داند چه می‌کند و قصد انجام آن را دارد.

    شهر برای حل مشکل بی‌خانمانی در مرکز شهر، اقداماتی از پیش برنامه‌ریزی شده انجام داد.
    حمله به آن مرد کاملاً عمدی بود.
    پلیس برای کاهش سرعت غیرمجاز در مناطق مسکونی، گام‌های حساب شده‌ای برداشت.

     
    کلمه «deliberate» گاهی به صورت قید نیز به کار می‌رود: deliberately (عمداً).

    شیلا عمداً پای مرد را لگد زد تا توجهش را جلب کند.
    آیا این کار را عمدی انجام دادی یا تصادفی بود؟
    آتشی که در روستا روشن شد، عمدی بود و باعث شد همه مردم برای نجات جان خود فرار کنند.

     
    اگر تلفظ این کلمه را به «deliberate» (با کشیدن صدا) تغییر دهید، از حالت صفت به فعل تبدیل می‌شود. To deliberate به معنای گفت‌وگو و فکر کردن با دیگران درباره یک موضوع است.

    هیئت منصفه چند روز درباره حکم نهایی بحث و تبادل نظر کرد.
    کمی زمان بگذار و با دقت فکر کن، وقتی تصمیم گرفتی به من خبر بده.
    دولت در حال بحث و بررسی است که پول مازاد مالیات چگونه باید خرج شود.

     
    کلمه deliberation (تدبیر / مشورت) یک اسم است:

    یک دوره طولانی و خسته‌کننده از بحث و مشورت، نتیجه خوبی در بر نداشت.
    او عادت دارد قبل از گرفتن هر تصمیمی، زمان زیادی را به فکر کردن و مشورت اختصاص دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Delicate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Delicate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Delicate به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر یک وسیله به آسانی بشکند یا از موادی ساخته شده باشد که استحکام کمی دارند، می‌توانیم از واژه “ظریف” برای توصیف آن استفاده کنیم. اشیایی مانند شیشه، سرامیک و سفال معمولاً در این دسته قرار می‌گیرند. علاوه بر این، این واژه برای توصیف غذا، افراد، موسیقی و موقعیت‌های مختلف نیز به کار می‌رود.

    باید در برخورد با آن گلدان احتیاط کنید چون بسیار ظریف است.
    گلبرگ‌های آن گل به حدی نازک و حساس بودند که با کوچکترین تماسی ریختند.
    ازدواج تد و نصرا یک موقعیت حساس برای خانواده‌های آن‌ها به وجود آورده است؛ چرا که او کاتولیک و او مسلمان است.
    این دسر مزه‌ای ملایم و لطیف دارد.
    در برخورد با نوزادان باید دقت زیادی به خرج داد زیرا آن‌ها بسیار آسیب‌پذیر هستند و نیاز به مراقبت دقیق دارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Delight به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Delight به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Delight به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “delight” به معنای “لذت” است و زمانی به کار می‌رود که چیزی یا کسی باعث شادی و خوشحالی فرد شود. در جمله‌های زیر، این کلمه به صورت فعل استفاده شده است:

    تماشاگران از اجرا بسیار خوشحال شدند. (این جمله به زمان گذشته و به شکل مفعولی ساخته شده است.)
    پدر و مادر دختر، وقتی فهمیدند نمرات عالی او باعث شده در لیست دانش‌آموزان ممتاز مدرسه قرار بگیرد، بسیار خوشحال شدند.
    این موسیقی همه کسانی که آن را می‌شنوند، خوشحال می‌کند.
    این محصول، مصرف‌کنندگان را خوشحال خواهد کرد.

     
    همچنین می‌توانید از این کلمه به عنوان اسم استفاده کنید:

    چه لذتی!
    سفر دریایی واقعاً لذت‌بخش بود.
    کار کردن با دانش‌آموزان پرانگیزه چقدر لذتبخش است.
    تماشای آثار پابلو پیکاسو از نزدیک در موزه، تجربه‌ای لذتبخش است.

     
    وقتی بخواهیم از این کلمه به صورت صفت استفاده کنیم، به شکل “delightful” به معنای “لذتبخش” درمی‌آید.

    این پای واقعاً لذیذ و لذتبخش است.
    عصر بسیار دلانگیزی بود.
    مجری به تماشاگران گفت که حضور آنها واقعاً لذتبخش بود.
    صدای خنده کودکان، صدایی شادی‌بخش و دلنشین است.
    تارت توت‌فرنگی و زغال‌اخته واقعاً لذیذ بود.

     
    نکته: کلمه “delight” کمی رسمی‌تر از زبان روزمره است و میزان استفاده از آن به فرد و موقعیت بستگی دارد. شما معمولاً این کلمه یا شکل صفتی آن (“delightful”) را در تبلیغات تلویزیونی، رادیویی و اینترنتی می‌شنوید.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.