دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Token به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Token به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Token به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «توکن» در چندین معنی مختلف به کار می‌رود. در اولین گروه از مثال‌ها، توکن به سکه یا چیزی گفته می‌شود که ارزشی دارد و به جای پول واقعی استفاده می‌شود.

    سوفیا وقتی لباس‌هایش را به خشکشویی برد، لازم بود چند ژتون بخرد تا از ماشین‌های لباسشویی استفاده کند.
    متیو هم چند ژتون خرید تا بتواند با اتوبوس سفر کند.
    در بعضی از سالن‌های بازی، به جای سکه از ژتون برای روشن کردن دستگاه‌های پین‌بال و بازی‌های ویدیویی استفاده می‌شود.
    اگر کسی ژتون سوار شدن به مترو را نداشته باشد، ممکن است سعی کند از دروازه بپرد و بدون پرداخت هزینه وارد شود.

    توکن همچنین می‌تواند نشانه یا نمادی از یک احساس یا تلاش آگاهانه باشد. در این حالت، توکن می‌تواند معنای مثبت یا منفی داشته باشد:

    **مثبت:**

    گل‌هایی که مریم به جان هدیه داد، نماد قدردانی او از زحماتش بود.
    حلقه‌های ازدواج که در مراسم عروسی رد و بدل می‌شوند، نماد عشق و تعهد دو طرف به یکدیگر هستند.
    لطفاً این کادو را به نشانه دوستی ما بپذیرید.

    **منفی:**

    بعضی از کارمندان فکر می‌کنند یولاندا به این دلیل ترفیع گرفت که شرکت به یک زن به عنوان نماد در آن سمت نیاز داشت.
    جورج با خنده می‌گوید که او تنها مرد حاضر در یک سالن کاملاً زنانه است.
    تصویب آخرین لحظه‌ای آن بند مالیاتی، تنها یک حرکت ظاهری و بدون پشتوانه برای جلب نظر کارگران قلمداد شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Toll به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Toll به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Toll به فارسی با مثالهای کاربردی

    عوارض نوعی هزینه است که معمولاً برای استفاده از جاده‌ها یا خدمات عمومی پرداخت می‌شود.

    وقتی رانندگان از ایالت ویسکانسین وارد ایلینوی می‌شوند، باید مبلغی به عنوان عوارض بپردازند.
    این پول برای ساخت و نگهداری بزرگراه‌ها استفاده می‌شود.
    مبلغ عوارض معمولاً بین یک تا دو دلار است.
    به کسی که این پول را دریافت می‌کند، مسئول باجه عوارض می‌گویند.
    اگرچه مردم علاقه‌ای به پرداخت عوارض ندارند، اما این هزینه برای استفاده از جاده‌ها لازم است.
    برخی پل‌ها نیز عوارض دارند و هر کسی که از آن‌ها عبور کند باید این هزینه را بپردازد.
    در گذشته که تلفن‌های عمومی رواج داشت، افراد برای استفاده از آن‌ها نیز هزینه می‌دادند.
    اما برخی تماس‌ها رایگان هستند، مثل شماره‌هایی که با ۸۰۰ شروع می‌شوند.
    بسیاری از شرکت‌ها این شماره‌های رایگان را دارند و هزینه تماس را خودشان پرداخت می‌کنند.

     
    معنای دیگر کلمه «تأثیر» یا «هزینه» است که یک رویداد یا تجربه بر زندگی یا سلامت افراد می‌گذارد. گاهی می‌گوییم یک شرایط سخت «تأثیر منفی» بر فرد گذاشته است.

    استرس کاری رناتا بر سلامت او تأثیر منفی گذاشته است.
    کسانی که کارهای پراسترس دارند، گاهی دچار پیری زودرس می‌شوند؛ این هزینه‌ای است که شغلشان از آنان می‌گیرد.
    سال‌ها خدمت در نیروی پلیس، بر روح و جسم افسر پیت تأثیر منفی گذاشته است.
    دوست من، گراسیلا، که پنج فرزند را بدون حمایت همسرش بزرگ کرد، از نظر عاطفی آسیب زیادی دید.
    تغییرات آب‌وهوایی به بسیاری از صنایع که به برف و هوای سرد وابسته هستند، آسیب زده است.
    آلودگی ناشی از خودروها و نیروگاه‌ها نیز سلامت افرادی که هوای آلوده تنفس می‌کنند را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
    مردم باید بدانند که استفاده از پلاستیک و رهاسازی آن در طبیعت، به‌ویژه در اقیانوس‌ها، آسیب جدی به محیط زیست وارد می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ton به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ton به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Ton به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک تُن واحد اندازه‌گیری وزن است که برابر با ۲۰۰۰ پوند یا ۹۰۷ کیلوگرم می‌باشد. معمولاً وزن کامیون‌ها، ابزارها، مواد و محموله‌ها را با تُن بیان می‌کنند. علاوه بر این، گاهی از کلمۀ «تُن» برای تأکید بر سنگینی چیزی یا نشان دادن مقدار بسیار زیاد آن استفاده می‌شود. در این حالت، معنای آن شبیه به «خیلی زیاد» است.

    مثال‌ها:

    – کوله‌پشتی من یک تُن وزن دارد. (یعنی خیلی سنگین است.)
    – عبدی می‌گوید یک تُن کار برای انجام دادن دارد. (یعنی کارهای بسیار زیادی دارد.)
    – در آن مراسم، چندین تُن آدم حضور داشتند.
    – برای تمام کردن آن کار، انرژی بسیار زیادی صرف شد، اما در نهایت موفق شدیم.
    – به نظر می‌رسد کوین خیلی وزن اضافه کرده است.
    – در کنفرانس، اطلاعات بسیار زیادی به دست آوردیم.
    – سوفیا مقدار بسیار زیادی بستنی می‌خورد، اما اصلاً چاق نمی‌شود.
    – پس از طوفان، مقدار بسیار زیادی آوار از آن منطقه جمع‌آوری شد.
    – وقتی کامیون کمپرسی بار دارد، وزنش بیش از ۲۰ تُن است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tool به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tool به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Tool به فارسی با مثالهای کاربردی

    ابزار وسیله‌ای است که برای درست کردن یا ساختن چیزها به کار می‌رود. ابزارهای مختلفی وجود دارند.

    پیچ‌گوشتی یک ابزار است. از آن برای بستن یا باز کردن پیچ استفاده می‌شود.
    چکش ابزاری است که برای کوبیدن میخ یا بیرون آوردن آن استفاده می‌شود.
    آچار ابزاری است که برای سفت کردن یا شل کردن مهره و پیچ کاربرد دارد.
    همه این ابزارها را می‌توان در یک جعبه ابزار نگهداری کرد.

    تفاوت ابزار با ماشین در این است که ابزار معمولاً با دست به کار می‌افتد و نیروی آن از کاربرش تأمین می‌شود. اما ماشین را می‌توان طوری تنظیم کرد که یک کار تکراری را خودکار انجام دهد و انرژی آن معمولاً از سوخت یا باتری به دست می‌آید.

    این روزها، کلمه «ابزار» گاهی به شکل یک تشبیه برای اشاره به یک اقدام منسجم برای انجام کاری به کار می‌رود:

    یک وب‌سایت می‌تواند ابزاری برای افزایش بازدهی یک شرکت باشد.
    سیستم آموزش عمومی می‌تواند ابزاری برای حل مشکلات ویژه در جامعه باشد.
    یک تلفن همراه می‌تواند به عنوان ابزاری برای انتقال اطلاعات خاص مورد استفاده قرار گیرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Top به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Top به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Top به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه «بالا» برای اشاره به بلندترین نقطه یا بخش یک چیز استفاده می‌کنیم.

    روی کوه برف زیادی نشسته است.
    او روی بادکنک نشسته است.
    سقف این ساختمان‌ها بسیار رنگارنگ و تزئین شده است.
    او روی سرش کلاه گذاشته است. به این کلاه، کلاه بالایی می‌گویند.
    او یک تاپ تنپوش پوشیده است. (تاپ = نوعی پیراهن)

     
    راه‌های مختلفی برای استفاده از کلمه «بالا» وجود دارد.

    او احساس می‌کند در اوج جهان قرار دارد. (یعنی از چیزی بسیار خوشحال است.)
    این پروژه در اولویت لیست کارهای این هفته ما قرار دارد. (یعنی بسیار مهم است.)
    او نگران است که نتواند از اجرای قبلی خود بهتر عمل کند. (وقتی «بالا» به عنوان فعل به کار می‌رود، یعنی بهتر انجام دادن یا پیشی گرفتن.)
    چه موادی دوست دارید روی پیتزایتان باشد؟ (کلمه «مواد رویی» یک اسم است. منظور از «مواد رویی» پیتزا، چیزهایی مانند گوشت یا سبزیجات است.)
    پیشخدمت لیوان او را دوباره با شراب پر کرد. (یعنی شراب بیشتری اضافه کرد تا لیوان کامل پر شود. شکل گذشته فعل «top» می‌شود «topped».)
    خبر درست در ابتدای ساعت پخش شد. («ابتدای ساعت» زمانی است که عقربه دقیقه‌شمار به عدد ۱۲ می‌رسد. مثلاً ساعت ۳:۰۰، ابتدای ساعت است. وقتی دفعه بعد عقربه به بالای صفحه برسد، ساعت ۴:۰۰ خواهد بود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Toss به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Toss به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Toss به فارسی با مثالهای کاربردی

    ساده گذشته فعل ماضی
    toss

    پرتاب کردن

    tossed

    پرتاب شد

    tossed

    پرتاب شده

    کلمه “toss” معنی‌ای شبیه به “پرتاب کردن” دارد.

    من توپ را به طرف پسرم پرتاب کردم.
    می‌توانی آن پیراهن را توی لباسشویی بیندازی.
    جرمی در طول مراسم کلیسا، کمی پول داخل بشقاب جمع‌آوری انداخت.
    آن کاغذ را دور نریز. برای بعدش نگهش دار.
    بازیکنانی که در زمین درگیر درگیری شدند، از بازی اخراج شدند.

    وقتی کسی برای خوابیدن مشکل دارد، می‌گوییم “toss” می‌کند. این حالت نشانه بی‌قراری است.
    مریم نمی‌توانست بخوابد. او تمام شب غلت زد و از این سو به آن سو شد.
    راجر به خاطر سوءهاضمه، دیشب مدام در رختخواب غلت می‌زد و جا به جا می‌شد.

    کلمه “toss” معمولاً برای توصیف درست کردن سالاد هم به کار می‌رود. در این حالت، “toss” معنایی نزدیک به “مخلوط کردن” دارد.
    بعد از این که کاهو و سبزیجات را داخل کاسه ریختید، آن‌ها را با هم به خوبی مخلوط کنید تا کاملاً قاطی شوند.
    من برای ناهار، یک سالاد مخلوط با سس رنچ خوردم.

    وقتی می‌خواهیم در مورد سرنوشت چیزی تصمیم بگیریم یا یک انتخاب سخت انجام دهیم، گاهی آن را به پرتاب سکه واگذار می‌کنیم:
    وقتی سکه را به هوا پرتاب می‌کنم، بگو “پشت” یا “رو”.
    جان پرتاب سکه را باخت، به همین خاطر تمام مسیر تا شیکاگو را او راند، در حالی که دوستش دن، در صندلی کنار چرت می‌زد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Totally به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Totally به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Totally به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “کلا” یک واژه است که کاربردهایی شبیه به “very” و “really” دارد. همچنین معنی آن نزدیک به “completely” و “entirely” است.

    مثال‌ها:
    ماشین در آن سانحه کاملاً نابود شد.
    این قرارداد به‌طور کامل غیرقابل پذیرش است.
    کار پروژه به تمامی به پایان رسیده است.
    آیا از خریدتان کاملاً راضی هستید؟
    اتاق درس در زمان امتحان کاملاً ساکت بود.

    این واژه در میان جوانان طرفدار زیادی دارد. معمولاً در گفتگوهای روزمره و محاوره از آن استفاده می‌شود:

    مثلاً:
    آن فیلم واقعاً فوق‌العاده بود.
    باب در اجرای آن آهنگ کاملاً شکست خورد.
    نگوین می‌گوید با اینکه امشب با هم بیرون نمی‌رویم، کاملاً مشکلی ندارد.

    همچنین می‌توانید به تنهایی و برای تأیید حرف طرف مقابل از “کلا” استفاده کنید:

    الف: این غذای تایلندی عالی است!
    ب: کلا! (یعنی: کاملاً موافقم!)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Touch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Touch به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Touch به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی با انگشتان خود چیزی را حس می‌کنید، می‌گوییم آن را “لمس” کرده‌اید.

    اگر این را لمس کنی، می‌فهمی چقدر نرم است.
    به آن دست نزن! خیلی داغ است.
    او بینی خود را لمس کرد و متوجه شد سرد است.
    این قطعه سنگ مرمر را لمس کن و ببین چقدر سفت است.
    مادر به بچه‌هایش گفت که به هیچ چیز داخل فروشگاه دست نزنند.
    برای تماس گرفتن باید شماره‌ها را روی صفحه نمایش لمس کنی.

     
    گاهی هم از کلمه “لمس” برای بیان تأثیر احساسی یک موقعیت استفاده می‌شود.

    او از محبتش تحت تأثیر قرار گرفت.
    زنی که در محله‌اش داوطلب شده بود، زندگی افراد زیادی را تحت تأثیر قرار داد.

     
    در ادامه چند عبارت رایج که با “لمس” ساخته می‌شوند را می‌بینید:

    بیایید با هم در ارتباط باشیم. (یعنی با تلفن، ایمیل، اسکایپ و… با هم در تماس بمانیم.)
    فردا با تو تماس می‌گیرم/صحبت می‌کنم. (یعنی فردا دوباره باهم حرف می‌زنیم.)
    معلم در کلاس به آن موضوع اشاره کرد. (یعنی معلم کمی در مورد آن موضوع صحبت کرد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tough به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tough به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Tough به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “tough” یک صفت است که برای توصیف چیزی یا کسی که سخت، دشوار یا چالش‌برانگیز است به کار می‌رود. (توجه داشته باشید که حروف “gh” در انتهای آن مانند “f” خوانده می‌شود.)

    **در موقعیت‌های مختلف:**

    * آن امتحان واقعاً سخت بود.
    * امتحان دشواری بود.
    * همه می‌گویند آقای نلسون در نمره دادن سخت‌گیر است. (کسب نمره‌ی بالا از او کار آسانی نیست.)
    * او با دانش‌آموزانش بسیار سخت‌گیری می‌کند.
    * شکست دادن تیم فوتبال برزیل کار بسیار مشکلی است.
    * این بازیکنان، رقبای سرسختی هستند.
    * راشل شغل پرزحمتی دارد.
    * کسانی که به زندان می‌روند، روزهای سختی در پیش دارند. (راه سخت = دوران دشوار)
    * انجام این تکلیف خانگی نباید کار خیلی سختی باشد.
    * هرچه سن‌تان بالاتر می‌رود، یادگیری زبان انگلیسی دشوارتر می‌شود.

    **در مورد غذا:**

    وقتی گوشت زیاد پخته شود یا کیفیت خوبی نداشته باشد، می‌گوییم “tough” شده است.

    * این استیک سفت است.
    * این مرغ برای مدت زیادی روی گریل مانده و الآن سفت شده.
    * من گوشت بز دوست دارم، اما کمی سفت است.
    * اگر می‌خواهید گوشت‌تان نرم باشد و سفت نشود، قبل از پخت آن را در سس مخصوص بخوابانید. (کلمه “tender” نقطه‌ی مقابل “tough” است.)

    **عبارات رایج:**

    * **When the going gets tough, the tough get going.** (وقتی شرایط سخت می‌شود، افراد سخت‌کوش و مقاوم، دست به کار می‌شوند. در این جمله، دومین “tough” به عنوان یک اسم به کار رفته است.)
    * **You’ll have to tough it out.** (تو باید از این شرایط سخت عبور کنی. در این مثال “tough” به عنوان فعل استفاده شده.)
    * **That’s tough.** (خب که چی؟ / من برایت متأسف نیستم.)
    * **You think you’re so tough.** (فکر می‌کنی خیلی سخت و قوی هستی؟ – در حالی که واقعاً اینطور نیستی.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Tow به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tow به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Tow به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر خودرویی خراب باشد یا برخلاف مقررات در جایی پارک شده باشد، ممکن است نیاز به “بکسل” پیدا کند.

    ماشین من روشن نمی‌شود و دلیلش را نمی‌دانم. شاید لازم باشد آن را بکسل کنند.
    سارا به دلیل اینکه ماشینش در کنار جاده از کار افتاد، یک ماشین بکسل درخواست کرد.
    راننده‌ی ماشین بکسل، مدت کوتاهی پس از تماس او رسید.
    اگر خودروی خود را برای مدت طولانی در خیابان رها کنید، شهرداری آن را بکسل خواهد کرد. (در این جمله، “بکسل” به عنوان یک فعل به کار رفته است.)
    جو، وقتی خودروی دوستش به داخل یک گودال کنار جاده افتاد، آن را با ماشین خود بکسل کرد.

     
    موارد دیگری هم وجود دارد که از کلمه “بکسل” استفاده می‌شود.

    یک قایق یدک‌کش، قایق‌های دیگر را بکسل می‌کند.
    برخی از قایق‌هایی که توسط یک یدک‌کش کشیده می‌شوند، بسیار بزرگ هستند.
    اسکی‌بازان می‌توانند به جای بالا رفتن از پیاده از تپه، توسط یک وسیله به بالای تپه اسکی بکسل شوند.
    این اسکی‌بازان و اسنوبردسواران در حال نگه داشتن یک تسمه یا طناب بکسل هستند.

    نکته: کلمه “tow” (بکسل) دقیقاً شبیه کلمه “toe” (انگشت پا) تلفظ می‌شود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.