دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Magnet به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Magnet به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Magnet به فارسی با مثالهای کاربردی

    آهن‌ربا یک وسیله فلزی است که معمولاً از آهن یا فولاد ساخته می‌شود و می‌تواند چیزهای فلزی را به سمت خود بکشد. این وسیله در شکل‌های گوناگونی وجود دارد.

    بچه‌ها عاشق بازی با آهن‌ربا هستند.
    خیلی از افراد روی یخچالشان آهن‌رباهای تزئینی می‌چسبانند.
    آهن‌رباها کمک می‌کنند تا وسایل در جای خود محکم بمانند.
    آهن‌رباها جذب می‌کنند.

    آمریکا برای کسانی که می‌خواهند با تلاش زندگی بهتری بسازند، مانند یک آهن‌ربا عمل می‌کند.
    دریاچه‌ها برای علاقه‌مندان به ورزش‌های آبی جذابیت زیادی دارند.
    لاس‌وگاس مقصد کسانی است که به قمار علاقه دارند.
    یک گروه راک ما را مثل آهن‌ربا به داخل کلوپ کشاند. (مثل آهن‌ربا یعنی جاذبه بسیار قوی)
    رجینا از باب خوشش می‌آید و مثل آهن‌ربا جذب او شده است.
    رستوران‌های تایلندی برای من حکم آهن‌ربا را دارند. بوی غذای خوشمزه مرا به طرف خود می‌کشد.
    مدرسه مگنت نوعی مدرسه است که دانش‌آموزان با علایق ویژه را جذب می‌کند.

     

    واژه “مغناطیسی” یک صفت است. وقتی چیزی مغناطیسی باشد، افراد یا چیزهای دیگر را به سمت خود جذب می‌کند.

    دوست من گانتر، شخصیتی جذاب و مغناطیسی دارد.
    لبخند ونسا آنقدر جذاب است که مردم را ناخودآگاه به سوی خود می‌کشد.
    زمین توسط یک میدان مغناطیسی بزرگ از تشعشعات مضر خورشید محافظت می‌شود.
    تخته وایت برد من مغناطیسی است و می‌توانم چیزهای فلزی را روی آن بچسبانم بدون اینکه بیفتند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A شروع می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Main به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Main به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Main به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “اصلی” معنایی نزدیک به “مرکزی” دارد. وقتی چیزی را “اصلی” می‌نامیم، یعنی آن چیز از اهمیت زیادی برخوردار است یا در اولویت قرار دارد.

    بسیاری از شهرهای آمریکا یک “خیابان اصلی” دارند.
    این خیابان معمولاً مرکزی است و مردم برای کارهایی مثل غذا خوردن، خرید، آرایشگاه رفتن یا دیدار با دیگران به آنجا مراجعه می‌کنند.
    ممکن است معلم انگلیسی از شما در مورد “ایده اصلی” یک انشا یا یک پاراگراف سؤال کند.
    ایده اصلی چیست؟
    ایده اصلی، مفهومی است که با دلایل و مثال‌های مختلف تقویت می‌شود.
    در یک بحث، “نکته اصلی” مهم‌ترین مفهومی است که فرد قصد دارد آن را به دیگران منتقل کند.
    “ورودی اصلی” یک ساختمان، دربی است که بیشتر مردم از آن وارد می‌شوند.
    “غذای اصلی” یک وعده غذایی، پس از پیش‌غذا، سالاد یا سوپ سرو می‌شود.
    “رویداد اصلی” در یک مراسم، بخشی است که همه تماشاگران برای دیدن آن حاضر شده‌اند.
    همچنین، “سرخرگ‌های اصلی” مختلفی در بدن وجود دارند که جریان خون را به تمام قسمت‌های بدن می‌رسانند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Maintain به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Maintain به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Maintain به فارسی با مثالهای کاربردی

    نگهداری کردن از چیزی یعنی آن را تمیز کنید، درست کنید، مراقبش باشید یا آن را حفظ کنید.

    کسی که آرامش خود را حفظ می‌کند، عصبانی نمی‌شود.
    برای اینکه از ماشینتان به خوبی نگهداری کنید، باید روغن آن را مرتب عوض کنید.
    ماشین ما را یک مکانیک محل تعمیر و نگهداری می‌کند.
    برد و زهرا حتی بعد از جدایی، رابطه خوبی با هم دارند.
    گربه ما با دقت از قسمتی از خانه که موش‌ها گاهی از آن وارد می‌شوند، مراقبت می‌کند.
    تیم بیسبال برای بیشتر مدت بازی جلوتر از تیم حریف بود، اما در آخر بازی این برتری را از دست داد.
    باراک اوباما نزد رهبران جهان احترام قابل توجهی دارد.
    حفظ ثبات سیاسی در سراسر جهان بخش مهمی از وظایف رئیس‌جمهور است.

    کلمهٔ “Maintenance” (نگهداری) یک اسم است:

    اگر می‌خواهید ماشینتان درست کار کند، مهم است که به برنامه نگهداری آن پایبند باشید.
    دارل شوخی می‌کند که همسرش به “نگهداری” زیادی نیاز دارد. (این جمله در مورد کسی گفته می‌شود که به توجه و مراقبت زیادی نیاز دارد.)
    برای روش صحیح نگهداری از یک دستگاه چمن‌زنی می‌توانید به کتابچه راهنمای آن مراجعه کنید.
    تعمیرکار ساختمان ما می‌داند چطور هر چیزی را درست کند. (در این جمله از کلمه “Maintenance” به صورت صفت برای توصیف “مرد” استفاده شده است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Make به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Make به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Make به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “make” در انگلیسی معمولاً به عنوان یک فعل به کار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    make

    ساختن

    made

    ساخته شد

    made

    ساخته شده است

    سوفیا مشغول پختن شام است.
    همسایه‌ی ما سر و صدای زیادی می‌کند.
    آن بچه‌ها همه چیز را به هم ریخته‌اند.
    آن شرکت کامپیوتر تولید می‌کند.
    ماریا برای دخترش یک لباس دوخت.
    کنگره سال آینده قانون‌های جدیدی تصویب خواهد کرد.
    استیون اسپیلبرگ فیلم‌های زیادی ساخته است.
    آیا تا به حال نان پخته‌ای؟

    همچنین معنی‌های بسیار مختلف دیگری هم برای کلمه “make” وجود دارد.

    هر سال چقدر پول درمی‌آوری؟ (make = درآمد داشتن)
    متأسفم، نمی‌توانم در مهمانی حاضر شوم. (make = آمدن)
    آنها به موقع به فرودگاه نرسیدند. (make = رسیدن)
    سعی کن از این موضوع یک مشکل بزرگ درست نکنی. (یک مشکل ایجاد نکن)
    دیدن گل‌ها واقعاً روزش را ساخت. (از دریافت گل‌ها بسیار خوشحال شد)
    صاحبان آن شرکت خیلی موفق و بی‌دغدغه هستند. (have it made = بسیار موفق بودن)
    پلیس آن مرد را مجبور کرد که اسلحه را تحویل دهد. (make = مجبور کردن)
    به نظر نمی‌رسد جیم و اشلی در زندگی زناشویی موفق شوند. (make it = موفق شدن)
    گل‌ها از سرمای هوا جان سالم به در نبردند. (make it = زنده ماندن)
    همه برای کسی که خودساخته است، احترام قائلند. (self-made = بدون کمک دیگران به موفقیت رسیدن)
    می‌توانی پلاک آن ماشین را بخوانی؟ (make out = تشخیص دادن یا دیدن)
    چند نوجوان در صندلی عقب ماشین مشغول بوسیدن هم بودند. (make out = بوسیدن)
    در مسابقه‌ی اتومبیل‌رانی چه نتیجه‌ای گرفتی؟ (make out = عملکرد خوب داشتن)

    گاهی اوقات کلمه “make” به عنوان اسم به کار می‌رود:

    ماشینی که می‌رانی، مارک و مدلش چیست؟ (make = نام شرکت)
    یک مُهر، نام سازنده را در ته گلدان نشان می‌دهد.
    تونی همیشه به دنبال فرصت‌های تازه است. (on the make = به دنبال موقعیت یا سود بودن)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mall به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mall به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Mall به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک مرکز خرید، محلی بزرگ و عمومی برای خرید کردن و دورهم جمع شدن است. بیشتر این مراکز در آمریکا به شکل ساختمان‌های سرپوشیده و عظیم هستند، اما برخی از آن‌ها هم فضاهای بازی هستند که در وسط شهر یا مناطق اطراف شهر ساخته شده‌اند.

    ساکنین شهرها و حومه‌ها معمولاً رفتن به مرکز خرید را دوست دارند.
    نوجوانان هم علاقه دارند در مراکز خرید وقت بگذرانند، چه قصد خرید داشته باشند و چه نه. (وقت گذراندن = جمع شدن و با هم بودن)
    بیشتر مراکز خرید بزرگ، یک قسمت مخصوص غذا خوری به نام «فودکورت» دارند که مردم برای صرف غذا به آنجا می‌روند.
    این مراکز در روزهای تعطیل و فصل خرید، بسیار شلوغ و پرازدحام می‌شوند.
    مراکز خرید همچنین جای محبوبی برای تماشای فیلم هستند. خیلی از آن‌ها سالن‌های سینمایی دارند که می‌توانند چندین فیلم مختلف را همزمان نمایش دهند.
    یک نوع خاص از مراکز خرید، «آوت‌لت مال» نام دارد که کالاها را با قیمت کمتر و تخفیف‌دار می‌فروشد.
    نوع دیگر به نام «استریپ مال» وجود دارد که شامل چندین مغازه در یک ردیف و یک پارکینگ بزرگ است.
    «ووددیل مال» که در شهر شاومبورگ ایالت ایلینوی قرار دارد، یک مرکز خرید بسیار بزرگ است.
    «مرکز خرید آمریکا» در بلومینگتون، مینه‌سوتا، بزرگترین مرکز خرید در ایالات متحده به شمار می‌رود.
    این مرکز خرید دارای یک پارک تفریحی و یک آکواریوم نیز هست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Man به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Man به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Man به فارسی با مثالهای کاربردی

    به طور معمول، وقتی درباره فردی بالای هجده سال صحبت می‌کنیم که جنسیت او مرد است، در ایالات متحده از واژه “مرد” (man) برای اشاره به او استفاده می‌شود.

    مفرد جمع
    man

    مرد

    men

    مردان

    یک نفر داخل اتاق آمد و روی صندلی نشست.
    دو نفر وارد اتاق شدند و نشستند.

    گاهی فرم ملکی این کلمه ممکن است باعث سردرگمی شود. دلیلش این است که کلمه “man” از قاعده معمول جمع بستن پیروی نمی‌کند. وقتی بخواهیم مالکیت را برای حالت جمع نشان دهیم، قبل از “s” از آپستروف استفاده می‌کنیم. در حالت عادی، برای اسامی جمع که مالکیت دارند، آپستروف بعد از “s” قرار می‌گیرد (مثلاً: کتاب‌های دانش‌آموزان، دستمزد کارگران).

    این ژاکت مال یک مرد است. (مالکیت مفرد)
    سرویس بهداشتی آقایان کجاست؟ (مالکیت جمع)
    آیا این کفش‌ها مربوط به آقایان است؟
    ماشین یک مرد با ساختمان برخورد کرد.

    عبارت‌های مختلفی وجود دارند که از کلمه “man” استفاده می‌کنند.
    یک مرد باید کاری را انجام دهد که لازم است. (یعنی یک مرد باید در موقعیت‌های خاص مسئولیت‌پذیر باشد و دست به کار شود.)
    او مردی است که مورد تحسین دیگر مردان است. (مردان او را می‌ستایند.)
    چه کسی در خانه تصمیم‌گیر اصلی است؟ (چه کسی تصمیم می‌گیرد و مشکلات را حل می‌کند؟)
    خانه هر فرد، قلعه شخصی اوست.
    تسلیم سیستم نشو. (“the man” به معنای یک مقام یا قدرت، مثل رئیس است.)
    عالی عمل کردی! (کاری را درست انجام دادی. عملکردت خوب بود.)

    این روزها از “man” به عنوان فعل در عبارت “man up” هم استفاده می‌شود. “Man up” یعنی مانند یک فرد قوی و مسئولیت‌پذیر رفتار کردن و انجام وظایف.
    آن زن به همسرش گفت قوی باشد و مشکل را حل کند.
    تو باید مسئولیت کارت را بپذیری و قوی باشی.
    او باید مانند یک فرد بالغ عمل کند و با همکارش صادقانه در مورد اختلاف نظرشان صحبت کند.

    گاهی در گفتگوهای روزمره یا برای بیان تعجب نیز از کلمه “man” استفاده می‌شود:
    وای، امروز چقدر هوا گرمه!
    هی رفیق، چطوری؟
    چه خبر، داداش؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • سلام خوبی به آلمانی: راهنمای کامل

    سلام خوبی به آلمانی: راهنمای کامل

    وقتی تصمیم می‌گیریم زبان جدیدی یاد بگیریم، معمولاً اولین چیزی که به فکرمان می‌رسد، یادگیری طرز سلام و احوالپرسی است. این کار، نه تنها پایه‌ای برای شروع یک مکالمه است، بلکه نشان‌دهنده احترام ما به فرهنگ و زبان آن کشور محسوب می‌شود. در این نوشته، می‌خواهیم با هم روش‌های مختلف گفتن «سلام» و «حال‌چطوره» به زبان آلمانی را مرور کنیم. به عنوان کسی که خودم زبان یاد گرفته‌ام، همیشه از یادگیری همین عبارت‌های ساده و اولیه شروع کرده‌ام و مطمئنم که این قدم اول، راه را برای ورود به دنیای زبان جدید باز می‌کند. پس بیایید با هم یاد بگیریم چطور به آلمانی سلام کنیم و یادگیری این زبان را با اعتماد به نفس آغاز کنیم!

    اگر به دنبال یک آموزشگاه خوب برای یادگیری زبان آلمانی در شیراز هستید، می‌توانید گزینه «بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در شیراز» را هم بررسی کنید.

    در این نوشته با این موضوعات آشنا می‌شوید:

    * عبارت‌های ساده برای سلام کردن به آلمانی
    * روش رسمی و خودمانی برای احوالپرسی
    * چطور به آلمانی حال کسی را بپرسیم؟
    * عبارت‌های ابتدایی برای شروع مکالمه
    * چطور به احوالپرسی دیگران پاسخ دهیم؟
    * پرکاربردترین جمله‌ها برای احوالپرسی در موقعیت‌های گوناگون
    * عبارت‌های مخصوص زمان‌های مختلف روز (صبح، عصر، شب)
    * شیوه‌های متفاوت احوالپرسی در مناطق مختلف آلمان
    * عبارت‌های خداحافظی
    * فرهنگ احوالپرسی در آلمان: چه کارهایی خوب است و چه کارهایی نه؟
    * قوانین نانوشته‌ای که بهتر است رعایت کنید
    * تفاوت «Du» و «Sie» در خطاب کردن دیگران
    * اشتباهات رایجی که زبان‌آموزان در سلام کردن مرتکب می‌شوند
    * تمرین‌های کاربردی و مثال‌های واقعی برای سلام کردن به آلمانی
    * موقعیت اول: دیدار یک دوست قدیمی در خیابان
    * موقعیت دوم: ملاقات با همکار جدید در محل کار
    * موقعیت سوم: خرید از یک مغازه
    * بخش پرسش و پاسخ: سوالات متداول درباره سلام کردن به آلمانی
    * چطور به زبان آلمانی سلام بگوییم؟
    * چه عبارت‌های دیگری برای احوالپرسی وجود دارد؟
    * آیا فرهنگ احوالپرسی در آلمان با ایران فرق دارد؟
    * جمع‌بندی

    عبارات پایه برای گفتن سلام به آلمانی

    سلام کردن به زبان آلمانی از چیزی که تصور می‌کنید ساده‌تر است! روش‌های مختلفی برای احوالپرسی وجود دارد که بسته به موقعیت می‌توانید از آنها استفاده کنید. در اینجا ابتدا رایج‌ترین و پرکاربردترین عبارات را به شما معرفی می‌کنم:

    سلام رسمی و غیررسمی

    در زبان آلمانی، مانند خیلی از زبان‌های دیگر، دو نوع سلام کردن وجود دارد: رسمی و غیررسمی. انتخاب هر کدام به این بستگی دارد که با چه کسی صحبت می‌کنید.

    **سلام رسمی:**
    وقتی با کسی که به خوبی نمی‌شناسید، افراد بزرگ‌تر از خود یا در موقعیت‌های کاری و اداری صحبت می‌کنید، بهتر است از عبارت‌های رسمی استفاده کنید.

    * **Guten Tag! (گوتن تاگ!):** این عبارت یعنی «روز بخیر» و معمول‌ترین و مطمئن‌ترین روش برای سلام دادن در موقعیت‌های رسمی است. می‌توانید از صبح تا عصر از آن استفاده کنید.
    * **Guten Morgen! (گوتن مورگن!):** یعنی «صبح بخیر» و معمولاً تا قبل از ظهر کاربرد دارد.
    * **Guten Abend! (گوتن آبند!):** یعنی «عصر بخیر» و از ساعت‌های عصر به بعد استفاده می‌شود.
    * **Gute Nacht! (گوته ناخت!):** این عبارت به معنای «شب بخیر» است. توجه کنید که این جمله بیشتر برای خداحافظی در پایان شب یا قبل از خواب به کار می‌رود و معمولاً به عنوان سلام استفاده نمی‌شود.

    **سلام غیررسمی:**
    برای دوستان، اعضای خانواده، هم‌سن‌وسال‌ها و کسانی که با آن‌ها رابطه صمیمی دارید، می‌توانید از عبارت‌های ساده و دوستانه استفاده کنید.

    * **Hallo! (هالو!):** این کلمه دقیقاً مانند «Hello» در انگلیسی است، بسیار رایج و خوش‌آمدنی می‌باشد. من شخصاً زیاد از آن استفاده می‌کنم.
    * **Hi! (های!):** جالب است بدانید که حتی در آلمانی هم کلمه «Hi» را مثل انگلیسی به کار می‌برند، به ویژه در بین جوانان.
    * **Servus! (سرووس!):** این عبارت بیشتر در مناطق جنوبی آلمان (مثل ایالت باواریا) و همچنین اتریش شنیده می‌شود و هم برای سلام و هم برای خداحافظی کاربرد دارد.
    * **Grüß dich! (گریس دیش!):** معنای آن «درود بر تو» است و در جنوب آلمان، اتریش و سوئیس به عنوان یک سلام صمیمی استفاده می‌شود.
    * **Moin! (موین!):** اگر به شمال آلمان سفر کنید، این کلمه کوتاه و دوستانه را زیاد می‌شنوید. از آن می‌توانید در هر ساعتی از روز استفاده کنید.

    سلام خوبی به آلمانی

    نحوه احوالپرسی به آلمانی

    بعد از گفتن سلام، نوبت به پرسیدن حال و احوال است. در زبان آلمانی، همانند فارسی، معمول است که از طرف مقابل می‌پرسیم: «حالت خوبه؟» یا «چطور هستی؟»

    عبارات اولیه احوالپرسی

    روش‌های مختلفی برای پرسیدن احوال کسی به زبان آلمانی وجود دارد:

    **Wie geht es Ihnen?** (وی گِت اِس اینن؟):
    این عبارت، رسمی و مؤدبانه است و برای پرسیدن “حال شما چطور است؟” استفاده می‌شود. بهتر است هنگام صحبت با افراد غریبه، بزرگتر یا کسانی که به آن‌ها احترام می‌گذارید، از این جمله استفاده کنید.

    **Wie geht es dir?** (وی گِت اِس دیر؟):
    این حالت، خودمانی‌تر است و معنی “حال تو چطوره؟” یا “چطوری؟” می‌دهد. من معمولاً این عبارت را برای دوستان و نزدیکان به کار می‌برم.

    **Wie geht’s?** (وی گِتس؟):
    این کوتاه‌ترین و معمول‌ترین روش غیررسمی برای پرسیدن “چطوری؟” است. بدون شک این عبارت را زیاد می‌شنوید!

    پاسخ به احوالپرسی

    وقتی کسی از شما می‌پرسد حالتان چطور است، چطور باید پاسخ بدهید؟
    در ادامه چند نمونه از پاسخ‌های رایج در زبان آلمانی همراه با تلفظ و معنی فارسی آن‌ها آورده شده است:

    – **Mir geht es gut, danke!** (میر گِت اِس گوت، دانکه): یعنی “حالم خوب است، ممنون!” این یک جواب معمول و مودبانه است.
    – **Mir geht es sehr gut!** (میر گِت اِس زِر گوت): یعنی “حالم خیلی خوب است!”
    – **Es geht.** (اِس گِت): یعنی “بد نیست” یا “می‌گذره.” این پاسخ نشان می‌دهد که حالتان نه خوب است و نه بد.
    – **Nicht so gut.** (نیشت زو گوت): یعنی “خیلی خوب نیستم.”
    – **Schlecht.** (شْلِشْت): یعنی “بدم.” معمولاً وقتی از این پاسخ استفاده می‌کنید که واقعاً حالتان خوب نیست.
    – **Und Ihnen?** (اونت اینن): یعنی “و شما (به صورت رسمی) چطورید؟”
    – **Und dir?** (اونت دیر): یعنی “و تو (به صورت خودمانی) چطوری؟”

    با این جملات می‌توانید به سادگی یک گفت‌وگوی کوتاه و صمیمی را شروع کنید. بهتر است بعد از این که حال خودتان را گفتید، حال طرف مقابل را هم بپرسید.
    اگر قصد یادگیری زبان آلمانی را دارید، **بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در کرج** می‌تواند گزینه مناسبی برای شما باشد.

    پرکاربردترین عبارات احوالپرسی آلمانی در موقعیت‌های مختلف

    علاوه بر احوالپرسی‌های معمول و روزمره، جملات و نکات کاربردی دیگری هم وجود دارد که با استفاده از آن‌ها، در شرایط گوناگون، شبیه به یک فرد محلی و خودمانی به نظر می‌رسید.

    عبارات احوالپرسی خاص به زمان روز

    همانطور که پیش‌تر هم گفتم، مردم آلمان برای زمان‌های گوناگون روز، از واژه‌های متفاوتی برای سلام کردن استفاده می‌کنند:

    Guten Morgen!: (تا پیش از ظهر)
    Guten Tag!: (از ظهر به بعد)
    Guten Abend!: (شب)

    البته در موقعیت‌های خودمانی و غیررسمی، می‌توانید در هر ساعتی از روز بگویید: “Hallo!”.
    من شخصاً معمولاً قبل از ظهر “Guten Morgen” به کار می‌برم، بعد از ظهر “Guten Tag” و وقتی شب شد، از “Guten Abend” استفاده می‌کنم.

    عبارات احوالپرسی در مناطق مختلف آلمان

    آلمان سرزمینی با فرهنگ‌ها و گویش‌های محلی گوناگون است. این گوناگونی در شیوه‌های احوالپرسی هم دیده می‌شود:

    Moin! / Moin, moin!: این واژه‌ها در بخش شمالی آلمان، به ویژه در هامبورگ و شهرهای نزدیک به دریا، بسیار شنیده می‌شوند. درست مانند “سلام” یا “صبح بخیر” هستند و در هر ساعت از شبانه‌روز می‌توان از آن‌ها استفاده کرد.

    Servus!: همانطور که پیش‌تر اشاره شد، این واژه در جنوب آلمان (به‌ویژه ایالت بایرن) و همچنین اتریش بسیار پرکاربرد است و هم برای گفتن “سلام” و هم “خداحافظ” به کار می‌رود.

    Grüß Gott!: این عبارت به معنای “خداوند تو را برکت دهد!” است. این نوع احوالپرسی، رسمی‌تر و رنگ و بوی مذهبی دارد و بیشتر در جنوب آلمان و اتریش رواج دارد.

    Grüezi!: این عبارت تنها در سوئیس و میان آلمانی‌زبانان آن منطقه استفاده می‌شود و مفهومش “سلام” است.

    اگر قصد دارید به بخش‌های خاصی از آلمان سفر کنید، یادگیری این عبارت‌های محلی می‌تواند به شما کمک کند تا با مردم آن منطقه راحت‌تر ارتباط برقرار کنید و احساس نزدیکی بیشتری داشته باشید. خود من همیشه از شنیدن این نوع سلام‌های بومی خوشحال می‌شوم و فکر می‌کنم اینگونه گفتگوها صمیمیت بیشتری به همراه می‌آورند.

    سلام خوبی به آلمانی

    عبارات احوالپرسی هنگام خداحافظی

    همان‌طور که بلد بودن نحوه گفتن سلام ضروری است، یادگیری روش‌های خداحافظی هم اهمیت زیادی دارد.

    Auf Wiedersehen! (آوف ویدر زِهن!): این عبارت به معنای “به امید دیدار دوباره” است و یک روش رسمی و کلی برای خداحافظی محسوب می‌شود.

    برای یادگیری پیشرفته، به ماه های سال به آلمانی مراجعه کنید.

    مقاله روغن سیاه دانه به آلمانی منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    Tschüss! (چوس!): این کلمه یعنی “خداحافظ” و معمولاً رایج‌ترین و محبوب‌ترین روش غیررسمی برای خداحافظی است. شخصاً من بیشتر اوقات از این عبارت استفاده می‌کنم.

    Mach’s gut! (ماخس گوت!): این عبارت به معنی “مواظب خودت باش” یا “خوب باش” است و معمولاً بین دوستان و در موقعیت‌های صمیمی به کار می‌رود.

    Bis bald! (بیس بالد!): یعنی “به زودی می‌بینمت”.

    Bis später! (بیس اشپَتر!): معنای آن “بعداً می‌بینمت” است.

    آلمانی تلفظ تقریبی معنی فارسی
    Auf Wiedersehen! آوف ویدر زیـن به امید دیدار دوباره! (رسمی)
    Tschüss! چوس خداحافظ! (غیررسمی و رایج)
    Mach’s gut! ماخس گوت مواظب خودت باش! / خوش باش!
    Bis bald! بیس بالد به زودی می‌بینمت!
    Bis später! بیس اشپِتر بعداً می‌بینمت!

    فرهنگ احوالپرسی در آلمان: بایدها و نبایدها

    یادگیری یک زبان، فقط حفظ کردن واژه‌ها نیست؛ بلکه باید با آداب و رسوم و شیوه زندگی مردمی که به آن زبان صحبت می‌کنند نیز آشنا شد. در کشور آلمان، همانند بسیاری از نقاط جهان، روش‌های خاصی برای سلام و احوالپرسی وجود دارد. رعایت این روش‌ها، نشان‌دهنده احترام و توجه شما به فرهنگ آن جامعه است.

    قوانین نانوشته احوالپرسی

    در موقعیت‌های رسمی مانند محل کار، یا هنگام برخورد با افراد مسن و کسانی که برای اولین بار می‌بینید، بهتر است از عبارات محترمانه و رسمی استفاده کنید. به کار بردن لحن خودمانی و صمیمی، بدون اینکه طرف مقابل اجازه دهد، ممکن است بی‌ادبانه به نظر برسد. شخصاً من همیشه در برخوردهای اول با ادبیات رسمی صحبت می‌کنم و منتظر می‌مانم تا طرف مقابل پیشنهاد استفاده از لحن صمیمی‌تر را بدهد.

    ارتباط چشمی محترمانه نیز هنگام سلام و احوالپرسی بسیار اهمیت دارد. نگاه کردن به چشمان فرد مقابل، نشان‌دهنده صداقت و توجه شما به اوست.

    در موقعیت‌های کاری و رسمی، دست دادن معمول است. هنگام معرفی شدن، معمولاً از شما انتظار می‌رود با تمام افراد حاضر – حتی اگر جمعیت زیاد باشد – دست بدهید. این دست‌دادن باید با فشاری متعادل و مختصر انجام شود.

    همچنین پوشش مناسب اگرچه مستقیماً به نحوه احوالپرسی مربوط نیست، اما در محیط‌های رسمی نشان‌دهنده احترام شما به دیگران و جایگاه آن موقعیت است.

    تفاوت بین “Du” و “Sie”

    یکی از نکات بسیار مهم در زبان آلمانی که باید به آن دقت کنید، تفاوت بین دو کلمه “Du” و “Sie” است:

    Du (به معنای “تو”): این شکل برای صحبت کردن با دوستان، اعضای خانواده، کودکان و به طور کلی کسانی که با آنها رابطه صمیمی دارید، به کار می‌رود.

    Sie (به معنای “شما”): این شکل برای خطاب قرار دادن افراد غریبه، مقامات، استادان، مدیران و در موقعیت‌های رسمی استفاده می‌شود.

    انتخاب بین “Du” و “Sie” گاهی برای کسانی که در حال یادگیری زبان آلمانی هستند، سخت می‌شود. یک راهنمایی خوب این است که همیشه در برخورد اول از “Sie” استفاده کنید، مگر اینکه طرف مقابل به شما پیشنهاد دهد که از “Du” استفاده کنید. این پیشنهاد معمولاً با جمله “Wir können uns duzen” بیان می‌شود که یعنی: “می‌توانیم به هم «تو» بگوییم”.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معلم به آلمانی + تلفظ و مثال در جمله مراجعه کنید.

    اشتباهات رایج در احوالپرسی آلمانی

    اشتباه در استفاده از “تو” و “شما”: این یکی از رایج‌ترین اشتباهات است که ممکن است باعث شود دیگران شما را غیرحرفه‌ای یا بی‌احترام ببینند. اگر شک دارید که از کدام استفاده کنید، همیشه “شما” (Sie) را به کار ببرید.

    فراموش کردن زمان روز: اگر در عصر به کسی “صبح بخیر” بگویید، ممکن است برایش عجیب به نظر برسد. البته در موقعیت‌های دوستانه و غیررسمی، گفتن “سلام” این مشکل را برطرف می‌کند.

    بوسیدن هنگام احوالپرسی: در آلمان، برخلاف بعضی کشورهای اروپایی، معمول نیست که در دیدارهای رسمی یا حتی غیررسمی (مگر در بین اعضای خانواده و دوستان بسیار صمیمی) یکدیگر را ببوسند. رایج‌ترین روش برای سلام و احوالپرسی، دست دادن است.

    تماس چشمی نداشتن: اگر هنگام احوالپرسی به چشمان طرف مقابل نگاه نکنید، ممکن است این رفتار به عنوان نشانه‌ای از کم‌رویی، عدم اطمینان به نفس یا بی‌احترامی برداشت شود.

    با رعایت این نکات فرهنگی، نه تنها می‌توانید به درستی به زبان آلمانی سلام و احوالپرسی کنید، بلکه احترام و ادب خود را نیز نشان می‌دهید و در نتیجه ارتباطات بهتری خواهید داشت.

    تمرینات و مثال‌های واقعی برای سلام خوبی به آلمانی

    برای یادگیری یک زبان جدید، بهترین روش این است که آن را در زندگی واقعی به کار ببرید و تمرین کنید. در ادامه، چند موقعیت روزمره و ساده را برایتان مثال زده‌ام تا بهتر با شیوهٔ سلام و احوالپرسی به زبان آلمانی آشنا شوید.

    سناریوی ۱: ملاقات با یک دوست قدیمی در خیابان

    در حال پیاده‌روی هستید که ناگهان با دوست آلمانی‌تان روبرو می‌شوید.
    شما: Hallo Julia! Wie geht’s? (هالو یولیا! وی گِتس؟) – سلام جولیا! حالت چطوره؟
    جولیا: Hallo! Mir geht’s gut, danke. Und dir? (هالو! میر گِتس گوت، دانکه. اونت دیر؟) – سلام! من خوبم، ممنون. تو چطوری؟
    شما: Auch gut, danke. Lange nicht gesehen! (آوخ گوت, دانکه. لانگه نیشت گِزهن!) – منم خوبم، مرسی. خیلی وقت بود تو را ندیده بودم!

    سناریوی ۲: ملاقات با همکار جدید در محل کار

    شما به اتاق کار می‌روید و با همکار تازه‌وارد آشنا می‌شوید.
    مدیرتان می‌گوید: Herr Schmidt, das ist Herr Müller, unser neuer Kollege. (هِر اشمیت، داس ایست هِر مولر، اونسر نویر کُلگه.) – آقای اشمیت، ایشون آقای مولر، همکار جدید ما هستند.

    شما (خطاب به آقای مولر): Guten Tag, Herr Müller! Freut mich sehr. (گوتن تاگ، هِر مولر! فرویت میش زِر.) – روز بخیر، آقای مولر! از دیدنتان خوشحالم. (در حالی که دست می‌دهید.)

    آقای مولر پاسخ می‌دهد: Guten Tag, Herr Schmidt! Ebenfalls. Wie geht es Ihnen? (گوتن تاگ، هِر اشمیت! اِبِنفالس. وی گِت اِس اینن؟) – روز بخیر، آقای اشمیت! من نیز خوشحالم. حالتان چطور است؟

    شما جواب می‌دهید: Mir geht es gut, danke. Und Ihnen? (میر گِت اِس گوت، دانکه. اونت اینن؟) – من خوبم، سپاسگزارم. و شما چطورید؟

    آقای مولر می‌گوید: Auch gut, danke schön. (آوخ گوت، دانکه شون.) – من هم خوبم، از شما متشکرم.

    سناریوی ۳: خرید از یک فروشگاه

    شما به یک مغازه وارد می‌شوید و قصد دارید از فروشنده سوالی بپرسید.
    شما: Guten Tag! (گوتن تاگ!) – روز بخیر!
    فروشنده: Guten Tag! Kann ich Ihnen helfen? (گوتن تاگ! کان ایش اینن هلفن؟) – روز بخیر! می‌تونم کمکتون کنم؟
    شما: Ja, ich suche… (یا، ایش زوخه…) – بله، من دنبال…

    این نمونه‌ها به شما نشان می‌دهد چطور می‌توانید در موقعیت‌های معمول روزانه، از جملات احوالپرسی و سلام استفاده کنید. فراموش نکنید که تکرار و تمرین مداوم و همچنین شنیدن صحبت‌های افراد آلمانی‌زبان، بهترین روش برای پیشرفت در یادگیری این زبان است.

    از من بپرسید! سوالات متداول درباره سلام خوبی به آلمانی

    در این بخش، به چند پرسش معمول دربارهٔ نحوهٔ گفتن سلام و احوالپرسی به زبان آلمانی پاسخ می‌دهیم.

    چگونه به زبان آلمانی سلام کنیم؟

    برای خوشامدگویی و سلام کردن به زبان آلمانی، بسته به موقعیت و کسی که با او صحبت می‌کنید، عبارت‌های گوناگونی به کار می‌رود.

    **سلام کردن در موقعیت‌های رسمی:**

    – Guten Tag! (روز بخیر!)
    این عبارت برای بیشتر مواقع روز مناسب است.

    – Guten Morgen! (صبح بخیر!)
    از این عبارت در هنگام صبح استفاده می‌شود.

    – Guten Abend! (عصر بخیر!)
    این جمله برای هنگام عصر کاربرد دارد.

    – Grüß Gott! (خداوند تو را برکت دهد!)
    این سلام معمولاً در مناطق جنوبی آلمان و همچنین در اتریش رایج است.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله سبزی شوید به آلمانی: معنی و کاربرد آن را مطالعه کنید.

    **سلام کردن در موقعیت‌های خودمانی:**

    – Hallo! (سلام!)
    این واژه بسیار پرکاربرد و عمومی است.

    – Hi! (های!)
    این سلام شبیه زبان انگلیسی است و بیشتر در میان جوانان رواج دارد.

    – Servus! (سلام/خداحافظ!)
    این عبارت نیز در جنوب آلمان و اتریش استفاده می‌شود.

    – Moin! (سلام!)
    این نوع سلام، مخصوص مناطق شمالی آلمان است.

    – Grüß dich! (درود بر تو!)
    این عبارت نیز بیشتر در جنوب آلمان شنیده می‌شود.

    انتخاب هر یک از این عبارت‌ها به میزان رسمی بودن موقعیت و نیز رابطه شما با طرف مقابل بستگی دارد. اگر شک دارید، بهتر است برای شروع از عبارت‌های رسمی‌تر استفاده کنید تا مطمئن باشید.

    چه عبارات دیگری برای احوالپرسی وجود دارد؟

    پس از گفتن سلام، نوبت به پرسیدن احوال می‌رسد.

    **پرسیدن حال (در موقعیت‌های رسمی):**

    * Wie geht es Ihnen? (حال شما چطور است؟)

    **پرسیدن حال (در موقعیت‌های دوستانه و غیررسمی):**

    * Wie geht es dir? (حال تو چطور است؟)
    * Wie geht’s? (چطوری؟ – این فرم کوتاه‌شده و بسیار رایج است)

    **چگونه جواب بدهیم:**

    * Mir geht es gut, danke! (حالم خوب است، ممنون!)
    * Mir geht es sehr gut! (حالم خیلی خوب است!)
    * Es geht. (وضعیت معمولی است / می‌گذرد.)
    * Nicht so gut. (خیلی خوب نیستم.)

    **پرسیدن حال طرف مقابل در ادامه:**

    * Und Ihnen? (و شما؟ – رسمی)
    * Und dir? (و تو؟ – غیررسمی)

    علاوه بر این، عبارت‌های خداحافظی مانند Auf Wiedersehen! (به امید دیدار – رسمی)، Tschüss! (خداحافظ – غیررسمی) و Bis bald! (به زودی می‌بینمت!) نیز بخش مهمی از مکالمه و ارتباطات روزمره به شمار می‌روند.

    آیا فرهنگ احوالپرسی در آلمان متفاوت است؟

    در آلمان، آداب سلام و احوالپرسی ویژگی‌های خاص خود را دارد که با رعایت آن‌ها می‌توانید ارتباط بهتری برقرار کنید و از بروز سوءتفاهم جلوگیری کنید.

    **رسمی و غیررسمی (Du/Sie):**
    مهم‌ترین نکته، انتخاب درست بین «دو» و «زی» است. در برخورد با افراد ناآشنا، بزرگ‌تر یا در محیط کار، بهتر است از «زی» استفاده کنید. تا زمانی که طرف مقابل پیشنهاد استفاده از «دو» را ندهد، همان حالت رسمی را حفظ کنید. استفاده نابجا از «دو» ممکن است بی‌احترامی تلقی شود.

    **دست دادن:**
    در موقعیت‌های رسمی و کاری، دست دادن معمول است. این کار باید با فشاری محکم و در مدت زمان کوتاه انجام شود.

    **تماس چشمی:**
    هنگام سلام و احوالپرسی، نگاه کردن به چشمان طرف مقابل نشان‌دهنده احترام و توجه شماست.

    **معرفی کردن:**
    وقتی خود را معرفی می‌کنید، بهتر است نام کامل و در صورت نیاز، سمت شغلی‌تان را بیان کنید.

    **روبوسی:**
    در آلمان، برخلاف برخی کشورهای اروپایی، روبوسی در دیدارهای معمول و رسمی مرسوم نیست. این عمل معمولاً فقط بین اعضای خانواده یا دوستان بسیار صمیمی انجام می‌شود.

    **اهمیت وقت‌شناسی:**
    آلمانی‌ها به punctuality (منظم بودن و به موقع رسیدن) اهمیت زیادی می‌دهند. تأخیر در قرارهای کاری یا ملاقات‌ها ممکن است به منزله بی‌احترامی شمرده شود.

    با توجه به این نکات، می‌توانید به شیوه‌ای مناسب با افراد در آلمان ارتباط برقرار کنید و تصویر خوبی از خود بر جای بگذارید. برای آشنایی با گزینه‌های مناسب یادگیری زبان آلمانی، می‌توانید بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در اصفهان را جستجو کنید.

    نتیجه‌گیری

    همانطور که متوجه شدید، یادگیری طرز سلام کردن و احوال‌پرسی به زبان آلمانی کار سختی نیست، اما نکات ظریفی دارد. از یک “Hallo” ساده گرفته تا “Guten Tag” رسمی و حتی عبارت‌های محلی مثل “Moin” یا “Servus”، شما با گزینه‌های مختلفی روبرو هستید که هر کدام در موقعیت خودشان به کار می‌آیند.
    به عنوان کسی که این زبان را یاد گرفته، معتقدم رمز موفقیت، تمرین همیشگی و دقت به موقعیت است. فراموش نکنید که تشخیص تفاوت بین “Du” و “Sie” بسیار مهم است و رعایت آن، احترام شما به فرهنگ آلمانی را نشان می‌دهد.
    حالا با استفاده از عبارت‌هایی که یاد گرفتید و با توجه به نکات فرهنگی گفته شده، می‌توانید با اعتماد به نفس بیشتری به زبان آلمانی سلام و احوالپرسی کنید.
    دیگر چه انتظاری دارید؟ از همین امروز تمرین را شروع کنید و این مهارت ساده اما مهم را به دانش زبانی خود اضافه کنید. شما در مسیر درستی برای یادگیری زبان آلمانی قرار دارید.
    اگر می‌خواهید بیشتر دربارهٔ معنی و کاربرد کلمهٔ سلام در زبان آلمانی بدانید، می‌توانید به یک فرهنگ لغت خوب مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Manage به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Manage به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Manage به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “مدیریت کردن” (Manage) یک فعل است. از این کلمه وقتی استفاده می‌کنیم که یک نفر مسئولیت چیزی را بر عهده دارد یا اوضاعی را تحت کنترل خودش دارد:

    * جری یک رستوران را **مدیریت می‌کند**. او رئیس است. او مدیر است.
    * لوپه وقتی در مکزیک زندگی می‌کرد، یک دفتر را **اداره می‌کرد**. ده نفر زیر نظر او کار می‌کردند.
    * آیا تا به حال یک کسب‌وکار را **مدیریت کرده‌اید**؟
    * آیا می‌توانی یک ماشین بزرگ را به تنهایی **کنترل کنی** یا به کمک نیاز داری؟
    * تاد شرکت را بد **مدیریت کرد**، برای همین اخراج شد. (بد مدیریت کردن = انجام دادن کار مدیریت به شکل بد)


    در این جمله‌ها، کلمه “مدیریت کردن” به شکل “مدیریت” (Managing) به کار رفته است. این شکل از فعل که با “ing” پایان می‌یابد، معمولاً بعد از حرف اضافه می‌آید:

    * شیلا در **مدیریت** خانه‌اش بسیار خوب عمل می‌کند. او از پنج بچه مراقبت می‌کند و همه کارهای آشپزی و نظافت را خودش انجام می‌دهد.
    * بیل در **مدیریت** پول مهارت دارد. به همین دلیل به عنوان حسابدار کار می‌کند.


    این کلمه کاربردهای دیگری هم دارد. گاهی اوقات “مدیریت کردن” به این معنی است که یک نفر با وجود شرایط سخت، از عهده کاری برمی‌آید یا راهی برای انجام کار دشواری پیدا می‌کند:

    * دن و سو هر دو شغلشان را از دست دادند، اما به نوعی **توانستند** تا زمانی که شغل جدیدی پیدا کنند، خرج زندگی را تأمین کنند.
    * اگرچه باورکردنی سخت است، اما زنی که از زمین‌لرزه نجات یافت، **توانست** پنج روز را بدون آب سپری کند.
    * با وجود همه مشکلات مالی‌اش، به نحوی **از پس آن برخواهد آمد**.
    * بعد از گم شدن، بچه‌ها **توانستند** راه خروج از جنگل را پیدا کنند.
    * چطور **توانست** دستش در آن دستگاه گیر کند؟


    کلمه “مدیریت” (Management) یک اسم است:

    * این کسب‌وکار اکنون تحت **مدیریت** جدید است.
    * **مدیریت** شرکت به دختر صاحب آن سپرده شد.
    * **بدمدیریتی** تاد در شرکت، منجر به ضرر میلیون‌ها دلاری شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Manner به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Manner به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Manner به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید در مورد روش انجام یک کار توسط یک فرد صحبت کنید، از کلمه “روش” (manner) استفاده کنید. “روش” یک اسم است:

    او روشی غیرمعمول در بازی گلف دارد.
    روشی که آن‌ها کسب‌وکار خود را اداره می‌کنند، بسیار قابل توجه است.
    روش زندگی مردم آن کشور جالب است.
    روش صحبت کردن او به راحتی قابل درک است.

     

    همچنین می‌توانید از کلمه “manner” وقتی در مورد رفتار اجتماعی یا آداب معاشرت (رفتار مودبانه) صحبت می‌کنید، استفاده کنید. در این مواقع معمولاً از شکل جمع آن استفاده می‌شود.

    آن کودکان بسیار باادب هستند.
    او هیچ توجهی به رعایت ادب خود ندارد.
    او بی‌ادب است.
    آن افراد بی‌ادب هستند.
    ادبت کجاست؟ (اگر از رفتار کسی ناراحت هستید، این جمله را بگویید.)
    ادب من کجا بود؟ (اگر در رعایت آداب معاشرت اشتباه کردید و از خودتان ناراحت هستید، این جمله را بگویید.)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Map به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Map به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Map به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک نقشه، مانند یک تصویر یا راهنمای مسیر، به شما کمک می‌کند تا مکان‌های مختلف را پیدا کنید. نقشه‌ها می‌توانند اطلاعات مفیدی درباره جغرافیا، فاصله‌ها، مناطق صنعتی، پارک‌ها و جاهای دیدنی در اختیارتان بگذارند.

    او دارد از نقشه استفاده می‌کند.
    اگر از نقشه استفاده نکنی، ممکن است راهت را گم کنی.
    من یک نقشه جاده‌ای همیشه در ماشینم دارم.
    می‌توانی یک نقشه از منطقه‌ات را از پمپ بنزین تهیه کنی.
    اگر گوشی هوشمند داری، می‌توانی از اپلیکیشن Google Maps استفاده کنی.
    نقشه جهان، موقعیت کشورهای مختلف را نشان می‌دهد، اما چون این نقشه‌ها مسطح هستند، اندازه و فاصله‌ها را به طور دقیق نمایش نمی‌دهند. یک کره جغرافیایی که گرد است، در این زمینه دقیق‌تر عمل می‌کند.

     
    کلمه “map” به عنوان یک فعل هم به کار می‌رود. وقتی با حرف اضافه “out” همراه شود، عبارت “map out” را می‌سازد که به معنای برنامه‌ریزی یا طراحی یک مسیر است.

    هوراسیو در تلاش است تا برای آینده‌اش برنامه‌ریزی کند.
    ما برای یک سفر جاده‌ای از شیکاگو تا میامی، مسیر خود را از قبل طراحی کردیم.
    کاشفان اولیه در آمریکای شمالی، مسیرهای امنی را برای مسافران نقشه‌کشی کردند تا بتوانند از این قاره عبور کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.