امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Lift به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه **lift** به معنای بلند کردن چیزی با بدن یا استفاده از یک وسیله برای بالا بردن است.
چقدر میتوانی وزنه بلند کنی؟
اگر سعی کنی وزن خیلی سنگینی را بلند کنی، ممکن است به کمرت آسیب بزنی.
او نمیتواند آن جعبهها را به تنهایی بلند کند.
یک آسانسور میتواند گروههای بزرگی از مردم را از یک طبقه ساختمان به طبقه دیگر منتقل کند.
اگر نیاز باشد لاستیک ماشین را عوض کنی، میتوانی از جک استفاده کنی تا ماشین از روی زمین بلند شود.
وزنهبرداران وزنه بلند میکنند تا عضلاتشان قویتر شود.
کلمه **lift** در معناهای دیگری هم به کار میرود:
لبخند دوستدخترش روحیهاش را بالا برد. (lift one’s spirits = احساس بهتری پیدا کردن؛ بهبود حال و هوای کسی)
نمره خوب در امتحان، اعتمادبهنفس سام را بیشتر کرد.
بعد از اینکه مه از بین رفت، خورشید درآمد. (مه محو شد. مه چیست؟)
گاهی فعل **lift** به معنای دزدی کردن است:
آن مرد بیش از ۵۰ هزار دلار از بانک برداشت.
زنی که از مغازه جواهرات دزدی کرده بود، دستگیر شد.
این کلمه به صورت اسم نیز استفاده میشود:
میتونم سوارت کنم؟ (یعنی با ماشین خودت را جایی برسانم؟)
مکانیک ماشین را روی یک بالابر گذاشت تا سیستم تعلیق و ترمزها را بررسی کند.
فیل گفت که قهوه حالش را بهتر کرد. (a lift = یک احساس خوب یا یک محرک)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Light به فارسی با مثالهای کاربردی
حتماً با کلمه “light” آشنا هستید، اما در اینجا میخواهیم کاربردهای مختلف این کلمه را با هم مرور کنیم تا در صحبت کردن و نوشتن، بهتر و دقیقتر از آن استفاده کنید.
کلمه “light” که به فارسی “نور” معنی میده، نقطه مقابل تاریکی است. این کلمه را میتوان به شکلهای مختلفی مثل صفت، فعل و اسم به کار برد.
**نور و روشنایی:**
این روزها تا حدود ساعت ۷:۳۰ صبح هوا روشن نمیشود.
تا حدود ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر نیز هوا روشن میماند و پس از آن تاریک میشود.
اگر داخل خانهتان به اندازه کافی روشن نیست، بهتر است چراغهای بیشتری نصب کنید.
هنگام مطالعه، نور کافی بسیار مهم است؛ در غیر این صورت به چشمانتان فشار میآید.
چراغها را روشن کنید.
نور خورشید منبع مهمی برای دریافت ویتامین D است.
با فرارسیدن فصل پاییز و زمستان که روزها کوتاه و شبها طولانی میشوند، چراغهای تزئینی و节日灯光 (چراغهای تعطیلات) حال و هوای بهتری به فضا میدهند.
این چراغ قوه کار نمیکند.
**رنگها:**
همچنین از کلمه “light” برای توصیف رنگها استفاده میشود:
برعکس آبی تیره، آبی روشن است.
رنگهای روشن شامل زرد، نارنجی و بژ میشوند.
برای آن که فضای یک اتاق روشنتر و شادابتر به نظر برسد، میتوانید از رنگهای روشن برای دیوارها استفاده کنید.
رنگ زرد روشن، انتخاب بسیار خوبی برای آشپزخانه است.
**طعم و غذا:**
این کلمه برای توصیف طعم غذا و سبک خوردن نیز به کار میرود:
این کیک طعمی بسیار خوب و سبک دارد.
جانیس سعی میکند غذاهای سبکتر بخورد چون میخواهد وزن کم کند.
**آتش:**
کلمه “light” معمولاً در صحبت درباره آتش نیز استفاده میشود:
او یک فندک یا کبریت نیاز دارد. چه کسی فندک دارد؟
این یک فندک بسیار خوب است.
باب یک کبریت روشن کرد و در شومینه آتش برپا کرد.
چراغ پایلوت اجاق گاز باید روشن شود.
فعل “light” دارای شکلهای گذشته و اسم مفعول “lit” است (light / lit / lit). البته برخی افراد به جای “lit” از “lighted” نیز استفاده میکنند.
**اصطلاحات:**
عبارات و اصطلاحات زیادی وجود دارند که از این کلمه استفاده میکنند:
وقتی دوستپسرش را دید که وارد اتاق میشود، صورتش از خوشحالی برق زد (lit up).
جورج باید فشار روی کارمندانش را کم کند (light up = کاهش فشار).
در این دستور غذا، در استفاده از کره زیادهروی نکنید (go light = کم استفاده کردن).
باید بیخیالتر شوی و خودت را آرام کنی (lighten up = آرام شدن و بیخیال بودن).
**قید:**
شکل قید این کلمه “lightly” به معنی “به آرامی” است.
دونا در حین نواختن سوناتا، کلیدهای پیانو را به آرامی لمس کرد.
در مورد کره، کمتر و به آرامی استفاده کن (این جمله از نظر دستوری صحیح است، اما آمریکاییها از هر دو شکل “go light” و “go lightly” استفاده میکنند).
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
تا به حال شده فکر کنید که نام روغن سیاه دانه در زبان آلمانی چیست یا چطور باید آن را تلفظ کرد؟ در بسیاری از موقعیتها، مثل سفر یا صحبت با دیگران، ممکن است لازم باشد اسم این روغن را به آلمانی بدانید. ما این مطلب را تهیه کردهایم تا به شما بگوییم روغن سیاه دانه در آلمانی چه نامیده میشود و چگونه تلفظ میشود. علاوه بر این، با واژهها و عبارتهای مرتبط با این روغن در زبان آلمانی نیز آشنا خواهید شد.
در آموزشگاههای زبان آلمانی در تهران، شما نه تنها این زبان را میآموزید، بلکه مهارت استفاده از آن را در موقعیتهای واقعی زندگی نیز تمرین میکنید. تأکید بر گفتگو و فعالیتهای کاربردی، فرآیند یادگیری را هم جذاب و هم مؤثر میکند.
انتخاب یک آموزشگاه تخصصی زبان، فرصتی عالی برای ورود به دنیای زبانهاست. با بهرهگیری از روشهای نوین آموزشی، مسیر یادگیری برایتان آسانتر میشود. اگر میخواهید هر چه سریعتر به مدارک معتبر زبان آلمانی دست یابید، شرکت در کلاسهای آموزش این زبان میتواند کمک زیادی به شما بکند.
در این نوشته به موضوعات زیر خواهیم پرداخت:
نام روغن سیاه دانه در زبان آلمانی: Schwarzkümmelöl
واژههای آلمانی مربوط به روغن سیاه دانه
نام خودِ سیاه دانه در آلمانی: Schwarzkümmel (تلفظ: شْوارْتسکومِل)
واژه آلمانی روغن: Öl (تلفظ: اُئل)
سیاه دانه خالص در آلمانی: Reiner Schwarzkümmel (تلفظ: راینِر شْوارْتسکومِل)
عبارت آلمانی برای روغن طبیعی: Natürliches Öl (تلفظ: ناتورلیشِس اُئل)
درمان با استفاده از سیاه دانه در آلمانی: Behandlung mit Schwarzkümmel (تلفظ: بِهانْدلونگ میت شْوارْتسکومِل)
ویژگیها و خواص سیاه دانه در آلمانی: Eigenschaften von Schwarzkümmel (تلفظ: آیْگِنشافْتِن فون شْوارْتسکومِل)
محصول روغن سیاه دانه در آلمانی: Schwarzkümmelöl Produkt (تلفظ: شْوارْتسکومِلئوئل پروُدوکت)
سایر عبارتهای آلمانی مرتبط با روغن سیاه دانه
روغن سیاه دانه به آلمانی: Schwarzkümmelöl
در زبان آلمانی به روغن سیاه دانه، «Schwarzkümmelöl» میگویند. تلفظ درست این کلمه به صورت «شوارتسکوملاوئل» است. اگر بخواهیم به شکل دقیقتر و بینالمللی آن را نشان دهیم، به این صورت نوشته میشود: /ˈʃvaʁt͡sˌkʏməlˌøːl/. همچنین برای اینکه بتوانید تلفظ آن را به خوبی بشنوید، فایل صوتی زیر را آماده کردهایم:
اصطلاحات مرتبط با روغن سیاه دانه به آلمانی
در زبان آلمانی، کلمات و عبارتهای مختلفی برای اشاره به سیاهدانه وجود دارد. این گیاه با نامهای گوناگونی شناخته میشود. برخی از این واژهها به خود گیاه و برخی به دانهها یا روغن آن اشاره دارند. این اصطلاحات در کتابها، مقالات علمی و حتی در مکالمات روزمره ممکن است به کار روند.
لغت
ترجمه فارسی
تلفظ آلمانی
تلفظ فارسی
Schwarzkümmel
سیاه دانه
/ˈʃvaʁtsˌkʏməl/
شْوارْتسکومِل
Öl
روغن
/ˈøːl/
اُئل
Reiner Schwarzkümmel
سیاه دانه خالص
/ˈʁaɪnɐ ˈʃvaʁtsˌkʏməl/
راینِر شْوارْتسکومِل
Natürliches Öl
روغن طبیعی
/naˈtyːʁlɪçəs ˈøːl/
ناتورلیشِس اُئل
Behandlung mit Schwarzkümmel
درمان با سیاه دانه
/bəˈhandlʊŋ mɪt ˈʃvaʁtsˌkʏməl/
بِهانْدلونگ میت شْوارْتسکومِل
Eigenschaften von Schwarzkümmel
خواص سیاه دانه
/ˈaɪɡənˌʃaftən fɔn ˈʃvaʁtsˌkʏməl/
آیْگِنشافْتِن فون شْوارْتسکومِل
Schwarzkümmelöl Produkt
محصول روغن سیاه دانه
/ˈʃvaʁtsˌkʏməlˌøːl ˈpʁoˌduːkt/
شْوارْتسکومِلئوئل پروُدوکت
سیاه دانه به آلمانی: Schwarzkümmel (شْوارْتسکومِل)
سیاه دانه در زبان آلمانی با نام “Schwarzkümmel” شناخته میشود. تلفظ این کلمه در زبان آلمانی به این شکل است: /ˈʃvaʁtsˌkʏməl/. برای اینکه تلفظ درست آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
روغن به آلمانی: Öl (اُئل)
روغن در زبان آلمانی «Öl» نام دارد. تلفظ این کلمه در آلمانی به شکل «/ˈøːl/» است. برای اینکه تلفظ صحیح آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
سیاه دانه خالص به آلمانی: Reiner Schwarzkümmel (راینِر شْوارْتسکومِل)
سیاه دانه خالص در زبان آلمانی با نام “Reiner Schwarzkümmel” شناخته میشود. تلفظ این کلمه در زبان آلمانی به این شکل است: /ˈʁaɪnɐ ˈʃvaʁtsˌkʏməl/. برای اینکه تلفظ دقیق آن را بشنوید، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/05/Pure-black-seed-in-German.mp3
روغن طبیعی به آلمانی: Natürliches Öl (ناتورلیشِس اُئل)
در زبان آلمانی، به روغن طبیعی میگویند: Natürliches Öl.
تلفظ این کلمه در آلمانی به این شکل است: /naˈtyːʁlɪçəs ˈøːl/.
همچنین میتوانید تلفظ صحیح آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/05/Natural-oil-in-German.mp3
درمان با سیاه دانه به آلمانی: Behandlung mit Schwarzkümmel (بِهانْدلونگ میت شْوارْتسکومِل)
درمان با سیاه دانه در زبان آلمانی با نام **Behandlung mit Schwarzkümmel** شناخته میشود. تلفظ این عبارت در آلمانی به شکل زیر است:
**/bəˈhandlʊŋ mɪt ˈʃvaʁtsˌkʏməl/**
همچنین میتوانید تلفظ صحیح آن را با کلیک روی لینک زیر بشنوید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/05/Treatment-with-black-seed-in-German.mp3
خواص سیاه دانه به آلمانی: Eigenschaften von Schwarzkümmel (آیْگِنشافْتِن فون شْوارْتسکومِل)
خواص سیاه دانه در زبان آلمانی با عبارت “Eigenschaften von Schwarzkümmel” بیان میشود. تلفظ این عبارت در زبان آلمانی به شکل زیر است: /ˈaɪɡənˌʃaftən fɔn ˈʃvaʁtsˌkʏməl/. همچنین، برای کمک به یادگیری بهتر، فایل صوتی تلفظ صحیح این عبارت را میتوانید از طریق لینک زیر گوش دهید:
https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/05/Properties-of-black-seeds-in-German.mp3
محصول روغن سیاه دانه به آلمانی: Schwarzkümmelöl Produkt (شْوارْتسکومِلئوئل پروُدوکت)
محصول روغن سیاه دانه در زبان آلمانی با نام Schwarzkümmelöl Produkt شناخته میشود. تلفظ این عبارت در زبان آلمانی به این شکل است: /ˈʃvaʁtsˌkʏməlˌøːl ˈpʁoˌduːkt/. برای کمک به یادگیری تلفظ صحیح، میتوانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:
یادگیری بعضی کلمات آلمانی مثل “روغن سیاه دانه” ممکن است سخت به نظر برسد. به همین دلیل، در این بخش با آوردن چند جمله کاربردی و روزمره سعی کردهایم که این کلمه را برای شما سادهتر و قابل فهمتر کنیم.
Schwarzkümmelöl wird oft zur Stärkung des Immunsystems verwendet.
روغن سیاه دانه اغلب برای تقویت سیستم ایمنی استفاده می شود.
Die regelmäßige Anwendung von Schwarzkümmelöl kann die Hautgesundheit verbessern.
استفاده منظم از روغن سیاه دانه می تواند سلامت پوست را بهبود بخشد.
Viele Menschen nutzen Schwarzkümmelöl gegen Verdauungsprobleme.
افراد زیادی از روغن سیاه دانه برای مشکلات گوارشی استفاده می کنند.
Schwarzkümmelöl ist ein natürlicher Schutz gegen Erkältungen.
روغن سیاه دانه یک محافظ طبیعی در برابر سرما خوردگی است.
Manche mischen Schwarzkümmelöl mit Honig für eine stärkere Wirkung.
برخی روغن سیاه دانه را با عسل مخلوط می کنند برای اثرگذاری بیشتر.
Schwarzkümmelöl enthält viele wertvolle Vitamine und Mineralstoffe.
روغن سیاه دانه شامل ویتامین ها و مواد معدنی ارزشمند بسیاری است.
Für eine Massage wird Schwarzkümmelöl wegen seiner beruhigenden Eigenschaften geschätzt.
برای ماساژ، روغن سیاه دانه به دلیل خواص آرام بخشی آن مورد تقدیر است.
Schwarzkümmelöl wird manchmal in der Haarpflege verwendet, um den Glanz zu erhöhen.
روغن سیاه دانه گاهی برای مراقبت از مو استفاده می شود تا درخشندگی آن افزایش یابد.
Das Einnehmen von Schwarzkümmelöl hilft, den Blutdruck zu regulieren.
مصرف روغن سیاه دانه به تنظیم فشار خون کمک می کند.
In der Küche wird Schwarzkümmelöl als Zusatz für Salate und Dressings verwendet.
در آشپزخانه، روغن سیاه دانه به عنوان افزودنی برای سالاد ها و سس ها استفاده می شود.
**جمعبندی**
در پایان، با خواندن این مطلب، شما با عبارت “روغن سیاه دانه” به زبان آلمانی و طرز صحیح خواندن آن آشنا شدید. برای اینکه بهتر این کلمه را یاد بگیرید، چند جمله پرکاربرد آلمانی همراه با ترجمه برای شما آورده شد. یادگیری این کلمات کوتاه میتواند شانس شما را برای موفقیت در آزمون گوته بیشتر کند. البته، بهتر است ابتدا بدانید که آزمون گوته چیست و مدرک آن چه فایدهای دارد.
توجه: وقتی «like» به عنوان حرف اضافه به کار میرود، معنای آن «شبیه به» یا «مانند» است.
راکون، ظاهری شبیه ترکیب یک گربه و سگ دارد.
او طوری لباس میپوشد که انگار یک گانگستر است.
وقتی ونسا آواز میخواند، صدایش شبیه صدای کیتی پری میشود.
سو نقاشیهایش شبیه نقاشی یک بچهٔ پنج ساله است، در حالی که خودش بزرگسال است.
به نظر میرسد که او یک جورایی بچهٔ عجیبی است.
این قهوه مزهٔ بدی دارد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A شروع میشوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Line به فارسی با مثالهای کاربردی
خط، یک مسیر پیوسته است که از یک نقطه شروع میشود و به نقطه دیگری میرسد. بعضی خطها صاف و راست هستند و بعضی دیگر کج و خمیده. خطها میتوانند شکلهای گوناگونی داشته باشند.
در مثالهای زیر، کلمه «خط» به عنوان اسم به کار رفته است:
– آنها در صف ایستادهاند.
– در پایان مسابقه، دوندگان از خط پایان عبور میکنند.
– یک ماهی در انتهای این قلاب است.
– او چند جمله بسیار خندهدار در سخنرانی خود گفت.
– بازیگران باید دیالوگهای خود را حفظ کنند. (خطوط: کلماتی که از قبل حفظ شده و هنگام بازی گفته میشود.)
کلمه «خط» همچنین معمولاً برای نظم دادن به اشیا یا افراد استفاده میشود:
– در صف بایستید.
– به صف ملحق شوید.
– سعی کنید در صف باقی بمانید.
– نوبت دیگران را رعایت نکردن، کار درستی نیست.
– مشتریان هنگام انتظار برای دریافت خدمات، یک صف تشکیل میدهند.
– نام خود را روی خط بنویسید.
– خارج از محدوده مشخص شده، رنگآمیزی یا علامت نگذارید.
عبارتهای زیادی وجود دارند که در آنها از کلمه «خط» استفاده شده است:
– او دارد از حد خودش تجاوز میکند. (یعنی در حال ایجاد مشکل است.)
– از این مرز عبور نکن. (یعنی این کار را نکن، وگرنه با نتیجه بدی روبرو میشوی.)
– آنها سرمایه زیادی در معرض خطر قرار دادهاند. (یعنی دارند ریسک میکنند.)
– واضح و صادقانه حرف بزن. (یعنی رک باش.)
– او فقط دارد با تو حرفهای توخالی میزند. (یعنی صادق نیست.)
– این حرف با چیزی که ما فکر میکردیم هماهنگ است. (یعنی به آن نزدیک است.)
– مرز بین این دو چیز بسیار باریک است. (یعنی تفاوت کمی با هم دارند.)
– رئیسجمهور یک حد و مرز مشخص کرد. (یعنی وضعیتی که اگر از آن عبور شود، مجازات در پی دارد.)
– آنها از مرز عبور کردهاند. (یعنی رفتارشان کاملاً نادرست بوده.)
– این آخر راه است. (یعنی چیزی به پایان رسیده – مثلاً یک پروژه، یک سفر، یا یک زندگی.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Linger به فارسی با مثالهای کاربردی
در یک جا برای مدت زمان زیادی ماندن را “لینگر” میگویند. این واژه معنایی نزدیک به “باقی ماندن” دارد.
بیایید سعی کنیم دیگر زیاد در فروشگاه درنگ نکنیم.
سردردش از روز گذشته هنوز پابرجاست.
او سردردی دارد که مدتی است از بین نرفته است.
به کودکانی که پس از غروب آفتاب هنوز در ساحل مانده بودند، گفته شد که محل را ترک کنند.
طعم دارو برای چند دقیقه روی زبانم باقی ماند.
پس از سانحه رانندگی، جو چند روز در حالت کما و با دستگاههای پزشکی به زندگی ادامه داد تا در نهایت فوت کرد.
مردی که به ارتکاب جرم متهم است، باید تا زمان دادگاه در زندان منتظر بماند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم
ترجمه کلمه Link به فارسی با مثالهای کاربردی
پیوند، یک راه ارتباطی است. این واژهای مهم و کاربردی است که هنگام کار با اینترنت بهتر است با آن آشنا باشید:
بیشتر پیوندها در یک وبسایت، به رنگ آبی و دارای خط زیرین هستند.
این پیوندها به شما امکان میدهند در یک وبسایت حرکت کنید یا در اینترنت گشتوگذار کنید.
پیوندی که در انتهای این صفحه میبینید، شما را به کلمات بیشتری برای یادگیری هدایت میکند.
پیوندهای آبی رنگ در سمت چپ، شما را به درسهای دستور زبان و کاربرد انگلیسی میبرند.
کاربران اینترنت معمولاً اقدام به ایجاد پیوند میکنند. در چنین مواقعی میتوانید از کلمه “link” به عنوان یک فعل استفاده کنید:
ساده
گذشته
فعل ماضی
link
متصل کردن
پیوند دادن
linked
متصل کرد
پیوند داد
linked
متصل کرده
پیوند داده
صفحات مختلف این وبسایت به یکدیگر متصل هستند.
وبسایتهای زیادی نیز به این سایت لینک دادهاند.
اگر شما در فیسبوک حساب کاربری دارید یا صاحب یک وبسایت هستید، میتوانید به این وبسایت لینک بدهید تا دوستانتان هم بتوانند آن را ببینند.
همچنین از کلمه «لینک» یا «پیوند» برای توصیف رابطه بین افراد یا چیزهایی که به هم وصل هستند استفاده میشود.
دو نفر میتوانند با ازدواج به هم مرتبط شوند.
مردم در سراسر جهان، پیوندهای مشترکی با نیاکان خود در آفریقا، آسیا و اروپا دارند.
یک زنجیر از حلقههای متصل به هم ساخته شده است.
ایدهها و نظریهها هم میتوانند به هم مرتبط باشند.
آیا به نظر شما بین تغییرات آبوهوا و فعالیتهای انسان ارتباطی وجود دارد؟
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Lion به فارسی با مثالهای کاربردی
شیر نوعی گربهسان بزرگ است که در قاره آفریقا و بخشهایی از آسیا زندگی میکند. این حیوان به خاطر جثه بزرگ، قدرت زیاد و یال پرپشتی که دور سر نرها دیده میشود، از معروفترین جانوران جهان است. یال شیر باعث میشود او بزرگتر و قدرتمندتر به نظر برسد. به شیر ماده، lioness گفته میشود و آنها یال ندارند.
واژه “شیر” در گفتگوهای روزمره هم کاربرد دارد:
مارس مثل شیر آمد و مثل بره رفت. (یعنی اول ماه هوا سرد، بارانی و طوفانی بود، اما آخر ماه هوا آرام و ملایم شد.)
مارس مثل بره آمد و مثل شیر رفت. (یعنی اول ماه هوا خوب بود، اما در پایان هوا طوفانی و سخت شد.)
بیشترین سهم قدرت سیاسی در دست ثروتمندان است. (the lion’s share یعنی بزرگترین بخش)
بیشترین تقصیر در ورشکستگی شرکت بر عهده مدیرعامل است.
تد کندی به خاطر نفوذ و قدرت بالایش در سنای آمریکا، به “شیر سنا” معروف بود.
کلمه “lionize” یک فعل است و به معنای رفتار ویژه و احترامآمیز با افراد مشهور است.
وقتی لئوناردو دیکاپریو به ایتالیا رفت، مطبوعات آنجا از او بسیار تجلیل کردند.
مردم شهر کوچک، وقتی قهرمان المپیک با دو مدال طلا بازگشت، از او استقبال پرشوری کردند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Liquid به فارسی با مثالهای کاربردی
از کلمه «مایع» برای توصیف موادی استفاده میشود که مانند آب جاری میشوند. بیشتر مایعات وقتی یخ میزنند، جامد میشوند و اگر حرارت ببینند، بخار میگردند.
آب، شناختهشدهترین نوع مایع است.
میتوانید مایعات را با لیوان، فنجان یا پیاله بنوشید.
خیلی از مایعات را تا قبل از استفاده، در بطری نگهداری میکنند.
روغن، نوعی مایع غلیظ و چسبنده است.
روغن داخل قیف ریخته میشود.
ریختن یعنی انتقال یک مایع از جایی به جای دیگر.
بستنی یخی، در واقع یک مایع یخزده است که از آبمیوه یا آب و شکر درست میشود.
کلمه «مایع» در دنیای اقتصاد هم کاربرد دارد و به داراییهایی مثل سهام، اوراق، ملک یا جواهرات گفته میشود که بتوان آنها را به پول نقد تبدیل کرد. هرچه فروش یک دارایی سریعتر و راحتتر باشد، میگوییم «مایعتر» است. اگر چیزی مایع نباشد، فروش آن زمان زیادی میبرد.
آن فروشگاه در حال فروش و تصفیه تمام اجناس خود است. (کلمه «liquidate» یک فعل است.)
تصفیه موجودی فروشگاه چند ماه طول کشید تا به پایان برسد. (کلمه «liquidation» یک اسم است.)
خانه به عنوان یک دارایی مایع شناخته نمیشود، چون ممکن است فروش آن مدتها طول بکشد و پولش بهسختی نقد شود. (در این جمله، کلمه «liquid» به صورت صفت به کار رفته است.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Limp به فارسی با مثالهای کاربردی
اگر کسی لنگان راه میرود، یعنی در پایش درد یا مشکلی دارد.
والی به خاطر درد پایش، لنگ میزند.
سگ یک چیز تیز در پنجهاش فرو رفت و تمام راه تا خانه را لنگان آمد.
لنگیدن یولاندا بدتر شد، برای همین به پزشک مراجعه کرد. (در این جمله از «لنگیدن» به عنوان اسم استفاده شده.)
آن مرد مسن به خاطر آسیبی که در جنگ دیده، همیشه با لنگش راه میرود.
چرا داری لنگ میزنی؟ آیا پایت آسیب دیده است؟
علاوه بر این، کلمه «لنگ» یا «سست» برای نشان دادن ضعف یا ناتوانی هم به کار میرود.
کار این فروشگاه در شروع دوران رکود، بسیار راکد و ضعیف شد.
وقتی سگ فهمید به خاطر کندن زمین حیاط دردسرساز شده، دمش را انداخت و سست شد.
مشتری از فروشگاه عصبانی شد، چون پاسخ سست و ضعیفی به شکایتش داده بودند. (یعنی پاسخی بیاثر و ناکارآمد)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.