دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Intend به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Intend به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Intend به فارسی با مثالهای کاربردی

    “قصد داشتن” به معنای برنامه‌ریزی برای انجام کاری در آینده است. این کلمه کمی رسمی به نظر می‌رسد، اما در بیشتر موقعیت‌ها برای صحبت درباره کارهایی که می‌خواهید انجام دهید، قابل استفاده است. (به یاد داشته باشید که معمولاً بعد از “قصد داشتن” یک فعل با “ان” یا مصدر می‌آید.)

    پس از تمام شدن درس‌تان، قصد دارید چه کار کنید؟
    او برای زندگی خود چه برنامه‌ای دارد؟
    چگونه می‌خواهید پول ماشین جدیدتان را بپردازید؟
    آنها می‌خواهند چه کسی را برای این شغل استخدام کنند؟
    کیتی و ریچارد تصمیم دارند در فصل پاییز با هم ازدواج کنند.
    بازپرس‌ها می‌خواهند بفهمند چه کسی این کار خلاف را انجام داده است.
    این خانواده برنامه دارند که آخر این هفته به خانه جدیدشان بروند.

     
    کلمه “نیت” یک اسم است.

    نظر شما درباره این ملک چیست؟ (می‌خواهید با آن چه کار کنید؟)
    نیت بد آن مرد تا وقتی که خیلی دیر نشده بود، برای کسی آشکار نبود.
    معلمان هدف خوبی دارند، اما گاهی بیش از اندازه کمک می‌کنند.
    این کار با هدف خوبی انجام شد، اما فقط شرایط را سخت‌تر کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Intense به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Intense به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Intense به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “شدید” صفتی است که برای توصیف چیزی به کار می‌رود که خیلی قوی است یا احساسات عمیقی را برمی‌انگیزد:

    جو آدم بسیار پرشوری است. او در تمام کارهایی که انجام می‌دهد، واقعاً سختکوشی می‌کند.
    این یک موقعیت بسیار بحرانی است که نیازمند حضور پلیس و آتش‌نشانی در محل است.
    رقابت بسیار سختی بین آن دو تیم وجود دارد.
    بیل و دورا رابطه‌ای بسیار پرشور و عمیقی داشتند که دو سال ادامه پیدا کرد تا اینکه از هم جدا شدند.
    طعم‌های غذاهای تایلندی بسیار قوی و غلیظ است. (این ویژگی معمولاً یک نقطه قوت محسوب می‌شود.)
    آن فیلم واقعاً پرهیجان بود! (یعنی هم هیجان داشت و هم صحنه‌های اکشن و لحظات تعلیقِ زیادی در آن وجود داشت.)
    وای! این واقعاً هیجان‌انگیز است!

    کلمه “شدت” یک اسم است:

    شدت گرمای آتش به حدی بود که آتشنشانان نمی‌توانستند به خانه در حال سوختن نزدیک شوند.
    روبرتا تحصیل در دانشگاه را رها کرد چون فشار و حجم درس‌ها برایش بیش از حد سنگین بود.
    شدت گرما برای او غیرقابل تحمل بود. مجبور شد استراحت کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Interest به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Interest به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Interest به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی به چیزی یا کسی دل‌بستگی دارید، یا هنگامی که یک کشش فکری احساس می‌کنید، می‌توانید از واژه “interest” به معنای “علاقه” استفاده کنید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    interst

    علاقه داشتن

    interested

    علاقه داشت

    intersted

    علاقه منده

    وقتی کلمه “interest” را بیان می‌کنم، معمولاً دو بخش دارد. بیشتر آمریکایی‌ها آن را همین‌طور تلفظ می‌کنند. البته می‌توانید آن را با دو یا سه بخش هم بیان کنید.
    این جملات نشان می‌دهند که چطور می‌توان از “interest” به عنوان فعل استفاده کرد. جمله اول “interest” را به شکل فعال نشان می‌دهد و جمله دوم آن را به شکل غیرفعال:

    باغبانی برای من جذاب است.
    من به باغبانی علاقه دارم. (متوجه شدید که چطور فاعل و مفعول در این جملات جابه‌جا شده‌اند؟)

    موسیقی برای او جذاب است.
    او به موسیقی علاقه دارد.

    مطالعه زبان انگلیسی چندین سال است که وادیم را جذب کرده.
    وادیم چندین سال است که به یادگیری زبان انگلیسی علاقه دارد.

    تونی قبلاً به ماریا علاقه داشت، اما حالا دیگر ندارد.

    می‌توان همین جملات را با “interesting” به صورت صفت بیان کرد:

    به نظر من باغبانی جالب است.
    موسیقی جذاب است.
    وادیم فکر می‌کند انگلیسی بسیار جالب است.

    شکل صفت می‌تواند با “ed” یا “ing” ساخته شود:

    من علاقه‌مندم.
    او علاقه‌ای ندارد.
    این جالب است.
    آن فیلم خیلی جالب نبود.

    این دسته از جملات هم نمونه‌هایی از “interest” به عنوان اسم هستند:

    من به باغبانی علاقه دارم.
    او به موسیقی علاقه دارد.
    وادیم علایق زیادی دارد که یکی از آن‌ها یادگیری زبان انگلیسی است.
    تونی قبلاً به ماریا علاقه داشت، اما دیگر ندارد.

    توجه: دقت کنید که “interested” و “interesting” را با هم اشتباه نگیرید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Interfere به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Interfere به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Interfere به فارسی با مثالهای کاربردی

    دخالت کردن در چیزی، یعنی به شکلی در آن درگیر شوی که مشکل یا مانعی به وجود آوری.

    ترافیک سنگین، برنامه‌های سفر افراد را به هم می‌ریزد.
    یک توفان تندری، نقشه‌های ما برای برپایی یک مهمانی در فضای باز را خراب کرد.
    شاید دخالت کردن بین دو نفر که در حال مشاجره هستند، کار درستی نباشد.
    لطفاً دخالت نکن.
    تو نباید دخالت کنی.
    چه دلیل موجهی برای دخالت کردن داری؟
    فعالیت‌های انسانها بر طبیعت اثر می‌گذارد و در کار آن اختلال ایجاد می‌کند.
    تابش خورشید، روی دریافت سیگنال توسط دیش ماهواره اختلال می‌اندازد.
    دولت روسیه به طور واضحی در انتخابات سال ۲۰۱۶ آمریکا دخالت کرد. (ما می‌دانیم که این اتفاق افتاده است. مدارک و شواهد بسیار فراوان است.)
    نباید در موقعیتی که هیچ چیزی درباره‌اش نمی‌دانی، دخالت کنی.

     
    کلمه **Interference** به معنای “تداخل” یا “دخالت” یک اسم است:

    بسیاری از مردم باور دارند که دخالت در انتخابات آمریکا، منجر به ریاست جمهوری ترامپ شد.
    تابش خورشید می‌تواند برای دیش ماهواره ایجاد تداخل کند.
    دولت آمریکا همیشه به سیاست “عدم مداخله” خود در امور داخلی دولت‌های خارجی پایبند نیست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Intimidate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Intimidate به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Intimidate به فارسی با مثالهای کاربردی

    ترساندن کسی یعنی کاری کنی که او احساس نگرانی، اضطراب یا بترسد. این حس می‌تواند از طرف یک فرد یا حتی یک چیز به وجود بیاید.

    در مثال‌های زیر از کلمه «ترساندن» به عنوان یک فعل استفاده شده است:

    پسر بزرگ‌تر، پسر کوچک‌تر را آنقدر ترساند که او از زمین بازی رفت.
    کشیش وقتی از رفتار بعضی از اعضای کلیسا سؤال می‌کند، آن‌ها را می‌ترساند.
    آیا قصد داری مرا بترسانی؟
    تیم می‌گوید که از اتاق وزنه و دستگاه‌های ورزشی می‌ترسد.
    او در آن مهمانی، از دیدن آدم‌های پولدار و مشهور کاملاً احساس ترس کرده بود. (این جمله به شکل مفعولی نوشته شده.)
    آن کار به او حس ترس زیادی داد، طوری که حتی نتوانست شروعش کند.
    هیزل از تکنولوژی‌های جدید می‌ترسد.
    آیا از کسی که خیلی خوب انگلیسی حرف می‌زند، احساس ترس می‌کنی؟
    او با رانندگی نزدیک به ماشین جلویی، بقیه راننده‌ها را می‌ترساند.

     

    کلمات «ترسناک» و «ترسیده» را می‌توان به عنوان صفت هم به کار برد:

    خوان، گالری‌های هنری را ترسناک می‌داند.
    ناظر ما آدم بسیار ترسناکی است.
    معلممان کمی ترسناک است.
    هیزل فناوری‌های جدید را ترسناک می‌بیند.
    من احساس ترس می‌کنم.
    یک کلاس درس پر از دانش‌آموزان جوان که همگی ترسیده بودند، از پرسیدن سؤال از معلم خودداری کردند.
    آنقدر از دولت ترسیده بود که دیگر از ایمیلش استفاده نکرد.

     

    کلمه «ارعاب» یک اسم است:

    ارعاب و تهدید همکاران باعث شد گابریل از کارش استعفا دهد.
    تری تسلیم ترسی که از سمت رئیسش احساس می‌کرد نشد.
    نشان دادن اسلحه در بار، یک عمل ارعاب‌آمیز شناخته شد و او سریع دستگیر شد.
    شرکت با ایجاد ترس و ارعاب، سعی کرد بازدهی کارمندان را بیشتر کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Invent به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Invent به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Invent به فارسی با مثالهای کاربردی

    اختراع کردن به معنای پدید آوردن چیزی جدید است. وقتی کسی چیزی را اختراع می‌کند، در واقع یک ایده تازه، یک وسیله جدید یا یک راه حل نو برای یک مشکل ارائه می‌دهد.

    لامپ روشنایی را توماس ادیسون ساخت.
    تلفن را الکساندر گراهام بل اختراع کرد.
    چه کسی خودرو را برای اولین بار ساخت؟
    برای اختراع کردن، باید بسیار سخت‌کوش بود و صبر زیادی داشت.
    ما به روش‌های تازه‌ای برای تولید انرژی پاک نیاز داریم.
    به نظر شما چه چیزهای دیگری باید اختراع شوند؟
    نخستین کسی که چرخ را ساخت چه کسی بود؟

    به چیزی که ساخته می‌شود “اختراع” می‌گویند.

    گاهی پیش می‌آید که افراد زیادی با همکاری یکدیگر، یک اختراع را کامل می‌کنند.
    اختراعات تازه معمولاً زندگی را برای مردم ساده‌تر می‌کنند یا باعث می‌شوند از زندگی لذت بیشتری ببریم.
    طرح‌ها و ایده‌های لئوناردو داوینچی، در ساخت انواع مختلفی از ماشین‌ها —حتی آن‌هایی که قادر به پرواز بودند— نقش داشت.
    به نظر شما چه نوع اختراعاتی می‌تواند به انسان‌ها کمک کند و زمین را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کند؟

    به کسی که چیزهای جدیدی می‌سازد “مخترع” می‌گویند.

    جورج واشنگتن کارور، یک دانشمند و مخترع نام‌آشنا بود که در زمینه کشاورزی فعالیت می‌کرد.
    یوهانس گوتنبرگ کسی بود که ماشین چاپ را ساخت.
    در سراسر جهان، مخترعان زیادی هستند که روی ایده‌ها و محصولات جدید کار می‌کنند.

    واژه “مبتکر” برای توصیف یک ویژگی به کار می‌رود:

    او دانش‌آموزی بسیار مبتکری است.
    جسیکا برای حل آن مشکل، یک روش مبتکرانه به کار برد.
    تفکر مبتکرانه می‌تواند در حل برخی از بزرگترین مشکلات به ما کمک کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Inventory به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Inventory به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Inventory به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “موجودی” برای اشاره به کالاها و محصولاتی استفاده می‌شود که یک فروشگاه یا شرکت برای کار و فروش در اختیار دارد.

    باب باید امروز موجودی‌کشی انجام دهد.
    شرکت، موجودی خود را در آخر ماه محاسبه می‌کند.
    سوفیا مسئول شمارش موجودی فروشگاهش است.
    محاسبه دقیق موجودی بسیار مهم است.
    گاهی مقداری از کالاها به خاطر دزدی از مغازه گم می‌شوند.
    خیلی از فروشگاه‌های بزرگ، بعد از ساعات کاری و در شب، اقدام به شمارش موجودی می‌کنند.
    کامپیوترها در مدیریت و کنترل موجودی کمک زیادی می‌کنند.
    آیا شما تا به حال موجودی یک فروشگاه را شمارش کرده‌اید؟ این کار واقعاً سخت و طاقت‌فرساست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Invest به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Invest به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Invest به فارسی با مثالهای کاربردی

    سرمایه‌گذاری یعنی پول یا زمان خود را در جایی هزینه کنی با این امید که در آینده رشد کند و ارزش بیشتری پیدا کند. این موضوع، یکی از بحث‌های رایج بین افرادی است که برای هدف‌هایی مثل دوران بازنشستگی یا تحصیل فرزندانشان پس‌انداز می‌کنند.

    خیلی از آمریکایی‌ها در سهام و اوراق قرضه سرمایه‌گذاری می‌کنند.
    بعضی‌ها هم روی طلا یا مسکن سرمایه‌گذاری می‌کنند.
    سرمایه‌گذاری هوشمندانه، نیازمند صبر و حوصله و علاقه به تحقیق و بررسی است.
    درست نیست روی چیزی سرمایه بگذاری که درباره‌اش هیچ اطلاعاتی نداری.
    کسی که در یک شرکت سرمایه‌گذاری کند، تا حدی مالک آن شرکت محسوب می‌شود.
    به فردی که سرمایه‌گذاری می‌کند، «سرمایه‌گذار» می‌گویند. (کلمات «سرمایه‌گذاری» و «سرمایه‌گذار» اسم هستند.)
    آیا شما تا به حال سرمایه‌گذاری کرده‌اید؟
    بعضی از سرمایه‌گذاری‌ها سال‌ها طول می‌کشد تا به سوددهی برسند. (pay off = بهره‌مندی از سود)
    اگر سرمایه‌گذاری پرریسک انجام دهی، ممکن است تمام پولت را از دست بدهی.
    اما اگر سرمایه‌گذاری خوبی انجام داده باشی، شاید سود زیادی به دست بیاوری.
    یکی از دوستانم یک سرمایه‌گذاری ناموفق انجام داد و تقریباً همه پولش را از دست داد.
    بهترین زمان برای شروع سرمایه‌گذاری، زمانی است که جوان هستی. (کلمه «investing» در این جمله یک مصدر است.)
    سرمایه‌گذاری روی تحصیلات و آموزش، بهترین نوع سرمایه‌گذاری است که هر کسی می‌تواند انجام دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Invite به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Invite به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Invite به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید از کسی یا گروهی بخواهید که در یک فعالیت شرکت کنند، از کلمه «دعوت کردن» استفاده می‌شود.

    دوستانم مرا به یک مهمانی دعوت کردند.
    من به یک مهمانی دعوت شدم. (این جمله به شکل مفعولی بیان شده.)
    ما برای ماندن در یک هتل دعوت شدیم.
    دوستانمان ما را دعوت کردند.
    آیا تو دعوت شدی؟
    آیا تو هم دعوت شدی؟
    جیمی بعضی از دوستانش را در فیسبوک به یک سمینار دعوت کرد.
    باب به سمینار دعوت نشد، ولی به هر حال رفت.
    نوازنده روی صحنه از همهٔ تماشاچیان خواست که با او هم‌آواز شوند.
    خانمی که در سوپرمارکت کار می‌کرد از مشتریان خواست تا کمی پنیر بچشند.
    گویندهٔ مسابقه از تماشاگران خواست به احترام سرود ملی بایستند.

     
    کلمات «دعوت‌شده» و «دعوت‌کننده» گاهی به صورت صفت هم به کار می‌روند:

    به مهمانان دعوت‌شده گفته شد کجا برای ناهار بنشینند.
    آن کیک واقعاً دلچسب به نظر می‌رسد. (دعوت‌کننده = جذاب)
    بعضی از افراد حاضر در جشن عروسی، دعوت‌نشده بودند. (دعوت‌نشده = کسی که دعوت نشده)

     
    کلمهٔ «دعوتنامه» یک اسم است:

    دعوت‌نامه‌ها برای مهمانان فرستاده شد.
    ما یک دعوتنامه برای مراسم جوایز دریافت کردیم.
    اسکار یک دعوتنامه عروسی از یک دوست قدیمی گرفت.
    آن وکیل جوان، پیشنهاد همکاری در یک شرکت حقوقی را نپذیرفت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Invoice به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Invoice به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Invoice به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک فاکتور، در واقع یک لیست کامل از هزینه‌هاست. این لیست می‌تواند شامل دستمزد نیروی کار، قیمت قطعات، هزینه محصول، مالیات و سایر مخارج جزئی باشد. معمولاً وقتی یک شرکت محصولی را ارسال می‌کند، یک فاکتور هم داخل بسته قرار می‌دهد. گاهی اوقات هم این فاکتور، مدتی بعد از اینکه محصول یا خدمات ارائه شد، برای مشتری یا شرکت دیگر فرستاده می‌شود. اگر کار شما به مدیریت خدمات یا محصولات مربوط است، درک معنای این کلمه بسیار مهم خواهد بود.

    The company will send us an invoice for the work they did.
    An invoice was included in the package.
    Our company saves all the invoices it receives.
    Rueben’s secretary files all of the invoices in a filing cabinet.
    Could you please send us an invoice?
    There’s an error on this invoice. (error = mistake)
    She’s upset because there are some unexpected expenses on the invoice.

    شرکت برای کاری که انجام داده، به ما فاکتور خواهد فرستاد.
    یک فاکتور داخل محموله بود.
    شرکت ما همه فاکتورهای دریافتی را نگهداری می‌کند.
    منشی روبن تمام فاکتورها را در یک کمد بایگانی قرار می‌دهد.
    می‌توانید لطفاً یک فاکتور برای ما بفرستید؟
    یک اشتباه در این فاکتور وجود دارد. (error = اشتباه)
    او ناراحت است چون چند هزینه پیش‌بینی‌نشده در فاکتور دیده می‌شود.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.