دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Ignore به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ignore به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Ignore به فارسی با مثالهای کاربردی

    از این فعل زمانی استفاده می‌شود که کسی به شخص یا چیز دیگری بی‌توجهی می‌کند.

    لوک شکایت‌های مربوط به ماشینش را نادیده می‌گیرد.
    تینا به کسی که در هواپیما کنارش نشسته بود، اعتنایی نکرد. با اینکه آن مرد همچنان صحبت می‌کرد، او حتی یک کلمه هم حرف نزد.
    قانون را نادیده نگیرید. امکان دارد به دردسر بیفتید.
    نباید به درد قلبی بی‌توجهی کنید. این درد ممکن است نشانه یک مشکل سلامتی جدی باشد.
    وقتی دمای هوا بالای ۱۰۰ درجه است، بی‌توجهی به گرما کار سختی است.
    دیگر من را نادیده نگیر و گوش بده!
    یک گدا به سمت مرد پولدار ایستاده در خیابان رفت و تقاضای پول کرد، اما آن مرد به او بی‌اعتنایی کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ill به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ill به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Ill به فارسی با مثالهای کاربردی

    فردی که بیمار است را می‌توان با کلمه “ill” توصیف کرد. این کلمه و کلمه “sick” تقریباً معنای یکسانی دارند.

    او احساس ناخوشی می‌کند.
    اگر مریض هستید، بهتر است فقط در خانه بمانید و استراحت کنید.
    یک فرد بیمار به توجه و مراقبت زیادی نیاز دارد.
    امروز صبح حالتان چطور است؟ من احساس ناخوشی می‌کنم.

     
    اما کلمه “ill” در بعضی مواقع معانی دیگری هم دارد:

    هارولد هیچ نیت بدی نسبت به همسر سابقش ندارد. (یعنی او را دوست دارد و برایش آرزوی بدی نمی‌کند.)
    مجرمان دارایی‌هایی را که از راه غیرقانونی به دست آورده بودند، در حیاط پشت خانه دفن کردند. (ill-gotten = به دست آمده از راه غیرقانونی)
    این فکر که مردم حاضر در آنجا می‌توانستند جان آن زن جوان را نجات دهند ولی هیچ کاری نکردند، واقعاً ناراحتم می‌کند. (makes me feel ill = باعث ناراحتی و آزردگی من می‌شود)
    او زنی است که شهرت خوبی ندارد. (یعنی مردم درباره او نظر خوبی ندارند.)
    رأی‌دهندگانی که اطلاعات درست و کافی نداشتند، باعث شدند مردی که صلاحیت لازم را نداشت انتخاب شود. (ill-informed = کسانی که اطلاعات نادرست دارند یا به اندازه کافی آگاه نیستند.)

     
    کلمه illness به معنای “بیماری” است و یک اسم محسوب می‌شود:

    او یک بیماری جدی دارد.
    مری از یک بیماری ناشناخته رنج می‌برد.
    بیماری‌های روانی مشکلی هستند که زندگی میلیون‌ها نفر در آمریکا را تحت تأثیر قرار می‌دهند.
    بیماری ناشی از ویروس ابولا آنقدر خطرناک است که می‌تواند به مرگ منجر شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Image به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Image به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Image به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک «تصویر» نشان‌دهندهٔ شکل ظاهری چیزی است. این تصویر می‌تواند واقعی باشد یا حتی ساختهٔ ذهن.

    شما چه تصویری از یک خانه در ذهن خود دارید؟
    گاهی تصویرتان در پنجره یا آینه دیده می‌شود.
    فیلم در واقع رشته‌ای از تصاویر پشت سر هم است که با نور روی صفحه نمایش داده می‌شود.
    تصاویر دیجیتال را رایانه‌ها می‌سازند و سپس آن‌ها را به صورت نور مرئی نشان می‌دهند.
    دیدن تصاویر جنگ و درگیری در تلویزیون ممکن است بر کودکان اثر بد بگذارد.
    من وقتی روی وبسایتم کار می‌کنم، معمولاً از عکس‌ها استفاده می‌کنم تا به زبان‌آموزانم در یادگیری بهتر واژه‌ها کمک کنم.
    شما به آسانی می‌توانید در اینترنت تصویرِ تقریباً هر چیزی را پیدا کنید.
    عکس‌هایی که با یک دوربین دیجیتال قدیمی گرفته می‌شوند، ممکن است تار باشند. (تار = تصویری محو با وضوح کم)

     

    «تصویر» می‌تواند به شکل ظاهری و شهرت یک فرد هم اشاره کند:

    آن مشاور املاک جوان احساس می‌کرد اگر یک مرسدس سوار شود، تصویر بهتری از خودش ارائه می‌دهد.
    تصویر باب به عنوان یک مرد خشن، به خاطر علاقه‌اش به باله، نرم‌تر شده است.
    با تولید محصولات ناقص، تصویر و اعتبار شرکت آسیب دید.
    برخی از سیاستمداران بیشتر به فکر تصویر خود هستند تا اینکه چطور می‌توانند به مردم حوزه‌ی خود خدمت کنند. (constituent = شخصی که توسط یک مقام منتخب نمایندگی می‌شود)
    با ورود زنان بیشتر به دنیای کسب‌وکار، دیگر تصویر یک مدیر موفق، تنها یک مرد نیست.

    نکته: کلمهٔ «imagery» با «image» ارتباط معنایی دارد.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Imagine به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Imagine به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Imagine به فارسی با مثالهای کاربردی

    تصور کردن یعنی از ذهن خود برای فکر کردن به چیزهای ممکن استفاده کنیم. فرد چیزی را در خواب می‌بیند، در ذهنش مجسم می‌کند یا به چیزی فکر می‌کند که در حال حاضر وجود خارجی ندارد.

    جان لنون دنیایی را در ذهنش می‌ساخت که در آن همه می‌توانستند در صلح زندگی کنند.
    دختربچه دوست دارد فکر کند که حیوانات عروسکی‌اش واقعی هستند و می‌توانند حرف بزنند.
    پسربچه فکر می‌کند و امیدوار است که روزی یک فوتبالیست مشهور شود.
    فکر کنید اگر یک ماه کامل از کار یا مدرسه آزاد بودید، با وقت خود چه کار می‌کردید.
    به همه چیزهایی که ممکن است فکر کنید!

     
    کلمه «تصور» معمولاً در جملات و سوالات به جای کلمه «فکر» به کار می‌رود.

    فکر می‌کنی قیمت این چقدر باشد؟
    فکر می‌کنم او دوست دارد برای شام نزدش بمانیم.
    آنها چطور فکر می‌کردند که می‌توانند این کار را به موقع تمام کنند؟
    مدیر جدید نقش خودش را در شرکت چطور می‌بیند؟

     
    کلمه «تخیل» یک اسم است:

    جیمز تخیل بسیار پرشور و فعالی دارد.
    وقت می‌خواهی کیفیت یک اثر هنری را بسنجی، باید از قوه تخیلت کمک بگیری.
    گاهی اوقات تخیلش آنقدر قوی است که بر او غلبه می‌کند.
    بگذار تخیلت آزادانه پرواز کند.
    از قدرت تخیلت استفاده کن.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Immediately به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Immediately به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Immediately به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌گوییم چیزی “فوراً” لازم است، یعنی همین الان به آن احتیاج داریم. این کلمه نشان می‌دهد وضعیت مهمی پیش آمده و باید بدون معطلی به آن رسیدگی شود:

    آن‌ها باید بلافاصله مادرشان را به بیمارستان می‌بردند چون درد قفسه سینه داشت.
    لازم است این جعبه‌ها را همین حالا جابه‌جا کنی.
    پدرو به محض اینکه چراغ موتور ماشین را روشن دید، خودرو را به تعمیرگاه برد.
    او باید بدون فوت وقت این کار را متوقف کند.
    ما باید همین الان از اینجا برویم!

     
    اگر بخواهیم صفت این کلمه را بسازیم، پایانۀ “ly” را حذف می‌کنیم:

    این مسئله به توجه فوری شما نیاز دارد.
    آن‌ها برای حل مشکل، اقدام فوری انجام دادند.
    نیاز آن‌ها به خانه، فوری است. (توجه داشته باشید که در این جمله، کلمۀ “need” به عنوان اسم به کار رفته است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Immense به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Immense به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Immense به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی immense باشد، یعنی اندازه آن فوق‌العاده بزرگ است.

    گرند کانیون بسیار بزرگ است.
    کهکشان راه شیری هم بسیار بزرگ است.
    میلیاردری به نام مارک کوبان در یک عمارت بسیار بزرگ زندگی می‌کند.
    هر روز، حجم بسیار زیادی از اطلاعات در اینترنت رد و بدل می‌شود.
    مشکلاتی که کشور با رئیس‌جمهور جدیدش روبرو شده، بسیار بزرگ هستند.
    دانش‌آموزان مدرسه، احساس قدردانی بسیار زیادی نسبت به معلمان خود داشتند.
    درختان سکویایی که در کالیفرنیا وجود دارند، اندازه‌های بسیار بزرگی دارند.

     
    کلمه “immensely” یک قید است و برای توصیف چگونگی یک چیز به کار می‌رود:

    وارن بافت به شدت ثروتمند است.
    اپرا وینفری به طور فوق‌العاده‌ای مشهور است.
    اعضای تیم ما از پیشرفتی که داشته‌ایم، به طور قابل توجهی خوشحال هستند.
    ما از تمام کمکی که کرده‌اید، بی‌نهایت سپاسگزاریم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Immigrate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Immigrate به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Immigrate به فارسی با مثالهای کاربردی

    مهاجرت به این معنی است که فردی کشور خود را ترک کند و در یک کشور جدید ساکن شود.

    در سال گذشته، چندین صد هزار نفر از نقاط مختلف دنیا به آمریکا نقل مکان کردند.
    در ده سال اخیر، میلیون‌ها نفر به ایالات متحده مهاجرت کرده‌اند.
    آیا شما هم دوست دارید به آمریکا مهاجرت کنید؟
    اگر کسی به شکل قانونی به آمریکا مهاجرت کرده باشد، پس از پنج سال زندگی در آنجا می‌تواند برای شهروندی آمریکا اقدام کند.

     
    به کسی که مهاجرت می‌کند، “مهاجر” گفته می‌شود.

    مهاجران در تأمین نیروی کار مورد نیاز یک کشور نقش مهمی دارند.
    اگر مهاجر هستید، باید آمادگی این را داشته باشید که در کشور جدید بسیار سخت کار کنید.
    زندگی برای یک مهاجر معمولاً با دشواری‌هایی همراه است.
    من (معلم پل) هر روز در کلاسم به مهاجران زبان انگلیسی یاد می‌دهم.

     
    کلمه “مهاجرت” یک اسم است:

    مهاجرت باعث می‌شود جمعیت یک کشور از نظر قومیت و فرهنگ متنوع شود.
    وقتی اقتصاد در وضعیت خوبی نباشد، میزان مهاجرت به آمریکا کمتر می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Immune به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Immune به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Immune به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “مصون” وقتی به کار می‌رود که یک نفر در برابر یک بیماری محافظت شده باشد یا به طور کلی از چیزی در امان باشد. شما می‌توانید با قرار گرفتن در معرض چیزی، نسبت به آن مصونیت پیدا کنید.

    شیلا در برابر آبله مرغان مصون است چون قبلاً این بیماری را گرفته است.
    سیستم ایمنی بدنتان از شما در مقابل بیماری‌ها مراقبت می‌کند.
    یک واکسن مؤثر آنفولانزا، احتمال مصون ماندن شما در برابر این بیماری را بیشتر می‌کند.
    در فصل انتخابات، نامزدهای سیاسی و مردم عادی در نهایت نسبت به توهین‌ها و تحریف واقعیت‌ها بی‌تفاوت و مصون می‌شوند.

     
    کلمه “مصونیت” یک اسم است:

    شیلا به دلیل ابتلای قبلی در کودکی، مصونیت طبیعی در برابر آبله مرغان دارد.
    متهم در ازای دادن اطلاعات درباره یک شبکه جنایت سازمان‌یافته، درخواست مصونیت از پیگرد قانونی کرد. (کلمه “مصونیت” معمولاً در مباحث حقوقی به کار می‌رود و در اینجا معنای پزشکی ندارد.)

     
    کلمه “ایمن‌سازی” یک اسم است. ایمن‌سازی معمولاً به شکل تزریقی انجام می‌شود که حاوی عامل ضعیف‌شده یک بیماری است. به این نوع ایمن‌سازی، واکسن نیز گفته می‌شود.

    کودکان تا قبل از ۱۰ سالگی، چندین نوع ایمن‌سازی مختلف دریافت می‌کنند.
    ایمن‌سازی چیزی ترسناک نیست، اما خیلی از افراد از آمپول زدن خوششان نمی‌آید.

     
    کلمه “ایمن کردن” یک فعل است:

    یک گروه پزشکی به روستا رفت و همه مردم را در برابر آن بیماری ایمن کرد.
    آیا شما بر علیه بیماری سل واکسینه شده‌اید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Impact به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Impact به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Impact به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی یا کسی تحت تأثیر چیز یا فرد دیگری قرار می‌گیرد یا تغییر می‌کند، از واژه «تأثیر» استفاده می‌کنیم. این کلمه از نظر معنی شبیه به «نفوذ» یا «اثرگذاری» است.

    در نمونه‌های زیر، «تأثیر» به صورت اسم به کار رفته است:

    الگوی رفتاری که نلسون ماندلا ایجاد کرد، تأثیر بزرگی بر مردم سراسر جهان گذاشته است.
    سخنرانی درباره نابرابری اقتصادی، بر تمام شنوندگانش تأثیر عمیقی گذاشت.
    معلمان می‌کوشند بر شاگردان خود تأثیر بگذارند.
    آن ارائه چه تأثیری روی شنوندگان داشت؟
    روی سطح ماه، نشانه‌هایی از برخورد دنباله‌دارها و سیارک‌ها دیده می‌شود.

     

    واژه «تأثیر» می‌تواند به عنوان فعل نیز استفاده شود:

    کمبود بودجه، تأثیر نامطلوبی بر کار سازمان گذاشته است.
    خریدهای فصل کریسمس، روی آمار فروش کل سال تأثیر می‌گذارد.
    کولاک برف، همه کسانی که در مسیرش بودند را تحت تأثیر قرار داد.
    گیلبرت نگران است که کاهش بودجه، بر شغلش تأثیر منفی بگذارد.
    مرگ آن دختربچه‌ها، همه مردم آن منطقه را تحت تأثیر قرار داد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Important به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Important به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Important به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی “مهم” است، یعنی باید به آن توجه کنیم و آن را جدی بگیریم. این چیزها را نباید فراموش کرد؛ باید همیشه به یادشان داشت.

    واژه “important” یک صفت است و معمولاً قبل یا بعد از یک اسم می‌آید:

    * امروز صبح یک جلسه مهم دارم.
    * این، یک بازی مهم برای تیم است.
    * دانش‌آموزان هفته آینده یک امتحان مهم دارند.
    * دیشب یک اطلاعیه مهم از تلویزیون پخش شد.
    * سلامتی مهم است.
    * داشتن روابطی سرشار از محبت مهم است.
    * تحصیلات تو مهم است.

     

    **important + مصدر**

    گاهی این کلمه را با مصدر به کار می‌بریم:

    * مهم است که همیشه باک ماشینتان پر باشد.
    * پس‌انداز پول در بانک کار مهمی است.
    * گنجاندن سبزیجات و میوه در برنامه غذایی اهمیت دارد.
    * یک نکته مهم که باید یادتان بماند، شماره تأمین اجتماعی شماست.

     

    گاهی از واژه “important” برای توصیف افراد یا چیزهایی که از نظر فرهنگی یا تاریخی ارزش دارند استفاده می‌شود:

    * آلبرت اینشتین یک فیزیکدان مهم بود.
    * او نظریه‌های مهمی در علم فیزیک ارائه داد.
    * بیتلز یک گروه موسیقی بسیار مهم بودند.
    * موسیقی آن‌ها در تاریخ موسیقی پاپ اهمیت زیادی دارد.
    * ساختمان امپایر استیت، یک بنای مهم در نیویورک است.
    * کوه راشمور که چهره چهار رئیس‌جمهور سابق آمریکا روی آن کنده‌کاری شده، یک بنای تاریخی مهم به شمار می‌رود.

     

    واژه “importance” که به معنی “اهمیت” است، یک اسم است:

    * او در شرکتش یک فرد بااهمیت محسوب می‌شود.
    * مشارکت او برای تیم از ارزش بسیار بالایی برخوردار است.
    * نمی‌توان از اهمیت این گزارش چشم‌پوشی کرد.

     

    واژه “importantly” یک قید است و به معنی “مهم‌تر” یا “از همه مهم‌تر” است:

    * دسترسی به خدمات درمانی خوب لازم است، اما مهم‌تر از آن، این است که مردم یاد بگیرند چطور از سلامت خود مراقبت کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.