دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Health به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Health به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Health به فارسی با مثالهای کاربردی

    وضعیت سلامت شما چطور است؟
    آیا از سلامت خوبی برخوردارید؟
    دوست من اسکار، وضعیت سلامت خوبی ندارد.
    سلامتش در وضعیت مناسبی نیست.
    ما نگران سلامت او هستیم.
    سیگار کشیدن برای سلامت شما ضرر دارد.
    خوردن مقدار زیادی میوه و سبزیجات برای سلامت شما مفید است.
    به سلامت خودتان اهمیت بدهید.
    ورزش روزانه به شما کمک می‌کند که سلامت خود را حفظ کنید.
    بلند کردن وزنه برای سلامت شما خوب است، اما مراقب باشید در آن زیاده‌روی نکنید.

     
    کلمه‌ی “سالم” یک صفت است. شما می‌توانید از “سالم” برای توصیف یک فرد یا یک چیز استفاده کنید:

    رجینا برنامه‌ی غذایی سالمی دارد.
    او دوست دارد غذاهای سالم بخورد.
    او آدم بسیار سالمی است.
    افراد سالم معمولاً بیشتر از افراد ناسالم عمر می‌کنند. (ناسالم = سالم نیست)
    ماریو سعی دارد به وزن سالم و مناسبی برسد.
    مراجعه‌ی منظم به پزشک برای معاینه، بخش مهمی از سالم ماندن است.

     
    توجه: کلمات “سلامت” و “سالم” دارای صدای “ث” هستند که برخی از زبان‌آموزان در تلفظ آن مشکل دارند. برای تلفظ درست، نوک زبان خود را پشت دندان‌های جلویی بالا قرار دهید و هوا را به آرامی خارج کنید. این روش به شما کمک می‌کند این صدا را به درستی ادا کنید.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hear به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hear به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Hear به فارسی با مثالهای کاربردی

    شنیدن یعنی اینکه اطلاعات یا صداها را از طریق گوش‌هایمان دریافت کنیم.

    ساده گذشته فعل ماضی
    hear

    شنیدن

    heard

    شنیده شد

    heard

    شنیده شده

    صدایی می‌شنوی؟ انگار ماشینم مشکل پیدا کرده.

    صدات رو واضح نمی‌شنوم. می‌تونی بلندتر صحبت کنی؟

    از این فاصله، درست نمی‌شود فهمید چه اتفاقی در حال رخ دادن است. باید نزدیک‌تر برویم تا بتوانیم بهتر گوش دهیم.

    شنوایی کارل ضعیف است. او به تدریج قدرت شنیدنش را از دست می‌دهد. (شنوایی: یعنی توانایی شنیدن صداها)

    از شنیدن پارسِ مداوم سگ همسایه خسته شده‌ام. (در این جمله، “شنیدن” به عنوان مصدر به کار رفته است.)

    این فعل معمولاً وقتی به کار می‌رود که اطلاعاتی—چه از طریق نوشته و چه از طریق صدا—از شخصی به شخص دیگر منتقل شود.

    شنیده‌ام که داری به نیویورک می‌روی.
    در مورد طلاق تام و جنیفر چیزی شنیده‌ای؟
    در مورد مدیر جدیدمان چه خبرهایی شنیده‌ای؟
    همه در مورد آن تصادف شنیده‌اند.
    از شنیدن خبر مادرت متأسف شدم. او زن مهربانی بود. (این جمله معمولاً برای ابراز همدردی با فردی است که عزیزش را از دست داده.)

    تفاوتی بین کلمات “hear” (شنیدن) و “listen” (گوش دادن) وجود دارد. کلمه “listen” فعال‌تر است و وقتی استفاده می‌شود که فرد واقعاً بر روی صدا تمرکز می‌کند. اما کلمه “hear” هم برای موقعیت‌های فعال و هم غیرفعال—یعنی وقتی صدا به گوش می‌رسد—به کار می‌رود.

    صدایی می‌شنوی؟ نه؟ پس خوب گوش کن.
    وقتی معلم صحبت می‌کند، به حرف‌هایش گوش بده.
    من طوفان دیشب را نشنیدم چون خواب عمیقی داشتم.

    کلمه “hearing” یک اسم است:

    مادربزرگم در حال از دست دادن قدرت شنوایی‌اش است. (یعنی توانایی شنیدنش کم شده.)
    امروز جلسه‌ای در مورد مسئله صرفه‌جویی در مصرف آب برگزار خواهد شد. (در اینجا “hearing” به معنای جلسه‌ای رسمی است که در آن مقامات به صحبت‌ها گوش می‌دهند و بر اساس آن‌ها تصمیم‌گیری می‌کنند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hearty به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hearty به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Hearty به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “hearty” یا “دلچسب” وقتی به کار می‌رود که کسی با انرژی و اشتیاق کاری را انجام دهد. این واژه بار مثبتی دارد. معمولاً از این کلمه برای بیان اشتهای زیاد یک نفر برای خوردن غذا استفاده می‌شود.

    – او اشتهای زیادی دارد. (یعنی غذای زیادی می‌خورد.)
    – تیم برنده، با استقبال گرم و پرشور مردم شهر روبرو شد.
    – آن‌ها با کف‌زدن و تشویق گرم حاضرین مواجه شدند.
    – نمایندگان مجلس، با رضایت کامل، طرح‌های مربوط به خط راه‌آهن سریع‌السیر جدید را تأیید کردند.
    – شهردار شهر به دلیل مشارکت بالای حامیانش، در انتخابات مجدداً پیروز شد.
    – کسانی که عاشق هوای سرد هستند، با اشتیاق منتظر رسیدن دمای زیر صفر در زمستان می‌مانند.

    کلمه “heartiness” یا “دلسوزی” یک اسم است.

    – مردم آن منطقه به خاطر صمیمیت و رفتار خوبشان معروف هستند.
    – درخشش چهره آن زن جوان، نشانی از صفا و گرمی درونش بود.

    توجه: این کلمه معمولاً با “hardy” اشتباه گرفته می‌شود. معنای هر دو کلمه بسیار نزدیک به هم است، بنابراین اگر اشتباه کردید جای نگرانی نیست، به‌ویژه در گفتار، چون تلفظ هر دو یکسان است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Heat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Heat به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Heat به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید درباره چیزی که داغ است صحبت کنید، می‌توانید از کلمه “گرما” استفاده کنید.
    در اینجا چند مثال از نحوه استفاده از آن به عنوان فعل آورده شده است:

    دارم برای چایی آب گرم می‌کنم.
    آن سوپ را داخل مایکروفر گرم کن.
    او فر را تا ۳۵۰ درجه گرم کرد. (یا)
    او فر را از قبل روی ۳۵۰ درجه گرم کرد.
    هوا به سرعت در حال گرم شدن است.

     

    در اینجا نیز نمونه‌هایی از کاربرد آن به عنوان اسم می‌آید:

    من عاشق گرمای تابستان هستم.
    او اصلاً گرما را دوست ندارد، برای همین در تابستان مدام کولرش را روشن می‌کند.
    مردم برای فرار از گرما به ساحل می‌روند.
    می‌توانی گرمایی را که از این آتش می‌آید حس کنی.
    اگر از گرما خسته شده‌ای، از آشپزخانه بیرون برو. (این یک اصطلاح است؛ اگر کاری برایت سخت است، آن را رها کن.)
    گرما باعث شده که او عرق کند.

     

    همچنین می‌توان از “گرما” به صورت صفت نیز استفاده کرد:

    او دچار گرمازدگی شده است. (این یک حالت پزشکی است. اگر کسی مدت طولانی در گرما بماند، ممکن است از نظر جسمی آسیب ببیند.)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Heaven به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Heaven به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Heaven به فارسی با مثالهای کاربردی

    «بهشت» معمولاً به جایی گفته می‌شود که روح انسان پس از پایان زندگی به آنجا می‌رود. در بیشتر ادیان، برای وارد شدن به بهشت، باید در طول عمر خود انسان خوب و بااخلاقی بود.

    معمولاً گفته می‌شود که خدا در بهشت زندگی می‌کند.
    به نظر تو بهشت چه شکلی است؟
    در کتاب مقدس، در بخش مکاشفه ۲۱، توصیفی از بهشت ارائه شده است.
    در قرآن، بهشت باغی زیبا توصیف شده که مخصوص کسانی است که به خدا ایمان دارند.
    فرشتگان در بهشت حضور دارند.
    من برای رفتن به بهشت عجله‌ای ندارم.
    افراد بد و شرور نمی‌توانند وارد بهشت شوند.
    کسانی که زندگی نادرست و پر از کارهای زشت داشته‌اند، به جای بهشت به جهنم خواهند رفت.

     
    گاهی هم کلمهٔ «بهشت» برای توصیف چیزهای بسیار خوب و لذت‌بخش در همین دنیا به کار می‌رود. در این حالت، این کلمه به صورت نمادین استفاده می‌شود:

    برای مسافرانی از مناطق یخ‌زدهٔ غرب میانه، فلوریدا شبیه بهشت است.
    هتلی که سال پیش به آن رفتیم، بهشت روی زمین بود.
    چنان احساس خوبی داشتم که فکر کردم مرده‌ام و به بهشت رفته‌ام.
    بوی پای سیب واقعاً بهشتی است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Heavy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Heavy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Heavy به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی یا کسی وزن زیادی دارد، می‌توانید از واژه “سنگین” استفاده کنید.

    او باید این چمدان سنگین را تا اتاق هتلباش حمل کند.
    آن جعبه‌ها چقدر وزن دارند؟ به نظر سنگین می‌رسند.
    من از سال گذشته کمی سنگین‌تر شده‌ام. (واژه “سنگین” جایگزین مناسبی برای کلمه “چاق” است.)
    باب خیلی سنگین‌وزن است. او بیش از ۳۰۰ پوند وزن دارد.
    بلند کردن وزنه‌های سنگین به قوی‌تر شدن عضلاتتان کمک می‌کند.

     

    واژه “سنگین” در بعضی موقعیت‌های دیگر هم به کار می‌رود:

    او در شغل خود مسئولیت‌های بسیار سنگینی بر عهده دارد. (سنگین = بزرگ)
    امروز حجم کار زیادی داریم. (کارهای بسیاری باید انجام شود.)
    برنامه امروز صبح من بسیار فشرده است. (من واقعاً مشغول هستم.)
    خانواده کلینتون در حزب دموکرات افراد بسیار تأثیرگذاری هستند. (heavy hitter = فردی با قدرت یا نفوذ زیاد)
    وینسنت علاقه دارد به موسیقی هوی متال گوش دهد. (این یک سبک از موسیقی راک است که معمولاً تند و پرسروصدا است!)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hectic به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hectic به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hectic به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “hectic” برای توصیف موقعیت‌های بسیار شلوغ و پرکار به کار می‌رود. این کلمه شرایطی را نشان می‌دهد که در آن کارهای زیادی برای انجام دادن در زمان کمی وجود دارد و معمولاً همراه با استرس و شلوغی است.

    احمد برنامه کاری بسیار فشرده‌ای دارد.
    اوضاع محیط کار در این مدت خیلی شلوغ و پرکار بوده است.
    سفرهای روزانه صبح‌گاهی معمولاً پُرازدحام و شلوغ هستند، مخصوصاً وقتی برف جاده‌ها را پوشانده باشد.
    امروز روز بسیار پرکاری خواهد بود. ما باید کارهای زیادی را در زمان کمی انجام دهیم.
    این روزها زندگی الکس بسیار پرمشغله است.
    روز پُرشدوآمدی بود.
    زندگی در شهر گاهی می‌تواند بسیار پرهیاهو و شلوغ احساس شود.

     
    توجه: این صفت برای توصیف مستقیم افراد استفاده نمی‌شود. مثلاً نمی‌گوییم:
    He’s so hectic,
    Or
    She’s a hectic person
    او خیلی هولناک است،
    یا
    او یک فرد هولناک است.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Heir به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Heir به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Heir به فارسی با مثالهای کاربردی

    وارث به کسی گفته می‌شود که پس از مرگ یک شخص، یا وقتی کسی قدرت یا مقام خود را رها می‌کند، دارایی، ثروت، قدرت یا موقعیت او را به دست می‌آورد.

    شاهزاده ویلیام وارث ملکه الیزابت است. پس از فوت او، به احتمال زیاد ویلیام پادشاه انگلستان خواهد شد.
    وقتی صاحب قبلی شرکت فوت کرد، یکی از وارثان او مدیریت شرکت را بر عهده گرفت.
    تونی با این فکر که روزی به عنوان وارث یک ثروت بزرگ، پول زیادی به ارث خواهد برد، دانشگاه را رها کرد و به کالیفرنیا رفت تا موج‌سواری کند.
    در آن زمان، وارث مشخصی برای تاج و تخت وجود نداشت و این مسئله باعث بروز اختلافات شدید در میان اعضای خانواده شد.
    وارث زن یک کارخانه‌دار ثروتمند اروپایی وارد یک مغازه جواهرفروشی شد و اجناسی به ارزش صدها هزار دلار خرید. (وقتی وارث یک زن باشد، از کلمه heiress استفاده می‌شود، اما کلمه heir هم برای مرد و هم برای زن به کار می‌رود.)

    توجه: تلفظ کلمه “heir” دقیقاً مانند “air” است. حرف “h” در ابتدای آن خوانده نمی‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Help به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Help به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Help به فارسی با مثالهای کاربردی

    کمک کردن به دیگران این معنی را می‌دهد:

    کارلوس مادرش را یاری می‌کند. (زمان حال)
    آناستازیا در حال کمک کردن به همسایه‌هایش است. (زمان حال استمراری)
    معلم به دانش‌آموزان کمک کرد تا درس را متوجه شوند. (زمان گذشته)
    او به دخترش کمک می‌کند تا دوچرخه‌سواری یاد بگیرد.

     
    اما این کلمه چند معنی دیگر و کمتر رایج هم دارد.
    وقتی “help” همراه با “can not” به کار می‌رود، معمولاً نشان می‌دهد فرد نمی‌تواند خودش را کنترل کند:

    او به یک سیگار نیاز دارد. او نمی تواند به خودش کمک کند. (او نمی تواند سیگار را ترک کند.)
    وقتی نوبت به غذا می رسد نمی تواند به خودش کمک کند. (او بیش از حد غذا می خورد و نمی تواند متوقف شود.)
    متاسفم، نمی توانم کمکی کنم. (من نمی توانم از انجام برخی فعالیت ها دست بکشم: آروغ زدن، خندیدن، لبخند زدن، عرق کردن و غیره)

     
    همچنین از “help” وقتی استفاده می‌شود که از کسی می‌خواهیم خودش به خودش سرویس دهد یا چیزی بردارد:

    اگر باز هم گرسنه‌ات هست، آزادی هر چقدر می‌خواهی بردار. (برای خودت غذا بگذار.)
    دزدها تمام پولهای داخل صندوق را برای خودشان برداشتند. (آنها پولها را دزدیدند.)
    در اینترنت می‌توانی به حجم بسیار زیادی اطلاعات و آموزش رایگان دسترسی داشته باشی.
    می‌توانی از گوجه‌فرنگیها بردار و بخوری.

     
    وقتی “help” به عنوان اسم به کار می‌رود، معمولاً به افرادی اشاره دارد که برای کمک کردن استخدام می‌شوند.

    آنها برای آشپزخانه به نیروی کمکی بیشتری نیاز دارند.
    این روزها پیدا کردن کارمند خوب و مفید سخت شده است.
    ما باید چند نفر دیگر برای کمک استخدام کنیم.
    برای یادگیری روش درست کردن این، روی گزینه “راهنما” کلیک کن. (وقتی از کامپیوتر استفاده می‌کنی، معمولاً یک دکمه یا لینک با عنوان “Help” وجود دارد. ممکن است با کلیک روی آن با یک شخص واقعی ارتباط بگیری، اما معمولاً فقط یک لیست از پاسخ‌های پرسش‌های متداول را می‌بینی.)

     
    وقتی “help” به صورت صفت استفاده می‌شود، به بخش یا افرادی اشاره دارد که خدمات کمکی ارائه می‌دهند:

    برای دریافت اطلاعات بیشتر باید به میز خدمات مراجعه کنی.
    اگر به کمک نیاز داری، مرکز پشتیبانی باز است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Helpless به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Helpless به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Helpless به فارسی با مثالهای کاربردی

    تبدیل کردن کلمه “help” به یک صفت کار ساده‌ای است. کافی است که پایانۀ “less” را به آن اضافه کنید. وقتی کسی نتواند بر شرایط مسلط شود، احساس “helpless” یا درماندگی می‌کند.

    او بدون تلفن همراهش خود را درمانده احساس می‌کند.
    علی در غیاب همسرش در خانه، حس ناتوانی داشت.
    کسانی که دانش زیادی از زبان انگلیسی ندارند، گاهی در کشورهای انگلیسی‌زبان خود را ناتوان می‌بینند.
    مردی که ضعیف و درمانده کنار جاده دراز کشیده بود، نیاز فوری به کمک پزشکی داشت.

    همچنین می‌توان با اضافه کردن پایانۀ “ness” به این کلمه، آن را به اسم تبدیل کرد و “helplessness” را ساخت.

    الیور پس از مرگ پدرش در سانحۀ رانندگی، کاملاً در احساس درماندگی غرق شد.
    بعضی افراد معتقدند که سیستم رفاهی در آمریکا باعث ایجاد نوعی “درماندگی آموخته‌شده” در بین دریافت‌کنندگان کمک‌های اجتماعی می‌شود.

    توجه کنید: متضاد مستقیم “helpless” کلمۀ “helpful” نیست. یک صفت مناسب‌تر برای مقابل آن می‌تواند “powerful” یا “strong” باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.