دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Habit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Habit به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Habit به فارسی با مثالهای کاربردی

    عادت، یعنی کاری که آدم بارها و بارها انجام می‌دهد و برایش تکرار می‌شود. بعضی از این عادت‌ها خوب و مفیدند و بعضی دیگر، بد و زیان‌بار.

    سیگار کشیدن یک عادت بد است.
    ورزش کردن یک عادت خوب است.
    شب‌ها دیر غذا خوردن عادت بدی است.
    صبح زود از خواب بیدار شدن یک عادت خوب است.
    ناخن جویدن یک عادت بد است.
    مسواک زدن مرتب دندان‌ها عادت خوبی است.
    کنار گذاشتن بعضی از عادت‌ها، چه خوب باشند چه بد، خیلی سخت است.
    برای یک دانش‌آموز، شکل‌گیری عادت‌های خوب درس خواندن بسیار مهم است.
    شما چه عادت‌هایی دارید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hack به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hack به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hack به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “هک” معانی مختلفی دارد. یکی از رایج ترین معانی آن، مربوط به کسانی است که بدون اجازه به رایانه یا تلفن دیگران نفوذ می‌کنند:

    مثلاً فردی راهی برای ورود به شبکه رایانه‌های یک شرکت پیدا کرد.
    هکرها شماره کارت‌های اعتباری و اطلاعات شخصی مردم را دزدیدند. (هکر به کسی می‌گویند که عمل هک را انجام می‌دهد.)
    برای اینکه قربانی هک نشوید، بهتر است رمزهای عبور خود را به طور منظم عوض کنید.
    رایانه برندا هک شد و حالا او نمی‌تواند از آن استفاده کند.

    این کلمه به عنوان فعل، معانی دیگری هم دارد:

    شغل تیم خیلی سخت بود. او نتوانست از عهده‌ی آن بربیاید، بنابراین استعفا داد. (نتوانستن از عهده کاری برآمدن یا تحمل کردن شرایط)
    میلدرد سرفه‌های خونی می‌کرد، برای همین به بیمارستان رفت. (هک کردن در اینجا یعنی سرفه شدید)
    بریدن آن درخت با تبر، دو ساعت طول کشید. (هک کردن به معنای بریدنِ بی‌دقت است.)
    آرایشگر، دم‌اسبی آن مرد را با حرکت سریع و تندی برید تا برای درست کردن کلاه‌گیس اهدا شود.

    گاهی هم از کلمه هک برای توصیف یک آدم معمولی یا غیرحرفه‌ای در کارش استفاده می‌شود:

    حسابدار علی آدم متوسطی است و بهتر است از حسابدار من استفاده کند.
    آن آدم کم‌مایه‌ای که ماشین من را تعمیر کرد، حتی ترمزها را هم درست درست نکرد.

    کلمه “اره برشی” (hacksaw) هم به یک نوع اره دستی با تیغه‌ای قابل تعویض اشاره دارد:

    هر وقت لازم باشد لوله‌ای را ببرم، از یک اره برشی با تیغه مخصوص برش فلز استفاده می‌کنم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Haggle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Haggle به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Haggle به فارسی با مثالهای کاربردی

    چانه زدن (Haggle) به معنای بحث و گفت‌وگو برای رسیدن به قیمت یا شرایط بهتر در یک خرید است. این کلمه معنایی نزدیک به “معامله کردن” و “مذاکره کردن” دارد.

    تونی بعد از بیست دقیقه چانه زدن روی قیمت ماشین، توانست آن را هزار دلار ارزان‌تر بخرد.
    خیلی از افراد وقتی قصد خرید یک کالای گران‌قیمت را دارند، دوست دارند چانه بزنند. (در این جمله، کلمه “چانه زدن” به شکل مصدر به کار رفته است.)
    آن‌ها از چانه زدن لذت می‌برند. (در این جمله، “چانه زدن” به صورت اسم‌فعل یا مصدر استفاده شده است.)
    آیا شما در چانه زدن مهارت دارید؟
    شما نمی‌توانید روی قیمت مواد غذایی در یک فروشگاه معمولی چانه بزنید.
    همه افراد هنگام خرید خانه روی قیمت آن چانه می‌زنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Hair به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hair به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Hair به فارسی با مثالهای کاربردی

    مو، رشته‌هایی است که روی سر و قسمت‌های مختلف بدن رشد می‌کند.

    اگر موهایتان خیلی بلند شود، لازم است آن را کوتاه کنید.
    خانم‌ها معمولاً برای آرایش یا رنگ کردن موهایشان به آرایشگاه می‌روند.
    کسانی که در آشپزخانه یا محیط پخت غذا کار می‌کنند، معمولاً باید از تور مو استفاده کنند. تور مو، تمام موها را می‌پوشاند.
    به کسی که موهای زیادی روی بدنش دارد، پرمو گفته می‌شود. کلمه “hairy” در انگلیسی یک صفت است.
    اگر مردی زیر بینی‌اش مو بروید، به آن سبیل می‌گویند.
    اگر موی روی چانه بروید، آن ریش است.
    موهای بالای چشمتان را ابرو می‌نامند.
    نوزادان معمولاً موی کمی دارند.
    با بالا رفتن سن، بیشتر افراد بخشی از موهایشان می‌ریزد.
    موی بیشتر سالمندان به رنگ خاکستری یا سفید درمی‌آید.
    کسی که مویی روی سر ندارد، طاس یا کچل نامیده می‌شود.
    اگر از رنگ موی خود راضی نیستید، می‌توانید آن را تغییر دهید.

     
    عبارت‌هایی هم هستند که در آن‌ها از کلمه “مو” استفاده شده است:

    باب به اندازه یک مو با گرفتن آن شغل فاصله داشت. (یعنی خیلی نزدیک شد که آن کار را بگیرد.)
    مهمان‌های جشن، با شروع موسیقی، ریلکس شدند و خوش گذراندند. (یعنی احساس راحتی کردند و احتمالاً شروع به رقصیدن کردند.)
    موی سرم نشو! (یعنی: دیگر مزاحمم نشو!)
    او فقط دارد مو را از ماست می‌کشد! (یعنی به دنبال ایرادگیری برای چیزهای بی‌اهمیت است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Half به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Half به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Half به فارسی با مثالهای کاربردی

    نصف یعنی یک چیز به دو قسمت مساوی تقسیم شود (که همان ۵۰ درصد است). این مفهوم را می‌توان به صورت کسری «یک دوم» (1/2) یا به شکل عددی «پنج دهم» (0.5) نشان داد.

    بیایید این هندوانه را دو نیم کنیم. تو یک نیمه را بردار و من نیمه دیگر را.
    رفتن تا محل کار با ماشین، نیم ساعت طول کشید. (نیم ساعت یعنی ۳۰ دقیقه)
    رنه نیمه اول روزش را در جلسات گذراند. نیمه دوم روز را هم در اتاق کار خودش بود.
    بعد از پایان نیمه اول بازی سوپربول، یک برنامه در زمان استراحت میان دو نیمه اجرا می‌شود.
    ادگار نیمی از عمرش را در هندوراس و نیم دیگر را در آمریکا زندگی کرده. اگر او ۵۰ سال سن دارد، چند سال در هندوراس بوده است؟

     

    جمع کلمه «نصف» می‌شود «نصف‌ها» (halves).

    دو نیمه با هم، یک واحد کامل را می‌سازند.
    جهان به دو نیمکره تقسیم می‌شود: نیمکره شمالی و نیمکره جنوبی.

     

    عبارت‌های مختلفی هم هستند که در آن‌ها از کلمه «نصف» استفاده شده:

    باید این موضوع را با نیمهٔ بهترم در میان بگذارم. (نیمه بهتر یعنی همسر)
    نصف یک نان بهتر از هیچی است. (یعنی داشتن کمی از یک چیز، بهتر از نداشتنِ کامل آن است.)
    این تیم نسبت به سال گذشته، نصفی بهتر شده. (یعنی پیشرفت واضح و قابل توجهی داشته)
    شش تا یک طرف، نیم دوجین یک طرف — فرقی نمی‌کنه چه اسمی روش بذاری. (یعنی هر طور که به آن نگاه کنی، فرقی در اصل موضوع ایجاد نمی‌شود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hall به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hall به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hall به فارسی با مثالهای کاربردی

    سالن به فضای داخلی یک ساختمان یا خانه گفته می‌شود. این فضا معمولاً برای ارتباط دادن اتاق‌ها به هم و رفت‌وآمد استفاده می‌شود و گاهی نیز محل برگزاری دورهمی‌ها و فعالیت‌های گروهی است.

    یک سالن غذاخوری، جایی است که افراد در آن غذا می‌خورند.
    یک سالن غذاخوری نظامی، مخصوص پرسنل ارتش است که در پایگاه‌های نظامی از آن استفاده می‌کنند.
    سالن‌های کنگره، محل تشکیل جلسات نمایندگان مجلس و سنای ایالات متحده هستند.
    در خانه یا آپارتمان نیز معمولاً سالن وجود دارد. ساکنان از طریق سالن به اتاق‌های مختلف وارد یا از آن‌ها خارج می‌شوند.
    در دانشگاه‌ها، کلمه «هال» یا «تالار» معمولاً بخشی از نام خوابگاه‌های دانشجویی است.
    پیتر در اشنایدر هال زندگی می‌کند.
    ملیسا نیز در تالار فَروِل با یک هم‌اتاقی، اتاقش را به اشتراک گذاشته است.

     
    راهرو معمولاً فضایی کشیده و باریک است که برای دسترسی به اتاق‌های مختلف، باید از آن عبور کرد:

    در مدارس آمریکا، راهروها در ساعات مدرسه بسیار شلوغ هستند، چون دانش‌آموزان بین کلاس‌هایشان در آن‌ها تردد می‌کنند.
    راهروها همچنین محل قرارگیری کمدهای شخصی دانش‌آموزان هستند. علاوه بر این، دانش‌آموزان در طول روز در راهروها یکدیگر را ملاقات کرده و احوالپرسی می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hallow به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hallow به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Hallow به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «هالو» به معنای مقدس یا محترم است. این واژه‌ای قدیمی است که معمولاً در موقعیت‌های رسمی و جدی، هنگام اشاره به مکان‌ها یا اشیای مقدس به کار می‌رود. رایج‌ترین شکل این کلمه، صفت «هالود» (hallowed) است که به معنای «مقدس‌شده» یا «محترم» است.

    مثلاً:
    – محل دفن سرخ‌پوستان آمریکا، زمینی مقدس محسوب می‌شود.
    – واژه هالووین در واقع شکل کوتاه‌شده عبارت «آل هالوز ایو» (All Hallows Eve) است.
    – دعای ربانی که از دعاهای مسیحیان است، با این جمله آغاز می‌شود: «پدر ما که در بهشتی، نام تو مقدس باد».
    – محلی که برج‌های دوقلو در یازدهم سپتامبر در نیویورک فرو ریختند، امروزه زمینی مقدس به شمار می‌آید و بناهای یادبودی در آن ساخته شده است.
    – کلیسا، مسجد یا معبد، همگی مکان‌های مقدسی هستند که مردم در آن‌ها احساس آرامش و امنیت می‌کنند.
    – قبرستان نیز یک زمین مقدس است.

    توجه: کلمه «تی» (thy) در انگلیسی قدیم، به معنای «مال تو» یا «تو» است. همچنین «آرت» (art) شکل کهنه‌ای از فعل «بودن» (be) می‌باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای بروید که کلمات رایج انگلیسی به همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا در آن قرار دارد.

  • معنی کلمه Halt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Halt به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Halt به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “halt” معنایی بسیار نزدیک به “توقف” دارد، اما معمولاً در موقعیت‌های رسمی‌تر مانند محیط‌های کاری یا دولتی به کار می‌رود. وقتی فعالیتی “halt” می‌شود، یعنی کاملاً از حرکت ایستاده است.

    تولید محصول جدید شرکت، وقتی که پولشان تمام شد، کاملاً متوقف شد.
    اعلام ممنوعیت سفر، باعث توقف کامل سفر از برخی کشورها به آمریکا شد.
    سفر از کشورهایی مثل ایران و سومالی کاملاً قطع شد.
    همه چیز از کار افتاد.
    معاملات در بورس نیویورک به خاطر یک مشکل کامپیوتری، کاملاً متوقف شد.
    پزشکان تلاش می‌کنند تا از پخش شدن یک ویروس جدید و به شدت واگیردار جلوگیری کنند.
    مامور پلیس به فرد فراری مشکوک گفت که فوری بایستد، وگرنه مجبور است از اسلحه استفاده کند.
    مسئولان شهر به یک کارخانه اعلام کردند که به شکل غیرقانونی کار می‌کند و باید همه کارهای تولیدی خود را متوقف کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Hand به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hand به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hand به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “دست” معمولاً به بخشی از بدن گفته می‌شود که در انتهای بازو قرار دارد و برای لمس کردن، حس کردن و کار با چیزهای مختلف به کار می‌رود.

    شما یک دست چپ و یک دست راست دارید.
    در یک روز معمولی، دست‌های شما کارهای زیادی انجام می‌دهند.
    من تقریباً برای همه کارهایی که می‌کنم از دست‌هایم استفاده می‌کنم.

     
    وقتی “دست” به عنوان اسم به کار می‌رود، گاهی به معنای کمک کردن است.

    چرا در حمل آن جعبه‌های سنگین به او کمک نمی‌کنی؟
    برای جابه‌جایی این میز کمکم کن.
    اجازه بده در این کار کمکتان کنم؟

     
    همچنین وقتی می‌خواهیم چیزی را به کسی بدهیم، از “دست” به عنوان فعل استفاده می‌کنیم:

    لطفاً آن پیچ‌گوشتی را به من می‌دهی؟
    پستچی یک پاکت به من داد.
    تکالیفتان را تحویل دهید.

     
    گاهی این کلمه در قالب اصطلاحاتی مانند “دست‌بر” یا “بی‌دست” نیز شنیده می‌شود.

    او در مدیریت کسب‌وکارش روش عملی و مستقیم دارد. (یعنی خودش شخصاً نظارت می‌کند و در کارها شرکت دارد.)
    او در تربیت فرزندانش روش غیرمستقیم و آزادانه دارد. (یعنی به بچه‌ها اجازه می‌دهد کار دلخواهشان را انجام دهند یا خودش خیلی وارد جزئیات نمی‌شود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Handle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Handle به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Handle به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “handle” (دسته) هم به صورت فعل و هم به صورت اسم به کار می‌رود.

    وقتی این کلمه به عنوان اسم استفاده می‌شود، به قسمتی از یک وسیله، ابزار یا دستگاه اشاره دارد که آن را با دست می‌گیریم تا بتوانیم از آن استفاده کنیم:

    * هنگام کار با چکش، مطمئن شوید که دسته آن را محکم گرفته‌اید.
    * دسته کیف چرم من شکست و مجبور شدم یک کیف جدید بخرم.
    * ونسا دسته راکت تنیس خود را شکست.

    اما وقتی “handle” به عنوان فعل به کار می‌رود، معنای آن مدیریت کردن یا رسیدگی به یک وضعیت است:

    * آیا او از عهده مسئولیت‌های شغل جدیدش برمی‌آید؟
    * سرپرست ما در برخورد با مشتریان سخت‌گیر، عملکرد خوبی دارد.
    * آیا بلدی چطور یک اسنوموبیل را هدایت و کنترل کنی؟
    * ماشین جدید شیلا در بزرگراه، فرمان‌پذیری و کنترل خوبی دارد.
    * کوین دیگر نمی‌تواند فشار کاری را تحمل کند.
    * آیا می‌توانی در شرایط پراسترس کار کنی؟
    * من دیگر از پس این وضعیت برنمی‌آیم!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.