دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه God به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه God به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه God به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “خدا” (God) وقتی به آن وجود دانا، بینا و توانایی اشاره دارد که در سراسر جهان پرستش می‌شود، همیشه با حرف بزرگ نوشته می‌شود. نام‌های گوناگونی برای خدا وجود دارد که هر کدام به دین خاصی وابسته هستند، اما بیشتر این نام‌ها به یک خدا یا یک مفهوم واحد اشاره می‌کنند.

    یک کشیش، مرد خداست.
    کلیساها برای پرستش خدا ساخته می‌شوند.
    در ابتدا، خداوند آسمان‌ها و زمین را آفرید. (از سفر پیدایش، اولین آیه کتاب مقدس)
    مسلمانان خدا را «الله» می‌نامند.
    یهودیان خدا را «یهوه» صدا می‌زنند.
    یک آتئیست کسی است که به خدا اعتقاد ندارد.
    آیا شما به خدا ایمان دارید؟
    زائران در اوایل قرن هفدهم به آمریکای شمالی سفر کردند تا بتوانند مطابق با اعتقادات خود خدا را پرستش کنند.

     
    در گفتگوهای روزمره، به روش‌های مختلفی می‌شنویم که نام خدا به کار برده می‌شود، چه گوینده واقعاً به خدا فکر کند یا نه:

    به خدا قسم، دارم حقیقت را می‌گویم.
    واقعاً به خدا، آیا لازم است این کار را بکنی؟
    به نام خدا، لطفاً دست از کاری که داری می‌کنی بردار!
    خدای من، اینجا چه اتفاقی افتاده؟
    امروز را با موفقیت پشت سر می‌گذارم، انشاالله خدا کمکم کند.
    او آدم خوبی بود. خداوند به روحش آرامش بده. (این جمله وقتی گفته می‌شود که کسی فوت کرده است.)
    او الآن در دستان خداست. (یعنی فوت کرده است.)
    همه چیز در دست خداست. (یعنی ما کاری از دستمان برنمی‌آید.)
    پاسخ این سؤال را فقط خدا می‌داند.
    طوفان، یک اتفاق طبیعی و غیرقابل پیش‌بینی بود. (حادثه‌ای که خارج از کنترل انسان است)
    اگر لطف خدا نبود، ممکن بود آن سرنوشت بد برای من پیش بیاید. (یعنی آن فرد بی‌چاره می‌توانست من باشم.)
    چادر زدن در هوای آزاد هنگام طوفان شدید و رعد و برق، ترس از خدا را در دل شما می‌اندازد.
    انشاالله، ماریو و لیزا می‌خواهند فرزندان زیادی داشته باشند. (یعنی اگر خدا بخواهد و اجازه دهد.)

     
    وقتی کلمه “god” با حرف کوچک نوشته می‌شود، معمولاً به باورهای چندخدایی (پرستش چندین خدا) مانند آنچه در میان یونانیان و رومیان رایج بود اشاره دارد، یا برای صحبت درباره هر “خدایی” به صورت کلی به کار می‌رود.

    نپتون، خدای دریاها است.
    آفرودیت، الهه عشق است. (الهه = خدای زن)
    ما نمی‌خواهیم خدایان را خشمگین کنیم.
    کوین می‌گوید ونسا یک الهه است. (یعنی فکر می‌کند او بسیار زیباست.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gold به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gold به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Gold به فارسی با مثالهای کاربردی

    طلا یک فلز بسیار ارزشمند و کمیاب در سراسر دنیا محسوب می‌شود.

    طلا فلزی گرانبهاست.
    خیلی از افراد طلا را به صورت زیورآلات در اختیار دارند.
    حلقه‌های ازدواج معمولاً از طلا ساخته می‌شوند، اما اغلب خالص نیستند.
    مدال‌های المپیک نیز حاوی مقداری طلا هستند.
    قیمت هر اونس طلا در زمان حاضر ۱۳۰۰ دلار است.
    در گذشته از طلا به عنوان پول رایج استفاده می‌شد.
    امروزه اما محبوبیت طلا کمتر شده، چون مردم بیشتر از پول کاغذی یا دیجیتال استفاده می‌کنند.
    ساعت جیبی طلا در گذشته از وسایل باارزش مردان بود.
    هنوز هم در بعضی فرهنگ‌ها، به افراد بازنشسته، ساعت طلا هدیه داده می‌شود.
    سگ نژاد گلدن رتریور یکی از محبوب‌ترین نژادهاست.
    پوشش بدن این سگ، رنگ طلایی دارد.
    ماهی قرمز نیز از حیوانات خانگی پرطرفدار بین کودکان است.
    نگهداری از ماهی قرمز کار سختی نیست.
    معمولاً ماهی قرمز را در یک تنگ مخصوص نگه می‌دارند.

     
    واژه‌های gold و golden در بعضی عبارت‌ها و اسم‌های ترکیبی به کار می‌روند.

    تب طلا به معنی فرصت ناگهانی برای ثروتمند شدن است.
    جوینده طلا به کسی گفته می‌شود که فقط برای پول با فردی ازدواج می‌کند.
    سال‌های طلایی، به دوران بازنشستگی یا سالمندی فرد اشاره دارد.
    اگر چیزی به خوبی طلا باشد، یعنی بسیار باارزش است.
    من یک ایده دارم که به خوبی طلا باارزش است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Good به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Good به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Good به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “خوب” در مقابل “بد” معنی روشنی دارد، اما کاربردهای روزمره و پرکاربرد دیگری هم دارد. خیلی از افراد از این کلمه استفاده می‌کنند تا بگویند به مقدار کافی از چیزی استفاده کرده‌اند:

    الف: باز هم قهوه می‌خواهی؟
    ب: نه، من خوبم.

    این پاسخ یعنی “به اندازه کافی خورده‌ام” یا “نیازی ندارم”، اما معمولاً وقتی استفاده می‌شود که کسی اول از شما سوالی بپرسد:

    الف: کمک دیگری لازم داری؟
    ب: نه، من خوبم.
    الف: قایق خوب بسته شده؟
    ب: آره، خوبه.

    گاهی اوقات “good” شبیه “ok” است و یعنی یک وضعیت یا پیشنهاد قابل قبول است:

    ما داریم یک سری کتاب جدید برای کلاس سفارش می‌دهیم. شما با این قضیه موافقی؟

    همچنین استفاده از “good” وقتی رایج است که کسی در مورد حال و احوالتان می‌پرسد، مثلاً در یک احوالپرسی ساده:

    الف: امروز چطوری؟
    ب: خوبم. تو چطوری؟
    الف: خوبم.

    وقتی کسی درباره کیفیت یک چیز یا دلیل مفید بودن آن سوال می‌پرسد، کلمه “good” معمولاً در سوال به کار می‌رود:

    – چه فایده‌ای دارد؟ (یعنی چرا اصلاً باید تلاش کنم؟)
    – این چه سودی دارد؟ (ارزش این کار چیست؟)
    – چقدر خوب است؟ (یعنی کیفیت آن چطور است؟)
    – این به چه دردی می‌خورد؟ (هدف از این چیست؟)

    کلمه “good” به عنوان اسم هم به کار می‌رود و معمولاً به چیزهایی اشاره دارد که مردم می‌خرند:

    می‌توانید کالاهای کنسروی را از یک فروشگاه مواد غذایی بخرید.
    وزارت بازرگانی آمریکا هر سال کالاها و خدماتی که در این کشور فروخته می‌شوند را ثبت و پیگیری می‌کند.

    این کلمه در بعضی عبارت‌های خاص هم دیده می‌شود:

    – کار جدیدش مثل طلا ارزشمند است. (یعنی خیلی خوب است.)
    – اگر به آن محله برود، انگار مرده است. (یعنی واقعاً ممکن است جانش را از دست بدهد؛ آنجا بسیار خطرناک است.)
    – این کار تقریباً تمام شده است. (یعنی کار تقریباً تمام است و در ذهن من تمام محسوب می‌شود.)
    – او زیادی “خودشیفته اخلاقی” است. (یعنی بیش از حد سعی می‌کند خوب به نظر برسد و دیگران را راضی نگه دارد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Goof به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Goof به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Goof به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “goof” به معنای “احمق” معمولاً زمانی استفاده می‌شود که کسی کار اشتباه یا بی‌دقتانه‌ای انجام داده باشد. همچنین در موقعیت‌های شوخی و بازیگوشی بین دوستان نیز به کار می‌رود.

    وقتی “goof” به عنوان فعل استفاده می‌شود، معمولاً همراه با یک حرف اضافه می‌آید. مثال‌ها:

    – او در امتحانش اشتباه کرد.
    – او در لحظه پایانی بازی خطا کرد.
    – دست از شوخی بردار! (در این جمله “goofing” شکل مصدری فعل است.)
    – من امروز هنوز اشتباهی نکرده‌ام.
    – او فقط با تو شوخی می‌کند.
    – آن‌ها به دلیل بی‌کاری و شوخی در محل کار، اخراج شدند.
    – آن بچه‌ها مشغول بازی با کامپیوتر هستند.

    در نمونه‌های زیر “goof” به عنوان اسم به کار رفته است:

    – او در امتحانش یک اشتباه بزرگ مرتکب شد.
    – چرا او این قدر شوخ و بازیگوش است؟
    – دیگر شوخی کردن را تمام کن.
    – آن‌ها توانستند اشتباه موجود در فرم‌های مالیاتی را قبل از ارسال به اداره مالیات پیدا کنند.

    برای ساختن صفت از این کلمه، به انتهای آن حرف “y” اضافه می‌کنیم تا کلمه “goofy” ساخته شود:

    – این یک آهنگ خنده‌دار و کودکانه است.
    – آن فیلم، فیلم مسخره‌ای بود.
    – تو امروز خیلی شوخ و بازیگوشی.
    – انجام این کار، کار بیهوده و احمقانه‌ای بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Gossip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gossip به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Gossip به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی پشت سر فرد دیگری حرف می‌زند، ممکن است این حرف‌ها تبدیل به “شایعه” شود. شایعات گاهی ترکیبی از اطلاعات درست و نادرست هستند، اما چه واقعی باشند و چه نباشد، می‌توانند به آبرو و شخصیت کسی که درباره‌اش صحبت می‌شود، آسیب بزنند.

    همسایه‌ام از تمام شایعات تازه‌ای که در محلّه می‌گذرد باخبر است.
    آیا از تازه‌ترین شایعات درباره جنیفر لوپز چیزی شنیده‌ای؟
    سارا دوست دارد از همه شایعات محل کارش باخبر باشد.
    یک کتاب تازه درباره دونالد ترامپ، شایعات جالب زیادی درباره او و خانواده‌اش دارد.
    پخش کردن شایعه درباره دیگران کار خوبی نیست.
    شایعه‌پراکنی می‌تواند اعتبار یک نفر را خراب کند. (کلمه “gossiping” در این جمله به شکل مصدر با ing به کار رفته است.)

     

    کلمه “gossip” به عنوان فعل هم استفاده می‌شود:

    دانش‌آموزان درباره معلمشان شایعه می‌سازند.
    همسایه‌ها درباره خانواده جدیدی که به محلّه آمده بود، حرف و حدیث راه انداختند. حرف‌هایشان بی‌احترامی بود.
    شایعه ساختن درباره دیگران کار درستی نیست. (“To gossip” در اینجا مصدر است.)

     

    واژه “gossipy” صفتی است برای کسی که علاقه زیادی به شایعه‌پراکنی دارد.

    کلارا آدم بسیار فضولی است و مدام شایعه پخش می‌کند.
    دفتر کار پر از آدم‌های شایعه‌ساز است.
    از وقتی تاد به عنوان آدمی شایعه‌پرداز شناخته شد، همکارانش دیگر اطلاعات شخصی خود را با او در میان نمی‌گذارند.

     

    عبارت‌های دیگری هم برای اشاره به کسی که شایعه می‌پراکند وجود دارد. مثلاً می‌گویند: “gossip monger” یا فقط “gossip”.

    تاد آدم پرمزّه‌ای است و مدام شایعه پخش می‌کند.
    تاد به آدم شایعه‌پرداز معروف است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gotcha به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gotcha به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Gotcha به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “gotcha” در واقع یک کلمه رسمی و استاندارد محسوب نمی‌شود. این کلمه در اصل از ترکیب دو کلمه “got” و “you” به وجود آمده است. وقتی این دو کلمه با هم و به سرعت تلفظ شوند، صدای “t” و “y” در هم ادغام شده و صدای “ch” را تولید می‌کنند که در زبان انگلیسی پدیده‌ای رایج است. این کلمه در موقعیت‌های مختلفی به کار می‌رود:

    **۱. به عنوان تأیید یا نشان دادن درک مطلب:**
    در این حالت، معنای آن بسیار شبیه به “متوجه شدم” یا “فهمیدم” است.

    مثال:
    **الف:** باید این دستگاه را از دیوار فاصله بدهیم تا به پریز برسیم.
    **ب:** باشه، متوجه شدم.
    **الف:** جوهر کارتریج پرینت تمام شده. می‌شود یک کارتریج جدید برایم بیاوری؟
    **ب:** حله.

    **۲. در بازی با کودکان:**
    بزرگسالان معمولاً هنگام بازی با بچه‌ها از این کلمه استفاده می‌کنند. مثلاً وقتی کودکی در اتاق می‌دود و یک بزرگتر او را به شوخی می‌گیرد و غافلگیر می‌کند، می‌گوید: “Gotcha!” (یعنی “گرفتمت!”).

    **۳. برای توصیف سؤالات پیچیده یا منفی:**
    گاهی از “gotcha” به عنوان صفت برای توصیف سؤالاتی استفاده می‌شود که به گونه‌ای طراحی شده‌اند که فرد را به دام بیندازند، او را گیج کنند یا در پاسخ دادن دچار مشکل سازند.

    مثال:
    خبرنگار از آن زن کاندید، چند سؤال پیچیده و دام‌دار پرسید.
    دانش‌آموزان سعی کردند از معلمشان سؤالاتی مطرح کنند که پاسخ به آن‌ها سخت باشد، اما او به راحتی به همه جواب داد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Grab به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Grab به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Grab به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی را “می‌گیری” یا “می‌قاپی”، یعنی آن را با دست‌هایت محکم می‌گیری و نگه می‌داری.

    جورج ۸۲ سال دارد. او همیشه موقع بالا یا پایین رفتن از پله‌ها، نرده را محکم می‌گیرد چون می‌ترسد زمین بخورد.
    مسافران ایستاده در قطار، برای حفظ تعادل، هنگام حرکت قطار به میله‌ی بالای سر چسبیدند.
    کودکان کوچک معمولاً وقتی از یک خیابان شلوغ رد می‌شوند، دست پدر یا مادرشان را می‌گیرند.
    مرد، گاو نر را از شاخ‌هایش گرفت تا آن را به بازار ببرد.

     
    گاهی اوقات، فعل grab خیلی شبیه به “گرفتن” یا “برداشتن” است.

    می‌روم یک چیزی برای خوردن بردارم.
    رنه می‌خواهد قبل از ترک خانه، کت‌اش را بردارد.
    می‌شودی لطفاً آن کتاب را برایم بگیری؟ ممنون.
    جیم قبل از بستن در یخچال، مقداری سس خردل و کچاپ برداشت.

     
    یک اصطلاح رایج هم با کلمه grab وجود دارد. وقتی می‌گویید چیزی up for grabs است، یعنی برای همه آزاد است و هر کس می‌تواند آن را بردارد:

    این آخرین تکه پیتزا آزاد است. چه کسی آن را می‌خواهد؟
    حالا که برایان شرکت را ترک کرده، موقعیت شغلی او آزاد شده است.
    یک سری مبلمان رایگان موجود است که می‌توانید بردارید. آیا چیزی از آن‌ها را می‌خواهی؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Grace به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Grace به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Grace به فارسی با مثالهای کاربردی

    واژه “گریس” یا “لطف” برای توصیف شکلی از زیبایی یا رفتاری جذاب و ستودنی به کار میرود.

    زن با ظرافت و دقت پیانو مینواخت.
    مردم در منطقه جنگی، با وجود تهدید روزمره زندگیشان، متانت و بزرگواری قابل توجهی از خود نشان دادند.
    شهر وین به خاطر زیبایی و اُتِقانش شهرت دارد.
    بسیاری از افراد معتقد، پیش از صرف غذا دعای شکرگزاری میخوانند. (خواندن دعای پیش از غذا را “سِی گریس” میگویند.)

     
    وقتی “گریس” به صورت فعل استفاده میشود، به این معناست که کسی با حضور خود، جایی یا رویدادی را شرَفِهت میبخشد و زیباتر میکند:

    آنجلینا جولی با حضور غافلگیرکننده‌اش به مهمانی جلوه‌ی خاصی بخشید.
    خیلی لطف کردید که با حضورتان ما را سرفراز کردید. (گاهی این جمله میتواند با کنایه بیان شود.)

     
    نکات بیشتری هم درباره این واژه وجود دارد:

    “دوره ارفاق” یا “گریس پریود” به زمان اضافی برای انجام یک کار یا تحویل چیزی گفته میشود.
    “ثبات قدم در شرایط سخت” به معنای حفظ آرامش و متانت در مواجهه با انتقادات تند یا شرایط دشوار است.
    “گریس” میتواند یک نام کوچک برای دختران باشد.
    آهنگ “Amazing Grace” در ایالات متحده بسیار مشهور است و معمولاً در مراسم خاکسپاری و مناسبتهای جدی دیگر اجرا میشود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای مراجعه کنید که در آن کلمات پرکاربرد انگلیسی به تفکیک حروف الفبا، همراه با معنی و مثال ارائه شده است.

  • معنی کلمه Graceful به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Graceful به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Graceful به فارسی با مثالهای کاربردی

    واژه “graceful” صفتی است که به حرکات یا رفتار زیبا و دلنشین اشاره دارد. معمولاً این کلمه برای بازیگران، ورزشکاران، رقصندگان و خوانندگان به کار می‌رود. همچنین می‌توان از آن برای توصیف حرکت حیوانات نیز استفاده کرد:

    Eagles look so graceful when they’re in flight.
    The giraffe is a graceful animal.
    She’s a very graceful gymnast. Her routines are beautiful.
    The actor gave a graceful acceptance speech at the awards ceremony.
    The CEO of the company made a graceful exit from his position.

    عقاب‌ها هنگام پرواز بسیار باشکوه و زیبا دیده می‌شوند.
    زرافه حیوانی باوقار است.
    او یک ژیمناست بسیار موزون است. حرکات او زیبا و چشم‌نواز است.
    این بازیگر در مراسم اهدای جوایز، سخنی متین و دلنشین ایراد کرد.
    مدیرعامل شرکت با نزاکت از سمت خود کنار رفت.

     
    برای استفاده از “graceful” به صورت قید، به انتهای آن “ly” اضافه کنید:

    She dances very gracefully.
    The winner gracefully accepted his medal.
    Michael Jordan moved gracefully on the basketball court.
    The loser of the race gracefully congratulated the winner.

    او با ظرافت و زیبایی می‌رقصد.
    برنده با بزرگواری مدال خود را پذیرفت.
    مایکل جردن با چابکی و نرمی در زمین بسکتبال حرکت می‌کرد.
    بازندهٔ مسابقه با سعه‌صدر به برنده تبریک گفت.

    نکته: متضاد “graceful” در انگلیسی “disgraceful” به معنای “شرم‌آور” است. این کلمه معمولاً برای رفتارهای ناشایست و ناپسند به کار می‌رود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Grade به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Grade به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Grade به فارسی با مثالهای کاربردی

    واژه «نمره» یکی از کلمات کلیدی است که هنگام تحصیل در آمریکا باید با آن آشنا باشید. کارت‌های پیشرفت تحصیلی، وضعیت درسی دانش‌آموزان را بر اساس «سیستم نمره‌دهی» نشان می‌دهند.

    درجه درصد ارزش
    A 90 – 100٪ عالی
    B 80 – 89٪ خوب
    C 70 – 79٪ متوسط
    D 60 – 69٪ ضعیف
    F زیر 59 درصد مردودی
    I 0 ناقص

    معلم ریاضی به برنی نمره C داده است. برنی از این نمره اصلاً خوشحال نیست.
    ونسا در امتحانش نمره A+ گرفته است. او به همه سوالات درست جواب داده و از این نتیجه بسیار راضی است.

    دانش‌آموزانی که نمره قبولی نمی‌آورند، باید دوباره همان درس را بگذرانند.
    بعضی از معلمان سخت‌گیر هستند و برای گرفتن نمره خوب، دانش‌آموزان باید تلاش زیادی بکنند.

    کلمه “grade” برای اشاره به پایه تحصیلی دانش‌آموز هم به کار می‌رود. معمولاً هر پایه با سن خاصی مطابقت دارد:
    تینا در پایه اول است. او شش سال دارد و یک دانش‌آموز اول دبستانی محسوب می‌شود.
    بیل در پایه دوم درس می‌خواند. او هفت ساله است و به او دانش‌آموز کلاس دوم می‌گویند.
    دانش‌آموزان کلاس خانم جکسسون، همگی در پایه سوم هستند. بیشتر آن‌ها هشت سال دارند. خانم جکسون دو سال است که معلم کلاس سوم است.
    من قبلاً انگلیسی پایه یازدهم تدریس می‌کردم. بیشتر دانش‌آموزانم ۱۶ یا ۱۷ سال داشتند.

    علاوه بر این، از کلمه “grade” برای نشان دادن شیب یک تپه یا کوه نیز استفاده می‌شود.
    رانندگان کامیون باید هنگام رانندگی، به ویژه در جاده‌های برفی یا یخی، کاملاً مراقب شیب جاده باشند.
    به دلیل شیب تند این تپه، رانندگان باید در هنگام نزدیک شدن به آن بسیار احتیاط کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.