دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Figure به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Figure به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Figure به فارسی با مثالهای کاربردی

    در این بخش، مثال‌هایی از کاربرد کلمه «figure» به عنوان فعل آورده شده است. در این حالت، «figure» به معنای فکر کردن درباره چیزی یا محاسبه کردن آن است:

    او توانست راه‌حلی برای مشکل پیدا کند. (دقت کنید که معمولاً از حرف اضافه «out» بعد از «figure» استفاده می‌شود.)
    من نمی‌توانم این مسئله را حل کنم. می‌توانی کمکم کنی؟
    وقتی به این فکر می‌کنی که چقدر در روز درآمد داری، باید هزینه‌های رفت‌وآمدت را هم در نظر بگیری.
    مری فکر می‌کند شانس خوبی برای گرفتن آن شغل دارد، اما چطور چنین فکری می‌کند؟ او شرایط لازم را ندارد.
    باید جعبهدنده جدیدی برای ماشینم بخرم، در حالی که تازه پول تعمیر موتور آن را داده‌ام. عجب! این که عادی است. (این جمله یک اصطلاح است و یعنی: زندگی همینطور است یا همیشه بدشانسی می‌آید.)

     

    همچنین، کلمه «figure» به عنوان اسم هم در موقعیت‌های مختلفی به کار می‌رود:

    این رقم خیلی بزرگی است. (figure = عدد)
    او اندام خوبی دارد. (figure = فرم بدن)
    این فقط یک تصور ذهنی است. (figure = یک باور یا فکر)
    الویس پریسلی چهره سرشناسی در توسعه موسیقی راک‌اند‌رول بود. (figure = شخصیت مهم)
    این فقط یک اصطلاح است. (figure = عبارت یا ترکیب کلامی که معنای خاصی دارد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه File به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه File به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه File به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی شما چیزی را “ثبت” می‌کنید، یعنی مدارک مهم را به یک اداره یا سازمان می‌فرستید یا آنها را به شکلی منظم در جایی نگهداری می‌کنید. این مثال‌ها نشان می‌دهند که چطور می‌توان از کلمه “file” به عنوان یک فعل استفاده کرد:

    اگر تا قبل از ۱۵ آوریل اظهارنامه مالیاتی خود را ثبت نکنید، باید جریمه بپردازید.
    ما باید برای شکایت از افرادی که در محل‌مان سرعت غیرمجاز دارند، به پلیس مراجعه کنیم.
    آمنه قصد دارد به خاطر آزار و اذیت در محل کار، از سرپرستش شکایت کند.
    من همه مدارک را به ترتیب حروف الفبا در کمد بایگانی قرار می‌دهم.
    مری باید برخی از مدارک مهم را که بعداً به آنها نیاز خواهد داشت، بایگانی کند.

    آیا شما مالیات بر درآمدتان را ثبت کرده‌اید؟
    اگر مالیات خود را تا ۱۵ آوریل ثبت نکنید، جریمه خواهید شد.
    ما باید از رانندگان پرسرعت در محل‌مان نزد پلیس شکایت کنیم.
    آمنه تصمیم دارد به دلیل آزار در محیط کار، از مدیرش شکایت کند.
    من همه چیز را به ترتیب الفبا در کمد پرونده‌ها می‌گذارم.
    مری باید برخی از مدارک مهم را برای استفاده در آینده، بایگانی کند.

     

    همچنین “file” به عنوان اسم هم به کار می‌رود:

    روی میز باب چندین پرونده وجود دارد.
    پرونده‌ای که پلیس از فرد مظنون دارد، بسیار قطور است.
    او یک پرونده را داخل کمد بایگانی می‌گذارد.

     

    “file” همچنین به یک ابزار اشاره دارد که برای صاف کردن سطوح سخت استفاده می‌شود:

    تعمیرکار با سوهان، قسمت‌های ناصاف روی فلز را صاف کرد.
    روندا هنگام آراستن ناخن‌هایش از سوهان ناخن استفاده می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fill به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fill به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Fill به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی را در یک فضا یا وسیله‌ای می‌گذارید، در واقع آن را «پر» می‌کنید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    fill

    پر کردن

    filled

    پر شده است

    filled

    پر شده

    مهماندار لیوان من را از آب پُر کرد.
    باید باک ماشینت را زودتر پُر کنی. تقریباً خالی است.
    باک را کامل پُر کنم؟ (این سوال معمولاً در جایگاه‌های بنزین پرسیده می‌شود، وقتی که کارمند می‌خواهد بداند آیا می‌خواهید باک به طور کامل پُر شود.)

    کاسه‌ام را با غلات پُر کردم.
    جیب‌هایش از سکه پُر شده است.
    سالن از جمعیت پُر است.

    وقتی کلمه “پر کردن” با “in” یا “out” به کار می‌رود، منظور نوشتن اطلاعات در یک فرم یا جای خالی است:

    لازم است این فرم را با اطلاعات شخصی پُر کنید. (باید نام، آدرس، شماره تلفن و … خود را بنویسید.)
    جان یک فرم درخواست را پُر کرد.
    سارا فرم شرکت در مسابقه را تکمیل کرد.
    حتماً مطمئن شوید همه جای‌های خالی در آزمون را پُر کرده‌اید. (باید پاسخ‌ها را در خطوط خالی بنویسید.)
    یادم رفت چند جای خالی در فرم اینترنتی را پُر کنم، به همین دلیل تأیید نشد.

    “Fill in” یک اصطلاح است که به معنی دادن اطلاعات لازم به کسی است:

    مشکل چیست؟ می‌توانی من را در جریان بگذاری؟
    لطفاً نحوه کار با این دستگاه را برایش توضیح بده.
    سرپرست ما ما را در جریان جزئیات برنامه جدید بیمه سلامت در محل کار قرار داد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Film به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Film به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Film به فارسی با مثالهای کاربردی

    فیلم معمولاً به یک لایه بسیار نازک گفته می‌شود که بسته به شرایط، شکل و حالتش تغییر می‌کند. انواع مختلفی از فیلم وجود دارد.

    به برنامه‌ای که در سینما یا تلویزیون تماشا می‌کنید هم فیلم می‌گویند. در این نوع فیلم، نور از طریق آن عبور می‌کند تا تصاویر ایجاد شود. در واقع کلمه “فیلم” همان معنای “movie” را دارد.

    فیلم مورد علاقه شما چیست؟
    آیا فیلم‌های فرانسوی را دوست دارید؟
    فیلم “۴۰۰ ضربه” یک اثر معروف فرانسوی به کارگردانی فرانسوا تروفو است.
    چند وقت پیش، یک گروه فیلم‌سازی برای ساخت فیلم به شهر ما آمدند.
    آن‌ها مشغول فیلم‌برداری بودند.
    چندین صحنه را در داخل یک پاساژ فیلم گرفتند.

     

    پیش از آنکه دوربین‌ها و تلفن‌های دیجیتال برای عکاسی رایج شوند، همه از دوربین‌هایی استفاده می‌کردند که به فیلم عکاسی نیاز داشتند.

    من مقداری فیلم عکاسی از داروخانه خریدم.
    فیلم ۳۵ میلی‌متری بود.
    فیلم را داخل دوربینم گذاشتم و چند عکس گرفتم.
    در عکس گرفتن دقت می‌کردم چون هر رول فیلم فقط ۲۴ فریم داشت.
    بعد از اتمام یک رول، آن را برای ظهور به فروشگاه بردم.
    یک روز منتظر ماندم تا فیلم ظهور شود.

     

    فیلم همچنین می‌تواند به ماده نازکی گفته شود که به مرور زمان روی سطوح تشکیل می‌شود.

    یک لایه نازک روی غذای مانده در یخچال تشکیل شده بود، برای همین آن را دور ریختم.
    بعد از غرق شدن قایق، یک لایه روغنی روی آب دریاچه دیده شد.
    آلودگی می‌تواند لایه نازکی روی شیشه‌ها و سطوح بتنی ایجاد کند، به همین خاطر است که بعضی ساختمان‌ها باید مرتب شسته شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Filter به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Filter به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Filter به فارسی با مثالهای کاربردی

    فیلتر یک صفحه یا وسیله است که با گرفتن چیزهای ناخواسته، به مایعات یا هوا اجازه عبور می‌دهد.

    فیلتر هوا، هنگام عبور هوا از یک دستگاه، گرد و غبار آن را می‌گیرد.
    فیلتر بنزین در خودروی شما، ناخالصی‌های موجود در بنزین را به دام می‌اندازد.
    در قهوه‌ساز از فیلتر قهوه استفاده می‌شود. این فیلتر به آب اجازه می‌دهد از پودر قهوه عبور کند.
    من باید هر چند ماه یکبار فیلتر بخاری خانه‌ام را عوض کنم چون کثیف می‌شود.
    جاروبرقی یک فیلتر دارد که ذرات ریز خاک و گرد و غبار را گیر می‌اندازد.
    برای جدا کردن نمک از آب، آب شور باید از یک فرآیند فیلتراسیون عبور کند. (کلمه “فیلتراسیون” نیز یک اسم است.)

     
    همچنین می‌توان از “فیلتر” به عنوان یک فعل استفاده کرد. در این حالت به معنای غربال کردن یا انتخاب کردن افراد یا چیزهاست.

    افرادی که برای کار درخواست می‌دهند، از طریق فرآیند مصاحبه غربال می‌شوند.
    رسانه‌ها مانند یک فیلتر برای داستان‌های دروغین عمل می‌کنند.
    آزمایش‌های فوتبال، بازیکنانی که به اندازه کافی خوب نیستند را جدا می‌کنند.
    مهاجرانی که وارد ایالات متحده می‌شوند، توسط امنیت داخلی غربالگری می‌شوند تا سوابق مجرمانه آن‌ها بررسی شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Filth به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Filth به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Filth به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “کثیفی” وقتی به کار می‌رود که چیزی بسیار آلوده و ناپاک باشد. اما به طور کلی، دو نوع اصلی کثیفی وجود دارد. نوع اول، کثیفی فیزیکی است که شامل آلودگی‌های محیطی می‌شود و باید از روی یک شیء یا فرد شسته شود. نوع دوم، کثیفی اخلاقی یا ذهنی است که به رفتارهای بسیار ناپسند و غیراخلاقی یک فرد اشاره دارد. در هر دو حالت، کلمه “کثیفی” بیانگر شدت آلودگی است و در موقعیت‌های بسیار جدی به کار می‌رود.

    نمونه‌هایی از کثیفی فیزیکی:

    * پاک کردن آلودگی‌های خیابان‌های شهر زمان زیادی برد. (کلمه “کثیفی” در اینجا یک اسم است.)
    * خیابان‌ها بسیار آلوده بودند. (کلمه “کثیف” در اینجا یک صفت است.)
    * بازدیدکنندگان از اردوگاه از میزان کثیفی و نبود امکانات بهداشتی متعجب شدند.
    * آن اردوگاه بسیار کثیف بود.
    * آن خانه به دلیل آلودگی و کثیفی شدید داخلی، غیرقابل سکونت اعلام شد.
    * این یک خانه بسیار کثیف است.

    نمونه‌هایی از کثیفی اخلاقی و ذهنی:

    * سازندگان آن فیلم‌ها به ساخت آثار مبتذل معروف هستند.
    * آن‌ها فیلم‌های کثیف تولید می‌کنند. (فیلم‌های کثیف به معنای فیلم‌های مستهجن است.)
    * انواع پلیدی و فساد، آبروی شهر را خدشه‌دار کرده است.
    * این شهر به مرکز فساد و پلیدی معروف است.
    * آن پیرمرد فقط فیلم‌هایی را تماشا می‌کند که پر از صحنه‌های مستهجن، فحش و خشونت باشد.
    * او یک پیرمرد پلید است. او ذهنی آلوده دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Final به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Final به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Final به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “نهایی” معمولاً برای توصیف چیزی به کار می‌رود که آخرین است یا پایان یک روند را نشان می‌دهد.

    امروز آخرین روز سال است. فردا سال نو است.
    رزا پس از فکر کردن زیاد در مورد شرایط، تصمیم قطعی خود را گرفت.
    آخرین مایل از مسابقه، سخت‌ترین قسمت برای دوندگان بود.
    پس از یک هفته گفت‌وگو، مدیریت پیشنهاد قطعی خود را اعلام کرد.
    آیا این پاسخ قطعی شماست؟
    این حس خیلی قطعی و تمام‌شده‌ای دارد.
    این تصمیم، تغییرناپذیر است. راه برگشتی وجود ندارد.

     
    کلمه “بالاخره” یک قید است و زمانی به کار می‌رود که چیزی پس از مدت‌ها انتظار به پایان برسد.

    مهمانی بالاخره ساعت سه صبح تمام شد.
    بالاخره روزنامه رسید. من تمام صبح منتظر آن بودم.
    رابرت پس از شش سال نامزدی، در نهایت از دوست دخترش خواستگاری کرد.
    بالاخره! کارشان تمام شد.

     
    کلمه “نهایی کردن” یک فعل است و به معنای پایان بخشیدن و تکمیل یک کار است.

    آنها با یک دستدادن، توافق را به نتیجه رساندند.
    تکمیل گزارش بر عهده گروهی از حسابداران بود.

     
    وقتی “فینال” به صورت اسم به کار می‌رود، معمولاً به آزمون پایانی یا مرحله نهایی یک رقابت اشاره دارد:

    ویکتوریا این هفته در سه درس خود امتحان پایانی دارد.
    امتحان پایانی بسیار سخت بود.
    نمره امتحان پایانی، تقریباً نیمی از نمره نهایی شما را تشکیل می‌دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Finance به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Finance به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Finance به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “finance” که در فارسی به “مالی” ترجمه می‌شود، در دنیای کسب‌وکار بسیار پرکاربرد است. چه پول دریافت کنید و چه برای کاری پول فراهم کنید، آشنایی با این کلمه مفید خواهد بود.
    در جمله‌های زیر از “finance” به عنوان یک فعل استفاده شده است:

    * ما باید پول یک ماشین جدید را فراهم کنیم. (یعنی باید از یک مؤسسه وام‌دهنده، مثل بانک، پول قرض بگیریم.)
    * بانک قصد دارد به ما در پرداخت هزینه این خرید کمک کند.
    * پول وام مسکن با نرخ سود پنج درصدی تأمین شد.
    * شهرداری هزینه ساخت یک پارکینگ عمومی جدید را می‌پردازد. (این جمله به زمان حال استمراری اشاره دارد.)

    گاهی اوقات می‌شنوید که از کلمه “finance” به صورت جمع و به عنوان اسم استفاده می‌شود.

    * وضعیت مالیتان چطور است؟ (یعنی شرایط پولی شما چگونه است.)
    * وضعیت مالی این شرکت بسیار آشفته است. (یعنی پی بردن به این که پول چطور وارد یا خارج می‌شود، دشوار است.)
    * جیمی پس از دانشگاه امیدوار است وارد دنیای مالی بزرگ شود. (high finance به معنای بانک‌ها و مؤسسات مالی بزرگ است.)
    * یک حسابدار می‌تواند راهنمایی‌های بسیار مفیدی برای مدیریت پول و دارایی‌تان به شما ارائه دهد.

    کلمه “financial” یک صفت است و برای توصیف چیزها به کار می‌رود:

    * شرایط مالی آن‌ها چندان خوب نیست.
    * یک راهنمای مالی می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا برای پس‌انداز آینده برنامه‌ریزی کنند.
    * سرمایه‌گذاران و فعالان اقتصادی، به نتیجه‌های مالی سه‌ماهه دوم این شرکت خوشبین نبودند. (منظور از financial world همان سرمایه‌گذاران، بانک‌ها و تصمیم‌گیرندگان است.)
    * ادنا به دلیل تردید در مورد ثبات مالی فرناندو، تصمیم گرفت با او ازدواج نکند.
    * وضعیت مالی آن‌ها مرتب نیست. (منظور از financial house همان شرایط مالی است.)

    کلمه “financially” نیز یک قید است:

    * این کشور از نظر اقتصادی با ثبات است. (یعنی وضعیت آن خوب است.)
    * آن‌ها از لحاظ مالی در موقعیت بسیار خوبی قرار دارند. (یعنی پول و دارایی زیادی دارند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Find به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Find به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Find به فارسی با مثالهای کاربردی

    می‌توانید از واژه “یافتن” برای چیزهایی که در جستجوی آن هستید استفاده کنید. فرد ممکن است به طور عمدی (با جستجو) یا به طور اتفاقی چیزی را “بیابد”. یافتن می‌تواند به معنای کشف یا اختراع چیزی باشد، یا زمانی که چیزی گم شده است، به معنای بازیابی آن است. کلمه “find” یک فعل بی‌قاعده است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    find

    پیدا کردن

    found

    یافت

    found

    یافته

    گربه‌ات را پیدا کردی؟
    آنها یک خانه جدید برای سکونت پیدا کردند.
    ما لازم داریم که جای جدیدی برای زندگی پیدا کنیم.
    من هیچ برنامه جالبی در تلویزیون پیدا نمی‌کنم.
    لورا کار جدیدی پیدا کرد.
    مارک نتوانست آدرس را پیدا کند.
    می‌توانی بیسمارک در داکوتای شمالی را روی نقشه نشان بدهی؟
    توانستی راهت را در دانشگاه پیدا کنی؟

    گاهی کلمه “find” معنایی شبیه “فکر کردن” یا “باور داشتن” دارد.
    به نظر من این شراب خیلی شیرین است. (find = فکر کن)
    به نظر آنها فلوریدا خیلی گرم و مرطوب بود، برای همین نقل مکان کردند.
    زندگی در آمریکا را چطور می‌بینی؟ (نظرت درباره زندگی در ایالات متحده چیست؟)

    این جمله‌ها هم نشان می‌دهند که گاهی “find” به عنوان اسم به کار می‌رود:
    این یک کشف مهم است. (find = کشف)
    چندین یافته جدید از پژوهش آنها پشتیبانی می‌کند. (finding = کشف)
    مبل جدیدت را دوست دارم. چه خرید خوبی! (چه وسیله خوب و مناسبی!)
    یک کشف تازه در آفریقا برخی نظریه‌ها درباره خاستگاه انسان‌های نخستین را تأیید می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fine به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fine به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Fine به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “fine” سه معنی مختلف دارد.

    در اولین گروه از مثال‌ها، کلمه fine به معنای “خوب” یا “قابل قبول” است، درست مثل وقتی می‌گوییم حالمان خوب است.

    حالم خوبه.
    ما خوبیم و مشکلی نداریم.
    همه چیز مرتب است.
    السا از تاب افتاد، اما آسیبی ندیده و حالش خوب است.
    جو می‌گوید حالش به اندازه‌ای خوب است که می‌تواند امروز برود گلف بازی کند.

    گاهی اوقات کلمه “fine” برای توصیف چیزهایی به کار می‌رود که کیفیت بسیار بالایی دارند.

    جورج کلکسیونر آثار هنری ارزشمند است.
    فروشگاه جواهرات قیمتی را درون ویترین‌های شیشه‌ای نگهداری می‌کند.
    اوپال فقط شراب مرغوب می‌نوشد و از انواع ارزان‌قیمت خوشش نمی‌آید.
    رستوران‌های باکیفیت و غذاهای عالی همچنان در ایالات متحده پرطرفدار هستند.

    معنای سوم کلمه “fine” به “ریز” یا “نازک” بودن چیزی اشاره دارد.

    شن‌های این ساحل بسیار ریز هستند.
    گندم را آنقدر آسیاب می‌کنند تا به آرد نرم و لطیفی تبدیل شود.
    او برای شانه زدن موهایش از یک شانه با دندانه‌های بسیار ریز استفاده می‌کند.
    موهایش بسیار نازک و لطیف است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.