دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Familiar به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Familiar به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Familiar به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی برای شما «آشنا» باشد، یعنی درباره‌ی آن اطلاعات دارید، قبلاً آن را دیده‌اید یا حس می‌کنید که قبلاً آن را تجربه کرده‌اید.

    این به نظر آشنا می‌آید.
    چهره‌ات آشناست.
    چهره‌ات به نظر آشنا می‌آید. آیا قبلاً همدیگر را دیده‌ایم؟
    من با این منطقه کاملاً آشنا هستم. بارها به اینجا آمده‌ام.
    من با افرادی که در این محله زندگی می‌کنند آشنایی دارم.
    از دیدار کسی که با این سبک موسیقی آشناست، خوشحالم.
    آیا با آثار پابلو پیکاسو آشنایی دارید؟

     
    کلمهٔ «آشنایی» یک اسم است. وقتی کسی تجربه یا ارتباط زیادی با یک شخص یا چیز دارد، از واژهٔ «آشنایی» استفاده می‌کنیم.

    دان به دلیل آشنایی با مردم و فرهنگ مکزیک، برای کار در آنجا استخدام شد.
    آشنایی وندا با کامپیوترها، ارزش او را به عنوان یک کارمند بالاتر می‌برد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Family به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Family به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Family به فارسی با مثالهای کاربردی

    خانواده شما چند عضو دارد؟ اعضای آن چه کسانی هستند و در کجا زندگی می‌کنند؟
    مسئولیت مالی خانواده بر عهده چه کسی است؟ شغل اصلی نان‌آور خانواده چیست و چه کاری انجام می‌دهد؟
    خانواده شما چه آداب و رسومی دارد؟ آیا در مناسبت‌های خاص همه دور هم جمع می‌شوند و جشن می‌گیرند؟
    خانواده شما چگونه هزینه‌های زندگی را مدیریت می‌کند؟ (یعنی چگونه درآمد کسب می‌کند، پس‌انداز می‌کند و پول خود را برای نیازهای ضروری خرج می‌کند)
    در فرهنگ شما، مسئولیت بزرگ کردن کودکان بر عهده چه کسی است؟ پدر چه وظایفی دارد و مادر چه نقش‌هایی ایفا می‌کند؟
    خانواده‌ها در کشور شما چه تفاوت‌هایی با خانواده‌های ساکن آمریکا دارند؟ این تفاوت‌ها می‌تواند شامل تعداد فرزندان، افرادی که در یک خانه زندگی می‌کنند، فرد سرپرست خانواده، وظایف و مسئولیت‌های هر یک از اعضا و مواردی از این دست باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Famous به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Famous به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Famous به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک چیز یا فردی که “معروف” است، به این معنی است که تعداد زیادی از مردم آن را می‌شناسند.

    نیویورک مکان‌های شناخته‌شده زیادی برای بازدید دارد.
    همچنین ممکن است هنگام قدم زدن در خیابان‌های شهر با افراد مشهور روبرو شوید.
    جنیفر لوپز یک بازیگر سرشناس است.
    برد پیت یک هنرپیشه نام‌آشنا است.
    باراک اوباما به دلیل ریاست جمهوری آمریکا، فرد بسیار مشهوری است.
    برج ایفل یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای جهان است.

     
    واژه “شهرت” یک اسم است:

    مرد جوان نتوانست با شهرت ناگهانی خود کنار بیاید.
    بعضی از افراد شهرت را به ثروت ترجیح می‌دهند.
    جورج کلونی از محبوبیت خود برای کمک‌رسانی مالی به بیماران و نیازمندان استفاده می‌کند.

     
    واژه “بدنام” برای توصیف افرادی به کار می‌رود که کارهای بسیار زشتی انجام داده‌اند.

    آل کاپون یک تبهکار بدنام بود.
    بدنامی او در تمام دنیا پیچید. (کلمه “infamy” یک اسم است.)
    جنایتکاران جنگی بدنام معمولاً در نهایت پیدا شده، به دادگاه کشیده شده و مجازات می‌شوند.

     
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Fancy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fancy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Fancy به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی زیبا، قشنگ، ظریف، پیچیده یا گران‌قیمت باشد، ممکن است به آن “فانتزی” بگوییم.

    او یک ماشین بزرگ و شیک می‌راند.
    خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، بسیار شیک و قشنگ است.
    برای اتاق نشیمن چیز خاص و تجملی نمی‌خواهم. بیایید مبلمان و تزئینات را ساده نگه داریم.
    لیندزی دوست دارد گوشواره‌های بزرگ و تزئینی بپوشد.
    رقاصان به خاطر حرکات سریع و ماهرانه پاهایشان معروف هستند.
    او علاقه دارد لباس‌های زیبا و جواهرات ظریف بپوشد.

     
    معنای کلمه “fancy” بسته به شرایط و کسی که آن را به کار می‌برد، می‌تواند هم معنای مثبت و هم معنای منفی داشته باشد:

    او برای رفتن به سر کار، شلوار خاص و چشمگیری پوشیده است. (“Fancy pants” به شلوار یا شورتی گفته می‌شود که به طور عجیب یا غیرمعمولی خودنمایی می‌کند.)
    بیایید زیاد به سراغ چیزهای تجملی نرویم.
    فکر می‌کنی با این ظاهر شیک و خاص، چه کسی هستی؟
    توماس مدارک دانشگاهی معتبر و زیادی دارد، اما این دلیل نمی‌شود که برای این شغل مناسب باشد.
    او یک پسر شیک‌پوش است. (این جمله ممکن است به این معنی باشد که آن مرد همجنس‌گراست.)

     
    گاهی از “fancy” به عنوان یک فعل استفاده می‌شود، اما این کار امروزه کمتر رایج است و کمی قدیمی به نظر می‌رسد.

    او از او خوشش می‌آید. (یعنی او را دوست دارد.)
    هیچ‌یک از این دو نفر، علاقه‌ای به آوردن یک سگ به خانه ندارند. (یعنی آن‌ها نمی‌خواهند سگ بگیرند.)

     
    در جمله‌های زیر، “fancy” نقش یک اسم را دارد، اما این نوع استفاده از آن نیز دیگر رایج نیست و قدیمی محسوب می‌شود:

    او دل به او بست. (یعنی او را دوست داشت.)
    او علاقه و اشتیاق زیادی به جواهرات دارد. (یعنی جواهرات را بسیار دوست دارد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Far به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Far به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Far به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «far» یا «دور» برای بیان فاصله‌ی مکانی یا زمانی به کار می‌رود:

    ایستگاه قطار چقدر از اینجا فاصله دارد؟
    بینته هر روز مسافت زیادی را برای رسیدن به محل کار طی می‌کند.
    جایی که دنبالش می‌گردید، خیلی دور نیست.
    چین از آمریکا خیلی فاصله دارد.
    چارلز به مناطق مختلف و دوری سفر کرده است. (یعنی به مکان‌های متعدد و دور از هم رفته است.)
    شما از میکروفون زیادی فاصله دارید؛ لطفاً نزدیک‌تر بیایید.
    امروز تا حالا چقدر پول درآورده‌اید؟ (تا الان = تا این لحظه)
    تا اینجا که خوب بوده. (یعنی تا الان همه چیز روبه‌راه است.)

     

    همچنین می‌توان از «far» برای توصیف پیشرفت فرد در یک سازمان، شرکت یا محیط آموزشی استفاده کرد:

    یوسف تحصیلاتش را به اندازه‌ی کافی ادامه نداد و حالا دوباره به مدرسه برگشته است.
    وس احتمالاً در شرکت پیشرفت زیادی خواهد کرد چون بسیار بااستعداد است.
    ونسا از این که در شغلش تا این حد پیش رفته، احساس رضایت دارد.
    در بعضی کشورها، به دختران اجازه داده نمی‌شود تحصیلات بالایی داشته باشند. ممکن است بعد از پایه هشتم، تحصیل آن‌ها تمام شود.

     

    «Far» برای بیان حد و مرز خواسته‌ها، درخواست‌ها یا رفتار نیز استفاده می‌شود:

    دانش‌آموزان خواسته‌هایشان را از معلم زیاد کردند و او همه را در کلاس جریمه کرد.
    همین قدر کافی است؛ باید دست از کار بکشی.
    اعضای جامعه فکر می‌کنند مجازات آن مرد به اندازه کافی سخت نبوده است.
    گروگان‌گیرها با درخواست پول و ماشین برای فرار، از حد خود گذشتند.
    به کارمندان تا چه حد اجازه داده می‌شود در مذاکرات کارگری پیش بروند؟

     

    شکل مقایسه‌ای این کلمه «farther» به معنای «دورتر» و شکل عالی آن «farthest» به معنای «دورترین» است.

    چقدر دیگر باید رانندگی کنیم؟
    کدام دانش‌آموز در این کلاس از کشوری می‌آید که دورترین فاصله را از آمریکا دارد؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Farm به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Farm به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Farm به فارسی با مثالهای کاربردی

    باب و آلیس در یک مزرعه زندگی می‌کنند. شغل آن‌ها کشاورزی است.
    باب بیشتر از سی سال است که به کار کشاورزی مشغول است.
    در مناطق روستایی آمریکا می‌توان مزرعه‌های زیادی پیدا کرد.
    مزرعه‌داران در غرب میانه محصولاتی مانند ذرت، سویا و گندم پرورش می‌دهند.
    کشاورزی شغل خوبی برای تأمین زندگی است، اما گاهی پیش می‌آید که شرایط جوی نامساعد باعث بروز سختی‌هایی می‌شود.
    اگر شغل من معلمی نبود، به احتمال زیاد کشاورز بودم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fashion به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fashion به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Fashion به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “فَشن” یا “مد” به سبک‌هایی گفته می‌شود که در یک دوره خاص بین مردم محبوب و رایج هستند.

    این روزها پوشیدن شلوار جین آبی پاره، مد است.
    نوجوانان دبیرستانی اغلب لباس‌هایی می‌پوشند که مد روز باشد.
    بعضی از سبک‌های لباس پوشیدن در دهه‌های ۱۹۶۰، ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ دوباره در حال بازگشت هستند.
    موسیقی هیپ‌هاپ و رپ هم پس از ۳۰ سال، هنوز طرفدار دارد و مد است.
    اگرچه رانندگی با خودروهای شاسی‌بلند و بزرگ هنوز بین بعضی افراد محبوب است، اما بسیاری از مردم به خاطر حفظ محیط زیست، خودروهای کوچک‌تر را انتخاب می‌کنند.
    در گذشته پوشیدن لباس‌های چرمی زیاد مرسوم بود، اما امروزه دیگر آن سبک، رایج نیست.
    به کسانی که همیشه سعی می‌کنند هر لباس غیرعادی که مد می‌شود را بپوشند، می‌گویند برده مد.
    مدل‌های لباس جدید معمولاً در نمایش‌های مد به مردم معرفی می‌شوند.

     

    کلمه “fashionable” به معنی “مدروز” یا “مُدِ روز” است.

    کیم دوست دارد لباس‌های مدروز بپوشد.
    حتی اگر کسی واقعاً نیاز نداشته باشد، همراه داشتن تلفن همراه، یک کار رایج و مرسوم شده است.
    کلاه بیسبال بین خیلی از افراد محبوب است.
    در بعضی جمع‌ها، اگر کسی نیم‌ساعت دیر به مهمانی برسد، به آن می‌گویند “تأخیر شیک”! یعنی چون خیلی از افراد این کار را می‌کنند، دیر آمدن عادی و قابل قبول است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fast به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fast به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Fast به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای بیان سرعت یا تندی حرکت زمان از واژه “fast” استفاده می‌کنیم. این کلمه معنایی نزدیک به “quick” دارد.

    او دونده‌ای سریع است.
    او کارگری تندکار است.
    این رایانه جدید واقعاً پرسرعت است.
    کلاس خیلی زود تمام شد.
    وقتی در حال لذت بردن هستی، زمان به سرعت می‌گذرد.
    خیلی تند صحبت کردی. می‌شودی کمی آهسته‌تر بگویی؟

    می‌توانید از “fast” هم به صورت صفت و هم به صورت قید استفاده کنید. برای حالت مقایسه‌ای از “faster” و برای حالت عالی از “fastest” بهره می‌بریم.

    او سریع است. او دونده‌ای تندپاست. او تند می‌دود.
    این کار از آنچه فکر می‌کردیم سریع‌تر پیش می‌رود.
    او از بین همه کارمندان، سریع‌ترین کار را انجام می‌دهد.

    علاوه بر این، کاربردهای دیگری نیز برای “fast” وجود دارد:

    او زندگی پرهیاهو و پرخرجی دارد. (همیشه در حال خرج کردن پول و مهمانی‌رفتن است)
    زندگی را تند بگذران، جوان بمیر. (اگر در جوانی فقط به فکر خوشگذرانی، مصرف الکل و مواد مخدر باشی، ممکن است زود از دنیا بروی)
    او واقعیت‌ها را دستکاری کرد. (دروغ گفت)
    این زمین‌های چمن تند هستند. (در بازی گلف، به منطقه اطراف سوراخ که اگر توپ روی آن به سرعت حرکت کند، می‌گویند زمین چمن تند است)

    همچنین “fast” به عنوان فعل یا اسم برای اشاره به خودداری از خوردن غذا به کار می‌رود:

    مسلمانان در ماه رمضان روزه می‌گیرند.
    روزه گرفتن در بسیاری از ادیان مرسوم است.
    سادیو به دلیل روزه‌بودن به ناهار نمی‌رود.
    بعضی افراد برای کاهش وزن روزه می‌گیرند.
    او در حال روزه‌گیری است.
    او روزه دارد.

    نکته فرهنگی: آیا فست‌فود دوست داری؟ این نوع غذا خیلی سریع آماده شده و خورده می‌شود. رستوران‌هایی مانند مک‌دونالدز، برگر کینگ، KFC، پیتزا هات، ساب‌وی و بسیاری دیگر از فست‌فودهای محبوب در آمریکا هستند. این غذاها خیلی سالم نیستند، اما طعم خوبی دارند و در مقایسه با رستوران‌های معمولی، قیمت کمتری دارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fasten به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fasten به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Fasten به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی دو چیز را به هم وصل می‌کنید و با گیره، پیچ، سگک، دکمه، ریسمان یا چیزهای مشابه ثابت و محکم می‌کنید، از کلمهٔ fasten (بستن) استفاده می‌شود.
    در نمونه‌های زیر fasten به عنوان یک فعل به کار رفته است:

    – کمربند ایمنی خود را ببندید. (کمربند را ببندید و مطمئن شوید که محکم شده است.)
    – سفال‌های سقف خانه با میخ ثابت شده‌اند.
    – آن‌ها پایه‌های میز را با پیچ‌های بزرگ محکم کردند.
    – مردی روی قایق، بادبان را با طناب بست.
    – گزارش با یک گیره کاغذ به هم متصل شد.

    کلمهٔ fastener (بست) یک اسم است:

    – چند تا از بست‌ها شکست و میز از هم جدا شد.
    – باید بست در را عوض کنیم.
    – بست‌های فولادی، قطعات ماشین را در کنار هم نگه می‌دارند.

    نکته: کلمهٔ fasten تنها یکی از کلماتی است که در وسط آن حرف «t» خوانده نمی‌شود.
    کلمات دیگری مانند whistle (سوت زدن)، listen (گوش دادن)، nestle (لانه کردن)، thistle (گیاه خار) و castle (قلعه) نیز همین ویژگی را دارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Fat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fat به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Fat به فارسی با مثالهای کاربردی

    وزن زیاد بدن را معمولاً «چربی» مینامند. این چربیها بیشتر در اطراف شکم دیده میشوند، اما ممکن است در بخشهای دیگر بدن هم وجود داشته باشند. در استفاده از این کلمه دقت کنید، چون بعضی افراد اگر به آنها بگویید «چاق»، ناراحت میشوند.

    هارولد یک مرد چاق است.
    او عاشق خوردن است و اضافه وزن برایش مهم نیست.
    ساندرا میگوید که دارد چاق میشود.
    او دوست ندارد چاق باشد.
    اگر تمام روز پشت میز بنشینید و با کامپیوتر کار کنید، ممکن است وزنتان زیاد شود.
    من باید چربیهای دور کمرم را کم کن.

    چربی معمولاً در غذاها هم وجود دارد. بسیاری از خوراکیهای حیوانی، مقدار زیادی چربی دارند. بعضی از انواع چربیها خوب هستند و بعضی دیگر مضر. همه ما به مقدار مشخصی چربی در غذایمان نیاز داریم، اما خوردن بیش از حد مواد چرب، برای سلامتی خوب نیست.

    ساندرا رژیم غذایی کمچربی دارد.
    هارولد غذاهای چرب را دوست دارد و میگوید خوشمزهتر هستند.
    شیر کامل چربی زیادی دارد. بهتر است از شیرهایی استفاده کنید که دو درصد یا یک درصد چربی دارند.

    کلمه «fatten» به معنی چاق کردن است و یک فعل محسوب میشود.

    گاوها را قبل از کشتن، با ذرت پروار میکنند تا چاق شوند.
    جورج سعی دارد با خوردن بستنی زیاد، خودش را چاق کند. او دوست دارد وزنش بیشتر شود.
    کودکان آمریکایی که با فستفود چاق میشوند، ممکن است در آینده مشکلات سلامتی پیدا کنند.

    **یادداشتها:**

    به افرادی که خیلی اضافه وزن دارند، «چاق» گفته میشود. چاقی میتواند به یک مشکل سلامتی تبدیل شود.
    بهتر است در گفتگوها، بهجای کلمه «چاق»، از عبارتهایی مثل «اضافه وزن دارد» یا «سنگینوزن است» استفاده کنید تا مؤدبانهتر باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.