دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Wrong به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wrong به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Wrong به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “اشتباه” در مقابل “درست” قرار می‌گیرد. از این کلمه زمانی استفاده می‌کنیم که خطایی رخ داده، قضاوت نادرستی شده، کوتاهی اخلاقی وجود دارد یا کسی مرتکب اشتباهی شده است.

    پاسخ شما نادرست است.
    این غلط است.
    این درست نیست؛ اشتباه است.
    آنتونیو در امتحان ده سوال را اشتباه جواب داد.
    می‌دانی چطور باید این مشکل را حل کرد؟
    همه‌ی ما در مورد راجر اشتباه می‌کردیم. او در واقع آدم خوبی است.
    کار تو در انجام آن کار، اشتباه بود.
    اتفاقی که برای مردم سوریه می‌افتد، نادرست است.
    آیا این افراد فرق بین درست و نادرست را می‌فهمند؟
    من در مسیر اشتباهی پیچیدم و گم شدم.
    تو روی صندلی اشتباهی نشسته‌ای. جای تو آن طرف است.
    این محل، جای درستی نیست.
    او سراغ آدم اشتباهی رفت تا با او درگیر شود.
    جانیس با آدم‌های ناباب معاشرت می‌کند. (افراد بد)
    جو امروز با حالت بدی از خواب بیدار شد. (این یک اصطلاح است. یعنی روزش بد شروع شده و حال و هوای خوبی ندارد.)
    هیچ اشتباهی، اشتباه دیگر را جبران نمی‌کند. (این یک اصطلاح است. یعنی با انجام یک کار نادرست دیگر، نمی‌توان وضعیت نادرست قبلی را اصلاح کرد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه X به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه X به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه X به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگرچه «x» به خودی خود یک کلمه نیست، اما در زبان انگلیسی کاربردهای زیادی دارد:

    پاهایت را روی علامت x بگذار و به دوربین نگاه کن. (در اینجا شکل x نشان می‌دهد که یک شخص یا شیء باید در کجا قرار بگیرد.)
    در هر بسته‌بندی، مقدار x غذا وجود دارد. (حرف x در این جمله نمایانگر یک مقدار نامشخص است.)
    برای پر کردن هر کلاس، به تعداد x دانش‌آموز نیاز داریم. (تعداد دقیق دانش‌آموزان در این جمله مشخص نشده است.)
    آن فیلم در رده X قرار دارد. (رده‌بندی X به این معناست که فیلم دارای صحنه‌های برهنگی است.)
    علامت X محل دقیق را نشان می‌دهد. (معمولاً برای مشخص کردن یک نقطه یا منطقه از علامت X استفاده می‌شود، اگرچه ممکن است هر علامت دیگری هم به کار رود.)
    او متعلق به نسل X است. (نسل X به افرادی گفته می‌شود که بین سال‌های 1961 تا 1981 به دنیا آمده‌اند.)
    اسمت را روی علامت X امضا کن. (این علامت در اسناد مهم، جای دقیق امضا را مشخص می‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه X-ray به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه X-ray به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه X-ray به فارسی با مثالهای کاربردی

    اشعه ایکس نوعی پرتو است که می‌تواند از اجسام جامد مثل بدن انسان عبور کند و چیزهای پنهان در زیر سطح را نشان دهد.

    عکس رادیولوژی مشخص کرد که آن مرد به بیماری آرتریت روماتوئید مبتلاست.
    وقتی جان به دندانپزشک مراجعه کرد، از دندان‌هایش عکس رادیوگرافی گرفتند.
    بررسی با اشعه ایکس نشان داد که مارتا یک تومور در معده خود دارد.
    پزشکان برای اطمینان از موفقیت‌آمیز بودن عمل، از بیمار عکس رادیولوژی گرفتند. (در این جمله «عکس رادیولوژی گرفتن» به عنوان فعل به کار رفته است.)
    تماس زیاد با اشعه ایکس می‌تواند برای سلامتی خطرناک باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Xylophone به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Xylophone به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Xylophone به فارسی با مثالهای کاربردی

    زیلوفون یک ساز موسیقی است. این ساز از میله‌هایی از جنس چوب یا فلز تشکیل شده که به شکل ردیف‌های افقی کنار هم قرار گرفته‌اند. برای نواختن، با چکش‌های مخصوص به این میله‌ها ضربه می‌زنند. هر میله بر اساس اندازه و ضخامتش، صدای متفاوتی تولید می‌کند؛ میله‌های بلندتر و نازک‌تر صدای بم‌تر و میله‌های کوتاه و ضخیم صدای زیرتری دارند.

    گاهی در ارکسترهای بزرگ از زیلوفون استفاده می‌شود. این ساز در دسته سازهای کوبه‌ای جای می‌گیرد. از دیگر سازهای این خانواده می‌توان به طبل، بongoو سنج اشاره کرد.

    بسیاری از کودکان عاشق نواختن زیلوفون هستند، چون هم صدای دلنشینی دارد و هم یادگیری اصول اولیه آن ساده است.

    توجه: حرف «x» در ابتدای نام این ساز مانند «ز» خوانده می‌شود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Yack به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Yack به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Yack به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “yack” به معنی “صحبت کردن” یا “گفت‌وگو” است. وقتی می‌گوییم کسی در حال “yack” کردن است، یعنی آن شخص مشغول حرف زدن است و معمولاً این صحبت کردن به شکل طولانی و بدون وقفه انجام می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    yack

    بیهوده حرف زدن

    yacked

    بیهوده حرف زد

    yacked

    بیهوده حرف زده

    یولاندا و ورونیکا می‌توانند ساعتها پشت تلفن با هم حرف بزنند.
    بیل اصلاً دوست ندارد زیاد پشت تلفن صحبت کند. او همیشه مکالماتش کوتاه و مختصر است.
    سرپرست به کارگران گفت که صحبت کردن را تمام کنند و به کارشان برگردند.
    بتی و همسایه‌اش چند دقیقه پشت fence (نرده) با هم گپ زدند و سپس به خانه‌هایشان رفتند.
    افراد داخل اتاق هتل کناری ما تمام شب در حال صحبت کردن بودند. به خاطر سروصدا، به سختی می‌شد خوابید.
    تمام کار او فقط حرف زدن، حرف زدن و باز هم حرف زدن است. او عاشق این است که به صدای خودش گوش دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Yank به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Yank به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Yank به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “yank” معنایی نزدیک به “کشیدن” دارد، اما با این تفاوت که در “yank” معمولاً نیروی بیشتری به کار می‌رود یا حرکت، بسیار سریع و ناگهانی انجام می‌شود. در بیشتر نمونه‌های زیر، “yank” به عنوان یک فعل به کار رفته است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    yank

    چنگ زدن

    yanked

    چنگ زد

    yanked

    چنگ زده

    دندانپزشک، یک دندان خراب را از دهان بیمار کشید و بیرون آورد.
    خیلی به زنجیر فشار نیاور، ممکن است پاره شود.
    آن را نکش!
    دست از کشیدنش بردار!
    شرکت، وقتی متوجه یک مشکل در محصولاتش شد، سریع همه را از مغازه‌ها جمع کرد.
    مربی، یک بازیکن را از زمین بازی بیرون کشید چون خوب بازی نمی‌کرد.
    ایوان به خاطر اجرای بدش، خیلی سریع از روی صحنه برداشته شد. (این جمله به شکل مفعولی نوشته شده است.)
    کریگ یک کشِ تند و تیز به طناب داد و در باز شد. (در این جمله، “yank” به عنوان اسم به کار رفته است.)
    یک کش محکم به آن بده!
    وقتی سگ را برای پیاده‌روی می‌بری، بعضی وقت‌ها صاحبش باید افسار را بکشد تا توجه سگ را جلب کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین، برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Yard به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Yard به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Yard به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “یارد” یک اسم انگلیسی است که دو معنی اصلی دارد. هم می‌تواند به یک واحد اندازه‌گیری اشاره کند و هم به فضای باز اطراف یک خانه.

    **1. یارد به عنوان واحد اندازه‌گیری:**
    یارد یک واحد برای اندازه‌گیری طول یا مساحت است.

    * در هر یارد، سه فوت وجود دارد.
    * طول یک زمین فوتبال معمولی، صد یارد است.
    * قیمت فرشی که برای اتاق نشیمن خریدیم، برای هر متر مربع یاردی، ۳۰ دلار بود.
    * طول این باغ حدود ۱۰ یارد است.

    **2. یارد به عنوان فضای باز خانه:**
    یارد همچنین به زمین و فضای سبزی گفته می‌شود که در جلوی خانه (حیاط جلو) یا پشت خانه (حیاط خلوت) قرار دارد.

    * کتی از چمن‌زنی حیاط جلوی خانه‌اش لذت می‌برد.
    * همسایه‌های ما در حیاط پشتی خانه خود در حال برگزاری یک مهمانی هستند.
    * هانا برای محافظت از خانه، یک سگ بزرگ در حیاطش نگه می‌دارد.
    * تیم نمی‌دانست که نگهداری از یک حیاط بزرگ، این‌قدر کار و زحمت دارد.
    * حیاط پشتی خانه آن‌ها پر از وسایل اضافی و بی‌استفاده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Yawn به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Yawn به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Yawn به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی احساس خستگی یا بی‌حوصلگی می‌کند، معمولاً خمیازه می‌کشد:

    خمیازه کشیدن در مواقع خستگی، یک واکنش طبیعی است.
    پوشاندن دهان در هنگام خمیازه، نشان‌دهنده ادب است.
    گاهی دانش‌آموزان در کلاس با خمیازه کشیدن، بی‌حوصلگی خود را نشان می‌دهند.
    اگر من حوصله‌ام سر برود، خمیازه می‌کشم.
    اگر فیلمی کسل‌کننده باشد، من خمیازه می‌کشم. (توجه کنید که “بی‌حوصله” با “خسته‌کننده” تفاوت دارد.)
    سگ پیر بعد از بیدار شدن، خمیازه کشید و خودش را کش داد.

     
    همچنین می‌توانید از “خمیازه” به عنوان یک اسم استفاده کنید:

    وقتی واقعاً خسته باشید، جلوگیری از خمیازه کار سختی است. (stifle = جلوگیری کردن)
    یکی از دانش‌آموزانم در کلاس با صدای بلند خمیازه کشید. این کار واقعاً بی‌ادبانه بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Year به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Year به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Year به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک سال ۳۶۵ روز دارد. ما مدت زمان یک سال را با حرکت زمین به دور خورشید اندازه‌گیری می‌کنیم. زمین دقیقاً یک سال طول می‌کشد تا یک دور کامل به دور خورشید بچرخد.

    – هر سال ۳۶۵ روز است.
    – هر سال ۵۲ هفته دارد.
    – هر سال ۱۲ ماه است.

    کلمه “سال” یک واحد مهم برای سنجش زمان است، به همین دلیل استفاده از آن بسیار رایج است.

    – امسال سال خوبی داشتیم.
    – امسال سال بدی بوده.
    – آن‌ها سال سختی را می‌گذرانند.
    – چه سالی!

    وقتی در مورد سن صحبت می‌کنیم، از کلمه “سال” استفاده می‌کنیم:

    – او پنج سالش است.
    – او یک بچهٔ پنج ساله است.
    – او پنج سال دارد.
    – او یک مرد سی‌وپنج ساله است.
    – او سی‌وپنج سال است که زنده است.
    – ماشینم هشت سالش است.
    – هشت سال است که این ماشین را دارم.
    – ما سال‌هاست همدیگر را می‌شناسیم. (یعنی خیلی سال)
    – برایان سال‌ها و سال‌ها روی خانه قدیمی‌اش کار کرد تا در نهایت بازسازی شد.

    کلمه “سالانه” هم به صورت صفت و هم قید به کار می‌رود:

    – آن‌ها سالانه گرد هم می‌آیند تا درباره اهدافشان گفت‌وگو کنند. (یعنی یک بار در سال)
    – این رویداد به صورت سالانه برگزار می‌شود.
    – درآمد سالانه‌ات چقدر است؟
    – سالیانه چقدر درآمد داری؟

    بسیاری از مردم در سراسر جهان دوست دارند سال نو را با جشن و مهمانی آغاز کنند. (همچنین می‌گویند “سال نو را نو کن”).

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Yearn به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Yearn به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Yearn به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “To yearn” به معنای آرزو کردن یا خواستن چیزی است. این واژه زمانی به کار می‌رود که یک میل و اشتیاق بسیار شدید در وجود فرد باشد.

    زهرا آرزو دارد مراکش را ترک کند و در ایالات متحده زندگی کند.
    رابرت عمیقاً دوست داشت به دانشگاه برود، اما پول کافی برای آن نداشت.
    مردم سوریه مشتاقانه آرزوی یک راه‌حل صلح‌آمیز برای جنگ داخلی هستند.
    آفریقایی‌هایی که به آمریکا آورده شدند و به بردگی فروخته شدند، عمیقاً آرزوی آزادی داشتند.
    ماریا دلش می‌خواهد خانواده‌اش را که در مکزیک زندگی می‌کنند ببیند. او چندین سال است که آن‌ها را ندیده است.

     
    اسم این کلمه “yearning” است.

    خدیجه احساس می‌کند که میل شدیدی به ازدواج دارد.
    میل به محبوب بودن در مدرسه، دلیل رفتارهای پرخطر آن پسر جوان بود.
    مردم آن کشور آرزوی رهایی از ستم را در دل دارند.
    اشتیاق به زنی که نمی‌توانست با او ازدواج کند، مرد جوان را دیوانه کرد.

     
    توجه: کلمه مشابه دیگر “long” است. کلمه “longing” نیز معنایی نزدیک به “yearning” دارد.
    They yearn for peace. / They long for peace.
    آنها مشتاق صلح هستند / آنها آرزوی صلح دارند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.