دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Worry به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Worry به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Worry به فارسی با مثالهای کاربردی

    نگرانی یعنی احساس اضطراب درباره اتفاقاتی که ممکن است در آینده رخ دهند. این کلمه معمولاً به شکل یک فعل به کار برده می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    worry

    نگران شدن

    worried

    نگران شدن

    worried

    نگران شده

    آبلینا در مورد نمراتی که در مدرسه می‌گیرد، احساس نگرانی می‌کند.
    بروس به خاطر بیماری مادرش نگران است.
    آیا تو هم درباره چیزی نگرانی داری؟
    داری به چی فکر می‌کنی که نگرانت کرده؟
    این شرایط باعث نگرانی من شده.
    کودکان می‌ترسند که باران بیاید و برنامه‌هایشان برای بازی در بیرون از خانه خراب شود.
    این روزها راجر خیلی نگران وضعیت سلامتی خودش است.
    سعی کن خیلی به خودت سخت نگیری و نگرانی زیاد به خودت راه ندهی.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Worth به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Worth به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Worth به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “worth” به معنای ارزش یک چیز است. می‌توانید از این کلمه هم به صورت صفت و هم به صورت اسم استفاده کنید. منظور از ارزش می‌تواند قیمت پولی یک چیز باشد یا اهمیت و فایده‌ای که برای شما دارد.

    مثلاً:
    این چقدر ارزش دارد؟ (قیمت آن چقدر است؟)
    آیا می‌دانی ماشینت چقدر می‌ارزد؟
    گردنبند طلای روندا دو هزار دلار ارزش دارد.
    خانه آنها قیمت زیادی ندارد.
    سرمایه‌گذاری‌هایتان چقدر ارزش دارد؟
    وقت شما چقدر ارزش دارد؟
    به نظرم لهجه او چیزی نیست که ارزش نگران شدن داشته باشد.
    این موضوع ارزش بحث و جدل ندارد.
    آیا واقعاً آن جنگ ارزش جنگیدن داشت؟

     
    اگر چیزی هیچ ارزشی نداشته باشد، از کلمه “worthless” استفاده می‌شود.

    مثلاً:
    ماشین بیست ساله‌اش کاملاً بی‌ارزش است.
    آنها فکر می‌کردند آن نقاشی باارزش است، اما یک متخصص هنری به آنها گفت که بی‌ارزش است.
    آن جلسه، یک تلف‌کردن وقت بی‌فایده بود.

     
    کلمه “worthwhile” به معنی “ارزشمند” یا “سودمند” است و معمولاً برای تجربه‌ها یا کارهایی به کار می‌رود که وقت و انرژی صرف کردن برای آنها مفید بوده است.

    مثلاً:
    برای بیشتر افراد، رفتن به دانشگاه یک تجربه ارزشمند است.
    آنها به این نتیجه رسیدند که وقتی را که برای یادگیری آن برنامه صرف کردند، کاملاً ارزشمند بوده.
    این دوره، یک کلاس مفید و باارزش بوده است.
    وقتی که او صرف کرد، نتیجه‌ی مفیدی برایش نداشت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Would به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Would به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Would به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “would” یک فعل کمکی است که در انگلیسی کاربردهای گوناگونی دارد. در ادامه به ساده‌ترین شکل این کاربردها را توضیح می‌دهیم.

    **۱. برای صحبت درباره عادت‌های گذشته:**
    از “would” برای تعریف کردن کارهایی که در گذشته به طور مرتب انجام می‌شد استفاده می‌کنیم. مثل تعریف یک خاطره:

    – وقتی او بچه بود، هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت.
    – رمی در تابستان هر صبح زود بیدار می‌شد و به ساحل می‌رفت.
    – خوان در دوران بچگی به پدرش که ماهیگیر بود ملحق می‌شد.

    **۲. برای بیان اتفاق‌هایی که رخ نداده‌اند:**
    گاهی از “would” همراه با “not” برای توضیح موقعیت‌هایی استفاده می‌شود که چیزی طبق انتظار پیش نرفته:

    – ماشینم امروز صبح روشن نمی‌شد.
    – بچه‌ها به هیچ وجه از استخر بیرون نمی‌آمدند.
    – زنگ هشدار او را بیدار نکرد، برای همین او آب سرد روی صورتش پاشید.

    **۳. در جملات شرطی:**
    وقتی شرایط یک اتفاق به چیز دیگری بستگی دارد، از “would” استفاده می‌شود:

    – اگر وقت داشت، به کلاس می‌رفت.
    – اگر شغل بهتری داشتند، پول پس‌انداز می‌کردند.
    – اگر تئودور از دانشگاه انصراف نمی‌داد، حتماً دکتر می‌شد.
    – اگر می‌دانستیم آن گربه این‌قدر مشکل ایجاد می‌کند، هرگز آن را نمی‌خریدیم.
    – اگر شما جای او بودید، چه کار می‌کردید؟

    **۴. برای بیان علاقه یا درخواست مودبانه:**
    از “would” برای بیان ترجیح یا درخواست محترمانه نیز استفاده می‌شود:

    – یک لیوان شیر می‌خواهم، لطفاً.
    – آن‌ها دوست دارند زودتر بروند.
    – امروز دوست داری چه کاری انجام دهی؟
    – بچه‌ها ترجیح می‌دهند در خانه بمانند و بازی کامپیوتری کنند.

    **نکته تلفظ:**
    حرف “l” در کلمه “would” خوانده نمی‌شود. تلفظ این کلمه دقیقاً مانند “wood” است و با کلمه “good” هم‌قافیه می‌باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Wound به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wound به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Wound به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “زخم” وقتی به کار میرود که فردی آسیب دیده باشد یا از آسیبی رنج ببرد.

    پزشکان از زخم آن مرد نگهداری کردند.
    اسب به دلیل زخم عمیقی که روی پایش دارد، درد میکشد و مجبورند او را به روشی آرام از بین ببرند. (euthanize = پایان دادن به زندگی به روشی بدون درد)
    اگر روی یک زخم باز را نپوشانید، امکان دارد آلوده شود.
    تیم بعد از باخت در مسابقه مقابل حریف دیرینهاش، در حال ترمیم روحیه است. (این یک اصطلاح است و منظور این است که یک شخص یا گروه در حال بهبود یافتن بعد از یک شکست هستند.)

    این کلمه معمولاً به شکل فعل هم به کار برده میشود:

    ساده گذشته فعل ماضی
    wound

    زخم کردن

    wounded

    زخم کرد

    wounded

    زخم کرده

    سرباز در جریان نبرد زخمی شد.
    تعدادی از معترضان از سوی پلیس مصدوم شدند.
    شکارچیان به یک آهو آسیب زدند و سپس او را در جنگل دنبال کردند.

    واژه‌ی “مجروح” به عنوان یک صفت به کار می‌رود:
    سرباز مجروح برای شجاعتش در حین جنگ، مدال دریافت کرد.
    یک شیر زخمی می‌تواند بسیار خطرناک باشد.
    بانک مرکزی آمریکا به ترمیم اقتصاد آسیب‌دیده کمک کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Wrap به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wrap به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Wrap به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید چیزی را بپوشانید یا از آن محافظت کنید، می‌توانید از کلمه «wrap» استفاده کنید.
    مردم آمریکا معمولاً این کلمه را برای توصیف هدیه‌هایی که با کاغذ پوشانده شده‌اند به کار می‌برند:

    Look at this beautifully wrapped gift.
    It’s covered with wrapping paper.
    He can’t wait to unwrap his presents. (unwrap = to remove the covering of something)

    به این هدیه قشنگ و بسته‌بندی‌شده نگاه کن.
    با کاغذ کادو پوشیده شده.
    او نمی‌تواند صبر کند تا کادوهایش را باز کند. (باز کردن = برداشتن پوشش از روی چیزی)

     

    علاوه بر این، از کلمه «wrap» برای غذا یا چیزهای دیگری که لازم است پوشانده شوند نیز استفاده می‌کنیم:

    This candy is wrapped in plastic. You have to take the wrapper off before you eat it.
    If we don’t use all of this meat, we’ll have to wrap it up and put it back in the refrigerator.

    این آبنبات داخل پلاستیک پیچیده شده. قبل از خوردن باید پوشش آن را دربیاوری.
    اگر همه این گوشت را استفاده نکنیم، باید آن را بپیچیم و توی یخچال بگذاریم.

     

    مردم وقتی سردشان می‌شود، خودشان را می‌پیچند:

    She has wrapped herself in a blanket to keep warm.
    The nurse wrapped this newborn baby in a blanket.
    She wrapped a scarf around her neck because it’s cold outside.

    او خودش را با پتو پوشانده تا گرم بماند.
    پرستار این نوزاد تازه‌متولد‌شده را داخل پتو گذاشت.
    او یک شال دور گردنش پیچید چون هوا سرد بود.

     

    گاهی هم وقتی قسمتی از بدن آسیب می‌بیند یا می‌خواهند از آن محافظت کنند، آن را می‌پوشانند:

    He’s wrapping a bandage around his knee.

    او دارد یک باند دور زانویش می‌پیچد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Wreck به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wreck به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Wreck به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی به شدت خراب یا شکسته باشد، می‌توانیم از کلمه «wreck» استفاده کنیم. این کلمه هم به صورت اسم و هم به صورت فعل به کار می‌رود.

    وقتی «wreck» به عنوان اسم استفاده می‌شود، ممکن است به یک وسیله نقلیه بسیار فرسوده اشاره کند:

    این ماشین کاملاً خراب است.
    ماشین من وضعش خراب است، ولی هنوز روشن می‌شود.
    تونی با یک ماشین خراب به سر کار می‌رود.
    اگر با چنین ماشینی رانندگی کنی، لازم نیست نگران دزدیده شدن آن باشی.

    همچنین «wreck» می‌تواند به فردی گفته شود که از نظر جسمی یا روحی وضع خوبی ندارد:

    چه اتفاقی برایت افتاده؟ ظاهرت بسیار خسته به نظر می‌رسد.
    تانیا وقتی منتظر جواب آزمایش بود، استرس شدیدی داشت.
    بیل دیگر مراقب خودش نیست. خیلی وزن اضافه کرده! واقعاً وضعش خراب است.

    در جمله‌های زیر، «wreck» به صورت فعل به کار رفته است:

    تیگیست ماشینش را خراب کرد. باید آن را تعمیر کند.
    خورخه موقع فوتبال بازی کردن کمرش را آسیب داد. باید نزد دکتر برود.
    اگر قبض‌هایت را سر وقت پرداخت نکنی، اعتبار مالی‌ات را از دست می‌دهی.
    این دختر با رفت و آمد با معتادان، آبروی خود را نابود می‌کند.

    همچنین می‌توان از «wrecked» و «wrecking» به عنوان صفت استفاده کرد:

    یک ماشین تخریب شده در حیاط آن مرد وجود دارد.
    ساختمان‌های ویران شده در سراسر شهر دیترویت دیده می‌شوند.
    یک گلوله تخریب‌کننده، خانه را خراب کرد تا خانه جدیدی ساخته شود.
    آن افراد بسیار سرسخت هستند. خودشان را «گروه تخریب» می‌نامند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Wrestle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wrestle به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Wrestle به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “wrestle” به معنای کشتی گرفتن است. این کلمه هم می‌تواند به معنای یک ورزش فیزیکی باشد و هم به شکل مجازی برای توصیف درگیری با یک مشکل به کار رود.

    **معنای اصلی (ورزشی):**
    * آنها در حال کشتی گرفتن هستند.
    * در ورزش کشتی، زدن ضربه ممنوع است.
    * وقتی در مدرسه بودم، کشتی می‌گرفتم. (این یکی از ورزش‌هایی بود که انجام می‌دادم.)
    * بچه‌ها دوست دارند با هم کشتی بگیرند.
    * گربه‌ها هم با هم کشتی می‌گیرند. (شاید به نظر برسد که در حال دعوا هستند، اما در واقع دارند بازی می‌کنند.)

    **معنای مجازی (مقابله با مشکل):**
    * مدرسه در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات مالی است.
    * توماس تمام صبح با کامپیوترش کلنجار رفت تا اینکه در نهایت فهمید مشکل چیست.
    * پرزیدنت اوباما باید با مسائل بسیار سختی درگیر شود و برای آن‌ها راه‌حل پیدا کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Wrinkle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wrinkle به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Wrinkle به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای از بین بردن چروک لباس‌ها می‌توانید از اتو کمک بگیرید.
    این پیراهن چروک افتاده است و باید اتو شود. الان روی میز اتو قرار دارد.
    شما با لباس‌های چروک معمولاً چه کار می‌کنید؟
    بعد از این که حوله‌ها شسته و خشک شدند، باید آن‌ها را تا کنید. اگر این کار را نکنید، احتمال چروک شدنشان وجود دارد.
    هر چه سن افراد بالاتر می‌رود، چین و چروک‌هایی روی صورت و بدنشان پدیدار می‌شود.
    صورت او پر از چروک است.

     

    همچنین می‌توانید از کلمه «چروک» به عنوان فعل در جمله استفاده کنید:

    اجازه ندهید لباس‌هایتان چروک شوند. آن‌ها را به جالباسی آویزان کنید.
    اگر برای مدت طولانی در آب بمانید، پوست انگشتان دست و پایتان چروک می‌شود.

     

    می‌توانید از «چروک» به صورت صفت نیز استفاده کنید:

    این شلوار چروک است.
    دست‌های چروکیده او، سن بالایش را نشان می‌دهد.

     

    همچنین این کلمه به عنوان اسم نیز به کار می‌رود:

    به همه‌ی چروک‌های این پیراهن نگاه کنید.
    چروک‌های روی صورتش نشان می‌دهد که سنش زیاد شده است.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Wrist به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wrist به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Wrist به فارسی با مثالهای کاربردی

    مچ دست قسمتی از بدن است که دست را به بازو وصل می‌کند.
    مچ دست به دست ما امکان حرکت در جهات مختلف را می‌دهد و انعطاف‌پذیر است.
    وقتی پزشک یا پرستار می‌خواهد نبض شما را اندازه بگیرد، معمولاً آن را از روی مچ دست شما بررسی می‌کند.
    ساعت مچی نیز وسیله‌ای است که به دور مچ بسته می‌شود و زمان را نشان می‌دهد.
    امروزه استفاده از ساعت‌های مچی کمتر شده، چون بیشتر افراد از تلفن همراه برای دیدن ساعت استفاده می‌کنند.
    همچنین وقتی پلیس فردی را دستگیر می‌کند، ممکن است از دستبند برای بستن مچ دست فرد استفاده کند تا از فرار یا آسیب زدن او جلوگیری کند.
    یک اصطلاح جالب در زبان انگلیسی وجود دارد به نام “limp-wristed” که معمولاً برای اشاره به رفتار یا حرکتی سست و بدون انرژی به کار می‌رود. مثال‌هایی از این اصطلاح:

    The man gave a limp-wristed response to the question.
    Walter’s limp-wristed handshake caused him to lose a second interview. (A handshake should be firm.)
    The quarterback’s limp-wristed throw to another player was intercepted and resulted in the loss of the game.

    مرد به این سوال پاسخی سست داد.
    دست دادن مچ‌لنگی والتر باعث شد او مصاحبه دوم را از دست بدهد. (دست دادن باید محکم باشد.)
    پرتاب مچ‌لنگی مدافع به بازیکن دیگری قطع شد و منجر به از دست دادن بازی شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Write به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Write به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Write به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که می‌نویسد، معمولاً قلم یا خودکاری در دست دارد.
    این یک فعل پرکاربرد است و در شرایط گوناگونی به کار می‌رود.
    چون این فعل از قاعده‌های معمول پیروی نمی‌کند، باید دقت کنید که چطور تغییر می‌کند:

    ساده گذشته فعل ماضی فاعل
    write

    نوشتن

    wrote

    نوشت

    written

    نوشته شده است

    writing

    نوشتن

    مریم در یک روزنامه کار می‌کند و به عنوان روزنامه‌نگار فعالیت دارد.
    پیش از این، او برای یک مجله می‌نوشت. این کارِ او در گذشته بود.
    باب فهرستی از چیزهایی که از فروشگاه لازم داشت، تهیه کرد.
    جان آپدایک مجموعه‌ای جالب از کتاب‌ها را درباره‌ی مردی به نام «خرگوش» نوشت.
    معلم لیستی از واژه‌ها را روی تخته نوشته است.
    آیا اخیراً نامه‌ای نوشته‌ای؟
    الان داری چی می‌نویسی؟ (این پرسش در زمان حال استمراری است.)
    هر وقت توانستی، برایم بنویس. (یعنی نامه یا ایمیلی برایم بفرست.)

    در این جمله‌ها و پرسش‌ها، کلمهٔ writing به عنوان مصدر به کار رفته است. یادتان باشد که مصدرها شبیه اسم عمل می‌کنند، اما همیشه مفید هستند:
    نوشتن به انگلیسی سخت است و تمرین زیادی می‌خواهد.
    جاستین روی نوشته‌هایش کار می‌کند.
    آیا نوشتن را دوست داری؟
    ممنون که برام نوشتی.

    وقتی قرار است از این کلمه به صورت صفت استفاده کنید، می‌توانید از شکل past participle یعنی «written» یا شکل حال «writing» بهره ببرید.
    او به عنوان مدرس نویسندگی کار می‌کند.
    پیش از دریافت گواهینامه رانندگی، باید در یک آزمون کتبی شرکت کنی.
    یادداشت‌های کتبی تقریباً در شرکت ما استفاده نمی‌شوند. همه به جای آن از ایمیل استفاده می‌کنند.
    او سبک نوشتاری زیبایی دارد. (یعنی افکارش را به شکلی زیبا بیان می‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.