دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Shop به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Shop به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Shop به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “shop” به معنای “فروشگاه” است و زمانی به کار می‌رود که مردم برای خرید چیزهای مورد نیاز یا دلخواه خود به آن مراجعه می‌کنند. این کلمه بسیار ساده است، اما گاهی افرادی که انگلیسی زبان دوم آن‌هاست، به درستی از آن استفاده نمی‌کنند.

    در مثال‌های زیر، “shop” به عنوان یک فعل به کار رفته است:

    – آیا شما آخر هفته‌ها خرید می‌کنید یا در طول هفته؟
    – معمولاً از کجا خرید می‌کنید؟
    – من دنبال یک ژاکت جدید می‌گردم.
    – کارا دیگر از آن فروشگاه خرید نمی‌کند.
    – باب به ندرت برای لباس خرید می‌رود چون همین حالا هم چیزهای زیادی برای پوشیدن دارد.

    در جمله‌های زیر، “shop” نقش اسم دارد:

    – باربارا صاحب یک گل‌فروشی است. او گل‌فروش است.
    – جو یک آرایشگاه مردانه دارد. او آرایشگر است.
    – مغازه‌ها و رستوران‌های این شهر در بین گردشگران محبوبیت زیادی دارند.
    – فروشگاه عتیقه‌فروشی، جای خوبی برای پیدا کردن مبلمان باکیفیت و باارزش است.

    گاهی هم کلمه “shop” به صورت مصدر یا اسم مصدر (gerund) استفاده می‌شود:

    – خرید کردن در روز بعد از عید شکرگزاری، بین بسیاری از آمریکایی‌ها رواج دارد. (در این جمله از اسم مصدر استفاده شده است.)
    – دوست داری بری کجا خرید کنی؟ (این پرسش از “shop” به صورت اسم مصدر استفاده کرده.)
    – دوست داری از کجا خرید کنی؟ (این پرسش “shop” را به شکل مصدر به کار برده.)

    عبارت “shop around” هم یک اصطلاح رایج است و به این معنی است که فرد قبل از خرید، گزینه‌های مختلف را بررسی و مقایسه می‌کند:

    – ما داریم شرکت‌های بیمه مختلف را بررسی می‌کنیم تا یک شرکت جدید انتخاب کنیم.
    – اگر می‌خواهید کامپیوتر را با بهترین قیمت بخرید، اول خوب بگردید و قیمت‌ها را بپرسید.
    – باب دارد مدل‌های مختلف ماشین را مقایسه می‌کند تا یک خودروی جدید بخرد.
    – ساندرا دارد به دنبال یک دوست‌پسر جدید می‌گردد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Shore به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Shore به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Shore به فارسی با مثالهای کاربردی

    ساحل به قسمتی از خشکی می‌گویند که کنار دریا یا دریاچه قرار دارد.

    شنیدن صدای موج‌هایی که به ساحل برخورد می‌کنند، بسیار آرامش‌بخش است.
    مسافران معمولاً در هتل‌هایی که در کنار ساحل هستند، اقامت می‌کنند.
    در بیشتر مناطق گردشگری کنار اقیانوس‌ها، می‌توانید سواحل زیبایی را ببینید.
    اگر کنار ساحل قدم بزنید، ممکن است صدف‌های دریایی پیدا کنید.
    وقتی در تابستان به کنار دریاچه می‌روم، افراد زیادی را می‌بینم که از روی ساحل ماهیگیری می‌کنند.
    گاهی اوقات زباله‌هایی که در دریا هستند، به ساحل آورده می‌شوند.
    یک سونامی یا طوفان خیلی شدید می‌تواند خط ساحلی را در مدت کوتاهی نابود کند.

    عبارت “shore up” به معنای محکم کردن، پشتیبانی یا قوی‌تر کردن چیزی است:

    قبل از بازنشستگی، لازم است پس‌انداز خود را تقویت کنید.
    از آنجا که دیوار ساختمان شروع به کج شدن کرد، کارگران آن را با تخته‌های چوبی به طور موقت محکم کردند.
    ایالات متحده باید اتحاد خود با کشورهای اروپایی را مستحکم‌تر کند.
    با گذشت زمان، حفظ و تقویت روابط شخصی با در ارتباط بودن منظم، بسیار مهم است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Short به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Short به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Short به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “کوتاه” برای توصیف چیزی به کار می‌رود که اندازه یا مدت کمی دارد. این کلمه نقطه مقابل “بلند” است.

    مثلاً:
    – ادگار قدش کوتاه است. قد او پنج فوت و سه اینچ است.
    – پرواز به شیکاگو کوتاه است و فقط یک ساعت طول می‌کشد.
    – آن فیلم مدت کوتاهی داشت و تنها یک ساعت و نیم بود.
    – دانش‌آموزان امروز زمان کمی را در کلاس گذراندند.

    همچنین از “کوتاه” وقتی استفاده می‌کنیم که چیزی به اندازه کافی وجود ندارد. این کاربرد برای پول، زمان و چیزهای قابل شمارش دیگر مناسب است. به این مثال‌ها توجه کنید:
    – رستوران هتل دیشب با کمبود کارمند روبرو بود و همه مجبور بودند سخت‌تر کار کنند.
    – مقاله دانشگاهی الکس چند صفحه کمتر از حد لازم داشت و استاد به او نمره کمتری داد.
    – آیا می‌توانید عجله کنید؟ زمان ما محدود است.
    – پولم کم است. آیا می‌توانم مقداری از شما قرض بگیرم؟
    – آیان می‌خواست کفشی بخرد که ۳۰ دلار قیمت داشت، اما ۶ دلار کم داشت. او چقدر پول داشت؟ (پاسخ: بیست و چهار دلار)
    – تاد وقتی موجودی صندوق را بررسی کرد، متوجه شد صد دلار کم دارد. پول کجا رفته است؟

    شلوارک نیز نوعی پوشش است که تا پایین پاها ادامه ندارد و قد آن کوتاه است. هم مردان و هم زنان از شلوارک استفاده می‌کنند.
    – رونالد در تابستان شلوارک می‌پوشد.
    – وقتی هوا گرم است، من دوست دارم شلوارک بپوشم.
    – دکتر از بیمارش خواست تا تنها شلوارک به تن داشته باشد. (گاهی کلمه “شورت” به زیرپوش مردان اشاره دارد.)

    در نهایت، “کوتاه کردن” یک فعل است و به معنای کم کردن طول یا مدت چیزی می‌باشد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    shorten

    کوتاه کردن

    shortened

    کوتاه شد

    shortened

    کوتاه شده است

    یک خیاط آستین‌های کت مرا کوتاه کرد چون بیش از حد بلند بودند.
    مدت زمان جلسه تقریباً نیم ساعت کمتر شد.
    ساعات کاری در شب عید کریسمس کاهش می‌یابد تا افراد بتوانند به خانه رفته و در کنار خانواده‌های خود باشند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Shot به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Shot به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Shot به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “شات” (Shot) یک اسم است که در موقعیت‌های مختلفی به کار می‌رود. مثلاً وقتی کسی با اسلحه شلیک می‌کند، وقتی در یک بازی توپ را به سمت هدف پرتاب می‌کنند، یا وقتی واکسن یا آمپول توسط پزشک یا پرستار تزریق می‌شود.

    – شکارچی به سمت یک آهو شلیک کرد.
    – او از یک تفنگ ساچمه‌ای با اندازه ۲۰ استفاده کرد.
    – پیدا کردن موقعیت مناسب برای شلیک، سخت بود.
    – چندین تیر از یک اسلحه در محلۀ ما شلیک شد.
    – صدای تیراندازی، توجه پلیس را جلب کرد.
    – بازیکن بسکتبال، توپ را به سمت حلقه پرتاب کرد.
    – او پرتابش را با موفقیت انجام داد.
    – کسانی که بیلیارد بازی می‌کنند، برای زدن توپ‌ها از “شات” استفاده می‌کنند.
    – چه پرتاب خوبی!
    – بچه‌ها دوست ندارند وقتی نزد دکتر می‌روند، آمپول بزنند.
    – حتی بسیاری از بزرگسالان هم از آمپول خوششان نمی‌آید.
    – یک تزریق در بازو ممکن است درد داشته باشد.

    کلمه “شات” گاهی در ترکیب با کلمات دیگر هم استفاده می‌شود:

    – تیرکمان یک نوع وسیله است که برای پرتاب چیزهای کوچک مثل سنگ به کار می‌رود.
    – پرتاب وزنه (Shot Put)، یک رویداد ورزشی است که در آن یک گوی سنگین پرتاب می‌شود.
    – اگر چشمان کسی قرمز و پرخون باشد، ممکن است نشانۀ بیماری باشد.
    – چشمانش کاملاً قرمز و خون‌آلود شده.

    همچنین، “شات” می‌تواند به عنوان صفت هم استفاده شود و معمولاً نشان می‌دهد که چیزی کاملاً فرسوده شده و دیگر قابل استفاده نیست:

    – لاستیک‌های ماشینم کاملاً فرسوده شده. باید لاستیک جدید بخرم.
    – باتری گوشی‌ام از کار افتاده. باید یک باتری جدید تهیه کنم.
    – دیشب را تا صبح کار کردم. حالا کاملاً خسته و بی‌حالم.
    – این کفش‌ها دیگر قابل استفاده نیستند. وقتش است یک جفت جدید بخرم.

    نکته: کلمه “شات” شکل گذشتهٔ فعل “شوت” (Shoot) است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Should به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Should به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Should به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای بیان پیشنهادهای خوب یا دادن راهنمایی، معمولاً از کلمه “باید” استفاده می‌کنیم:

    برای اینکه روز خوبی را شروع کنید، بهتر است صبح زود از خواب بیدار شوید.
    یک دانش‌آموز برای اینکه در مدرسه موفق شود، لازم است به درسش اهمیت بدهد.
    اگر کسی قصد ازدواج دارد، لازم است از لحاظ احساسی و مالی برای این مسئولیت آماده باشد.
    وقتی به فرانسه سفر می‌کنیم، خوب است تا جای ممکن از مکان‌های دیدنی آن بازدید کنیم.
    دولت موظف است تا حد توان به مردم آسیب‌دیده از توفان هاروی کمک کند.

     
    وقتی بخواهیم “باید” را به شکل منفی به کار ببریم، از “نباید” یا “هرگز” استفاده می‌کنیم.

    خوردن مقدار زیادی غذای ناسالم برای سلامتی خوب نیست و بهتر است از آن پرهیز کنید.
    هنگام رانندگی به هیچ وجه از تلفن همراه برای فرستادن پیام استفاده نکنید.
    دانش‌آموزان نباید با معلم خود بحث کنند.
    واقعاً نباید این کار را انجام دهند.

     
    وقتی می‌خواهیم از کسی راهنمایی بگیریم یا نظر او را بپرسیم، سوالاتمان را با “باید” مطرح می‌کنیم:

    به نظرت برای ناهار کجا برویم؟
    برای گرفتن این اطلاعات باید با چه کسی تماس بگیرد؟
    به نظر تو چه ساعتی باید در فرودگاه حاضر شوند؟
    چقدر به پیشخدمت انعام بدهیم مناسب است؟
    اول باید چه کاری انجام دهم؟ بعد از آن چه؟

     
    گاهی برای فهمیدن دلیل یک قانون یا روش خاص، سوالاتی با “باید” می‌پرسیم:

    چرا باید در روزهای تعطیل هم کار کنم؟
    چه دلیلی دارد که این مقدار زیاد مالیات بپردازیم؟
    اگر احتمال طوفان شدید برف در این منطقه وجود دارد، چرا مدرسه برای همان روز تعطیل نمی‌شود؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Shrink به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Shrink به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Shrink به فارسی با مثالهای کاربردی

    فعل shrink به معنی “کوچک شدن” است و زمانی به کار می‌رود که اندازه یا حجم چیزی کاهش پیدا کند. این فعل، از دسته افعال بی‌قاعده به شمار می‌آید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    shrink

    کوچک شدن

    shrank

    کوچک شد

    shrunk or shrunken*

    منقبض یا منقبض شده*

    پلیورم را داخل خشک‌کن گذاشتم و کوچک شد.
    موجودی حساب بانکی‌مان روزبه‌روز کمتر می‌شود.
    از وقتی بیل رژیم گرفته، اندازه دور کمرش کم شده.
    تعداد دانشجوهایی که در این کلاس مانده‌اند، از اول ترم کمتر شده.
    روزهای باقی‌مانده برای خرید تا کریسمس دارد سریع کم می‌شود.
    مسافت رفت‌وآمد به مرکز شهر مینیاپولیس، بعد از پایان پروژه ساخت بزرگراه، کوتاه‌تر شد.
    هیچ‌وقت نباید از انجام مسئولیت‌هایت شانه خالی کنی. (در این جمله “shrink” به معنای کنار کشیدن است.)
    پوشیدن این تی‌شرت کوچک‌شده برایش غیرممکن خواهد بود. (کلمه “shrunken” در این جمله یک صفت است.)

    وقتی کلمه “shrink” به عنوان اسم به کار می‌رود، در زبان عامیانه به معنای روانپزشک است.
    تام دارد یک روانپزشک می‌بیند. (او با یک روانپزشک جلسه دارد.)
    برای آدم‌های پولدار و مشهور غیرعادی نیست که مرتب پیش یک روانپزشک بروند.

    *توجه کنید که برای شکل گذشته این فعل دو حالت وجود دارد. فعل “shrink” از آن دست افعال است که چند حالت مختلف برای زمان گذشته دارد. هر دو حالت قابل قبول هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Shrivel به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Shrivel به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Shrivel به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی «چروک» می‌شود، در واقع کوچک و جمع شده به نظر می‌رسد. این اتفاق معمولاً بر اثر کهولت سن یا از دست دادن رطوبت رخ می‌دهد.

    مثلاً وقتی انگورها خشک می‌شوند، چروکیده شده و به کشمش تبدیل می‌گردند.
    در فصل پاییز برگ‌ها از درختان جدا شده و روی زمین خشک و چروک می‌شوند.
    همچنین وقتی سن افراد از ۸۰ سال می‌گذرد، معمولاً پوست صورت و دست‌هایشان حالت چروکیده پیدا می‌کند.
    اگر خشکسالی رخ دهد، ذرت‌های داخل مزرعه نیز پژمرده و چروک می‌شوند.
    حتی در بازارهای مالی هم ممکن است چنین اتفاقی بیفتد؛ مثلاً سرمایه‌گذاری در سهام شرکت‌های فناوری، در پایان دوره رونق دات‌کام در اواخر دهه ۹۰ میلادی، به شدت کاهش یافت و ارزش خود را از دست داد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Shut به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Shut به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Shut به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای بستن چیزی از فعل To shut استفاده می‌شود. این فعل از قاعده معمول افعال انگلیسی پیروی نمی‌کند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    shut

    بستن

    shut

    بست

    shut

    بسته

    لطفاً در را ببندید.
    اینجا خیلی سرد است. پنجره را هم ببندید.
    اگر در را کاملاً نبندید، چراغ داخل ماشین روشن می‌ماند.
    به دلایلی، این در بسته نشده بود.
    دهنت را ببند!

    کلمه “shut” معمولاً با حرف اضافه به کار می‌رود:
    این کسب‌وکار هفته گذشته برای همیشه تعطیل شد.
    شهرداری یک محل شرط‌بندی غیرقانونی را در محله ما پلمپ کرد.
    پس از طوفان شدید، مردم چندین روز در خانه‌هایشان محبوس شدند.
    برای بستن آب، دسته شیر را بچرخانید.
    خانه شما باید شیرهای قطع‌کننده برای لوله‌کشی و وسایل گاز داشته باشد.
    لطفاً چراغ‌ها را خاموش کنید.

    یکی از کاربردهای رایج “shut” با حرف اضافه “up” است. این عبارت وقتی استفاده می‌شود که کسی می‌خواهد دیگری دست از حرف زدن بردارد. “Shut up” به معنی «خفه شو» بیان مودبانه‌ای نیست، اما معمولاً در گفتار روزمره شنیده می‌شود.
    معلم به دانش‌آموزانی که صحبت می‌کردند گفت ساکت شوند.
    بهتر است در این مورد ساکت بمانی. (در این مورد حرف نزنی.)
    او ساکت نمی‌شود.
    چرا آن‌ها ساکت نمی‌شوند؟
    خفه شو!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Skinny به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Skinny به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Skinny به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “لاغر” برای توصیف کسانی یا چیزهایی که باریک و کم‌جثه هستند استفاده می‌شود. لاغر بودن نقطه مقابل چاق بودن است.

    پاهای او لاغر است.
    افراد لاغر معمولاً می‌توانند لباس‌های تنگ را به راحتی بپوشند.
    اگر لاغر هستید، شاید غذای کافی نمی‌خورید.
    دکتر به ونسا گفت که باید وزنش را بیشتر کند چون بیش از حد لاغر شده بود.
    مدل‌های دنیای مد به لاغر بودن معروف هستند.
    بازوهای لاغر برای یک مرد ظاهر زیبایی ندارد.
    کسی که “همه پوست و استخوان” است، یعنی خیلی لاغر است. (“همه پوست و استخوان” یک اصطلاح است.)

    این واژه برای توصیف اشیا هم کاربرد دارد:

    شلوارهای جین لاغر (اسکینی) میان جوانان طرفدار دارد.
    کراوات‌های باریک در دهه ۱۹۸۰ بین مردان مد بود.
    ورودی غار آن قدر باریک است که بیشتر افراد نمی‌توانند از آن عبور کنند.
    در حیاط جلوی خانه‌مان یک درخت بلند و باریک داریم.
    آن خانه از بیرون بلند و لاغر به نظر می‌رسد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Skunk به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Skunk به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Skunk به فارسی با مثالهای کاربردی

    اسکَنگ (Skunk) یک حیوان پستاندار کوچک است که برای محافظت از خود از غده‌های مخصوصی که دارد، بو تولید می‌کند. این بو که بسیار تند و زننده است، به عنوان یک روش دفاعی کاربرد دارد. حتی بعد از مرگ این حیوان نیز این بو در فضا پخش می‌شود. در جاده‌های آمریکا، خیلی پیش می‌آید که اسکَنگ‌ها زیر ماشین‌های سریع بروند و این بو در هوا منتشر شود.

    اوه، این چه بویی است؟ بوی اسکَنگ می‌دهد.
    کسی یک اسکَنگ را زیر گرفته.
    اینجا بوی اسکَنگ می‌دهد.
    معلم ورزش ما از یک اسکَنگ هم بدتر بو می‌دهد.

     
    علاوه بر این، اصطلاحات مختلفی در زبان انگلیسی وجود دارد که از کلمه “اسکَنگ” در آن‌ها استفاده شده است.

    او مثل اسکَنگ مست است. (یعنی خیلی زیاد الکل نوشیده.)
    تیم مقابل ما را درست شکست داد. (یعنی ما خوب بازی نکردیم و آن‌ها به راحتی برنده شدند.)
    جو برای ماهیگیری روی یخ رفت و دست خالی برگشت. (یعنی هیچ ماهی‌ای نگرفت.)
    وقتی یاسمین از فروشگاه میسی رد می‌شد، یک فروشنده عطر زیاد روی او پاشید. (یعنی به حدی عطر زد که بوی بدی داشت.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.