دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Sad به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sad به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Sad به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر احساس شادی نمی‌کنید، می‌توانید از کلمه “غمگین” استفاده کنید.

    او غمگین است.
    او احساس غمگینی می‌کند.
    چرا امروز این قدر غمگین هستی؟

    برای ساختن قید از صفت، به انتهای کلمه “sad” حروف “ly” را اضافه کنید.

    متأسفانه او در دانشگاه پذیرفته نشد.
    گلف‌باز قهرمان سابق با حالی غمگین در جایگاه آخر قرار گرفت.
    ما متأسفانه فهمیدیم که مرگ او نه تنها ناگهانی بود، بلکه در لحظات پایین نیز با درد همراه بوده است.

    وقتی بخواهیم از این کلمه به عنوان فعل استفاده کنیم، به شکل “sadden” تغییر می‌یابد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    sadden

    غمگین شدن

    saddened

    غمگین شد

    saddened

    غمگین شده

    این اتفاق ناگوار، همه مردم شهر را داغدار کرد. (این جمله در زمان گذشته نوشته شده است.)
    با دریافت خبر تلخ شما، دلمان برایتان سوخت. (این جمله به شکل مفعولی و در زمان گذشته بیان شده است.)
    هرگاه به رویدادی که برای برادرش پیش آمد فکر می‌کند، دلش می‌گیرد. (این جمله در زمان حال است.)
    اسم این حالت، “اندوه” یا “غم” است.

    وقتی سگ مری از دنیا رفت، او از پا درآمد و اندوه بر او چیره شد.
    زمانی که مالک اعلام کرد شرکت تعطیل خواهد شد، حس سنگین غم و اندوه در تمام محیط شرکت پیچید.
    در یک لحظه، اندوه آنها به شادی تبدیل شد؛ وقتی که فهمیدند پسرشان زنده است.

    در مورد واژه “غمگین” که برای توصیف چیزی به کار می‌رود:
    آن خانه، ظاهری غمگین و افسرده دارد.
    این پیتزا واقعاً ناامیدکننده است. خمیرش نپخته و پنیرش هم کاملاً آب نشده.
    مهمانی که رفتیم، حال و هوای خیلی دلگیری داشت. تقریباً کسی آنجا نبود.
    خیلی غم‌انگیز است که او نمی‌تواند زندگی‌اش را سامان بدهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Safe به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Safe به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Safe به فارسی با مثالهای کاربردی

    آزاد بودن از خطر و چیزی که ممکن است به شما آسیب برساند، معنای کلمه «safe» است. این کلمه نقطهٔ مقابل «dangerous» (خطرناک) یا «unsafe» (ناامن) محسوب میشود.
    در جملههای زیر، «safe» به عنوان صفت به کار رفته است:

    – پولتان در بانک در امان است.
    – پناهگاهها به مردم امنیت میدهند.
    – دانیل در مدرسه احساس امنیت میکند.
    – آن قایق کوچک به نظر خیلی ایمن نمیآید.
    – بعضی مناطق جهان برای گردشگران به اندازهٔ کافی امن نیستند.
    – آیا در محل زندگی خود احساس امنیت میکنید؟
    – محمد رانندهای مطمئن است.
    – مراقب خود باشید.

    کلمهٔ «safely» یک قید است. قیدها معمولاً فعل، صفت یا قیدهای دیگر را توصیف میکنند:

    – محمد با احتیاط رانندگی میکند.
    – با دقت از خیابان عبور کنید.
    – اگر در ورزش کردن احتیاط نکنید، ممکن است آسیب ببینید.

    «safety» (یعنی ایمنی) یک اسم است:

    – ما نگران ایمنی او هستیم.
    – پلیس برای حفظ امنیت جامعه تلاش میکند.
    – پس از تیراندازی دیشب، امنیت این محله زیر سؤال رفته است.

    وقتی «safe» به عنوان اسم به کار میرود، معمولاً به جعبه یا محفظهای امن برای نگهداری پول و اشیای باارزش اشاره دارد:

    – شرکت پولهایش را تا زمان مراجعه به بانک، داخل گاوصندوق نگه میدارد.
    – بعضیها در خانههای خود گاوصندوق دارند.
    – او اسناد مهم و برگههای سهام خود را در گاوصندوق حفظ میکند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Sag به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sag به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Sag به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی آویزان شود، یعنی از جای معمول خود پایین‌تر قرار می‌گیرد. معمولاً این حالت وقتی پیش می‌آید که چیزی سنگینی روی آن باشد یا نیرویی به آن وارد شود.

    سقف زیر وزن برف سنگین، پایین افتاده است.
    انتهای کامیون به خاطر حمل مقدار زیادی سنگ، پایین آمده است.
    تشکی که تاد روی آن می‌خوابد در وسط فرورفتگی دارد، چون هم قدیمی است و هم او کمی سنگین‌وزن است.
    پلک‌های ونسا به خاطر خستگی زیاد، افتاده است.
    خانم ۹۰ ساله‌ای که آن طرف خیابان زندگی می‌کند، پوست دست‌هایش شل و آویزان است. (کلمه «saggy» یک صفت است.)
    فروش در بعضی مغازه‌های معمولی به دلیل رقابت با فروشگاه‌های اینترنتی، کاهش پیدا کرده است.

     
    کلمه «sag» اخیراً در دنیای مد، معنای تازه‌ای هم پیدا کرده است. به مردانی که شلوارشان را خیلی پایین و زیر کمر می‌پوشند، می‌گویند شلوارشان را «sagging» می‌کنند.

    شلوار ماریو پایین افتاده است.
    معلمان مدرسه‌اش از دانش‌آموزان خواسته‌اند با شلوار افتاده به مدرسه نیایند.
    وقتی شلوار یک مرد پایین می‌افتد، لباس زیرش دیده می‌شود.
    این سبک پوشیدن در بین کسانی که به موسیقی هیپ‌هاپ علاقه دارند، رواج دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Sake به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sake به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Sake به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “به خاطر” زمانی به کار می‌رود که کاری به دلیل وجود شخصی، چیزی یا هدفی خاص انجام شود. این کلمه از نظر معنا شبیه به واژه‌هایی مانند “خوب” یا “ایمنی” است.

    گیلبرت و روندا تصمیم گرفتند به خاطر فرزندانشان طلاق نگیرند.
    مدیرعامل شرکت به خاطر آیندهٔ بهتر شرکت، از سمت خود استعفا داد.
    ما این کار را به خاطر خودتان انجام می‌دهیم، حتی اگر از آن خوشتان نیاید.
    مهاجرت به کانادا برای خانواده خوب است و به نفع آنها خواهد بود.
    بیل هنر را فقط به خاطر عشق به هنر خلق می‌کند. او از فرآیند ساختن لذت می‌برد و نظر دیگران برایش مهم نیست.
    ماموریت‌های فضایی به مریخ و دیگر سیارات، به خاطر پیشرفت علم و آیندهٔ انسان‌ها انجام می‌شود.

     
    این کلمه معمولاً در بیان ناامیدی یا تعجب نیز استفاده می‌شود:

    اوه به خاطر بهشت
    اوه، به خاطر خدا! بس کن
    به خاطر خدا! این کار را نکن!
    اوه، به خاطر پیت! دست از شکایت بردارید.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Salary به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Salary به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Salary به فارسی با مثالهای کاربردی

    حقوق، پولی است که یک کارمند از شرکتش به صورت ماهانه یا سالانه دریافت می‌کند. این نوع پرداخت با دستمزد ساعتی فرق دارد؛ در دستمزد ساعتی، مبلغ بر اساس تعداد ساعات کار محاسبه می‌شود.

    کارمندانی که حقوق ثابت می‌گیرند، معمولاً هر دو هفته یک‌بار — اغلب روزهای جمعه — چک حقوق دریافت می‌کنند، یا در دو تاریخ مشخص در ماه، پول به حسابشان واریز می‌شود.

    مونیکا در روزهای ۱۵ و ۲۸ هر ماه حقوق می‌گیرد.
    بخشی از درآمد او برای مالیات و پس‌انداز کنار گذاشته می‌شود.
    کوین که مدیر یک دفتر است، حقوق خوبی دریافت می‌کند.
    شرکت، حقوق او را هر دو هفته یک‌بار، روز جمعه، مستقیماً به حسابش واریز می‌کند.
    کارکنان شرکت می‌گویند حقوقشان خیلی کم است.
    پرسیدن دربارهٔ میزان درآمد دیگران، رفتار مناسبی نیست. (مثلاً: «سالانه چقدر درآمد داری؟»)
    معمولاً کسانی که در سواحل شرقی یا غربی آمریکا زندگی می‌کنند، نسبت به ساکنان مناطق مرکزی، درآمد بیشتری دارند.
    رون ترجیح می‌دهد به او دستمزد ساعتی بدهند تا حقوق ثابت، چون با این روش پول بیشتری به دست می‌آورد.
    اگر از میزان حقوقتان راضی نیستید، می‌توانید به دنبال شغل دیگری بگردید.
    وقتی برای وام مسکن، کارت اعتباری یا هر نوع وام دیگری درخواست می‌دهید، باید میزان حقوق خود را در فرم مربوطه بنویسید.

    توجه: از آنجا که یک کارگر به طور متوسط سالانه ۲۰۰۰ ساعت کار می‌کند، می‌توان دستمزد ساعتی را با تقسیم کل حقوق بر ۲۰۰۰ محاسبه کرد.
    مثال:
    ۳۶,۰۰۰ دلار ÷ ۲۰۰۰ = ۱۳ دلار در ساعت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Sample به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sample به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Sample به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک “نمونه” یا “نمونه‌ی کوچک”، بخش بسیار کمی از یک چیز بزرگ‌تر است. این نمونه به شما کمک می‌کند تا بفهمید آن چیز چه طعم، حس، بوی یا ظاهری دارد.

    گاهی در فروشگاه‌های مواد غذایی، نمونه‌های کوچکی از خوراکی‌ها برای چشیدن به مشتریان داده می‌شود.
    ما بعد از امتحان کردن یک تکه کوچک از پنیر چدار، تصمیم گرفتیم آن را بخریم.
    والری چند تکه از کاغذ دیواری را به خانه آورد تا برای دیوارهای آشپزخانه‌اش انتخاب کند.
    مقدار کمی از رنگ را روی دیوار اتاق نشیمن امتحان کردند تا ببینند چطور دیده می‌شود.
    گرگ چندتا از کارهای هنری خود را برای یک شرکت فرستاد تا شاید بتواند به عنوان یک هنرمند استخدام شود.
    در وب‌سایت ساوندکلاود، می‌توانید نمونه‌های جالب زیادی از آهنگ‌های جدید را پیدا کنید و گوش دهید.
    پزشک می‌خواهد یک نمونه از خون شما را برای آزمایش بگیرد.
    بعضی از شرکت‌ها از کارکنان خود می‌خواهند که نمونه ادرار بدهند تا مطمئن شوند که فرد از مواد مخدر استفاده نکرده است.

    کلمه “sample” اغلب به عنوان یک فعل هنگام چشیدن مقدار کمی غذا استفاده می شود:

    ساده گذشته فعل ماضی
    sample

    نمونه برداشتن

    مزه کردن

    sampled

    نمونه برداری شد

    مزه کرد

    sampled

    نمونه برداری شده

    مزه کرده

    در یک کارخانه شراب‌سازی، ما از شراب خیلی خوبی چشیدیم. (کارخانه شراب‌سازی جایی است که در آن شراب تولید می‌شود.)

    آیا دوست داری کمی از این آووکادو را بچشی؟ (یعنی می‌خواهی آن را امتحان کنی؟ sample = چشیدن یا امتحان کردن)

    کمی از این پنیر را امتحان کن. واقعا خوشمزه است. (یعنی پیشنهاد می‌کنم مقداری از آن را بچشی.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Sale به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sale به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Sale به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید بگویید چیزی برای خرید موجود است، از عبارت «برای فروش» استفاده می‌کنید:

    – آن‌ها یک خانه برای فروش دارند.
    – این خودرو برای فروش است.
    – آیا این قابل خریداری است؟ (یعنی آیا می‌شود آن را خرید؟)

    در بسیاری از مواقع، «sale» به معنی کاهش قیمت و حراج است:

    – این تی‌شرت‌ها حراجی هستند.
    – آن مغازه روی کفش‌ها حراج گذاشته.
    – قیمت این آناناس‌ها در حراج، سه دلار برای هر عدد است.
    – آخر هفته در فروشگاه میسی یک حراج بزرگ برگزار می‌شود.

    انواع مختلفی از فروش و حراج وجود دارد:

    – فروش گاراژی: وقتی افراد وسایل اضافی و نخواسته‌شان را از گاراژ می‌فروشند.
    – فروش حیاط: شبیه فروش گاراژی، اما در حیاط خانه انجام می‌شود.
    – فروش املاک: وقتی تمام یا بخش بزرگی از وسایل خانه به دلیل فوت یا جابه‌جایی صاحب آن فروخته می‌شود.
    – فروش دست‌دوم یا نذری: معمولاً توسط سازمان‌ها یا کلیساها برای جمع‌آوری کمک مالی برگزار می‌شود.
    – بازارهای کالای دست‌دوم: که در آن گروه زیادی کالاهای قدیمی و استفاده‌شده می‌فروشند.
    – حراجی: که در آن کالاها به پیشنهاددهنده‌ی بالاترین قیمت فروخته می‌شود.

    کلمهٔ «sale» گاهی با واژه‌های دیگر ترکیب شده یا به صورت صفت به کار می‌رود:

    – باب شغلش فروشندگی است.
    – لیندا هم در زمینهٔ فروش فعالیت می‌کند.
    – ویکتور باید امروز بعدازظهر یک تماس فروش داشته باشد.
    – بیشتر خریدها شامل مالیات بر فروش می‌شوند.
    – آگهی‌های فروش، معمولاً آخر هفته‌ها در روزنامه چاپ می‌شوند.
    – تیم فروش، گروهی است که با هم برای فروش محصولات یک شرکت تلاش می‌کنند.
    – اگر کسی در بخش فروش یک فروشگاه کار کند، مستقیماً با مشتریان در ارتباط است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Salt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Salt به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Salt به فارسی با مثالهای کاربردی

    نمک یک ماده معدنی است که برای خوشمزه کردن غذاها از آن استفاده می‌شود. این ماده در زمینه‌های مختلفی مثل نگهداری مواد غذایی و آشپزی کاربرد دارد. بیشتر حیوانات به طور طبیعی به نمک تمایل دارند، چون این ماده برای بدن آن‌ها ضروری است.

    آشپز سوپ پخت، اما حس کرد سوپش به نمک بیشتری نیاز دارد.
    پس به سوپ نمک اضافه کرد.
    خیلی از مردم چوب‌شور را دوست دارند، چون نمک زیادی دارد.
    چوب‌شور شور است. (کلمه “شور” یک صفت است.)
    چوب‌شور به خاطر شوریِ خود معروف است. (کلمه “شوری” یک اسم است.)
    پزشکان به کسانی که فشار خون بالا دارند توصیه می‌کنند مصرف نمک را کم کنند.
    مصرف زیاد نمک برای سلامتی خوب نیست.
    پاپ‌کورن معمولاً با نمک مصرف می‌شود.
    من به پاپ‌کورنم نمک زدم. (یعنی روی آن نمک پاشیدم.)
    گوشت هم معمولاً نمک‌زده می‌شود.
    وقتی به گوشت نمک بزنیم، معمولاً طعم بهتری پیدا می‌کند.
    برای این کار می‌توانید از نمکدان استفاده کنید.
    بیشتر افراد در آشپزخانه یا روی میز غذاخوری، نمکدان و فلفلدان دارند.
    نمک را روی جاده‌های یخ‌زده هم می‌پاشند تا از تشکیل لایه‌های یخ جلوگیری کنند.
    نمک به آب شدن یخ کمک می‌کند.
    آب اقیانوس‌های دنیا شور است.
    نوشیدن آب نمک توصیه نمی‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Sand به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sand به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Sand به فارسی با مثالهای کاربردی

    شن و ماسه یک ماده طبیعی است که تقریباً همه جا پیدا می‌شود؛ در خاک، در کنار دریا و حتی در کف اقیانوس‌ها و دریاچه‌ها.
    وقتی به ساحل دریا می‌روید، معمولاً مقدار زیادی شن و ماسه می‌بینید. بچه‌هایی که در تصویر بالا می‌بینید، در حال بازی روی یک ساحل شنی هستند. (کلمه “شنی” یک صفت است.)

    بچه‌ها عاشق درست کردن قلعه‌های شنی هستند.
    مردم در ساحل صندل می‌پوشند تا پاهایشان از گرمای شن‌ها در امان بماند.
    اگر بچه‌ها به ساحل دسترسی نداشته باشند، می‌توانند در پارک‌ها داخل جعبه‌های ماسه بازی کنند.
    علاوه بر این، شن و ماسه در بیابان‌های جهان هم به فراوانی وجود دارد. باد آن‌ها را جابه‌جا کرده و تپه‌های شنی بلندی ایجاد می‌کند.
    در زمین‌های گلف هم ماسه پیدا می‌شود.
    بازیکن در حالی که توپش داخل یک حفره ماسه‌ای افتاده، آن را به بیرون می‌زند.
    ماسه یکی از مواد اصلی سیمان است که برای ساختن سازه‌های مختلف از آن استفاده می‌شود.
    از سنباده برای صاف و هموار کردن سطوح مختلف استفاده می‌کنند.
    کیسه‌های شن یا “شن‌کیسه” را از ماسه پر می‌کنند تا جلوی پیشروی آب دریا یا رودخانه را بگیرند.
    سربازان هم در میدان نبرد از این کیسه‌ها به عنوان محافظ استفاده می‌کنند.
    ساعت‌های شنی با ماسه پر شده‌اند. وقتی تمام ماسه‌ها از قسمت بالا به پایین بریزند، زمان تمام شده است.
    مرد شنی هم یک شخصیت خیالی است که با پاشیدن شن جادویی روی چشم‌ها، به مردم کمک می‌کند تا راحت بخوابند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Satisfy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Satisfy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Satisfy به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای راضی کردن کسی، باید انتظاراتش را برآورده کنی. یعنی یک شرکت، یک محصول یا یک فرد دیگر سعی می‌کند تو را خوشحال کند. با این حال، گاهی اوقات راضی بودن به این معنا نیست که حس خوشبختی کامل داری، بلکه یعنی احساس می‌کنی همه چیز قابل قبول و تقریباً خوب است.

    * این ساندویچ‌ها احتمالاً برای الآن میهمانان ما کافی هستند، اما به زودی باید غذای بیشتری بیاوریم.
    * عذرخواهی، مشتری ناراضی را آرام نکرد، برای همین او از مغازه بیرون رفت و گفت دیگر هرگز برنمی‌گردد.
    * کالاهای آن شرکت خواسته‌های ما را تأمین نمی‌کرد، بنابراین ما به سراغ یک سازنده دیگر رفتیم.
    * فکر می‌کنی این نتیجه کار، مدیر ما را راضی می‌کند؟
    * هر دو طرف از پیمانی که بسته‌اند، خشنود هستند.
    * این راه‌حل، همه افراد درگیر را خوشحال می‌کند.

     

    واژه‌های **«satisfied»**، **«satisfying»** و **«satisfactory»** صفت محسوب می‌شوند:

    * این راه‌حل، راه‌حل قابل قبولی نبود.
    * همه گفتند این تجربه، لذت‌بخش و رضایت‌آور بود.
    * مشتریان خشنود، رستوران را ترک کردند و آهسته به سمت ماشین‌هایشان راه رفتند.
    * آیا احساس رضایت می‌کنی؟
    * آن‌ها احساس رضایت ندارند و می‌خواهند پولشان را پس بگیرند.
    * حالا راضی شدی؟ (گاهی این سوال با کنایه یا ناراحتی از کسی پرسیده می‌شود که مرتکب اشتباه بزرگی شده است.)

     

    واژه **«satisfaction»** (رضایت) یک اسم است:

    * رضایت کامل شما از محصولات ما، برایمان بسیار مهم است.
    * هتل، رضایت میهمانان خود را تضمین کرده بود.
    * آن مرد نتوانست از سیستم دادگستری به نتیجه و حس رضایتی برسد، بنابراین تصمیم گرفت خودش دست به کار شود و یک اسلحه بخرد.

    یادداشت فرهنگی: **«I Can’t Get No Satisfaction»** نام یک آهنگ بسیار معروف راک اند رول از گروه رولینگ استونز است. این آهنگ در دهه ۱۹۶۰ منتشر شد، اما هنوز هم محبوبیت زیادی دارد. به استفاده از نفی دوگانه در آن توجه کنید: **can’t get no**. از نظر دستور زبان صحیح، عنوان آهنگ باید **«I Can’t Get Any Satisfaction»** می‌بود، اما در دنیای هنر و موسیقی، رعایت دقیق دستور زبان همیشه اولویت ندارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.