دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Rub به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rub به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Rub به فارسی با مثالهای کاربردی

    مالیدن یعنی حرکت دادن چیزی روی یک سطح. این حرکت می‌تواند به طور اتفاقی یا از روی قصد انجام شود. وقتی چیزی را می‌مالید، اصطکاک ایجاد می‌شود که می‌تواند باعث ساییدگی شود. همچنین، مالش راهی برای پخش کردن یک مایع یا کرم است تا چیزی نرم شود یا نتیجه دلخواه دیگری به دست آید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    مالیدن مالیده شد مالیده شده است

    دوریس کمی کرم به دست‌هایش مالید تا نرم بمانند.
    جورج دست‌هایش را به هم مالید تا گرم شوند.
    وقتی سامانتا در جنگل قدم می‌زد، پایش به یک بوتهٔ خاردار کشیده شد.
    لاستیک عقب دوچرخه‌ام به ترمز می‌ساید. باید آن را تعمیر کنم.
    بعضی‌ها معتقدند مالیدن پای خرگوش می‌تواند خوش‌شانسی بیاورد.
    می‌توان از پاک‌کنِ سر مداد برای از بین بردن اشتباهات روی کاغذ استفاده کرد.
    وقتی کسی پشتتان را ماساژ می‌دهد، حس خوبی دارد. (به این کار “ماساژ پشت” می‌گویند.)
    ممکن است آدم‌ها وقتی خسته هستند، چشم‌هایشان را بمالند.
    طبیعی است که وقتی جایی از بدنتان ضربه می‌بیند یا آسیب می‌بیند، آن را مالش دهید.

    او به من اشتباه می مالد. (چیزی در مورد او وجود دارد که من آن را دوست ندارم.)
    آه، مالش وجود دارد. (مشکل همین است.)
    روب-آ-داب-داب،
    سه مرد در وان،
    و به نظر شما آنها چه کسانی هستند؟
    قصاب، نانوا، شمعدان ساز،
    و همه آنها به دریا رفتند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Rubble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rubble به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Rubble به فارسی با مثالهای کاربردی

    آوار، همان چیزی است که پس از یک جنگ ویرانگر یا سال‌ها بی‌توجهی و فراموشی بر جای می‌ماند.

    ساختمان‌های بسیار قدیمی پس از قرن‌ها تابش خورشید، وزش باد و بارش باران، در میان آوار محاصره می‌شوند.
    بسیاری از شهرهای سوریه و عراق پس از سال‌ها نبرد و درگیری نظامی، کاملاً به تلی از خرابه تبدیل شده‌اند.
    شهر درسدن در آلمان، در پایان جنگ جهانی دوم به کلی ویران شد و تنها آوار از آن برجای ماند.
    برج‌های دوقلوی نیویورک نیز پس از حمله تروریستی سال ۲۰۰۱، کاملاً فرو ریخت و به کوهی از آوار تبدیل شد.
    همچنین، پس از آنکه صاحبان قبلی خانه‌هایشان را رها کردند، تعداد زیادی خانه در شهر دیترویت وجود دارند که در زیر آوار مدفون مانده‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Rude به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rude به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Rude به فارسی با مثالهای کاربردی

    “بی‌ادب” صفتی است که به رفتار ناشایست و نامناسب اشاره دارد. این کلمه را برای افرادی به کار می‌بریم که هنگام رفتار کردن، به احساسات و reactions دیگران توجهی ندارند.

    – فروشنده با مشتری برخورد نامناسبی داشت و به همین خاطر، مشتری بدون خرید کردن از مغازه رفت.
    – یک دانش‌آموز با معلمش بی‌احترامی کرد و معلم از او خواست که از کلاس خارج شود.
    – قطع کردن حرف دیگران، نوعی بی‌احترامی محسوب می‌شود.
    – چند روز پیش، یک رانندهٔ بی‌ادب ناگهان جلوی ماشین من را گرفت و سپس با حرکت انگشتش به من توهین کرد!*
    – چرا به ما نگفتند که دیر می‌رسند؟ این کار واقعاً بی‌ادبانه است!
    – همسایه‌های بالای سر باب، هر شب تا پاسی از شب موسیقی با صدای بلند پخش می‌کنند. این رفتار، بی‌ادبانه است.
    – رئیس کارلا با کارمندانش برخورد محترمانه‌ای ندارد.
    – لطفاً مودب باشید و بی‌ادبی نکنید!

     

    کلمهٔ “بی‌ادبانه” به صورت قید نیز به کار می‌رود:

    – یک دانش‌آموز، به‌طور بی‌ادبانه‌ای حرف معلم را قطع کرد.
    – وقتی من به کسی که پایش را زیر پا گذاشته بودم عذرخواهی کردم، او با بی‌احترامی عذرخواهی مرا نپذیرفت.

    Give the finger: بلند کردن انگشت وسط به سمت دیگری به عنوان یک حرکت عصبانیت یا پرخاشگری.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ruin به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ruin به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Ruin به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی از چیزی کیفیتش به شدت کم می‌شود یا وضعیتی ناگهان بسیار بد می‌شود، می‌توانیم از کلمه «ruin» استفاده کنیم. این کلمه برای توصیف موقعیت‌ها یا روابطی که به کلی از بین رفته یا خراب شده‌اند، به کار می‌رود.

    مثال‌ها:

    – او با گذاشتن غذا برای مدت طولانی در فر، شام را خراب کرد.
    – آتش، خانه را نابود کرد. (جمله با ساختار فعال)
    – خانه در اثر آتش‌سوزی نابود شد. (جمله با ساختار مجهول)
    – کارل با خیانت به دوست‌دخترش، رابطه‌شان را خراب کرد.
    – هوای بد، مهمانی که قرار بود در فضای باز برگزار کنیم را خراب کرد.
    – آن خانم‌ها در طول فیلم بی‌وقفه حرف می‌زدند و تجربه تماشای فیلم را برای همه خراب کردند.
    – داری برنامه‌های منو به هم می‌ریزی.
    – برنامه‌هایم خراب شد. (در اینجا می‌توانید از «ruined» به عنوان یک صفت استفاده کنید.)

     

    علاوه بر این، «ruin» به عنوان اسم نیز به کار می‌رود و به چیزی اشاره دارد که کاملاً از بین رفته یا بر اثر گذر زمان —مثلاً در یک ساختمان— آسیب جدی دیده است.

    مثال‌ها:

    – خانه‌شان بعد از آتش‌سوزی به صورت ویرانه درآمده بود.
    – برنامه‌هایشان از بین رفته، چون شهرداری به آن‌ها مجوز کسب‌وکار نداده است.
    – وقتی به ایتالیا سفر می‌کنی، می‌توانی ویرانه‌های امپراتوری روم را ببینی.
    – سپاهی که به شهر حمله کرد، آن را به ویرانه تبدیل کرد.
    – ویرانه‌هایی که در یونان می‌بینی، هزاران سال قدمت دارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Run به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Run به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Run به فارسی با مثالهای کاربردی

    کاربرد اصلی و معمول کلمه‌ی run به عنوان فعل، زمانی است که می‌خواهیم حرکت سریع یک فرد یا حیوان را توصیف کنیم.

    ساده گذشته فعل ماضی
    Run

    دویدن

    ran

    دوید

    run

    دویده

    یک سگ خیلی تندتر از آدم می‌تواند بدود.
    اسب‌ها در مسیر مخصوص مسابقه می‌دوند.
    بچه‌ها دوست دارند موقع بازی بدوند.
    مردم برای شرکت در مسابقه یا ورزش کردن می‌دوند.
    در مسابقه دو، شرکت‌کنندگان پشت خط شروع می‌ایستند و با شنیدن علامت شروع، دویدن را آغاز می‌کنند. (به فردی که می‌دود “دونده” می‌گویند.)
    بیش از هزار نفر در مسابقه ماراتن شرکت کردند. (این جمله در زمان گذشته نوشته شده است. ماراتن یک مسابقه دو طولانی و چندکیلومتری است.)
    آیا تا حالا در یک مسابقه دو شرکت کرده‌اید؟ (این سوال با زمان حال کامل ساخته شده است.)

    کلمه “run” برای وسایل و ماشین‌ها هم به کار می‌رود:
    ماشین من با بنزین کار می‌کند.
    تونی سه تا ماشین دارد، اما دو تای آن‌ها راه نمی‌افتند. (نیاز به تعمیر دارند.)
    یخچالتان روشن و در حال کار است؟ (آیا کار می‌کند؟)
    آب از شیر در حال ریختن است.
    بینی آلن آب ریزش دارد. (یعنی او سرماخورده و مایع از بینی‌اش خارج می‌شود.)
    کیم بلد است چطور یک کسب‌وکار را مدیریت کند. (run = مدیریت کردن و اداره کردن)
    تاد شرکتش را ورشکست کرد. (او شکست خورد.)

    این کلمه می‌تواند به شکل اسم هم استفاده شود:
    جنیفر رفت تا کمی بدود.
    جان می‌خواهد دور دریاچه بدود.
    آن خانواده یک دوره پر از بدبیاری را پشت سر گذاشته‌اند. (a run = یک دوره متوالی از اتفاقات)
    دونا این روزها دوره خوش‌شانسی را تجربه می‌کند.
    بازار سهام اخیراً رشد خوبی داشته است.
    این ماشین ارزش پولی که برایش پرداخته‌ای را دارد. (این یک اصطلاح است. یعنی با گذشت زمان متوجه می‌شوی که این خرید، ارزشمند بوده است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Rush به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rush به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Rush به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی لازم است سریع به جایی بروید یا کاری را با سرعت انجام دهید، می‌توانید از کلمه **rush** استفاده کنید. این کلمه هم به‌صورت فعل (کاری که انجام می‌دهید) و هم به‌صورت اسم (چیزی که در آن هستید) به کار می‌رود و معنایی نزدیک به «عجله کردن» دارد.

    در اینجا چند جمله می‌بینید که **rush** به‌صورت فعل به کار رفته است:

    – اد امروز صبح با عجله به محل کار رفت.
    – آلما باید سریع به کلاس بعدی خود برود.
    – نمی‌توان این فرآیند را سریع پیش برد؛ زمان لازم دارد.
    – باید بروم. بعداً می‌بینمت.
    – سعی کن عجله نکنی.
    – اگر عجله کنی، ممکن است اشتباه کنی.
    – آهسته‌تر برو و عجله نکن.

     

    این نمونه‌ها نیز **rush** را به‌صورت اسم نشان می‌دهند:

    – چرا همیشه این‌قدر عجله دارد؟
    – چه عجله‌ای است؟
    – الان نمی‌توانم صحبت کنم، عجله دارم!
    – عجله‌ای نیست. با آرامش انجام بده.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Rust به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rust به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Rust به فارسی با مثالهای کاربردی

    زنگ‌زدگی زمانی به وجود می‌آید که فلز و آب با یکدیگر واکنش شیمیایی نشان می‌دهند. برای نمونه، بدنه خودروها معمولاً از فولاد ساخته شده است. اگر آهن موجود در فولاد، برای مدت طولانی در تماس با آب یا رطوبت قرار بگیرد، تغییر شکل می‌دهد و زنگ می‌زند. معمولاً در وسایل قدیمی مثل خودروهای فرسوده، زنگ‌زدگی دیده می‌شود:

    There’s a lot of rust around the wheel well. (در این جمله، “rust” به عنوان اسم به کار رفته است.)
    The areas around the wheels have rusted. (در این جمله، “rust” به عنوان فعل استفاده شده است.)
    Some parts of this car have so much rust that they need to be held together with metal straps and coat hangers.
    You can prevent rust by keeping your car in a garage.
    My car is getting too rusty. (کلمه “rusty” در اینجا نقش صفت دارد.)
    The rear wiper is so rusty, it barely moves any more.

    در اطراف چرخ‌های خودرو، زنگ‌زدگی زیادی دیده می‌شود. (در این جمله rust یک اسم است.)
    قسمت‌های اطراف چرخ‌ها زنگ زده‌اند. (در این جمله rust یک فعل است.)
    بعضی از بخش‌های این خودرو آنقدر زنگ‌زدگی دارند که باید با بندهای فلزی و چوب لباسی‌های فلزی محکم شوند.
    می‌توانید با قرار دادن خودرو در گاراژ، از زنگ زدن آن جلوگیری کنید.
    خودروی من دارد خیلی زنگ‌زده می‌شود. (کلمه rusty یک صفت است.)
    برف‌پاک کن عقب آنقدر زنگ‌زده است که دیگر به ندرت حرکت می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Rut به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rut به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Rut به فارسی با مثالهای کاربردی

    “شیار” به اثری گفته می‌شود که وقتی یک جسم سنگین بارها و بارها روی زمین حرکت می‌کند، روی آن به جا می‌ماند. معمولاً لاستیک وسایل نقلیه مختلف مثل دوچرخه، گاری، ماشین، کامیون و تانک این شیارها را ایجاد می‌کنند.

    چرخ‌های گاری در حال حرکت به سمت غرب، روی زمین نرم شیار انداختند.
    اگر جاده‌ها در زمستان پاکسازی نشوند، برف و یخ روی آن‌ها شیار ایجاد می‌کند که رانندگی را سخت می‌نماید.
    در بعضی از مناطق جهان که هوای خشکی دارند، این شیارها ممکن است سال‌ها باقی بمانند.

     
    وقتی می‌گویند کسی «در یک روال تکراری و ناخوشایند» (in a rut) گیر کرده، یعنی برای مدت طولانی اوضاع بر وفق مرادش پیش نمی‌رود. گاهی فرد احساس افسردگی می‌کند، اعتمادبه‌نفس ندارد یا فقط بدشانس است. خلاص شدن از این وضعیت آسان نیست.

    راجر بعد از اینکه کارش را از دست داد، برای چند ماه در این وضعیت ناخوشایند گرفتار شد.
    کارولین در یک روزمرگی ناخوشایند گیر کرده. او تازه طلاق گرفته و به ندرت از خانه بیرون می‌رود.
    آنتونیو قبلاً یک فوتبالیست عالی بود، اما اخیراً در یک دوره افت عملکرد قرار گرفته و نمی‌تواند گل بزند.
    اقتصاد ایالات متحده برای چند سال در رکود بود. به نظر می‌رسد الآن دارد دوباره جان می‌گیرد.
    تینا در نهایت وقتی یک شغل جدید پیدا کرد، از آن وضعیت یکنواخت و ناخوشایند خارج شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Sack به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sack به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Sack به فارسی با مثالهای کاربردی

    کیسه نوعی کیف است که معمولاً از پارچه یا مواد نرم و انعطاف‌پذیر دیگر درست می‌شود.

    در یک نانوایی معمولاً کیسه‌های بزرگی از آرد و شکر دیده می‌شود.
    می‌توان پول را داخل یک کیسه جابه‌جا کرد.
    در یک بازدید مدرسه از موزه، هر دانش‌آموز غذای خود را در یک کیسه مخصوص ناهار آورده بود. (غذا داخل یک کیسه کاغذی قرار داشت.)
    بابانوئل اسباب‌بازی‌های بچه‌ها را در یک کیسه بزرگ حمل می‌کند.
    هر بار که مقدار زیادی برنج می‌خرم، داخل یک کیسه کنفیِ زیپ‌دار بسته‌بندی شده است.
    نمکی که برای آب کردن یخ پیاده‌روها استفاده می‌شود، در کیسه‌های بزرگ عرضه می‌شود.
    او یک چیزی داخل کیسه دارد.
    داخل کیسه چیست؟

     
    وقتی کلمه sack به عنوان فعل به کار می‌رود، به معنای اخراج شدن فرد از کار است.

    تاد از کار اخراج شد. (این جمله به شکل مجهول ساخته شده است.)
    رئیسِ او، پس از اینکه مشخص شد عملکردش از دیگر کارمندان پایین‌تر است، او را اخراج کرد.
    اگر نمی‌خواهید از کار بی‌کار شوید، مطمئن شوید که کارهایتان را به درستی انجام می‌دهید.

    در فوتبال آمریکایی، ممکن است کوارتربک توسط حریف به زمین زده شود، اگر هم‌تیمی‌هایش به خوبی از او محافظت نکنند. (sack = به زمین زدن بازیکن حامل توپ)

     
    عبارت To sack out به معنی خوابیدن یا چرت زدن است.

    سگ، پس از یک روز طولانی شکار، روی زمین خوابیده است.
    بیل می‌خواهد روی کاناپه دراز بکشد و یک چرت بزند.
    مری شب گذشته در خانه دوستش خوابید، چون نمی‌خواست در برف و یخ رانندگی کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Sacrifice به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sacrifice به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Sacrifice به فارسی با مثالهای کاربردی

    فداکاری یعنی چیزی را برای سود فردی دیگر یا هدفی بالاتر، از خودت بگذری. مردم معمولاً به خاطر باورهای محکم یا عشق بزرگی که دارند، این کار را انجام می‌دهند. پدر و مادرها برای فرزندانشان از خواسته‌های خود می‌زنند. کارمندان برای پیشرفت شغلشان تلاش زیادی می‌کنند. اعضای یک گروه برای موفقیت جمعی، منافع شخصی را کنار می‌گذارند. سربازان هم برای دفاع از کشور یا آرمانی که به آن ایمان دارند، از جان خود می‌گذرند.

    دنیز همیشه در حال فداکاری است. او ساعت‌های زیادی کار می‌کند تا مخارج خانواده‌اش را تأمین کند.
    تام سال گذشته یک از خودگذشتگی بزرگ کرد و بدون دریافت پول، در یک مدرسه برای نوجوانان نیازمند تدریس کرد.
    جنیفر هم با تلاش بی‌وقفه و گذشتن از بسیاری چیزها، در نهایت توانست مدرک دانشگاهی‌اش را بگیرد. (توجه: این واژه هم به صورت قابل شمارش و هم غیرقابل شمارش به کار می‌رود.)
    گاهی افراد نظامی مجبور می‌شوند بزرگ‌ترین فداکاری ممکن را انجام دهند و جان خود را در این راه بدهند.
    واژه «sacrifice» همچنین به عنوان یک فعل نیز بسیار استفاده می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    sacrifice

    قربانی کردن

    sacrificed

    قربانی کرد

    sacrificed

    قربانی کرده

    دنیز برای خوشبختی و آینده فرزندانش، از خیلی چیزها می‌گذرد.
    تام زمانی که داوطلب شد در مدرسه کار کند، یک سال از درآمدش را از دست داد.
    افراد زیادی وقت خود را صرف کمک به دیگران می‌کنند.
    متأسفم، این هفته دیگر وقت بیشتری برای اختصاص دادن ندارم.
    شما حاضرید چه چیزی را از دست بدهید یا از چه چیزی بگذرید؟

    گاهی قربانی کردن به دلایل مذهبی انجام می‌شود:
    در زمان‌های قدیم حیوانات را برای خشنود کردن خدایان قربانی می‌کردند.
    در گذشته، انسان‌ها نیز در برخی آیین‌ها و مراسم به عنوان قربانی کشته می‌شدند.
    در دنیای امروز، در برخی اقدامات تروریستی، یک بمب‌گذار انتحاری خود را در مکان‌های شلوغ عمومی میکشد و در این عمل، افراد بی‌گناه بسیاری نیز کشته می‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.