دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Lapse به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lapse به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Lapse به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک اشتباه زودگذر در تصمیم‌گیری باعث شد لورا انتخاب نادرستی داشته باشد.
    تری با پرداخت نکردن هزینه‌ها، اجازه داد بیمه خودروی او منقضی شود و حالا نمی‌تواند از ماشینش استفاده کند. (شرکت بیمه، پوشش خود را قطع کرده است. این وضعیت خوبی نیست!)
    اجازه ندهید بیمه سلامت خانواده شما منقضی شود.
    وقتی باب شغلش را از دست داد، به ناامیدی دچار شد.
    افراد مسن اغلب با فراموشی‌های مقطعی روبرو می‌شوند.
    وقتی دانش‌آموزان فهمیدند معلمشان برنمی‌گردد، همه کلاس به سکوت افتاد.

    دو کلمه دیگر شبیه به lapse وجود دارد: elapse و relapse.
    کلمه elapse به معنای “گذشتن” برای توصیف گذر زمان به کار می‌رود.
    کلمه relapse زمانی استفاده می‌شود که فرد به حالت یا شرایط بد قبلی بازگردد:

    فیلم آنقدر جذاب بود که هیچ‌کس متوجه نشد از شروع تا پایان چقدر زمان گذشته است.
    بعد از گذشت بیست دقیقه، می‌توانید پیتزا را از فر بیرون بیاورید.
    دوروتیا هفته گذشته دوباره به کما رفت و درگذشت.
    پدرو با یک رژیم سخت ۱۰۰ پوند وزن کم کرد، اما بعد دوباره دچار شد و تمام وزنش را بازگرداند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Large به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Large به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Large به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای گفتن اینکه چیزی اندازه‌ی بزرگی دارد، از کلمه‌ی “large” استفاده می‌کنیم:

    یک هندوانه در مقایسه با یک سیب، بسیار بزرگ است.
    یک کامیون از یک ماشین بزرگ‌تر است.
    گاهی اوقات وقتی برف زیادی می‌بارد، مدارس تعطیل می‌شوند.
    مشتری بزرگ‌ترین سیاره در منظومه‌ی شمسی ما است.
    دیشب سه پیتزای بزرگ برای خانه‌ی ما آوردند.
    جمعیت‌های زیادی برای تماشای مسابقات ورزشی جمع می‌شوند.
    مسابقه‌ی سوپربول بیشترین تعداد بیننده‌ی تلویزیونی را در سال به خود جذب می‌کند.
    تعداد زیادی از مردم این مسابقه را تماشا خواهند کرد.

     
    وقتی از کلمه‌ی “largely” استفاده می‌شود، معنایی نزدیک به “عمدتاً” یا “بیشترِ قسمت‌ها” دارد.

    این رویداد عمدتاً موفقیت‌آمیز بود.
    پخش‌کننده‌های نوار VHS عمدتاً منسوخ شده‌اند.
    مهلت تحویل اظهارنامه مالیاتی برای کسانی که زودتر مالیات خود را پرداخت می‌کنند، معمولاً نادیده گرفته می‌شود.
    ویکی‌پدیا عمدتاً با کمک‌های مالی افرادی تأمین می‌شود که از ادامه‌ی فعالیت آن حمایت می‌کنند.

     
    وقتی گفته می‌شود کسی یا چیزی “at large” است، یعنی فرار کرده یا آزاد است تا هر کاری که می‌خواهد انجام دهد.

    یک کایوتی در محله‌ی ما در حال گردش است.
    پلیس در جست‌وجوی یک مظنون فراری است.
    من چند سالی را به عنوان دانشجویی آزاد در یک دانشگاه گذراندم چون نمی‌خواستم شهریه‌ی مخصوص دانشجویان تحصیلات تکمیلی را بپردازم.
    چندین هنرمند آزاد در جامعه‌ی ما فعالیت می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Last به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Last به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Last به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «آخر» در مقابل «اول» قرار می‌گیرد. وقتی این کلمه به عنوان صفت به کار می‌رود، به چیزی یا کسی اشاره می‌کند که پس از همه چیزهای دیگر می‌آید. اما در اینجا می‌خواهیم یاد بگیریم که چطور از last برای صحبت درباره زمان استفاده کنیم. در این حالت، نقش آن به عنوان فعل است:

    A: فیلم چقدر طول کشید؟
    B: دو ساعت طول کشید.

    یعنی مدت زمان فیلم دو ساعت بود. در واقع، یک فیلم دو ساعته داشتیم. کلمه «last» در اینجا به مدت یا طول زمان اشاره دارد. در ادامه چند مثال دیگر می‌بینیم:

    اگر غذا را در فریزر نگه دارید، برای مدت طولانی‌تری سالم می‌ماند.
    او در آن شغل مدت زیادی دوام نیاورد و فقط بعد از دو هفته استعفا داد.
    این پرواز باید فقط ۴۰ دقیقه طول بکشد.
    چقدر می‌توانید بدون غذا دوام بیاورید؟
    این فیلم دارد خیلی طول می‌کشد. چه زمانی تمام می‌شود؟
    بدون آب، بیش از سه روز دوام نمی‌آورید.
    سعی کنید این بستنی را کم‌کم بخورید تا تمام نشود. همه آن را یک‌باره نخورید.
    اگر از ماشینتان خوب مراقبت کنید، برای سال‌های زیادی کار خواهد کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Latch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Latch به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Latch به فارسی با مثالهای کاربردی

    چفت یک قطعه فلزی ساده است که در یا درب جعبه را محکم نگه می‌دارد.

    چفت انباری یک قفل هم دارد.
    چفت جعبه ابزار باز مانده است.
    اگر می‌خواهید جعبه ابزار را جابه‌جا کنید، باید هر دو چفت آن را ببندید.
    چفت کابینت آشپزخانه باعث می‌شود درب آن به خوبی بسته بماند.

     
    وقتی از کلمه “چفت شدن” به عنوان فعل استفاده می‌کنیم، منظور این است که چیزی یا کسی به صورت محکم به چیز دیگری بچسبد یا آن را نگه دارد. معمولاً از حرف اضافه “به” همراه با آن استفاده می‌شود تا عبارت “به چیزی چفت شدن” ساخته شود.

    پسر بچه کوچک گردن مادرش را چسبیده بود و رهایش نمی‌کرد.
    وقتی زالو زیر آب باشد، به پوست بدن می‌چسبد و خون را از بدن می‌مکد.
    نوزاد برای خوردن شیر به سینه مادرش می‌چسبد.
    دن در یک ایستگاه رادیویی به عنوان کارآموز بدون حقوق کار می‌کند. او تلاش می‌کند تا بتواند به عنوان گوینده در آنجا استخدام شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Late به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Late به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Late به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “دیر” به سادگی به این معنی است که کسی یا چیزی سر موقع خودش نیست.

    مثلاً جین امروز صبح ده دقیقه دیر به محل کارش رسید.
    چون دیر از خواب بیدار شده بود.
    علتش این بود که شب قبل دیر خوابیده بود.
    حتی به یک جلسه هم دیر رسید.

     
    کاربرد این کلمه بسیار راحت است چون هم می‌تواند به صورت صفت به کار رود و هم به صورت قید:

    جان دیر کرده است. (صفت)
    او دیر از خواب بیدار شد. (قید)
    هواپیما تأخیر دارد. (صفت)
    هواپیما دیر رسید. (قید)
    سارا به کلاس درس دیر رسید. (صفت)
    او دیر به کلاس آمد. (قید)
    متأسفانه، خیلی دیر کردی. (صفت)

     
    کلمه “دیر” همچنین برای اشاره به زمان‌های پایانی یک چیز، مثل انتهای روز، استفاده می‌شود:

    دیروز یک جلسه در ساعات پایانی روز داشتند.
    آنها تا دیروقت بیدار ماندند.
    دیشب تا دیروقت کار کردند.

     
    این کلمه معمولاً برای توصیف انتهای یک دوره زمانی، مثلاً یک دهه یا یک قرن، نیز به کار می‌رود:

    موسیقی راک در اواخر دهه ۱۹۶۰، تفاوت زیادی با موسیقی اوایل همین دهه دارد.
    آخرین رئیس‌جمهور قرن بیستم بیل کلینتون بود. (رئیس‌جمهور ایالات متحده)
    هکتور در اواخر دهه چهل زندگی‌اش است. او ۴۸ سال دارد.

     
    وقتی در مورد کسی صحبت می‌کنیم که فوت شده است، می‌توانیم از “دیر” به شکل یک صفت استفاده کنیم. در این حالت، “دیر” قبل از اسم می‌آید، نه بعد از آن:

    او دلتنگ همسر مرحومش است. همسرش دو سال پیش فوت کرد.
    مادر مرحوممان حتماً خوشحال می‌شد اگر می‌دید این همه نوه دارد.
    جک بنی، که دیگر در میان ما نیست، هنرمند بزرگی بود و میلیون‌ها نفر به او علاقه داشتند.

     
    کلمه “اخیراً” با “دیر” فرق دارد، اما شما می‌توانید به جای آن از “as of late” استفاده کنید که تقریباً همان معنی “اخیراً” را می‌دهد.

    او اخیراً رفتار عجیبی از خودش نشان می‌دهد. (as of late = اخیراً)
    تا همین اواخر کسی دین را در دفتر کار ندیده بود.
    تا همین چند وقت پیش، حالش خوب نبود.
    او اخیراً حال خوشی ندارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Later به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Later به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Later به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک کلمه مهم برای صحبت درباره زمان، “بعداً” است. از “بعداً” برای اشاره به زمانی استفاده می‌کنیم که پس از زمان حال می‌آید.

    * الان باید بروم، اما بعداً تو را می‌بینم.
    * ما الان نمی‌توانیم این کار را تمام کنیم. باید بعداً آن را انجام دهیم.
    * قرار بود فیلم ساعت ۸ شروع شود، اما کمی دیرتر، در ساعت ۸:۲۰ شروع شد.
    * الان نمی‌خواهم به پارک بروم. بیایید برای رفتن به پارک تا عصر صبر کنیم.
    * بیایید الان نرویم. بعداً برویم.
    * رادنی الان نمی‌تواند به آنجا برود. او بعداً به آنجا خواهد رفت.
    * در تابستان‌های منطقه میانه غربی، خورشید خیلی دیرتر از زمستان غروب می‌کند.
    * به نظر می‌رسد این روزها نامه‌ها دیرتر و دیرتر می‌رسند. (زمان رسیدن نامه مدام عقب‌تر می‌رود.)
    * بعداً می‌بینمت.
    * بعداً. (گاهی افراد فقط از کلمه “بعداً” برای خداحافظی استفاده می‌کنند.)

     

    کلمه “later” (بعداً) را با کلمه “latter” (دومی/آخرین) اشتباه نگیرید. کلمه “latter” اسمی است که برای اشاره به گزینه دوم یا مورد آخر استفاده می‌شود.

    * از بین دو دوره زمانی ذکر شده، دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۵۰، من مورد دوم (دومی) را ترجیح می‌دهم.
    * بیشتر مردم رئیس‌جمهور قبلی را بر رئیس‌جمهور بعدی ترجیح می‌دهند.
    * باران باید در نیمه دوم روز قطع شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Laugh به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Laugh به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Laugh به فارسی با مثالهای کاربردی

    خندیدن، واکنشی است به چیزهای شاد و خنده‌دار. این حالت معمولاً با بیرون آمدن صدا و هوای کوتاه از دهان همراه است و نشان می‌دهد که فرد حال خوبی دارد. گاهی می‌توان خنده را کنترل کرد، اما مواقعی هم قطع کردن آن سخت می‌شود. بعضی از خنده‌ها هم ممکن است باعث ناراحتی دیگران شود.

    نادین به شوخی بیل خندید.
    او همیشه در حال خندیدن است.
    همه به مدل موی جدید سام خندیدند.
    در طول فیلم نمی‌توانستم خندیدنم را قطع کنم؛ خیلی بامزه بود.
    وقتی ماشینم را می‌بینی نخند، چون واقعاً وضعش خراب است.
    خنده و آواز افرادی که در آپارتمان کناری بودند، همه را تمام شب بیدار نگه داشت.
    دست از خندیدن بردار!

     
    همچنین می‌توانید از کلماتی مانند “laugh”، “laughing” یا “laughter” به عنوان اسم استفاده کنید:

    ما به خاطر آن اتفاق خوب خندیدیم.
    از کلاس درس صدای خنده به گوش می‌رسید.
    به محض اینکه یکی از بچه‌ها زخمی شد، خنده‌ها تمام شد و فقط صدای گریه شنیده می‌شد.
    شهرداری می‌گوید که بالاخره مشکل را حل خواهد کرد. اما این حرف فقط خنده‌دار است. من وقتی باور می‌کنم که نتیجه را ببینم.
    (یعنی وضعیت خوب نیست و مردم اشتباهی کرده‌اند که ممکن است درست شود یا نشود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Laundry به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Laundry به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Laundry به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “لاوندری” به معنای شستن لباس‌ها و چیزهای دیگر است. معمولاً از فعل “انجام دادن” همراه با این کلمه استفاده می‌شود.

    امروز باید لباس‌هایم را بشویم.
    ساندرا آخر هفته‌ها لباس‌شویی می‌کند.
    چه مقدار لباس برای شستن دارید؟
    بیشتر مردم آمریکا از ماشین لباسشویی و خشک‌کن استفاده می‌کنند.
    شما برای خشک کردن لباس‌ها از خشک‌کن استفاده می‌کنید یا آن‌ها را در فضای باز پهن می‌کنید؟
    چه کسی در خانواده شما مسئول شستن لباس‌هاست؟

     
    خیلی از افراد در آمریکا برای شستشوی لباس‌هایشان ماشین لباسشویی دارند، اما مغازه‌هایی هم هستند که این کار را انجام می‌دهند.

    تینا لباس‌هایش را در خشکشویی محله می‌شوید.
    باب به کارمند خشکشویی پول می‌دهد تا لباس‌هایش را بشوید.
    ونسا یک زن شاغل است. او بیشتر لباس‌هایش را به خشکشویی می‌برد چون معمولاً کت و شلوار می‌پوشد که باید به روش خاصی شسته شوند.
    بسیاری از هتل‌ها خدمات شستشوی لباس ارائه می‌دهند، اما قیمت آن‌ها بالاست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • خرما به آلمانی + مثال در جمله

    خرما به آلمانی + مثال در جمله

    شاید برای شما هم این پرسش پیش آمده باشد که معادل کلمه خرما در زبان آلمانی چیست. به همین دلیل، این مطلب را برای شما علاقه‌مندان به یادگیری زبان آماده کردیم تا با واژه‌های مربوط به خرما در آلمانی و شیوهٔ صحیح خواندن آن‌ها آشنا شوید. آموزشگاه زبان آلمانی در تهران محیطی پویا و جذاب برای یادگیری ایجاد کرده تا بتوانید مهارت‌های زبانی خود را با روش‌های کاربردی تقویت کنید. مدرسان باتجربه در تمام مراحل یادگیری در کنار شما خواهند بود تا راه پیشرفت را برایتان هموار کنند. همچنین، شرکت در دوره‌های آموزش زبان، فرصتی ارزشمند برای رشد فردی و حرفه‌ای شماست و می‌تواند دیدگاه‌های جدیدی در زندگی شخصی و شغلی‌تان ایجاد کند. به خاطر داشته باشید که شما می‌توانید در کلاس‌های آموزش زبان آلمانی ثبت‌نام کنید و دانش زبانی خود را ارتقا دهید.

    خرما در زبان آلمانی

    در این مطلب، واژه‌های آلمانی مربوط به خرما و محصولات مرتبط با آن را به شما معرفی می‌کنیم.

    **خرما به آلمانی:** Dattel

    **واژه‌های دیگر درباره خرما به آلمانی:**
    * درخت خرما: Dattelpalme (داتل‌پالمه)
    * خرما خشک شده: Getrocknete Datteln (گِتروکنته داتلِن)
    * شیره خرما: Dattelsirup (داتل‌زیروپ)
    * بسته خرما: Dattelpackung (داتل‌پاکونگ)
    * نخلستان خرما: Dattelhaine (داتل‌هاین)
    * خرما تازه: Frische Datteln (فریشه داتلِن)
    * بادام با خرما: Datteln mit Mandeln (داتلِن میت ماندلِن)
    * حلوا با خرما: Datteln Halva (داتل‌هالوا)
    * پودر خرما: Dattelpulver (داتل‌پولور)
    * کره خرما: Dattelbutter (داتل‌بوتِر)
    * خرما بدون هسته: Entkernte Datteln (اِنتکِرنته داتلِن)
    * تارت خرما: Datteltorte (داتل‌تورتِه)

    برای گسترش دانش خود، به مقاله زن به آلمانی: کاوش معانی و اصطلاحات سر بزنید.

    در ادامه، چند جمله کاربردی درباره خرما به زبان آلمانی را نیز یاد خواهید گرفت.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله سبزی شوید به آلمانی: معنی و کاربرد آن را مطالعه کنید.

    خرما به آلمانی: Dattel

    خرما در آلمانی «داتل» نامیده می‌شود. تلفظ درست این کلمه در زبان آلمانی به صورت «داتل» است و به شکل /ˈdatl/ نوشته می‌شود. در ادامه می‌توانید تلفظ صوتی کلمه خرما به زبان آلمانی را از طریق این لینک بشنوید:
    https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/Dates-in-German.mp3

    برای گسترش دانش خود، مقاله تبریک ولنتاین به آلمانی: جملات عاشقانه و احساسی را مطالعه کنید.

    مقاله لیوان به آلمانی: هر آنچه که باید بدانید حاوی اطلاعات جامعی است.

    اصطلاحات مرتبط با خرما به آلمانی

    در زبان آلمانی، واژه‌های مختلفی برای اشاره به خرما و محصولات مرتبط با آن وجود دارد. در ادامه به برخی از این اصطلاحات اشاره می‌شود:

    * **Dattel:** این واژه، رایج‌ترین و معمولی‌ترین کلمه برای میوهٔ خرماست. وقتی در مکالمات روزمره از خرما صحبت می‌شود، معمولاً از همین کلمه استفاده می‌کنند.
    * **Dattelpalme:** این کلمه به درخت خرما اشاره دارد. “Palme” در آلمانی به معنای نخل است؛ بنابراین Dattelpalme به معنای “نخل خرما” است.
    * **Dattelsirup:** این واژه به شربت خرما گفته می‌شود که از عصارهٔ خرما تهیه می‌شود.
    * **Dattelhonig:** این اصطلاح به “عسل خرما” یا نوعی شیرهٔ غلیظ خرما اطلاق می‌شود.

    بنابراین، بسته به اینکه دربارهٔ میوه، درخت یا فرآورده‌های آن صحبت کنید، واژهٔ مناسب در زبان آلمانی متفاوت خواهد بود.

    اصطلاحات (آلمانی) ترجمه فارسی تلفظ آلمانی (IPA) تلفظ فارسی
    Dattelpalme درخت خرما /ˈdatəlˌpalmə/ داتل‌پالمه
    Getrocknete Datteln خرما خشک شده /ɡəˈtʁɔknətə ˈdatlən/ گِتروکنته داتلِن
    Dattelsirup شیره خرما /ˈdatəlˌziːʁʊp/ داتل‌زیروپ
    Dattelhonig شیره خرما (نام دیگر) /ˈdatəlˌhoːnɪç/ داتل‌هونیش
    Dattelpackung بسته خرما /ˈdatəlˌpakʊŋ/ داتل‌پاکونگ
    Dattelhaine نخلستان خرما /ˈdatəlˌhaɪnə/ داتل‌هاین
    Dattelfeld نخلستان خرما (نام دیگر) /ˈdatəlˌfɛlt/ داتل‌فِلت
    Frische Datteln خرما تازه /ˈfʁɪʃə ˈdatlən/ فریشه داتلِن
    Datteln mit Mandeln بادام با خرما /ˈdatlən mɪt ˈmandlən/ داتلِن میت ماندلِن
    Datteln Halva حلوا با خرما /ˈdatlən ˈhalvaː/ داتل‌هالوا
    Dattelpulver پودر خرما /ˈdatəlˌpʊlvɐ/ داتل‌پولور
    Dattelbutter کره خرما /ˈdatəlˌbʊtɐ/ داتل‌بوتِر
    Entkernte Datteln خرما بدون هسته /ɛntˈkɛʁntə ˈdatlən/ اِنتکِرنته داتلِن
    Datteltorte تارت خرما /ˈdatəlˌtoʁtə/ داتل‌تورتِه

    درخت خرما به آلمانی:Dattelpalme (داتل‌پالمه)

    در زبان آلمانی، به درخت خرما Dattelpalme می‌گویند. تلفظ این کلمه در آلمانی به این شکل است: /ˈdatəlˌpalmə/. همچنین می‌توانید تلفظ صحیح آن را در فایل صوتی زیر بشنوید:

    برای گسترش دانش خود، به مقاله بیش فعالی به آلمانی: علل، علائم و درمان‌ها سر بزنید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب اتو به آلمانی: یادگیری کامل واژه و کاربردهای آن را حتماً بخوانید.

    خرما خشک شده به آلمانی:Getrocknete Datteln (گِتروکنته داتلِن)

    خرما خشک شده در زبان آلمانی Getrocknete Datteln نامیده می‌شود. تلفظ این عبارت در آلمانی به این شکل است: /ɡəˈtʁɔknətə ˈdatlən/. برای کمک به یادگیری بهتر، فایل صوتی تلفظ این عبارت نیز در ادامه آورده شده است:

    برای مطالعه بیشتر، به جهت های جغرافیایی به آلمانی: یادگیری آسان و عملی سری سر بزنید.

    شیره خرما به آلمانی:Dattelsirup (داتل‌زیروپ)

    شیره خرما در زبان آلمانی با دو نام شناخته می‌شود: Dattelsirup و Dattelhonig. طرز خواندن این کلمات به این شکل است: /ˈdatəlˌziːʁʊp/ برای داتِل‌زیروپ و /ˈdatəlˌhoːnɪç/ برای داتِل‌هونیخ. در ادامه می‌توانید تلفظ صحیح این واژه‌ها را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:

    بسته خرما به آلمانی:Dattelpackung (داتل‌پاکونگ)

    یک بسته خرما در زبان آلمانی Dattelpackung نامیده می‌شود. تلفظ این کلمه در زبان آلمانی به این شکل است: /ˈdatəlˌpakʊŋ/. در ادامه می‌توانید تلفظ صحیح آن را به صورت صوتی بشنوید:

    نخلستان خرما به آلمانی:Dattelhaine (داتل‌هاین)

    در زبان آلمانی، برای اشاره به نخلستان خرما از دو واژه استفاده می‌شود: Dattelhaine و Dattelfeld.

    تلفظ این کلمات در زبان آلمانی به این صورت است:
    * Dattelhaine: /ˈdatəlˌhaɪnə/
    * Dattelfeld: /ˈdatəlˌfɛlt/

    توصیه می‌کنیم این مطلب بیدار شدن به آلمانی: لغات و جملات ضروری را حتماً بخوانید.

    شما می‌توانید تلفظ صحیح این کلمات را در فایل صوتی زیر بشنوید:
    https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/Date-palm-grove-in-German.mp3

    خرما تازه به آلمانی:Frische Datteln (فریشه داتلِن)

    خرما تازه در زبان آلمانی Frische Datteln نامیده می‌شود. تلفظ این عبارت در آلمانی به این شکل است: /ˈfʁɪʃə ˈdatlən/. برای اینکه تلفظ درست آن را بشنوید، می‌توانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب سگ به آلمانی: یادگیری نام‌های حیوانات را بخوانید.

    بادام با خرما به آلمانی:Datteln mit Mandeln (داتلِن میت ماندلِن)

    بادام و خرما در زبان آلمانی **Datteln mit Mandeln** نامیده می‌شود.
    تلفظ این عبارت در آلمانی به این شکل است: /ˈdatlən mɪt ˈmandlən/.
    در ادامه می‌توانید تلفظ صوتی آن را بشنوید:

    حلوا با خرما به آلمانی:Datteln Halva (داتل‌هالوا)

    حلوا با خرما در زبان آلمانی Datteln Halva نامیده می‌شود. تلفظ این کلمه در آلمانی به این شکل است: /ˈdatlən ˈhalvaː/. شما می‌توانید برای شنیدن تلفظ صحیح آن، به فایل صوتی زیر گوش دهید:

    پودر خرما به آلمانی:Dattelpulver (داتل‌پولور)

    پودر خرما در زبان آلمانی با کلمه **Dattelpulver** نامیده می‌شود. تلفظ این کلمه در زبان آلمانی به شکل زیر است: /ˈdatəlˌpʊlvɐ/. همچنین، برای اینکه تلفظ صحیح آن را بشنوید، می‌توانید به فایل صوتی زیر گوش دهید:

    کره خرما به آلمانی:Dattelbutter (داتل‌بوتِر)

    کره خرما در زبان آلمانی Dattelbutter نامیده می‌شود. تلفظ این کلمه در زبان آلمانی به این شکل است: /ˈdatəlˌbʊtɐ/. در ادامه می‌توانید تلفظ صحیح آن را به صورت صوتی بشنوید:
    https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/Date-butter-in-German.mp3

    خرما بدون هسته به آلمانی:Entkernte Datteln (اِنتکِرنته داتلِن)

    خرماهای بدون هسته در زبان آلمانی با نام “Entkernte Datteln” شناخته می‌شوند. تلفظ این عبارت در زبان آلمانی به این شکل است: /ɛntˈkɛʁntə ˈdatlən/. همچنین می‌توانید تلفظ صحیح این عبارت را در فایل صوتی زیر بشنوید:

    تارت خرما به آلمانی:Datteltorte (داتل‌تورتِه)

    تارت خرما در زبان آلمانی Datteltorte نامیده می‌شود. تلفظ این کلمه در زبان آلمانی به این شکل است: /ˈdatəlˌtoʁtə/. در ادامه می‌توانید تلفظ صحیح این واژه را به آلمانی و به صورت صوتی بشنوید:
    https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/04/Date-tart-in-German.mp3

    انوع خرما به آلمانی

    درود و احوالپرسی به زبان آلمانی

    وقتی می‌خواهید به زبان آلمانی سلام کنید، راه‌های گوناگونی وجود دارد. این سلام‌ها بستگی به این دارد که چه کسی را مورد خطاب قرار می‌دهید و در چه موقعیتی هستید.

    **سلام‌های غیررسمی:**
    این سلام‌ها برای دوستان، خانواده و افراد آشنا در موقعیت‌های معمولی مناسب هستند.
    * **Hallo:** این واژه، یک سلام همه‌فهم و پرکاربرد است، مانند “سلام” در فارسی.
    * **Hi:** این هم مانند انگلیسی، یک سلام بسیار غیررسمی و دوستانه است.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب صندلی به آلمانی: معنای کلمه و کاربرد آن را بخوانید.

    **سلام‌های رسمی:**
    وقتی با افراد غریبه، افراد مسن‌تر یا در موقعیت‌های رسمی مانند اداره یا فروشگاه صحبت می‌کنید، بهتر است از این عبارات استفاده کنید.
    * **Guten Morgen:** یعنی “صبح بخیر”. معمولاً تا قبل از ظهر استفاده می‌شود.
    * **Guten Tag:** یعنی “روز بخیر”. این عبارت از حدود ظهر تا عصر کاربرد دارد.
    * **Guten Abend:** یعنی “عصر بخیر”. برای احوالپرسی در ساعات عصر به کار می‌رود.

    **پرسیدن حال طرف مقابل:**
    بعد از سلام، معمولاً حال طرف مقابل را می‌پرسید.
    * **Wie geht es Ihnen?:** این یک عبارت رسمی است به معنای “حال شما چطور است؟”
    * **Wie geht’s?:** این شکل کوتاه‌شده و غیررسمی همان عبارت است و معنای “چطوری؟” می‌دهد.

    **خداحافظی کردن:**
    برای خداحافظی نیز عبارات مختلفی وجود دارد.
    * **Auf Wiedersehen:** این یک خداحافظی رسمی است به معنای “بازدیدتان”.
    * **Tschüss:** این خداحافظی غیررسمی و رایجی است، مانند “خداحافظ” یا “بای” در فارسی.

    با یادگیری این عبارات ساده، می‌توانید به راحتی گفت‌وگوهای ساده‌ای را به زبان آلمانی آغاز کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، آب به آلمانی: یادگیری واژه و تلفظ را از دست ندهید.

    جملات مرتبط با خرما به آلمانی

    یاد گرفتن واژه‌های تازه در قالب جمله بسیار راحت‌تر است. به همین خاطر، معنی خرما به آلمانی را در چند جمله و با مثال‌های مختلف برای شما آورده‌ایم:

    Datteln sind eine süße und nährstoffreiche Frucht.
    خرما یک میوه شیرین و مغذی است.

    Getrocknete Datteln sind als Snack sehr beliebt.
    خرما خشک شده به عنوان یک میان‌وعده بسیار پرطرفدار است.

    Dattelsirup wird verwendet, um Speisen zu süßen.
    از شیره خرما برای شیرین کردن غذاها استفاده می‌شود.

    Frische Datteln sind im Sommer leicht zu finden.
    خرماهای تازه در فصل تابستان به آسانی پیدا می‌شوند.

    Datteltorte ist ein köstliches Dessert.
    تارت خرما یک دسر بسیار خوشمزه است.

    سخن پایانی
    در پایان، با خواندن این نوشته، شما با واژه خرما در زبان آلمانی و عبارت‌های گوناگونی که درباره خرما در آلمان به کار می‌رود، آشنا شدید. همچنین تلفظ این کلمه را یاد گرفتید. امیدواریم این مقاله برای شما سودمند بوده باشد.

  • معنی کلمه Lay به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lay به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Lay به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “lay” را می‌توان به روش‌های گوناگونی به کار برد. رایج‌ترین استفاده آن مشابه فعل “put” (گذاشتن) است.

    You can lay those boxes on the floor.
    You can put those boxes on the floor.
    We laid some carpet in the living room.
    We put some carpet in the living room.

    می توانید آن جعبه ها را روی زمین بگذارید.
    می توانید آن جعبه ها را روی زمین بگذارید.
    در اتاق نشیمن کمی فرش پهن کردیم.
    در اتاق نشیمن مقداری فرش گذاشتیم.

    ساده گذشته فعل ماضی
    lay

    قرار دادن

    laid

    گذاشت

    laid

    گذاشته

    برخی از افعال در زبان انگلیسی هستند که همیشه به یک مفعول نیاز دارند. به این گونه افعال، متعدی می‌گویند. فعل “lay” یکی از این افعال است و باید بعد از آن یک چیز یا شخصی بیاید که کار روی آن انجام شده است.

    در جمله “I laid my cards on the table” کلمه “cards” مفعول است.
    در جمله “Joe has laid out some plans for his new project” کلمه “plans” مفعول است.

    در ادامه، مثال‌های بیشتری از این فعل را می‌بینیم:

    * یک مرغ تخم‌مرغ می‌گذارد.
    * یک کارگر ساختمانی آجر می‌چیند.
    * اگر به قمار علاقه دارید، می‌توانید شرط ببندید.
    * هنگام فکر کردن به آینده، برنامه‌ها ریخته می‌شوند.
    * مسئولیت‌ها بر عهده رهبران سیاسی ما گذاشته می‌شود.
    * مردم دستان خود را روی وسایل یا دیگر افراد می‌گذارند.
    * نمی‌توانم منتظر بمانم تا آیفون جدید را به دست بیاورم.
    * میزی برای شام چیده شده است. وقتی ظروف، قاشق و چنگال و چاقوها را می‌چینید، در واقع دارید میز را می‌چینید.

    همچنین برخی اصطلاحات رایج وجود دارند که از این فعل استفاده می‌کنند:

    * **He has to lay his cards on the table.** (یعنی باید کاری را ثابت کند یا در مورد چیزی صادق و روراست باشد.)
    * **Lay it on me.** (یعنی هر چه می‌خواهی بگو، به من بگو.)

    **توجه:** کلمات “lie” و “lay” معمولاً با هم اشتباه گرفته می‌شوند.

    معنی ساده گذشته فعل ماضی
    زمین گذاشتن lay

    قرار دادن

    laid

    گذاشت

    laid

    گذاشته

    تکیه دادن lie

    دراز کشیدن

    lay

    دراز کشید

    lain

    دراز کشیده

    دروغ بودن lie

    دروغ گفتن

    lied

    دروغ گفت

    lied

    دروغ گفته

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.