دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Kindly به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kindly به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Kindly به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “kindly” برای بیان کارهای محبت‌آمیز و باادبانه به کار می‌رود.

    او با لحن محبت‌آمیزی از او خواست وقتی داخل کلیسا است، کلاهش را از سر بردارد.
    این یک تذکر دوستانه است برای این که مبلغ خود را قبل از موعد مقرر پرداخت کنید.
    پزشک با مهربانی به بیمار خود گوشزد کرد که لازم است حدود ۱۴ کیلوگرم دیگر از وزنش کم کند.
    مدیر هتل لطف کرد و هزینه صبحانه ما را بخشید، در نتیجه همه ما رایگان صبحانه خوردیم.
    یک مرد سال‌خورده خیّر، سه میلیون دلار به پرورشگاه اهدا کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه King به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه King به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه King به فارسی با مثالهای کاربردی

    پادشاه به مردی گفته می‌شود که رهبر یک کشور یا گروهی از مردم است. در زمان‌های قدیم، پادشاهان قدرت مطلق داشتند و مردم باور داشتند که از سوی خدا انتخاب شده‌اند. اما امروزه، بیشتر پادشاهان قدرت محدودی دارند و کارهای آنان توسط مجلس یا نهادهای انتخابی دیگر بررسی می‌شود.

    پادشاه نروژ برای دیدن ایالت ما به اینجا آمد.
    یکی از نامدارترین پادشاهان در تاریخ انگلیس، هنری هشتم بود.
    کشور انگلیس در طول تاریخ پادشاهان و ملکه‌های زیادی به خود دیده است.
    پادشاه تقریباً همیشه با یک ملکه ازدواج می‌کند. اگر اولین فرزند آنها پسر باشد، به او شاهزاده می‌گویند. در بعضی کشورها، این شاهزاده پس از پدرش به پادشاهی می‌رسد.
    پادشاه مسئولیت‌های بسیار مهمی بر عهده دارد.
    به سرزمین و دارایی‌هایی که تحت فرمان یک پادشاه هستند، پادشاهی می‌گویند.

     
    علاوه بر این، کلمه «پادشاه» در موقعیت‌های دیگری نیز به کار می‌رود.

    در آمریکا، اگر کسی در یک صنعت یا زمینه سرگرمی بسیار چیره باشد، ممکن است به او پادشاه بگویند.
    الویس پریسلی را پادشاه موسیقی راک اند رول می‌دانند.
    مایکل جکسون نیز پادشاه موسیقی پاپ نامیده می‌شود.
    در بازی شطرنج، شاه مهمترین مهره است. اگر شاه خود را از دست بدهید، بازی را باخته‌اید.
    در یک دسته ورق بازی، چهار شاه وجود دارد.
    در بازی بلک جک، هر شاه ده امتیاز دارد.
    بچه‌ها خیلی دوست دارند بازی «پادشاه تپه» را انجام دهند. هدف این بازی این است که بتوانید بیشتر از همه روی بلندی بایستید و جایگاه خود را حفظ کنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Kink به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kink به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Kink به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “Kink” به معنای یک گره یا پیچیدگی ناخواسته است. این مشکل می‌تواند در چیزهای مختلفی دیده شود:

    * من در گردنم یک گرفتگی احساس می‌کنم. (یعنی نقطه خاصی از گردنم درد می‌کند.)
    * شلنگ آب باغچه یک تا خوردگی دارد. (این تا خوردگی مانع از جریان آب در شلنگ می‌شود.)
    * داخل سیم یک پیچ‌خوردگی وجود دارد. باید آن را صاف کرد.
    * ما یک مشکل پنهان در برنامه پیدا کردیم که باید حلش کنیم.

     

    کلمه “Kinky” نیز یک صفت است و می‌تواند چندین معنی داشته باشد:

    * موهای او نوعی حالت فر و بسته‌دار دارد.
    * برنیس از این نوع موهای بسته‌دار و فر خودش خوشش می‌آید.
    * به نظر می‌رسد آن ایده کمی عجیب و نامتعارف است. (این معنی چندان خوب نیست و ایده را غیراخلاقی یا غریب نشان می‌دهد.)
    * او به کارها و چیزهای عجیب و غیرمعمول علاقه دارد.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Kiosk به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kiosk به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Kiosk به فارسی با مثالهای کاربردی

    کیوسک یک غرفه یا ویترین کوچک است. این غرفه‌های کوچک در همه جای دنیا دیده می‌شوند چون هزینه راه‌اندازی آن‌ها نسبت به یک مغازه معمولی، کمتر است. کیوسک‌ها بیشتر در جاهای شلوغ و پررفت‌وآمد مانند مراکز خرید، که مردم زیاد پیاده در آن‌ها تردد می‌کنند، قرار دارند. محصولات مختلفی در کیوسک‌ها به فروش می‌رسند؛ مثل روزنامه، خوراکی، سوغاتی، لباس، جواهر، لوازم آرایش، اسباب‌بازی، لوازم جانبی موبایل و چیزهای کوچک دیگر.

    این کیوسک مجلات و روزنامه می فروشد.
    یک کیوسک را می توان در هر جایی که رفت و آمد پیاده زیاد باشد پیدا کرد. این کیوسک در داخل یک ایستگاه قطار قرار دارد.
    فرودگاه‌ها به کیوسک‌ها متکی هستند تا به مسافران کمک کنند تا برای پروازهای خود بررسی کنند. در این کیوسک مشتریان می توانند اطلاعات کسب کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Kiss به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kiss به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Kiss به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی برای نشان دادن محبت یا احترام، لب‌هایش را روی فرد دیگری می‌گذارد، به این عمل “بوسه” می‌گویند. این کلمه هم به عنوان فعل و هم به عنوان اسم به کار می‌رود.

    او در حال بوسیدن گونه‌ی اوست. (فعل)
    او به او یک بوسه می‌دهد. (اسم)
    آن‌ها همدیگر را روی لب‌ها می‌بوسند.
    او دست او را می‌بوسد.

    در جمله‌های زیر، کلمه‌ی “kiss” یک اسم است:
    مادربزرگت را برای خداحافظی ببوس.
    مراسم عروقی با یک بوسه تمام شد.
    بازیگر برای طرفدارانش بوسه فرستاد (یا بوس پراند).

    در مجموعه جمله‌های بعدی، کلمه‌ی “kiss” یک فعل است. وقتی پایان “ed” برای زمان گذشته یا حالت ماضی به آن اضافه می‌شود، مانند حرف “t” تلفظ می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    kiss

    بوسیدن

    kissed

    بوسید

    kissed

    بوسیده

    جان هنگام خداحافظی، همسرش را بوسید.
    دایان فرزندانش را برای شب بخیر بوسید.
    جورج ۲۳ سال دارد و تا به حال هیچ دختری را نبوسیده است.

    چند عبارت وجود دارند که از کلمه «بوسه» استفاده می‌کنند.
    هیچ‌کس در اداره آلیس را دوست ندارد، چون همیشه به رئیس چاپلوسی می‌کند. (چاپلوسی کردن = تعریف و تملق زیاد از کسی برای بهدست آوردن منفعت)
    اگر کاری را که رئیس شرکت از تو می‌خواهد انجام ندهی، می‌توانی فرصت ارتقای شغلی‌ات را فراموش کنی. (فراموش کردن یک فرصت = از دست دادن یا کنار گذاشتن یک شانس)
    یخبندان زودهنگام، حکم پایان زندگی را برای بوته‌های گوجه‌فرنگی ما داشت. (نشانه پایان = یک رویداد یا علامت که نشان می‌دهد چیزی در حال تمام شدن یا نابودی است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Kit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kit به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Kit به فارسی با مثالهای کاربردی

    ما از واژه «کیت» برای اشاره به مجموعه‌ای از وسایل یا ابزارها استفاده می‌کنیم که برای هدف مشخصی گرد هم آمده‌اند. معمولاً این کیت‌ها قابل حمل هستند و می‌توانید آن‌ها را به راحتی با خود ببرید و در مواقع لزوم ازشان استفاده کنید:

    کارل یک جعبه کمک‌های اولیه در ماشینش دارد تا در صورت بروز حادثه از آن استفاده کند.
    مری آن یک کیت کوچک خیاطی دارد که با آن لباس‌هایش را تعمیر می‌کند.
    خیلی از افراد در گاراژ خانه‌شان یک جعبه ابزار نگه می‌دارند.
    این جعبه ابزار شامل انواع وسیله‌ها برای رفع مشکلات خانه یا ماشین است.
    اگر دوچرخه‌سواری می‌کنید، بهتر است یک کیت تعمیر دوچرخه همراه داشته باشید تا در صورت خرابی از آن استفاده کنید.
    در محیط‌های کاری، گاهی به نرم‌افزارها و برنامه‌هایی که نیازهای شرکت را برطرف می‌کنند، «جعبه ابزار» می‌گویند.
    وقتی من پسر بچه بودم، هر بار به اردو می‌رفتیم، با کیت مخصوص آتش درست کردن، غذا می‌پختم.
    کیت ماهیگیری را بعضی‌ها «جعبه ماهیگیری» هم صدا می‌زنند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Kitchen به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kitchen به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Kitchen به فارسی با مثالهای کاربردی

    به قسمتی از خانه که در آن غذا درست می‌کنیم، “آشپزخانه” می‌گویند.

    خانه هودان یک آشپزخانه خیلی بزرگ دارد.
    مواد خوراکی را به آشپزخانه ببر.
    آپارتمانی که دیدیم، آشپزخانه‌ای داشت که فضای غذاخوری هم داخلش بود. (یعنی میز و صندلی غذاخوری در خود آشپزخانه قرار داشت)
    آشپزخانه بیل یک “جزیره” بزرگ در وسطش دارد. آشپزخانه او دستگاه‌های برقی زیادی دارد.*

    این کلمه معمولاً برای توصیف چیزهایی که در آشپزخانه قرار دارند هم به کار می‌رود:

    سینک آشپزخانه چکه می‌کند.
    لیوان‌ها را داخل کابینت آشپزخانه، روی پیشخوان بگذار.
    والری یک گلدان گل دقیقاً بیرون پنجره آشپزخانه‌اش گذاشته است.
    پیشخوان‌های آشپزخانه لورا از جنس گرانیت است.

    نکته: از آنجایی که آشپزخانه جایی است که اعضای خانواده معمولاً در آن دور هم جمع می‌شوند، اندازه آن در خانه‌های آمریکایی روز به روز بزرگتر می‌شود. در خانه‌های قدیمی، آشپزخانه ممکن است کوچک باشد و یک “انباری” (یک اتاقک کوچک برای نگهداری مواد غذایی اضافی) هم داشته باشد. اما امروزه، مردم آشپزخانه‌های کوچک را بازسازی می‌کنند تا فضای بزرگتری داشته باشند. همچنین بسیار معمول است که در آشپزخانه محلی برای نشستن و غذا خوردن در نظر گرفته شود – حتی در خانه‌هایی که یک اتاق غذاخوری مجزا هم دارند.

    *جزیره: جزیره آشپزخانه مانند یک میز بزرگ و ثابت است. معمولاً کابینت و فضای ذخیره‌سازی دارد و گاهی اوقات هم روی آن یک سینک، اجاق گاز یا یخچال کوچک مخصوص نوشیدنی نصب می‌شود. از سطح جزیره می‌توان به عنوان میز غذاخوری نیز استفاده کرد. در این حالت، باید به اندازه کافی فضای خالی برای قرار دادن صندلی وجود داشته باشد.

    *دستگاه‌های برقی: این وسایل کار کردن در آشپزخانه را راحت‌تر می‌کنند؛ مثل ماشین ظرفشویی، اجاق گاز و فر، دستگاه‌های آماده‌سازی غذا و موارد مشابه.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Kite به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kite به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Kite به فارسی با مثالهای کاربردی

    بادبادک یک وسیله کوچک و سبک است که با کمک نیروی باد در آسمان به پرواز درمی‌آید. معمولاً جنس آن از کاغذ یا پلاستیک است و یک قاب چوبی سبک هم دارد تا شکلش حفظ شود.

    آنها در حال پرواز دادن بادبادک هستند.
    وقتی باد می‌وزد، پرواز دادن بادبادک کار لذت‌بخشی است.
    اگر بادی نباشد، بادبادک از زمین بلند نمی‌شود.
    آیا تا به حال بادبادک پرواز داده‌اید؟

     
    در زبان انگلیسی یک اصطلاح وجود دارد که بعضی افراد هنگام عصبانیت از کسی به کار می‌برند: go fly a kite «برو بادبادک بزن». این عبارت گاهی هم پاسخی به یک درخواست غیرمنطقی است:

    وقتی تاد از آن مرد خواست ماشینش را جابه‌جا کند، مرد گفت: «برو بادبادک بزن!»
    اگر فکر می‌کنند من پول بیشتری برای گارانتی اضافی کامپیوتر می‌دهم، سخت در اشتباهند.

     
    نکته: به ریسمان یا نوار بلندی که به انتهای بادبادک وصل می‌شود tail یا «دم» می‌گویند. بدون دم، بادبادک نمی‌تواند در هوا تعادلش را حفظ کند و پرواز کند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Knack به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Knack به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Knack به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کسی در کاری مهارت ذاتی داشته باشد، یعنی به طور طبیعی در آن زمینه استعداد دارد:

    جرمی در فوتبال بازی کردن مهارت خاصی دارد.
    مدرسه‌ی ما باید کسی را پیدا کند که در تعمیر کامپیوترها مهارت داشته باشد.
    دنیز واقعاً استعداد دارد در راه‌اندازی کسب‌وکارهای جدید و پول درآوردن.
    پزشکانی که مهارت خوبی در برخورد با بیماران دارند، بسیار مورد تقاضا هستند.
    چطور توانستی استعدادت را در یادگیری زبان‌های جدید پرورش دهی؟
    کریستین واقعاً استعداد دارد در عکس گرفتن با دوربینش.

    توجه کنید: همان‌طور که در مثال‌های بالا دیدید، کلمهٔ “knack” معمولاً با “for” و بعد یک مصدر با ing می‌آید. همچنین اغلب قبل از آن از “have” یا “with” استفاده می‌شود.
    have / with + a knack + for + gerund

    او استعداد دارد در عکس گرفتن.
    او استعداد دارد در آشپزی.
    تو استعداد داری در نقاشی کشیدن.

    کلمات “گرفتن”، “پختن” و “نقاشی” در این جمله‌ها مصدر با ing هستند. آن‌ها در زمان حال استمراری به کار نرفته‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Knead به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Knead به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Knead به فارسی با مثالهای کاربردی

    ورز دادن یعنی فشردن و کشیدن چیزی. این واژه معمولاً وقتی به کار میرود که در حال تهیه خمیر نان هستیم. البته برای کارهای دیگری هم میتوان از آن استفاده کرد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    knead

    ورز دادن

    knead

    خمیر کرد

    knead

    خمیر کرده

    ابتدا آرد، نمک، شکر و خمیرمایه را با هم ترکیب می‌کنیم تا خمیر به دست آید. سپس خمیر را خوب ورز می‌دهیم و بعد از آن می‌گذاریم تا استراحت کند و حجمش بیشتر شود، بعد از این مرحله آن را داخل فر قرار می‌دهیم.

    او مشغول ورز دادن خمیر است. (یعنی مدام آن را فشار می‌دهد و لایه‌هایش را روی هم تا می‌زند.)
    اگر هنگام ورز دادن، خمیر به دستتان چسبید، می‌توانید کمی آرد بیشتری به آن اضافه کنید.
    هر کسی که نان پخته باشد به خوبی می‌داند که ورز دادن خمیر چقدر مرحله‌ای مهم و ضروری است.
    ورز دادن خمیر کار دشواری نیست، اما اگر بخواهید می‌توانید این کار را با دستگاه غذاساز یا نان‌پز انجام دهید.

    هنگام توصیف رفتار گربه می توانید از کلمه “knead” استفاده کنید.
    گربه‌ها انسان‌ها و یکدیگر را ورز می‌دهند. هیچ‌کس به طور دقیق نمی‌داند چرا این کار را انجام می‌دهند. احتمالاً این رفتار نشان‌دهنده احساس رضایت و آرامش آن‌هاست.
    یک گربه با فشار دادن پنجه‌هایش روی بدن یک فرد یا گربه دیگر، عمل ورز دادن را انجام می‌دهد.

    نکته: تلفظ knead دقیقاً همان need است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.