دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Involve به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Involve به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Involve به فارسی با مثالهای کاربردی

    درگیر بودن یعنی بخشی از یک فعالیت یا موقعیت بودن. این کلمه وقتی درباره ارتباطات یا نیازهای مختلف صحبت می‌کنیم، خیلی به کار می‌رود.

    آیا در گروه یا سازمانی عضو هستید؟
    سلما، دوست من، در یک مجموعه فعال در زمینه حقوق بشر مشارکت دارد.
    کوین دوست دارد این تابستان بیشتر به ورزش بپردازد.
    کار جدید سیندی به این صورت است که باید تمام روز با کامپیوتر کار کند. (یعنی بیشتر وقتش با کامپیوتر می‌گذرد.)
    سانجا به دنبال شغلی است که در آن با کودکان سر و کار داشته باشد.
    ما می‌خواهیم تا حد امکان افراد بیشتری را در گرفتن این تصمیم، سهیم کنیم.
    پلیس بعد از آن تیراندازی به دنبال شاهد بود، اما هیچ‌کس تمایل نداشت خودش را در ماجرا دخالت دهد.
    در آن قضیه دخالت نکن.
    بهترین کار این است که وارد ماجرا نشوی.
    آیا می‌دانی راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید چه چیزهایی لازم دارد؟ (چه کارهایی باید انجام شود؟)
    مارینا تصمیم گرفت برای یک کرسی در شورای شهر نامزد شود، اما نمی‌دانست که این کار چقدر از وقتش را خواهد گرفت.
    آیا با کسی رابطه دارید؟ (آیا با کسی در ارتباط عاطفی هستید؟)
    ونسا با کسی که در مدرسه آشنا شده، در ارتباط است. (یعنی دوست‌پسر دارد.)

     
    کلمه «مشارکت» یا «درگیری» یک اسم است:

    برای پاکسازی محله، همکاری و کمک صدها داوطلب لازم است.
    دخالت آن شرکت در کارهای خلاف قانون بود که در نهایت باعث ورشکستگی آن شد.
    همکاری و حضور شما در این وب‌سایت است که آن را به جای جالبی برای سر زدن تبدیل می‌کند.
    از همکاری شما متشکریم!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Issue به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Issue به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Issue به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “issue” بسته به اینکه در جمله به عنوان فعل به کار رود یا اسم، معانی متفاوتی پیدا می‌کند.
    وقتی “issue” به صورت اسم استفاده می‌شود، معمولاً به موضوعات و دغدغه‌های مطرح در جامعه یا زندگی شخصی اشاره دارد:

    گرمایش زمین یک مسئله مهم است.
    کنترل سلاح‌های گرم موضوعی است که میان دو حزب اصلی سیاسی به شدت مورد بحث است.
    در دوره تبلیغات انتخابات، رأی‌دهندگان به مسائل مختلف توجه می‌کنند.
    در بحران پناهندگان سوریه و عراق، برخی مسائل اخلاقی مهم وجود دارد که نمی‌توان از آن‌ها چشم پوشید.
    ما نمی‌دانیم که موضع فرماندار در این مورد دقیقاً چیست.
    نظر شما درباره موضوع سقط جنین چیست؟
    ادوارد در طول روز، به عنوان بخشی از کارش، با مسائل مهمی سر و کار دارد.
    پاملا به موضوعات مرتبط با مراقبت از کودکان علاقه‌مند است.

     
    گاهی این کلمه وقتی درباره دیدگاه‌ها و باورهای فردی به کار می‌رود، یا وقتی اختلاف نظرهای اساسی وجود دارد که به مشکل در روابط منجر می‌شود، معنای شدیدتری پیدا می‌کند.

    من و مدیرم با هم مشکل داریم. (با هم خوب کنار نمی‌آییم.)
    آیا با این قضیه مشکلی دارید؟ (آیا مخالفتی با این دارید؟)
    مشکلات در زندگی مشترک، بیل و سوفیا را به سمت طلاق برد.
    آن‌ها مسائلی داشتند که حل‌نشدنی بود.

     
    به عنوان اسم، این واژه می‌تواند به شماره چاپ شده یک روزنامه یا مجله هم اشاره کند:

    در شماره امروز نیویورک تایمز، عکسی از ادل چاپ شده است.
    در تازه‌ترین شماره مجله آتلانتیک، مقاله بسیار خوبی درباره پرزیدنت اوباما وجود دارد.

     
    اما وقتی “issue” به عنوان فعل به کار می‌رود، معنای آن “صادر کردن” یا “توزیع کردن” است:

    شهرستانی که من در آن ساکن هستم، برای کسانی که در امتحان رانندگی قبول شوند، گواهینامه صادر می‌کند.
    برای من یک گواهینامه رانندگی صادر شد.
    دولت فدرال و دولت‌های ایالتی، برای افرادی که مالیات بیشتری پرداخت کرده‌اند، چک‌های بازپرداخت صادر می‌کنند.
    ارتش به سربازان تازه‌وارد، یونیفورم می‌دهد.
    اسکناس‌ها توسط ضرابخانه ایالات متحده چاپ و عرضه می‌شوند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Itch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Itch به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Itch به فارسی با مثالهای کاربردی

    خارش یک احساس آزاردهنده ولی معمولاً خفیف در قسمتی از پوست بدن است. این حس شبیه به درد است، اما از آن ملایم‌تر محسوب می‌شود. واکنش طبیعی بدن در برابر خارش، مالیدن، خاراندن یا فشار دادن همان ناحیه است.

    اگر خارش داشته باشید، آن را می‌خارانید.
    پشتم می‌خارد. باید آن را بخارانم.
    پشتم خارش دارد.
    نیش پشه باعث ایجاد خارش می‌شود.
    این ژاکت مرا می‌خاراند.
    آن مرد به پزشک گفت که در دست‌ها و پاهایش احساس خارش می‌کند.

     
    واژه “خارش‌دار” یک صفت است:

    اگر پوست سرتان خارش‌دار است، شاید دلیلش خشکی باشد.
    کسانی که پوستشان می‌خارد، می‌توانند برای کاهش ناراحتی از لوسیون یا پماد استفاده کنند.
    بعد از پیاده‌روی در جنگل، تمام بدنم خارش گرفت.
    دختر کوچولو می‌گوید به خاطر دانه‌های پوستی‌اش احساس خارش می‌کند.

     
    گاهی از کلمه “خارش” برای بیان یک تمایل یا میل شدید برای انجام کاری نیز استفاده می‌شود:

    رجینا شدیداً دوست دارد ازدواج کند. (او میل زیادی برای ازدواج دارد.)
    ویلیام علاقه زیادی برای سرمایه‌گذاری در املاک دارد. (او می‌خواهد در بخش مسکن سرمایه‌گذاری کند.)
    مرد مسلح، انگشتش همیشه روی ماشه است. (یعنی به سرعت و به راحتی اسلحه را شلیک می‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Jack به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jack به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Jack به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “جک” اسمی است که معمولاً برای پسران به کار می‌رود، اما برای نامیدن چیزهای مختلف دیگری هم استفاده می‌شود. این اسم در فرهنگ کشورهایی مثل آمریکا و انگلیس بسیار رایج است.

    این، “جک خاج” است. ارزش آن در یک دسته ورق بازی، تقریباً برابر با بی‌بی یا شاه است.
    او از جک (در فارسی: جک ماشین) استفاده می‌کند تا ماشینش را از روی زمین بلند کند.
    جک تلفن، وسیله‌ای است که تلفن را به خط تلفن وصل می‌کند.
    کودکان با یک توپ پلاستیکی و چند قطعه فلزی، بازی “جکس” را انجام می‌دهند.
    “جک در جعبه” یک اسباب‌بازی محبوب برای کودکان خردسال است.
    چاقوی جک، یک ابزار کاربردی است که می‌توان آن را در جیب حمل کرد.
    قبل از جشن هالووین، بسیاری از مردم با قلم‌زنی روی کدو، “فانوس جک” درست می‌کنند.
    “جک فراست” (نماد سرما و یخبندان) وقتی می‌آید که دمای هوا به زیر صفر می‌رسد.
    جک زیرک باش، جک سریع باش، جک از روی شمعدان پرید.

     
    (این نمونه‌ای از شعرهای محبوب مهدکودک است.)

    Jack and Jill went up the hill to fetch a pail of water. Jack fell down and broke his crown, and Jill came tumbling after.

    جک و جیل از تپه بالا رفتند تا یک سطل آب بیاورند. جک به زمین افتاد و تاجش را شکست و جیل بعد از آن غلت زد.

    (این هم یکی دیگر از شعرهای معروف مهدکودک است.)

    The story of Jack and the Beanstalk is a well-known fairy tale.

    داستان جک و لوبیا سحرآمیز، یک افسانه شناخته‌شده است.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Jacket به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jacket به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Jacket به فارسی با مثالهای کاربردی

    ژاکت یک لباس بیرونی سبک است که معمولاً وقتی هوا خنک است، آن را می‌پوشیم. فرق ژاکت با کت در این است که ژاکت معمولاً سبک‌تر است، اما گاهی هر دو کلمه را به یک معنا به کار می‌برند.

    گاهی در کلاس، ژاکت می‌پوشم.
    ژاکت نسبت به کت رسمی، معمولی‌تر است.
    وقتی هوا خنک است، او ژاکت می‌پوشد.
    ژاکت جین یک انتخاب محبوب برای فصل بهار یا پاییز است.
    اسکی‌بازها هنگام اسکی، ژاکت مخصوص اسکی می‌پوشند.
    جلیقه نجات وقتی داخل قایق یا آب هستید، به حفظ ایمنی شما کمک می‌کند. به آن جلیقه نجات هم می‌گویند.
    زنبور زرد نوعی زنبور است که اگر مزاحمش شوید، شما را نیش می‌زند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Jail به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jail به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Jail به فارسی با مثالهای کاربردی

    زندان جایی است که افرادی که به نقض قانون مشکوک هستند یا مرتکب جرم شده‌اند، در آنجا نگهداری می‌شوند.
    در ایالات متحده، بسیاری از زندان‌ها به ایستگاه پلیس یا ساختمان دادگاه وصل هستند، اما زندان‌های بزرگتری هم وجود دارد که مجرمان قبل یا بعد از دادگاه به آنجا منتقل می‌شوند.
    تفاوت زندان (jail) با زندان (prison) در این است که prison برای مجازات‌های طولانی‌مدت به کار می‌رود، در حالی که jail معمولاً برای بازداشت کوتاه‌مدت یا موقت استفاده می‌شود.

    به کسی که در زندان است، زندانی گفته می‌شود. کسانی که در زندان (prison) هستند، اغلب لباس فرم مخصوص زندان می‌پوشند.
    قبل از برگزاری دادگاه و تعیین مجرم یا بی‌گناه، فردی که در زندان است را مظنون یا بازداشت‌شده می‌نامند.
    اتاقی که زندانیان در آن زندگی می‌کنند، سلول نام دارد و به آن سلول زندان گفته می‌شود.
    بر زندانیان، نگهبانان یا مأموران پلیس نظارت دارند.
    به جای گفتن «فلانی در زندان است» می‌توان گفت: «پشت میله‌هاست».
    مثلاً: او به خاطر دزدی ماشین، پشت میله‌هاست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Jam به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jam به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Jam به فارسی با مثالهای کاربردی

    در بخش اول، کلمه «jam» به این معنی است که چیزی یا کسی نمی‌تواند حرکت کند یا چیزی جلوی حرکت را می‌گیرد.

    بعد از آن تصادف، ترافیک سنگینی به وجود آمد. (در این جمله «jam» به شکل اسم به کار رفته است.)
    دستگاه کپی من همیشه قفل می‌کرد، برای همین یک دستگاه جدید خریدیم. (در این جمله «jam» به شکل فعل استفاده شده است.)
    دستگاه کپی کاغذش گیر کرده است. (در این جمله «jam» به شکل اسم آمده است.)
    گاهی اوقات ساختمان‌های بلند، سیگنال‌های تلفن همراه را مختل می‌کنند.
    معمولاً بعد از روز شکرگزاری و قبل از کریسمس، فروشگاه‌ها شلوغ و پر از خریدار می‌شوند.
    متروی توکیو به خاطر ازدحام و شلوغی زیاد معروف است. (در این جمله «jam» به شکل صفت به کار رفته است.)
    وقتی به سفر می‌روید، سعی نکنید چمدان را بیش از اندازه پر کنید. بهتر است کمی جای خالی باقی بگذارید.

     
    نوازندگانی که دور هم جمع می‌شوند و به صورت بداهه موسیقی می‌نوازند:

    نوازندگی گروهی تا ساعت دو صبح ادامه داشت.
    آلن دوست دارد یاد بگیرد چطور با نوازندگان سبک بلوز، موسیقی بداهه اجرا کند.
    بیایید یک وقت دور هم جمع شویم و با هم موسیقی بزنیم.

     
    مربا هم نوعی خوراکی است که از میوه درست می‌شود و روی نان مالیده می‌شود. شبیه به مارمالاد یا ژله است.

    جوی عاشق مربای توت‌فرنگی روی نان تست است.
    سارا مربای تمشک دوست ندارد چون پر از دانه است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Jar به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jar به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Jar به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک شیشه، نوعی ظرف از جنس شیشه است. خیلی از خوراکی‌ها و وسایل پزشکی در این شیشه‌ها نگهداری یا فروخته می‌شوند.

    خیارشور در شیشه فروخته می‌شود.
    برای خرید یک شیشه خیارشور به مغازه رفتم.
    بیسکویت‌ها را در شیشه نگهداری می‌کنند تا تازه بمانند.
    این پسر موقعی که دستش توی شیشه بیسکویت بود، گرفتار شد. (این یک اصطلاح است. کسی که “دستش توی شیشه بیسکویت است”، به معنی این است که دارد بدون اجازه چیزی برمی‌دارد یا دزدی می‌کند.)
    پزشکان وسایل پزشکی را در شیشه‌ها نگهداری می‌کنند.
    یک شیشه به استریل ماندن این زبان‌گیرها کمک می‌کند.
    مردم در زمان‌های قدیم از کوزه‌ها برای نگهداری غذا و چیزهای دیگر که ممکن بود زود خراب شوند، استفاده می‌کردند.
    باستان‌شناسان وقتی جاهایی را بررسی می‌کنند که هزاران سال پیش مردم در آن زندگی می‌کرده‌اند، کوزه‌ها و ظرف‌های سفالی شکسته پیدا می‌کنند.

     
    کلمه “jar” همچنین می‌تواند به عنوان یک صفت یا یک فعل به کار رود، وقتی چیزی باعث ناراحتی می‌شود یا چیزی را تکان می‌دهد.

    این یک تجربه تلخ و ناخوشایند بود. (یعنی یک تجربه سخت یا شوک‌آور بود.)
    مته دندانپزشکی صدای ناهموار و ناخوشایندی ایجاد می‌کند.
    لرزش مداوم موتور دستگاه چمن‌زنی باعث شد یک پیچ از آن شل شده و بیفتد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Jaw به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jaw به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Jaw به فارسی با مثالهای کاربردی

    فک قسمتی از صورت است که هنگام باز و بسته شدن دهان حرکت می‌کند. فک پایین استخوانی است که در قسمت زیرین صورت قرار دارد.

    جی لنو، مجری یک برنامه گفت‌گوی شبانه در آمریکا است که به داشتن فک بزرگ و برجسته معروف می‌باشد. این ویژگی، یکی از مشخصه‌های بارز چهره او به شمار می‌رود.

    وقتی یک حیوان درنده دهانش را به طور کامل باز می‌کند تا دندان‌های بزرگ و قدرت آرواره‌هایش را نشان دهد، معمولاً از کلمه “فک” برای توصیف آن استفاده می‌کنیم.

    تمساح آرواره هایش را باز کرد قبل از اینکه به حیوانی بی خبر بچسبد.
    آرواره‌های کرگدن می‌توانند تقریباً هر چیزی را که بین آنها قرار می‌گیرد خرد کند.

    در دهه ۱۹۷۰، یک فیلم پرطرفدار درباره یک کوسه سفید بزرگ، بسیاری از مردم را از رفتن به دریا ترساند. نام این فیلم، “آرواره‌ها” بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Jealous به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jealous به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Jealous به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “حسود” (jealous) معمولاً برای توصیف کسی به کار می‌رود که چیزی را که دیگری دارد، می‌خواهد (کلمه “envious” هم معنای مشابهی دارد).

    جیمی کم‌کم شروع کرد به حسادت ورزیدن به خواهر کوچکش، چون ناگهان توجه پدر و مادرش بیشتر به او جلب شده بود تا به خودش.
    شنیدم می‌خواهی بروی هاوائی تعطیلات. چقدر حسرت می‌برم!
    همه به سوفیا غبطه می‌خورند. او در لاتاری برنده شده است.

     
    واژه “jealous” به ویژه زمانی کاربرد دارد که پای جذابیت‌های عشقی به میان بیاید و کسی خارج از رابطه دو نفر، مورد توجه قرار گیرد.

    جنیفر، وقتی فهمید شوهرش “اد” با همکارش “بث” رابطه دارد، به شدت حسادت کرد.
    اگر “دیو” بفهمد که دوست‌دخترش با مردی کار می‌کند که شبیه “برد پیت” است، ممکن است کمی احساس حسادت به او دست بدهد.
    جنیفر همسری است که زود حسادت می‌کند.
    دیو دوست‌پسری است که احساس حسادت دارد.

     
    اسم این کلمه jealousy به معنای «حسادت» است.

    در نهایت، احساس حسادت “جو” نسبت به همسرش، رابطه‌شان را از بین برد.
    آلانا تصمیم گرفت که خودش را با حسادت دیگران نسبت به خودش، آزار ندهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.