دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Flap به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Flap به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Flap به فارسی با مثالهای کاربردی

    یکی از کاربردهای کلمه “flap” به عنوان یک فعل است. پرندگان و دیگر جانداران پرنده، با حرکت دادن بال‌هایشان در هوا پرواز می‌کنند.

    A bird flies when it flaps its wings.
    In the evening, you can see bats quickly flapping their wings.

    پرنده وقتی بال می‌زند پرواز می‌کند.
    در شب، می‌توانید خفاش‌ها را ببینید که به سرعت بال‌های خود را تکان می‌دهند.

     

    وقتی “flap” به صورت اسم به کار می‌رود، معمولاً به قسمتی از یک بسته یا پاکت اشاره دارد که آن را می‌پوشاند و می‌بندد.

    The flaps on a box look a little like wings.
    He’s licking the seal on the flap of the envelope.

    فلپ‌های روی جعبه کمی شبیه بال هستند.
    او مهر روی لبه پاکت را می‌لیسد.

     

    این کلمه معانی و کاربردهای دیگری هم دارد.

    A flag flaps in the wind. This flag is flapping in the wind.
    Pancakes are sometimes referred to as flapjacks. He’s sitting behind a stack of flapjacks.

    یک پرچم در باد تکان می‌خورد. این پرچم در باد در حال تکان خوردن است.
    گاهی به پنکیک‌ها “فلپ‌جک” هم گفته می‌شود. او پشت یک ست پنکیک نشسته است.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Flat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Flat به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Flat به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی “تخت” است، یعنی ارتفاع کمی دارد یا اصلاً بلندی در آن دیده نمی‌شود:

    منطقه‌ای از کشور که در آن زندگی می‌کنیم، زمینش کاملاً تخت است.
    من دوست دارم نان تخت را همراه با هوموس بخورم. (به این نان، پیتا هم گفته می‌شود.)
    این یک تلویزیون با صفحه تخت است.
    غلتک تراکتور، سطوحی مانند آسفالت، خاک، یا سنگ و شن را صاف و هموار می‌کند. فعل کلمه “تخت” در انگلیسی “flatten” است که به صورت flatten / flattened / flattened صرف می‌شود.
    از وردنه برای صاف کردن خمیر استفاده می‌شود. (این وسیله مخصوصاً وقتی پای یا کلوچه درست می‌کنید، بسیار کاربردی است.)

     
    از کلمه “flat” برای بیان شرایط مختلفی استفاده می‌شود:

    اگر موهای کسی کاملاً صاف و بی‌حالت به نظر برسد، می‌گوییم موهایش تخت شده.
    اگر نوشیدنی گازدار گاز خود را از دست بدهد، می‌گوییم تخت شده.
    در بعضی از شهرهای آمریکا (البته نه همه‌ی آن‌ها) به آپارتمان، flat می‌گویند.
    صدای تخت، صدایی است که هیچ بالا و پایینی ندارد و یکنواخت است.
    نت تخت در موسیقی به نتی گفته می‌شود که زیرایی (حالت صوتی) کمتری دارد. (گاهی این کار عمدی است و گاهی غیرعمدی.)
    اگر جمعی به یک لطیفه نخندند، می‌گوییم که لطیفه “تخت” افتاد.
    “فلت ارثر” به کسی گفته می‌شود که به یافته‌های علمی احترام نمی‌گذارد و باور دارد زمین تخت است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Fling به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fling به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Fling به فارسی با مثالهای کاربردی

    پرتاب کردن چیزی را می‌گویند «To fling».

    آن را به سمت من پرت نکن!
    هوراشیو بلد است چطور فریزبی را پرت کند.
    یک دانش‌آموز کتابش را از پنجره به بیرون پرت کرد. (کلمه «fling» در زمان گذشته می‌شود «flung».)
    او به خاطر پرت کردن چیزها از پنجره، به دردسر افتاد.
    یک نفر در ماشینی که جلوی ما بود، کمی آشغال روی بزرگراه ریخت.
    پرت کردن زباله از ماشین، کاری خلاف قانون است.
    اگر یک بومرنگ را درست پرت کنید، به سمت خودتان برمی‌گردد.
    پرتش کن!
    آن را با حرکت مچ دستت پرت کن.

     
    وقتی کلمه «fling» به عنوان اسم به کار می‌رود، معمولاً به یک رابطه عاشقانه کوتاه یا یک علاقه زودگذر اشاره دارد:

    دارل با دختری که آن پایین‌ترین خیابان زندگی می‌کند، یک رابطه کوتاه داشت.
    علاقه هانا به نجوم فقط یک شوق موقتی بود. او بعد از چند ماه، بی‌علاقه شد.
    تاد داشتن رابطه با همکارش را تکذیب کرد، اما همسرش حرفش را باور نکرد.
    رابطه آن‌ها ارزش و معنای عمیقی نداشت. فقط یک تجربه گذرا بود.
    علاقه ناگهانی سارا به بیت‌کوین، باعث شد هزاران دلار از دست بدهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Flip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Flip به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Flip به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه flip یعنی پشت و رو کردن یا برگرداندن. وقتی در حال پختن غذا هستید، معمولاً لازم است مواد غذایی را برگردانید تا هر دو طرف آن به یک اندازه و یکدست بپزد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    flip

    برگردان

    flipped

    برگردانده شد

    flipped

    برگردانده شده

    تونی همبرگرها را روی گریل برگرداند.
    آنجلا با کمک یک کفگیر، پنکیک‌ها را پشت و رو کرد.
    برگرداندن قاچ‌های ماهی بدون این که تکه‌تکه شوند، کار سختی است.
    لاک‌پشت به پشتش روی زمین افتاد و نمی‌توانست تکان بخورد.
    برای اینکه بفهمید نوبت چه کسی است، یک سکه بیندازید.
    این خانه چندین بار به سرعت خرید و فروش شد تا اینکه بالاخره یک نفر آن را خرید و برای سکونت انتخاب کرد. (در بازار مسکن، به این کار که خانه‌ای را سریع بفروشند تا سود کمی اما مطمئنی به دست آورند، «فلیپ کردن» می‌گویند.)
    وقتی حرفم را بشنوی، شگفت‌زده خواهی شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Float به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Float به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Float به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک جسم شناور، روی سطحی قرار می‌گیرد یا به نظر می‌رسد که چیزی از زیر آن را نگه نداشته است. اشیاء مختلفی هستند که در شرایط خاصی می‌توانند در هوا، روی آب یا در فضا شناور بمانند.

    یک بادکنک در هوا شناور می‌شود.
    یک قایق روی سطح آب شناور است.
    تکه چوب پنبه ماهیگیری نیز روی آب می‌ماند. وقتی یک ماهی طعمه را می‌قاپد، این شناور به زیر آب می‌رود.
    افراد می‌توانند روی یک کلک شناور بمانند.
    در فضا، افراد در حالت شناور قرار می‌گیرند. این فضانورد در حال شناور شدن است.
    در برخی رژه‌ها، وسایل تزیین شده و بزرگی به نام “شناور” حرکت می‌دهند. (در این جمله، کلمه “شناور” به عنوان اسم به کار رفته است.)
    نوعی نوشیدنی خوشمزه به نام “شناور” هم وجود دارد. اگر در یک لیوان، بستنی و نوشابه ریشه بریزید، یک “شناور” دارید. (در این جمله نیز کلمه “شناور” یک اسم است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Floor به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Floor به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Floor به فارسی با مثالهای کاربردی

    کف یا طبقه، سطحی است که در داخل ساختمان‌ها روی آن راه می‌روید و می‌ایستید. کف‌ها انواع مختلفی دارند.

    کف‌های چوبی از جنس چوب ساخته می‌شوند و معمولاً در اتاق‌های نشیمن و غذاخوری دیده می‌شوند.
    برای آشپزخانه و سرویس بهداشتی، اغلب از کف‌پوش‌های لینولیوم (مشمع) یا سرامیک استفاده می‌شود.
    در اتاق‌های نشیمن و خواب نیز معمولاً از فرش یا موکت برای پوشش کف استفاده می‌کنند. مثلاً ممکن است تمام سطح کف یک اتاق، از دیوار تا دیوار، فرش شده باشد.
    کف بیشتر گاراژها و زیرزمین‌ها نیز از جنس بتن است.

     
    علاوه بر این، کلمه «floor» برای اشاره به سطح یا همان طبقه‌های یک ساختمان نیز به کار می‌رود:

    من قبلاً در طبقه سوم این ساختمان آپارتمانی زندگی می‌کردم.
    این بنا هشت طبقه دارد. طبقه همکف، همان طبقه اول محسوب می‌شود و طبقه هشتم، آخرین طبقه است.
    برای جابه‌جایی بین طبقات معمولاً از آسانسور استفاده می‌کنیم.
    می‌خواهید به کدام طبقه بروید؟
    برای بالا و پایین رفتن بین طبقات، از پله‌ها هم می‌توان استفاده کرد.

     
    همچنین، این کلمه برای توصیف سطح زیرین محیط‌های طبیعی نیز کاربرد دارد:

    در نزدیکی بستر اقیانوس، موجودات دریایی جالب و متنوعی زندگی می‌کنند.
    کف جنگل معمولاً نور خورشید زیادی دریافت نمی‌کند. مثلاً ممکن است سطح زمین در یک جنگل، کاملاً با خزه پوشیده شده باشد.

     
    عبارات و اصطلاحات مختلفی نیز وجود دارند که از کلمه «floor» در آن‌ها استفاده شده است.

    بسیاری از افراد جوان وقتی در شرکتی شروع به کار می‌کنند، از پایین‌ترین سطح شغلی (طبقه همکف) وارد می‌شوند و سپس با تلاش، پله‌های ترقی را یکی‌یکی طی می‌کنند. (طی کردن پله‌های ترقی یعنی ارتقا یافتن به موقعیت‌های بهتر و بالاتر.)
    منظور از «سالن فروش»، محلی در فروشگاه یا نمایشگاه است که فروشنده در آنجا کالاها را به مشتریان عرضه می‌کند.
    در جلسات رسمی، به فردی که اجازه صحبت دارد و در حال سخنرانی است، گفته می‌شود «کف صحبت در اختیار اوست».

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Flop به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Flop به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Flop به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “flop” به معنای “شکست” است. این کلمه برای کسی یا چیزی به کار می‌رود که مطابق انتظار پیش نرفته و ناموفق بوده است.

    نمایشنامه یک شکست بود.
    آن فیلم را نبین. واقعاً ناموفق است.
    ایده او برای کسب‌وکار، یک شکست کامل بود.
    والتر روی آب با شکم فرود آمد. این اتفاق هم برای خودش بسیار دردناک بود و هم تماشای آن برای ما سخت بود. (belly flop = فرود آمدن روی سطح آب با شکم)
    استفان تخصص دارد به کسب‌وکارهایی که در حال شکست هستند کمک کند تا دوباره موفق شوند. (در این جمله، کلمه “flopping” به صورت صفت به کار رفته است.)

    کلمه “flop” را می‌توان به عنوان یک فعل نیز استفاده کرد:

    ساده گذشته فعل ماضی
    flop

    شکست خوردن

    flopped

    شکست خورد

    flopped

    شکست خوردله

    نمایش با شکست مواجه شد.
    گیتاریست در اجرای تکنوازی خود ناموفق بود.
    همه با شنیدن صدای تیراندازی خود را به زمین انداختند.
    محصول جدید به طور فاجعه‌باری در بازار پذیرفته نشد و خیلی سریع از قفسه فروشگاه‌ها جمع‌آوری شد.
    این کمدین آنقدر در اجراهای زنده شکست خورده که دیگر کاملاً به آن عادت کرده است.

    کلمه “فلاپی” به عنوان صفت به کار می‌رود و معمولاً چیزی را توصیف می‌کند که شل و آویزان است.
    سگ گلوریا گوش‌های بزرگ و آویزانی دارد.
    زین علاقه دارد کلاه‌های لبه‌پهن و شل بپوشد.
    برگ‌های آن گیاه کمی شل و پژمرده به نظر می‌رسند.
    دیسک‌های نرم (فلاپی دیسک) در گذشته به عنوان وسیله‌ای برای ذخیره‌سازی اطلاعات در رایانه‌ها رواج داشتند، اما امروزه منسوخ شده‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Flow به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Flow به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Flow به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی آب به آسانی از جایی به جای دیگر حرکت می‌کند، می‌گوییم «جریان» دارد. این واژه را می‌توان برای حرکت خودروها، انتقال اطلاعات و جابه‌جایی مردم هم به کار برد.

    آب این رودخانه به سمت جنوب جریان دارد.
    آب توالت خیلی آرام جریان داشت تا اینکه یک لوله‌کش آن را تعمیر کرد.
    در زمان سیل، آب به بسیاری از خانه‌ها راه یافت.
    رودخانه می‌سی‌سی‌پی به خلیج مکزیک می‌ریزد.
    برق از درون سیم‌ها عبور می‌کند.
    حرکت ترافیک به خاطر یک تصادف متوقف شد. (در این جمله از کلمه «جریان» به شکل اسم استفاده شده.)
    شدت آبی که از شیر خارج می‌شود را می‌توان با چرخاندن دسته شیر تنظیم کرد.
    اطلاعات در اینترنت با سرعت بسیار بالایی منتقل می‌شوند.
    ورود مهاجران به ایالات متحده در سال‌های اخیر کمتر شده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Fluent به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fluent به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Fluent به فارسی با مثالهای کاربردی

    تسلط داشتن در یک مهارت به این معنی است که بتوانید آن را به راحتی و بدون مشکل انجام دهید. این واژه بیشتر برای توصیف توانایی‌های زبانی به کار می‌رود.

    بسیاری از زبان‌آموزان من آرزو دارند که در انگلیسی مهارت کامل داشته باشند.
    آیا شما در انگلیسی کاملاً مسلط هستید؟
    چطور می‌توان در یک زبان به تسلط رسید؟
    رسیدن به سطح پیشرفته در انگلیسی معمولاً سال‌ها زمان می‌برد.
    ای کاش می‌توانستم آلمانی را به روانی صحبت کنم.
    برای مسلط شدن در زبان چینی، مدت زمان بسیار زیادی لازم است. اگر فردی در سنین بالاتر شروع به یادگیری چینی کند، احتمال اینکه روزی به طور کامل بر آن مسلط شود، بسیار کم است.

     
    واژهٔ «fluently» که به صورت قید به کار می‌رود، معنی «روان و سلیس» می‌دهد:

    آیا دوست دارید انگلیسی را روان و بی‌وقفه صحبت کنید؟
    برای اینکه بتوانید هر زبانی را به صورت روان صحبت کنید، معمولاً باید در کشوری زندگی کنید که مردم به آن زبان گفت‌وگو می‌کنند.
    شرکت کردن در کلاس‌های اسپانیایی دبیرستان به تنهایی برای رسیدن به سطح روان صحبت کردن کافی نیست.

     
    واژهٔ «fluency» نیز به صورت اسم به معنی «تسلط» یا «روانی» است:

    ممکن است سال‌ها مطالعه و تمرین لازم باشد تا کسی بتواند در یک زبان به تسلط کامل برسد.
    تسلط به زبان فرانسه برای کسانی که قصد دارند در زمینهٔ هنر یا پزشکی فعالیت کنند، بسیار سودمند است.
    رسیدن به تسلط در زبان لاتین کار بسیار دشواری است، چون به جز زبان‌شناسان و کشیشان، افراد بسیار کمی به این زبان صحبت می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fluid به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fluid به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Fluid به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “مایع” به چیزهایی گفته می‌شود که می‌نوشید یا موادی که به آسانی جاری می‌شوند؛ مثل روغن یا برخی مواد شیمیایی.

    وقتی بیمار هستید، نوشیدن مقدار کافی مایعات بسیار مهم است تا بدنتان کم‌آور نشود.
    مایعات داخل خودرویتان باید به‌طور منظم چک شوند.
    مایعی که داخل رادیاتور ریخته می‌شود، به خنک‌ماندن موتور کمک می‌کند.
    برای روشن کردن آتش در منقل کباب‌پزی، از مایع مخصوص روشن‌کردن ذغال استفاده کنید.
    مایعات بدن می‌توانند به سادگی باعث انتقال بیماری شوند، بنابراین مراقب باشید!
    ترشحات بینی نمونه‌ای از مایعات بدن هستند.
    بیمار در بیمارستان به خاطر جمع شدن مایع زیاد در ریه‌هایش درگذشت.

     

    کلمه “مایع” گاهی به صورت صفت هم به کار می‌رود و وضعیتی را توصیف می‌کند که به سرعت در حال تغییر است.

    پلیس در حال مدیریت وضعیتی بسیار متغیر و سیال است که شامل گروگان‌گیری نیز می‌شود.
    اطلاعات موجود آنقدر متغیر و ناپایدار است که نمی‌توان آن را به درستی تأیید کرد.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.