دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Outcome به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Outcome به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Outcome به فارسی با مثالهای کاربردی

    نتیجه، یعنی آنچه در پایان یک رویداد به دست می‌آید.

    من پایان بازی را ندیدم. نتیجه چه شد؟
    همه از نتیجه بسیار متعجب شدند.
    ما هنوز در انتظار جواب آزمایش هستیم.
    تمام پولی که برای این کار هزینه شد، نمی‌توانست قول یک پایان خوب را بدهد.
    دستاورد این پروژه‌ها، وابسته به زمانی است که برایشان می‌گذاریم و تلاشی که می‌کنیم.
    در نظام آموزشی، موفقیت‌ها را می‌توان با امتحان اندازه گرفت.
    با تحصیل در دانشگاه، چه دستاوردی را به دست می‌آوری؟
    بین «فرصت‌های یکسان» و «نتایج یکسان» تفاوت هست.
    همیشه این امکان وجود ندارد که پایان کار، خوب و رضایت‌بخش باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Outdo به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Outdo به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Outdo به فارسی با مثالهای کاربردی

    بهتر عمل کردن، یعنی کاری را به شکلی انجام دهیم که از دفعات قبل موفق‌تر و کارآمدتر باشد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    outdo

    پیشی گرفتن

    outdid

    پیشی گرفت

    outdone

    پیشی گرفته

    والتر و گابریل مدام در رقابت هستند و هر کدام می‌خواهند بهتر از دیگری باشند.
    سیمون آرزو دارد که اجرای جدیدش از اجرای قبلی‌اش بهتر باشد.
    جف در نواختن ساز خودش را شکست داد و عملکرد فوق‌العاده‌ای داشت.
    ما در تمام زمینه‌ها از رقبای خود بهتر هستیم. (این جمله احتمالاً در دنیای کسب‌وکار و برای نشان دادن برتری نسبت به سایر شرکت‌ها به کار می‌رود.)
    تیم ما امیدوار است در مسیر رسیدن به مسابقات نهایی، از سایر تیم‌ها عقب نماند.
    دانش‌آموزان ما این بار هم با گرفتن نمرات عالی، از انتظارات فراتر رفتند.

    گاهی کلمه “outdo” برای بیان ناامیدی یا سرزنش نیز استفاده می‌شود، یعنی وقتی کسی کار بد یا ناخوشایندی انجام داده است. مثال‌های زیر این مفهوم را نشان می‌دهند:

    تو واقعاً از خودت پیشی گرفتی! (یعنی کار بدی کردی.)
    باورکردنی نیست که باز هم از خودش پیشی گرفت. (یعنی دوباره کار نادرستی انجام داد.)
    درست وقتی فکر کردیم دیگر نمی‌توانند از خودشان پیشی بگیرند، باز هم کارشان را تکرار کردند. (یعنی کار بسیار بدی انجام دادند.)

    توجه: کلمه “outdo” معمولاً با ضمایر انعکاسی (مثل: خودم، خودت، خودش) همراه است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Outer به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Outer به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Outer به فارسی با مثالهای کاربردی

    واژه “بیرونی” برای توصیف قسمتی به کار می‌رود که در خارج از یک چیز یا یک مکان قرار گرفته است:

    پوست بیرونی هلو نرم و کرک‌دار است.
    قسمت بیرونی گوش به بخش داخلی آن کمک می‌کند تا صدا را بگیرد.
    بعضی افراد باور دارند که موجودات فضایی از بیرون از زمین به سیاره ما آمده‌اند.
    مناطق بیرونی و اطراف شهر شیکاگو تا ایالت‌های ویسکانسین و ایندیانا ادامه پیدا می‌کند.
    ما در یک کنسرت راک در ساحل بیرونی رودخانه شرکت کردیم. (ساحل بیرونی رودخانه به بخش بلند و دور از آب گفته می‌شود.)
    کسانی که در لبه‌های بیرونی جامعه زندگی می‌کنند، ممکن است نگاه متفاوت و ویژه‌ای به جهان داشته باشند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Outfit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Outfit به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Outfit به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “outfit” به معنای لباس یا ست کامل لباس است.

    مارتا یک ست لباس بارداری پوشیده است.
    بعضی از خانم‌های همکارش در دفتر به او گفتند که با آن لباس بسیار زیبا به نظر می‌رسد.
    این یک ست لباس بسیار قشنگ است.
    فروشگاه میسی این هفته ست‌های لباس زنانه را حراج می‌کند.
    پزشکان و پرستاران در بیمارستان، هنگام کار، لباس‌های مخصوص و یکسانی می‌پوشند.
    ست لباس مورد علاقه ونسا، یک لباس زرد رنگ است.

     
    معمولاً خانم‌ها بیشتر از کلمه “outfit” برای صحبت درباره لباس‌های زنانه استفاده می‌کنند. آقایان کمتر از این کلمه برای لباس‌های خود استفاده می‌کنند، اما گاهی این کار را می‌کنند.

    رونالدو می‌گوید که در حال پیدا کردن یک ست لباس جدید برای پوشیدن در محل کارش است.
    او از خرید لباس‌های جدید به همراه دوستانش لذت می‌برد.
    بعضی وقت‌ها دوست دخترش به او کمک می‌کند تا یک ست لباس برای رفتن به سر کار انتخاب کند.

     
    علاوه بر این، کلمه “outfit” یک معنای تخصصی دیگر هم دارد که به گروه‌های نظامی یا تجهیزات ورزشی اشاره می‌کند.

    یک گروه نظامی کوچک به منطقه‌ای دورافتاده در افغانستان فرستاده شد تا بر بازسازی یک فرودگاه نظارت کند.
    قبل از حرکت، به آنها سلاح، وسایل کمپینگ و پوشاک داده شد. (در این جمله، “outfit” به صورت فعل به کار رفته است.)
    یک پیست اسکی می‌تواند تمام وسایل لازم را در اختیار هر کسی که بخواهد اسکی کند، قرار دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Outgrow به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Outgrow به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Outgrow به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی از مرحله‌ای عبور کند و بزرگ‌تر، بالغ‌تر یا داناتر شود، می‌گوییم از آن “فراتر رفته” یا “رشد کرده” است.

    مثلاً بچه‌ها با بزرگ شدن، دیگر در لباس‌های قدیمی جا نمی‌شوند.
    خانواده‌ها وقتی تعدادشان بیشتر می‌شود، ممکن است خانهٔ کوچک قدیمی برایشان کافی نباشد.
    یک نفر ممکن است عادت‌های ناپسندش — مثل ناخن جویدن یا زیاد خوردن — را با گذشت زمان کنار بگذارد.
    یک گیاه ممکن است آنقدر بزرگ شود که گلدان اولیه برایش کوچک باشد.
    یک شرکت نیز ممکن است پس از گسترش، به جایی بزرگ‌تر از محل فعلی‌اش نیاز پیدا کند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Outrage به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Outrage به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Outrage به فارسی با مثالهای کاربردی

    خشم، همان احساس شدید ناراحتی است که وقتی به وجود می‌آید که مردم باور کنند یک وضعیت ناعادلانه است یا بی‌عدالتی رخ داده است.

    این خشم نسبت به نتایج انتخابات بود که باعث شد در سراسر کشور اعتراض‌هایی شکل بگیرد.
    مقداری از این خشم توسط بسیاری از مردم در کشور احساس می‌شود.
    یک زن در نامه‌ای که در بخش نظرات خوانندگان روزنامه چاپ شد، خشم خود را بیان کرد.
    مصرف‌کنندگان با خودداری از خرید محصولات شرکت، خشمشان را نشان دادند.
    سیاست‌های دولت باعث برانگیخته شدن خشم مردم شد.
    این یک بی‌عدالتی آشکار است!

     
    کلمه «outrageous» یک صفت است.

    این رفتار غیرقابل قبول است.
    مردم از رفتار زننده و غیرقابل باور آن مرد ناراحت شدند.
    رفتار آن مرد به‌طور تکان‌دهنده‌ای زننده بود. (کلمه “outrageously” یک قید است.)
    قیمت‌ها در بعضی از مغازه‌های لباس‌فروشی واقعاً سرسام‌آور است.
    این رستوران هر روز یک مقدار باورنکردنی غذا را دور می‌ریزد.
    آن‌ها با دریافت پول بیش از حد از مشتریانشان، یک مقدار فوق‌العاده زیاد پول درمی‌آورند. (یعنی آن‌ها درآمد بسیار زیادی دارند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Over به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Over به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Over به فارسی با مثالهای کاربردی

    گاو از روی ماه پرید. (کلمه “over” شبیه به “بالا” است، اما معمولاً با کلماتی به کار می‌رود که حرکت را نشان می‌دهند، مثل “رفتن”، “دویدن”، “پرواز کردن” یا “پرتاب کردن”.)
    به محض اینکه خورشید درآمد، یک رنگین‌کمان در بالای خط افق پدیدار شد.
    مأمور آتش‌نشانی به سمت خانه‌ی در حال سوختن دوید تا افرادی را که داخل بودند نجات دهد. (در این جمله، “run over” به معنای “رفتن به یک مکان” است. در اینجا “over” بخشی از فعل محسوب می‌شود و به تنهایی یک حرف اضافه نیست.)

    **اصطلاحات**

    من عاشق صدای آب هستم که روی سنگ‌های یک نهر جاری می‌شود.
    او کرم ضد آفتاب را به تمام پشت دوست‌پسرش مالید.
    دودی که بالای خانه به چشم می‌خورد، نشان می‌دهد که کسی داخل آن است.
    آرزویشان این است که با کشتی به همه‌ی جای دنیا سفر کنند.
    آیا تا به حال روی آتش چادرگاهی غذا پخته‌ای؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Overdo به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Overdo به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم!

    ترجمه کلمه Overdo به فارسی با مثالهای کاربردی

    “To overdo something” یعنی کاری را بیشتر از حد لازم انجام بدهی. ممکن است آن کار را خیلی زیاد، خیلی مرتب، یا بارها و بارها تکرار کنی که این می‌تواند برایت مضر باشد یا دردسرساز شود. این واژه معمولاً برای ورزش، بازی، کار و فعالیت‌های جسمی به کار می‌رود. همچنین اغلب بعد از آن از “it” استفاده می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    overdo

    زیاده روی کردن

    overdid

    زیاده روی کرد

    overdone

    زیاده روی کرده

    اگر تمرین ورزشی را شروع می‌کنید، مراقب باشید در آن افراط نکنید.
    اگر بیش از حد به خودتان فشار بیاورید، ممکن است آسیب ببینید.
    والتر در ورزش زیاده‌روی کرد و به خودش صدمه زد.
    یک استراحت بکن. فکر می‌کنم داری زیاده‌روی می‌کنی.
    دکتر به فیل گفت که به خاطر سخت‌گیری بیش از حد در کار، استرس زیادی به او وارد شده و این مسئله منجر به حمله قلبی شده است.
    اگر در محیط کار بیش از حد تلاش کنید، ممکن است بقیه همکاران فکر کنند می‌خواهید آن‌ها را کم‌کار نشان دهید.
    در انجامش زیاده‌روی نکن.
    تزئینات کریسمس گاهی اغراق‌آمیز می‌شود. بعضی فروشگاه‌ها و خانه‌ها واقعاً در این کار زیاده‌روی می‌کنند.
    آن‌ها در تزئینات، بیش از حد معمول کار کردند.
    بازی این بازیگر با نقشش همخوانی نداشت. او در بازی کردن اغراق کرد و نقش را بیش از حد نمایش داد.

    کلمه “overdone” معمولاً به عنوان صفت برای غذایی که زیاد پخته شده به کار می‌رود:
    این مرغ زیادی پخته شده.
    یک استیک بیش‌ازحد پخته، خشک و سفت می‌شود و جویدنش سخت است.
    لیندا از ترس اینکه مبادا بوقلمون نپخته بماند، دو ساعت دیگر آن را در فر گذاشت تا کاملاً پخته شود.
    در مورد بعضی انواع گوشت، بهتر است زیاد پخته شود تا اینکه نپخته بماند، درست است؟

    توجه: کلمه «overdo» را با «overdue» اشتباه نگیرید. تلفظ این دو کلمه شبیه هم است. وقتی چیزی «overdue» است، یعنی موعد آن گذشته و دیر شده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Overwhelm به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Overwhelm به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Overwhelm به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کنترل یک وضعیت بسیار سخت می‌شود، می‌توانید از کلمه «overwhelm» استفاده کنید.

    این وضعیت طاقت‌فرساست.
    احساس می‌کنم کاملاً درگیر و درمانده شده‌ام.
    توجهی که رسانه‌ها به آن مرد جوان نشان دادند، بسیار زیاد و غیرمنتظره بود. (او خوشحال بود، اما این همه توجه او را شگفت‌زده کرد.)
    او زیر بار توجه رسانه‌ها قرار گرفت. (این جمله به صورت مفعولی ساخته شده است.)
    حجم ایمیل‌هایی که هر صبح باید بررسی کنم، واقعاً زیاد است.
    من در میان ایمیل‌ها غرق شده‌ام.
    کمک‌های غذایی که به بازماندگان حادثه رسید، بسیار چشمگیر و فراوان بود.
    داوطلبان از حجم کمک‌ها احساس درماندگی کردند. این مقدار کمک، بیش از حد توان آن‌ها بود.
    آن زن چنان تحت تأثیر محبت همکارانش قرار گرفت که اشک در چشمانش حلقه زد.

     
    کلمه overwhelmingly به معنای «به شکل قاطع» یا «به شدت» یک قید است.

    ساکنان آن محله عمدتاً از نظر مالی در وضعیت دشواری به سر می‌برند. (بیشتر مردم آن منطقه فقیر هستند.)
    نظرات دریافتی از نظرسنجی به طور چشمگیری مثبت بود.
    پناهندگانی که از جنگ گریخته بودند، به شدت از کمکی که دریافت کرده بودند، قدردان بودند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Owe به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Owe به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Owe به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی از کسی پول قرض می‌گیرید، تا زمانی که آن را پس نداده‌اید، به آن فرد بدهکار هستید. اگر از کارت اعتباری استفاده کنید یا از بانک وام بگیرید، در واقع به آن شرکت یا بانک بدهی دارید.
    همچنین می‌توانید از کلمهٔ «بدهکار بودن» زمانی استفاده کنید که کسی کاری برایتان کرده باشد و بخواهید در آینده جبران کنید:

    ممنون میشم به من کمک کنید. من یکی به تو مدیونم (در آینده لطفی در حق شما خواهم کرد.)
    ما به خاطر حل مشکلی در جامعه‌مان، به پلیس سپاسگزار و بدهکاریم.
    والی این ماه باید ۳۰۰۰ دلار به شرکت کارت اعتباری‌اش بپردازد.
    چقدر از بدهی خانه‌ات را هنوز باید پرداخت کنی؟
    بیل هنوز ۸۰٬۰۰۰ دلار از وام خانه‌اش باقی مانده که بعد از پرداخت آن، خانه کاملاً مال خودش خواهد شد.
    ماریا به دوستش ۵ دلار بدهکار است. او دیروز این پول را قرض گرفته. (کلمهٔ «borrow» چه معنایی دارد؟)
    جرمی ۱۰۰ دلار به هم‌اتاقی‌اش بدهکار بود، اما هیچ وقت پولش را پس نداد.
    من چقدر به شما بدهکارم؟
    تو واقعاً به من مدیونی! (این عبارت وقتی استفاده می‌شود که کسی لطف بزرگی در حق دیگری کرده و طرف مقابل باید این را بپذیرد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.