دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Lapse به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lapse به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Lapse به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک اشتباه زودگذر در تصمیم‌گیری باعث شد لورا انتخاب نادرستی داشته باشد.
    تری با پرداخت نکردن هزینه‌ها، اجازه داد بیمه خودروی او منقضی شود و حالا نمی‌تواند از ماشینش استفاده کند. (شرکت بیمه، پوشش خود را قطع کرده است. این وضعیت خوبی نیست!)
    اجازه ندهید بیمه سلامت خانواده شما منقضی شود.
    وقتی باب شغلش را از دست داد، به ناامیدی دچار شد.
    افراد مسن اغلب با فراموشی‌های مقطعی روبرو می‌شوند.
    وقتی دانش‌آموزان فهمیدند معلمشان برنمی‌گردد، همه کلاس به سکوت افتاد.

    دو کلمه دیگر شبیه به lapse وجود دارد: elapse و relapse.
    کلمه elapse به معنای “گذشتن” برای توصیف گذر زمان به کار می‌رود.
    کلمه relapse زمانی استفاده می‌شود که فرد به حالت یا شرایط بد قبلی بازگردد:

    فیلم آنقدر جذاب بود که هیچ‌کس متوجه نشد از شروع تا پایان چقدر زمان گذشته است.
    بعد از گذشت بیست دقیقه، می‌توانید پیتزا را از فر بیرون بیاورید.
    دوروتیا هفته گذشته دوباره به کما رفت و درگذشت.
    پدرو با یک رژیم سخت ۱۰۰ پوند وزن کم کرد، اما بعد دوباره دچار شد و تمام وزنش را بازگرداند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Large به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Large به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Large به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای گفتن اینکه چیزی اندازه‌ی بزرگی دارد، از کلمه‌ی “large” استفاده می‌کنیم:

    یک هندوانه در مقایسه با یک سیب، بسیار بزرگ است.
    یک کامیون از یک ماشین بزرگ‌تر است.
    گاهی اوقات وقتی برف زیادی می‌بارد، مدارس تعطیل می‌شوند.
    مشتری بزرگ‌ترین سیاره در منظومه‌ی شمسی ما است.
    دیشب سه پیتزای بزرگ برای خانه‌ی ما آوردند.
    جمعیت‌های زیادی برای تماشای مسابقات ورزشی جمع می‌شوند.
    مسابقه‌ی سوپربول بیشترین تعداد بیننده‌ی تلویزیونی را در سال به خود جذب می‌کند.
    تعداد زیادی از مردم این مسابقه را تماشا خواهند کرد.

     
    وقتی از کلمه‌ی “largely” استفاده می‌شود، معنایی نزدیک به “عمدتاً” یا “بیشترِ قسمت‌ها” دارد.

    این رویداد عمدتاً موفقیت‌آمیز بود.
    پخش‌کننده‌های نوار VHS عمدتاً منسوخ شده‌اند.
    مهلت تحویل اظهارنامه مالیاتی برای کسانی که زودتر مالیات خود را پرداخت می‌کنند، معمولاً نادیده گرفته می‌شود.
    ویکی‌پدیا عمدتاً با کمک‌های مالی افرادی تأمین می‌شود که از ادامه‌ی فعالیت آن حمایت می‌کنند.

     
    وقتی گفته می‌شود کسی یا چیزی “at large” است، یعنی فرار کرده یا آزاد است تا هر کاری که می‌خواهد انجام دهد.

    یک کایوتی در محله‌ی ما در حال گردش است.
    پلیس در جست‌وجوی یک مظنون فراری است.
    من چند سالی را به عنوان دانشجویی آزاد در یک دانشگاه گذراندم چون نمی‌خواستم شهریه‌ی مخصوص دانشجویان تحصیلات تکمیلی را بپردازم.
    چندین هنرمند آزاد در جامعه‌ی ما فعالیت می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Last به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Last به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Last به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «آخر» در مقابل «اول» قرار می‌گیرد. وقتی این کلمه به عنوان صفت به کار می‌رود، به چیزی یا کسی اشاره می‌کند که پس از همه چیزهای دیگر می‌آید. اما در اینجا می‌خواهیم یاد بگیریم که چطور از last برای صحبت درباره زمان استفاده کنیم. در این حالت، نقش آن به عنوان فعل است:

    A: فیلم چقدر طول کشید؟
    B: دو ساعت طول کشید.

    یعنی مدت زمان فیلم دو ساعت بود. در واقع، یک فیلم دو ساعته داشتیم. کلمه «last» در اینجا به مدت یا طول زمان اشاره دارد. در ادامه چند مثال دیگر می‌بینیم:

    اگر غذا را در فریزر نگه دارید، برای مدت طولانی‌تری سالم می‌ماند.
    او در آن شغل مدت زیادی دوام نیاورد و فقط بعد از دو هفته استعفا داد.
    این پرواز باید فقط ۴۰ دقیقه طول بکشد.
    چقدر می‌توانید بدون غذا دوام بیاورید؟
    این فیلم دارد خیلی طول می‌کشد. چه زمانی تمام می‌شود؟
    بدون آب، بیش از سه روز دوام نمی‌آورید.
    سعی کنید این بستنی را کم‌کم بخورید تا تمام نشود. همه آن را یک‌باره نخورید.
    اگر از ماشینتان خوب مراقبت کنید، برای سال‌های زیادی کار خواهد کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Latch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Latch به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Latch به فارسی با مثالهای کاربردی

    چفت یک قطعه فلزی ساده است که در یا درب جعبه را محکم نگه می‌دارد.

    چفت انباری یک قفل هم دارد.
    چفت جعبه ابزار باز مانده است.
    اگر می‌خواهید جعبه ابزار را جابه‌جا کنید، باید هر دو چفت آن را ببندید.
    چفت کابینت آشپزخانه باعث می‌شود درب آن به خوبی بسته بماند.

     
    وقتی از کلمه “چفت شدن” به عنوان فعل استفاده می‌کنیم، منظور این است که چیزی یا کسی به صورت محکم به چیز دیگری بچسبد یا آن را نگه دارد. معمولاً از حرف اضافه “به” همراه با آن استفاده می‌شود تا عبارت “به چیزی چفت شدن” ساخته شود.

    پسر بچه کوچک گردن مادرش را چسبیده بود و رهایش نمی‌کرد.
    وقتی زالو زیر آب باشد، به پوست بدن می‌چسبد و خون را از بدن می‌مکد.
    نوزاد برای خوردن شیر به سینه مادرش می‌چسبد.
    دن در یک ایستگاه رادیویی به عنوان کارآموز بدون حقوق کار می‌کند. او تلاش می‌کند تا بتواند به عنوان گوینده در آنجا استخدام شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Late به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Late به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Late به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “دیر” به سادگی به این معنی است که کسی یا چیزی سر موقع خودش نیست.

    مثلاً جین امروز صبح ده دقیقه دیر به محل کارش رسید.
    چون دیر از خواب بیدار شده بود.
    علتش این بود که شب قبل دیر خوابیده بود.
    حتی به یک جلسه هم دیر رسید.

     
    کاربرد این کلمه بسیار راحت است چون هم می‌تواند به صورت صفت به کار رود و هم به صورت قید:

    جان دیر کرده است. (صفت)
    او دیر از خواب بیدار شد. (قید)
    هواپیما تأخیر دارد. (صفت)
    هواپیما دیر رسید. (قید)
    سارا به کلاس درس دیر رسید. (صفت)
    او دیر به کلاس آمد. (قید)
    متأسفانه، خیلی دیر کردی. (صفت)

     
    کلمه “دیر” همچنین برای اشاره به زمان‌های پایانی یک چیز، مثل انتهای روز، استفاده می‌شود:

    دیروز یک جلسه در ساعات پایانی روز داشتند.
    آنها تا دیروقت بیدار ماندند.
    دیشب تا دیروقت کار کردند.

     
    این کلمه معمولاً برای توصیف انتهای یک دوره زمانی، مثلاً یک دهه یا یک قرن، نیز به کار می‌رود:

    موسیقی راک در اواخر دهه ۱۹۶۰، تفاوت زیادی با موسیقی اوایل همین دهه دارد.
    آخرین رئیس‌جمهور قرن بیستم بیل کلینتون بود. (رئیس‌جمهور ایالات متحده)
    هکتور در اواخر دهه چهل زندگی‌اش است. او ۴۸ سال دارد.

     
    وقتی در مورد کسی صحبت می‌کنیم که فوت شده است، می‌توانیم از “دیر” به شکل یک صفت استفاده کنیم. در این حالت، “دیر” قبل از اسم می‌آید، نه بعد از آن:

    او دلتنگ همسر مرحومش است. همسرش دو سال پیش فوت کرد.
    مادر مرحوممان حتماً خوشحال می‌شد اگر می‌دید این همه نوه دارد.
    جک بنی، که دیگر در میان ما نیست، هنرمند بزرگی بود و میلیون‌ها نفر به او علاقه داشتند.

     
    کلمه “اخیراً” با “دیر” فرق دارد، اما شما می‌توانید به جای آن از “as of late” استفاده کنید که تقریباً همان معنی “اخیراً” را می‌دهد.

    او اخیراً رفتار عجیبی از خودش نشان می‌دهد. (as of late = اخیراً)
    تا همین اواخر کسی دین را در دفتر کار ندیده بود.
    تا همین چند وقت پیش، حالش خوب نبود.
    او اخیراً حال خوشی ندارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Later به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Later به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Later به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک کلمه مهم برای صحبت درباره زمان، “بعداً” است. از “بعداً” برای اشاره به زمانی استفاده می‌کنیم که پس از زمان حال می‌آید.

    * الان باید بروم، اما بعداً تو را می‌بینم.
    * ما الان نمی‌توانیم این کار را تمام کنیم. باید بعداً آن را انجام دهیم.
    * قرار بود فیلم ساعت ۸ شروع شود، اما کمی دیرتر، در ساعت ۸:۲۰ شروع شد.
    * الان نمی‌خواهم به پارک بروم. بیایید برای رفتن به پارک تا عصر صبر کنیم.
    * بیایید الان نرویم. بعداً برویم.
    * رادنی الان نمی‌تواند به آنجا برود. او بعداً به آنجا خواهد رفت.
    * در تابستان‌های منطقه میانه غربی، خورشید خیلی دیرتر از زمستان غروب می‌کند.
    * به نظر می‌رسد این روزها نامه‌ها دیرتر و دیرتر می‌رسند. (زمان رسیدن نامه مدام عقب‌تر می‌رود.)
    * بعداً می‌بینمت.
    * بعداً. (گاهی افراد فقط از کلمه “بعداً” برای خداحافظی استفاده می‌کنند.)

     

    کلمه “later” (بعداً) را با کلمه “latter” (دومی/آخرین) اشتباه نگیرید. کلمه “latter” اسمی است که برای اشاره به گزینه دوم یا مورد آخر استفاده می‌شود.

    * از بین دو دوره زمانی ذکر شده، دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۵۰، من مورد دوم (دومی) را ترجیح می‌دهم.
    * بیشتر مردم رئیس‌جمهور قبلی را بر رئیس‌جمهور بعدی ترجیح می‌دهند.
    * باران باید در نیمه دوم روز قطع شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Laugh به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Laugh به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Laugh به فارسی با مثالهای کاربردی

    خندیدن، واکنشی است به چیزهای شاد و خنده‌دار. این حالت معمولاً با بیرون آمدن صدا و هوای کوتاه از دهان همراه است و نشان می‌دهد که فرد حال خوبی دارد. گاهی می‌توان خنده را کنترل کرد، اما مواقعی هم قطع کردن آن سخت می‌شود. بعضی از خنده‌ها هم ممکن است باعث ناراحتی دیگران شود.

    نادین به شوخی بیل خندید.
    او همیشه در حال خندیدن است.
    همه به مدل موی جدید سام خندیدند.
    در طول فیلم نمی‌توانستم خندیدنم را قطع کنم؛ خیلی بامزه بود.
    وقتی ماشینم را می‌بینی نخند، چون واقعاً وضعش خراب است.
    خنده و آواز افرادی که در آپارتمان کناری بودند، همه را تمام شب بیدار نگه داشت.
    دست از خندیدن بردار!

     
    همچنین می‌توانید از کلماتی مانند “laugh”، “laughing” یا “laughter” به عنوان اسم استفاده کنید:

    ما به خاطر آن اتفاق خوب خندیدیم.
    از کلاس درس صدای خنده به گوش می‌رسید.
    به محض اینکه یکی از بچه‌ها زخمی شد، خنده‌ها تمام شد و فقط صدای گریه شنیده می‌شد.
    شهرداری می‌گوید که بالاخره مشکل را حل خواهد کرد. اما این حرف فقط خنده‌دار است. من وقتی باور می‌کنم که نتیجه را ببینم.
    (یعنی وضعیت خوب نیست و مردم اشتباهی کرده‌اند که ممکن است درست شود یا نشود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Laundry به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Laundry به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Laundry به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “لاوندری” به معنای شستن لباس‌ها و چیزهای دیگر است. معمولاً از فعل “انجام دادن” همراه با این کلمه استفاده می‌شود.

    امروز باید لباس‌هایم را بشویم.
    ساندرا آخر هفته‌ها لباس‌شویی می‌کند.
    چه مقدار لباس برای شستن دارید؟
    بیشتر مردم آمریکا از ماشین لباسشویی و خشک‌کن استفاده می‌کنند.
    شما برای خشک کردن لباس‌ها از خشک‌کن استفاده می‌کنید یا آن‌ها را در فضای باز پهن می‌کنید؟
    چه کسی در خانواده شما مسئول شستن لباس‌هاست؟

     
    خیلی از افراد در آمریکا برای شستشوی لباس‌هایشان ماشین لباسشویی دارند، اما مغازه‌هایی هم هستند که این کار را انجام می‌دهند.

    تینا لباس‌هایش را در خشکشویی محله می‌شوید.
    باب به کارمند خشکشویی پول می‌دهد تا لباس‌هایش را بشوید.
    ونسا یک زن شاغل است. او بیشتر لباس‌هایش را به خشکشویی می‌برد چون معمولاً کت و شلوار می‌پوشد که باید به روش خاصی شسته شوند.
    بسیاری از هتل‌ها خدمات شستشوی لباس ارائه می‌دهند، اما قیمت آن‌ها بالاست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lay به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lay به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Lay به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “lay” را می‌توان به روش‌های گوناگونی به کار برد. رایج‌ترین استفاده آن مشابه فعل “put” (گذاشتن) است.

    You can lay those boxes on the floor.
    You can put those boxes on the floor.
    We laid some carpet in the living room.
    We put some carpet in the living room.

    می توانید آن جعبه ها را روی زمین بگذارید.
    می توانید آن جعبه ها را روی زمین بگذارید.
    در اتاق نشیمن کمی فرش پهن کردیم.
    در اتاق نشیمن مقداری فرش گذاشتیم.

    ساده گذشته فعل ماضی
    lay

    قرار دادن

    laid

    گذاشت

    laid

    گذاشته

    برخی از افعال در زبان انگلیسی هستند که همیشه به یک مفعول نیاز دارند. به این گونه افعال، متعدی می‌گویند. فعل “lay” یکی از این افعال است و باید بعد از آن یک چیز یا شخصی بیاید که کار روی آن انجام شده است.

    در جمله “I laid my cards on the table” کلمه “cards” مفعول است.
    در جمله “Joe has laid out some plans for his new project” کلمه “plans” مفعول است.

    در ادامه، مثال‌های بیشتری از این فعل را می‌بینیم:

    * یک مرغ تخم‌مرغ می‌گذارد.
    * یک کارگر ساختمانی آجر می‌چیند.
    * اگر به قمار علاقه دارید، می‌توانید شرط ببندید.
    * هنگام فکر کردن به آینده، برنامه‌ها ریخته می‌شوند.
    * مسئولیت‌ها بر عهده رهبران سیاسی ما گذاشته می‌شود.
    * مردم دستان خود را روی وسایل یا دیگر افراد می‌گذارند.
    * نمی‌توانم منتظر بمانم تا آیفون جدید را به دست بیاورم.
    * میزی برای شام چیده شده است. وقتی ظروف، قاشق و چنگال و چاقوها را می‌چینید، در واقع دارید میز را می‌چینید.

    همچنین برخی اصطلاحات رایج وجود دارند که از این فعل استفاده می‌کنند:

    * **He has to lay his cards on the table.** (یعنی باید کاری را ثابت کند یا در مورد چیزی صادق و روراست باشد.)
    * **Lay it on me.** (یعنی هر چه می‌خواهی بگو، به من بگو.)

    **توجه:** کلمات “lie” و “lay” معمولاً با هم اشتباه گرفته می‌شوند.

    معنی ساده گذشته فعل ماضی
    زمین گذاشتن lay

    قرار دادن

    laid

    گذاشت

    laid

    گذاشته

    تکیه دادن lie

    دراز کشیدن

    lay

    دراز کشید

    lain

    دراز کشیده

    دروغ بودن lie

    دروغ گفتن

    lied

    دروغ گفت

    lied

    دروغ گفته

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lazy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lazy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Lazy به فارسی با مثالهای کاربردی

    به فردی که تمایلی به کار کردن ندارد یا از انجام کارها فرار می‌کند، “تنبل” می‌گویند. واژه “lazy” یک صفت است:

    اون خیلی تنبله.
    اینقدر تنبل نباش.
    یک فرد تنبل به ندرت به موفقیت می‌رسد.
    بیشتر دانش‌آموزان در امتحان نتیجه خوبی گرفتند، اما آن‌هایی که تنبل بودند، قبول نشدند.
    کارمندان تنبل، عملکرد بسیار ضعیفی دارند.
    او همه کارها را به همسرش محول می‌کند. چقدر تنبل است!

     

    واژه laziness “تنبلی” یک اسم است:

    او به خاطر تنبلی از کار اخراج شد.
    تنبلی او ضرر مالی زیادی به شرکت زد.
    اگر تنبلی نمی‌کرد، کارمند خوبی می‌شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.