دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه آراسته + معنی ، مترادف و متضاد کلمه آراسته

    هم خانواده کلمه آراسته + معنی ، مترادف و متضاد کلمه آراسته

    هم خانواده کلمه آراسته

    کلمه‌های هم‌خانوادهٔ «آراسته» شامل «آراستگی» و «آراستن» می‌شوند. برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، باید بخش اصلی و ریشهٔ کلمه را تشخیص دهید. این کلمات معمولاً در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند.

    در مورد واژه‌های فارسی، اگر بن ماضی یا بن مضارع آنها یکسان باشد، آن کلمات هم‌خانواده محسوب می‌شوند. در ادامه، مترادف‌های کلمه «آراسته» را به شما معرفی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    مترادف‌های کلمهٔ آراسته عبارت‌اند از: مرتب، مزین، آماده، بانظم، بسامان، منظم، نیکو، جمیل، متحلی و منتظم. احتمالاً بعضی از این کلمات را می‌شناسید، چون در کتاب‌های درسی با آنها روبرو شده‌اید. شما می‌توانید از این مترادف‌ها در انشا نویسی و ساختن جمله‌های جدید استفاده کنید.

    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی در دوران تحصیل، یادگیری مترادف‌ها، متضادها و کلمات هم‌خانواده است. با یادگیری این موارد، معنای کلمه را بهتر می‌فهمید و آن را برای مدت بیشتری به خاطر می‌سپارید. متضاد کلمهٔ آراسته، همانطور که احتمالاً حدس زده‌اید، «نامرتب» و «نامنظم» است.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

    در پایان، برای اینکه بیشتر با معنای «آراسته» آشنا شوید، معانی آن را در فرهنگ‌های لغت فارسی مرور می‌کنیم. در فرهنگ دهخدا برای این واژه معناهایی مانند: مجمل، مُحلی، حالی، موده، مزخرف، بغازه، گلگونه کرده، پدرام، مُطرّز، مزیّن و حالیه ذکر شده است.

    در فرهنگ‌های معین و عمید نیز برای آراسته معانی زیر آمده است: منظّم، مزیّن، زینت شده، آماده، مهیّا، آسایش، راحتی، امن، امان، آهستگی، درنگ، پاک سرشت، جای خلوت، خاموشی، سکوت، آهسته، به تأنی، بستر، خوابگاه، جایگاه، مقام و اطمینان خاطر.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی کلمات درس سیزدهم لطف حق فارسی چهارم + هم خانواده مخالف و خلاصه درس را از دست ندهید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه خلاصه و معنی کلمات بخوان و بیندیش هفت مروارید سرخ + هم خانواده و مخالف.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه عادی

    مقاله معنی کلمات و متن درس چهاردهم ادب از که آموختی فارسی چهارم + هم خانواده و مخالف حاوی اطلاعات جامعی است.

  • هم خانواده کلمه توصیه + مترادف و معنی کلمه توصیه

    هم خانواده کلمه توصیه + مترادف و معنی کلمه توصیه

    هم خانواده کلمه توصیه

    کلمات هم‌خانواده برای “توصیه”، “وصی” و “وصیت” هستند. یک روش آسان برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، نگاه کردن به ریشه اصلی کلمه است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    ریشه بیشتر کلمات از سه حرف تشکیل شده که در کلمات هم‌خانواده مشترک هستند. برای اینکه بهتر با این کلمه آشنا شوید، در ادامه کلمات هم‌معنی آن را نیز می‌آوریم.

    کلمات مترادف “توصیه” شامل این موارد می‌شود: سفارش کردن، اندرز دادن، اندرز، پیشنهاد، وعظ، سفارش، نصیحت کردن، وصیت، وصیت کردن و نصیحت. همان‌طور که می‌دانید، کلمات مترادف به کلماتی گفته می‌شود که معنای یکسانی دارند. بنابراین شما می‌توانید از این کلمات برای جایگزینی در نوشته‌های خود مانند انشا استفاده کنید تا متن شما زیباتر و روان‌تر شود.

    معادل‌های فارسی برای کلمه عربی “توصیه” عبارتند از: پیشنهاد، سپارش، سفارش، اندرز، پند و رهنمود. این واژه‌های فارسی جایگزین مناسبی برای “توصیه” هستند.

    در پایان، برای درک بهتر معنای “توصیه”، به تعریف آن در کتاب‌های واژه‌شناسی نگاهی می‌اندازیم. در لغتنامه دهخدا، برای این کلمه معناهایی مانند اندرز کردن، فرمود، وصیت، سپارش، سفارش و اندرز ثبت شده است. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز معنای آن سفارش کردن و اندرز دادن بیان شده است.
    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه اشاره

  • هم خانواده کلمه شباهت + مترادف و معانی کلمه شباهت

    هم خانواده کلمه شباهت + مترادف و معانی کلمه شباهت

    هم خانواده کلمه شباهت

    واژه‌های هم‌خانواده «شباهت» شامل شبیه، مشابه، تشابه، شبه و مشابهت می‌شوند. برای اینکه معنای این کلمه را بهتر بفهمید، خوب است که واژه‌های هم‌معنی آن را نیز بلد باشید. یادگیری هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های یک کلمه، یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی و کسب نمره‌های بهتر در درس فارسی است.

    شباهت یک واژه فارسی است که از ریشه «شبیه» آمده و در متون و جمله‌های مختلف، بسیار به کار می‌رود. شباهت یعنی دو چیز مانند هم باشند یا ویژگی‌های مشترک داشته باشند. به عنوان مثال، وقتی می‌گوییم: «زهرا و مریم بسیار به هم شباهت دارند»، یعنی این دو از نظر قیافه یا خصوصیات، خیلی به هم شبیه‌اند.

    مترادف‌های کلمه شباهت عبارت‌اند از: مشابهت، همانندی، مانندگی، تشابه، مانندی و همسانی. همه این واژه‌ها معنای یکسانی دارند و اگر هر کدام را به جای دیگری به کار ببرید، مفهوم جمله تغییر نمی‌کند.

    در پایان، خوب است نگاهی به تعریف این واژه در فرهنگ‌های مختلف بیندازیم. در فرهنگ عمید، شباهت به معنای مانند بودن، شبیه بودن و مانندگی آمده است. در فرهنگ معین نیز این کلمه با عبارت‌هایی مانند مانندها، مثل‌ها و شبیه چیزی شدن تعریف شده است. همه این تعاریف معنای نزدیک به هم دارند و استفاده از آن‌ها در انشا و نوشته‌هایتان می‌تواند به زیبایی و روان‌تر شدن متن شما کمک کند.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

  • هم خانواده کلمه معروف + مترادف و معنی کلمه معروف

    هم خانواده کلمه معروف + مترادف و معنی کلمه معروف

    هم خانواده کلمه معروف

    واژه‌های هم‌خانواده «معروف» شامل این موارد می‌شوند: عارف، عرفان، معارف، عارفان، معرف، عرفا، معرفت، عارفه و تعریف. همه این کلمات در ریشه اصلی خود مشترک هستند و معانی نزدیک به هم دارند.

    حالا که با خانواده کلمه «معروف» آشنا شدید، بهتر است معادل‌های آن را هم بدانید. کلماتی مانند شناخته‌شده، مشهور، نیکوکار، نامدار، سرشناس، خوشنام و زبانزد می‌توانند جایگزین این واژه شوند.

    معادل فارسی «معروف» عبارت است از: سرشناس، شناخته‌شده و پرآوازه. این کلمه نقطه مقابل «گمنام» قرار می‌گیرد. برای فهم بهتر معنی «معروف» می‌توانید به فرهنگ‌های معتبر فارسی مراجعه کنید.

    در لغتنامه دهخدا و فرهنگ معین، معروف به معنای شناخته‌شده، کار نیک، عمل پسندیده و امر به انجام کارهای خوب تعریف شده است. فرهنگ عمید نیز آن را به معنای نیکی، مشهور و شناخته‌شده آورده است.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره هم خانواده کلمه غذا + مترادف و معانی کلمه غذا بیابید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    برای مطالعه بیشتر، به هم خانواده کلمه هنرمند + معنی ، مترادف و متضاد کلمه هنرمند سری سر بزنید.

    تمام این کلمات می‌توانند جایگزین واژه «معروف» شوند و مفهوم مورد نظر شما را برسانند. استفاده از این واژه‌ها در جملات و نوشته‌ها باعث زیباتر شدن و روان‌تر شدن متن شما خواهد شد.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در هم خانواده کلمه غنیمت + مترادف و معانی کلمه غنیمت پیدا کنید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی حکایت درخت علم کلاس ششم صفحه ۷۷ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی کلمات درس یازدهم شهدا خورشیدند فارسی ششم ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه قناعت

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی کلمات درس دهم فارسی ششم ( عطار و جلال الدین محمد) ✅ هم خانواده و مخالف به شما کمک خواهد کرد.

    3.1/5 – (12 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه ثروتمند + مترادف و معانی کلمه ثروتمند

    هم خانواده کلمه ثروتمند + مترادف و معانی کلمه ثروتمند

    هم خانواده کلمه ثروتمند

    کلماتی مانند ثروتمندی و ثروتمندان، هم‌خانوادهٔ کلمهٔ ثروتمند هستند. این واژه‌ها از یک ریشه ساخته شده‌اند، سه حرف اصلی مشترک دارند و معنی نزدیک به هم دارند.

    در زبان عربی، به کلماتی که حروف اصلی آن‌ها پشت سر هم بیایند و از یک ریشه گرفته شده باشند، هم‌خانواده گفته می‌شود. در ادامه، برای اینکه بیشتر با معنی واژهٔ ثروتمند آشنا شوید، واژه‌های هم‌معنی آن را بیان می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای یادگیری واژه‌ها، حفظ کردن هم‌خانواده‌ها، واژه‌های مخالف و هم‌معنی آن‌هاست. با این روش، علاوه بر اینکه معنای واژه‌ها را بهتر یاد می‌گیرید، می‌توانید جمله‌ها و متن‌های زیباتری هم در انشاهای خود بنویسید.

    برای درک درست و دقیق واژهٔ ثروتمند، بهتر است در پایان به سراغ فرهنگ‌های لغت معروف فارسی برویم و معنی‌های مختلف این واژه را با هم مقایسه کنیم.

    معنی واژهٔ ثروتمند در فرهنگ فارسی عمید به صورت دارا، توانگر، متمول و مالدار آمده است. در لغتنامهٔ دهخدا نیز معنی این واژه، دارا و توانگر ذکر شده و فرهنگ فارسی معین هم به همین واژه‌ها اشاره کرده است.

  • هم خانواده کلمه ثمر + مترادف و معنی کلمه ثمر

    هم خانواده کلمه ثمر + مترادف و معنی کلمه ثمر

    هم خانواده کلمه ثمر

    کلماتی مانند ثمره، مثمر و ثمرات، هم‌خانواده‌های کلمه “ثمر” هستند. برای تشخیص کلمات هم‌خانواده، باید ریشه اصلی کلمه را پیدا کنید. معمولاً این کلمات در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند.

    در مورد کلمات فارسی، هم‌خانواده‌ها دارای بن ماضی یا بن مضارع یکسانی هستند و تنها در این صورت می‌توان گفت که آن‌ها با هم هم‌خانواده محسوب می‌شوند. در ادامه، برای اینکه بهتر با معنای واژه “ثمر” آشنا شوید، معادل‌های آن را نیز بیان می‌کنیم.

    معادل‌های کلمه ثمره شامل واژه‌هایی مانند: بار، ثمار، سود، فایده، بر، میوه، حاصل و نتیجه است. این کلمات هم‌معنی هستند، یعنی می‌توانید از آن‌ها به جای یکدیگر استفاده کنید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی کلمات درس شانزدهم فارسی ششم ✅ هم خانواده متضاد و خلاصه درس را حتماً بخوانید.

    حالا که با معادل‌های این کلمه آشنا شدید، برای درک بهتر معنای “ثمر”، خوب است به تعریف‌های مختلف آن در فرهنگ‌های لغت فارسی نگاهی بیندازیم. در لغتنامه دهخدا و فرهنگ معین، واژه “ثمر” به معنای حاصل، بار، نتیجه و میوه آمده است. در فرهنگ عمید نیز به میوه، بر و بار درخت اشاره شده است.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی کلمات درس پانزدهم فارسی ششم ✅ هم خانواده مخالف خلاصه و پیام درس مراجعه کنید.

    همه این کلمات، تعریف‌های نزدیک به همی از “ثمر” ارائه می‌دهند و استفاده از هر کدام به جای این واژه، مفهوم مورد نظر شما را می‌رساند. علاوه بر این، گسترش دایره لغات به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر جمله‌سازی کنید و متن‌های زیباتی بنویسید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه بار

  • هم خانواده کلمه جاذبه + معنی ، مترادف و متضاد کلمه جاذبه

    هم خانواده کلمه جاذبه + معنی ، مترادف و متضاد کلمه جاذبه

    هم خانواده کلمه جاذبه

    کلماتی مانند جذبه، جذاب، مجذوب، جذب و جاذب، هم‌خانوادهٔ واژهٔ «جاذبه» هستند. این واژه‌ها از یک ریشه مشترک ساخته شده‌اند و در سه حرف اصلی با هم شباهت دارند.

    برای یادگیری پیشرفته، به هم خانواده کلمه باهوش + مترادف ، متضاد و معنی کلمه باهوش مراجعه کنید.

    در زبان عربی، به کلماتی که حروف اصلی آن‌ها پشت سر هم بیایند و از یک ریشه گرفته شده باشند، هم‌خانواده گفته می‌شود. برای آشنایی بیشتر با معنای واژهٔ جاذبه، در ادامه معادل‌ها و واژه‌های هم‌معنی آن را بیان می‌کنیم.

    واژه‌های مترادف جاذبه عبارت‌اند از: جلب، جذب، کشش، جذبه، گیرایی و ملاحت. همچنین معادل‌های فارسی آن ربایش، گرانش و کشش است.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله هم خانواده کلمه آفرینش + مترادف و معنی کلمه آفرینش مراجعه کنید.

    همهٔ این کلمات، معنایی نزدیک به جاذبه دارند و می‌توان از هر کدام به جای جاذبه استفاده کرد تا مفهوم مورد نظر شما منتقل شود. همچنین همان‌طور که احتمالاً حدس زده‌اید، متضاد جاذبه، دافعه است.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در هم خانواده کلمه آثار + مترادف و معانی کلمه آثار پیدا کنید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    در پایان، برای درک دقیق‌تر و بهتر واژهٔ جاذبه، پیشنهاد می‌کنیم به فرهنگ‌های معتبر فارسی مراجعه کنید و معانی مختلف آن را مقایسه نمایید.

    در فرهنگ فارسی عمید، جاذبه به معنای گرانش و نیرویی تعریف شده که همهٔ اجسام را به سوی یکدیگر می‌کشد. همچنین در فرهنگ‌های معین و دهخدا نیز این واژه به عنوان نیرویی که اجسام را به طرف خود می‌کشد، معرفی شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ جذب

  • هم خانواده کلمه جمال + معنی ، مترادف و متضاد کلمه جمال

    هم خانواده کلمه جمال + معنی ، مترادف و متضاد کلمه جمال

    هم خانواده کلمه جمال

    کلماتی مانند جمیل، جمیله و تجمل با واژه جمال هم‌خانواده هستند. برای تشخیص کلمات هم‌خانواده باید به ریشه اصلی کلمه توجه کنید. معمولاً این کلمات در سه حرف اصلی با یکدیگر مشترک هستند.

    در مورد کلمات فارسی، هم‌خانواده‌ها معمولاً بن ماضی یا بن مضارع یکسانی دارند و این ویژگی به شناسایی آن‌ها کمک می‌کند. در ادامه، برای آشنایی بیشتر با معنای جمال، مترادف‌های آن را نیز بیان می‌کنیم.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب هم خانواده کلمه آداب + معنی و مترادف کلمه آداب را بخوانید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، هم خانواده کلمه جوان + معنی و مترادف کلمه جوان را از دست ندهید.

    مترادف‌های کلمه جمال عبارت‌اند از: زیبایی، قشنگی، نیکویی، صباحت، حسن، خوشگلی و وجاهت. این کلمات تقریباً معنایی یکسان با جمال دارند و یادگیری آن‌ها دایره لغات شما را گسترش می‌دهد.

    با افزایش دایره واژگان می‌توانید در جملات خود از کلمات متنوع‌تری استفاده کنید و متنی جذاب و روان بنویسید. همچنین خوب است بدانید که جمال در مقابل کلماتی مانند زشتی و بدمنظری قرار می‌گیرد.

    در پایان، معنی واژه جمال در فرهنگ‌های معروف فارسی را مرور می‌کنیم. در لغتنامه عمید، زیبایی، حسن صورت، خوشگلی، مایه زیبایی و نیکوصورتی به عنوان معنی جمال آمده است. در لغتنامه دهخدا، شتربان و سایبان معنی شده و در فرهنگ معین نیز زیبا بودن، شتربان، زیبایی و ساربان برای جمال ذکر شده است.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله هم خانواده کلمه فقط + معنی و مترادف کلمه فقط مراجعه کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه قشنگ

  • هم خانواده کلمه جنبش + مترادف و معنی کلمه جنبش

    هم خانواده کلمه جنبش + مترادف و معنی کلمه جنبش

    هم خانواده کلمه جنبش

    کلمه “جنبش” با چند واژه دیگر هم‌خانواده است. این هم‌خانواده‌ها شامل کلماتی مانند جنب، جنبه، جنبنده، جانب و جنبیدن می‌شوند. همه این کلمات در ریشه اصلی خود سه حرف مشترک دارند و به همین دلیل به آن‌ها هم‌خانواده می‌گوییم.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله هم خانواده کلمه غذا + مترادف و معانی کلمه غذا را مطالعه کنید.

    در ادامه، برای اینکه بهتر با معنای واژه جنبش آشنا شویم، تعدادی از مترادف‌های آن را نیز معرفی می‌کنیم. امیدواریم این بخش برای شما مفید باشد.

    مترادف‌های کلمه جنبش عبارت‌اند از: تلاطم، جوشش، تشنج، حرکت، لرزه، لرزش، اختلاج، تکان، اهتزاز، لرز، لول، بعث، وول، رستاخیز، شورش و نهضت.

    در این مقاله هم خانواده کلمه غنیمت + مترادف و معانی کلمه غنیمت اطلاعات مفیدی آمده است.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده کلمه هنرمند + معنی ، مترادف و متضاد کلمه هنرمند سر بزنید.

    این واژه‌ها هم‌معنی با جنبش هستند. اگر آن‌ها را یاد بگیرید، دایره لغات شما گسترده‌تر خواهد شد. در نتیجه هم می‌توانید انشاهای بهتری بنویسید و هم در گفت‌وگوهای روزمره از واژه‌های متنوع‌تر و زیباتری استفاده کنید.

    در پایان، برای درک دقیق‌تر معنای جنبش، خوب است به لغت‌نامه‌های معتبر فارسی مراجعه کنیم و معانی مختلف آن را ببینیم. در لغت‌نامه دهخدا برای جنبش معناهایی مانند حرکت، لرزش و تکان نوشته شده است.
    در فرهنگ عمید، جنبش به معنی تکان، تغییر، حرکت، نهضت و همچنین گروهی که برای رسیدن به هدف‌های اجتماعی یا فرهنگی تلاش می‌کنند، آمده است. در فرهنگ معین نیز این کلمه به‌صورت تکان و لرزش تعریف شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه اشتیاق

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

  • هم خانواده کلمه جهد + مترادف و معنی کلمه جهد

    هم خانواده کلمه جهد + مترادف و معنی کلمه جهد

    هم خانواده کلمه جهد

    کلماتی مانند مجاهد، اجتهاد، جهاد و مجتهد، هم‌خانوادهٔ واژهٔ «جهد» هستند. همهٔ این کلمات از یک ریشهٔ اصلی گرفته شده‌اند و در سه حرف اصلی با هم مشترک‌اند.

    در زبان عربی، به کلماتی که حروف اصلی آن‌ها پشت سر هم بیاید و از یک ریشه باشند، هم‌خانواده گفته می‌شود. جهد یک کلمه با ریشهٔ عربی است که در فارسی هم کاربرد زیادی دارد. معنای اصلی جهد، تلاش و کوشش است. در ادامه با آوردن هم‌خانواده‌ها و کلمات هم‌معنی آن، به شما کمک می‌کنیم تا بهتر با این واژه آشنا شوید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه نقش + مترادف و معانی کلمه نقش.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، هم خانواده کلمه نعمت + مترادف و معنی کلمه نعمت را از دست ندهید.

    کلمات هم‌معنی جهد عبارت‌اند از: تقلا، کوشش، اهتمام، تکاپو، تلاش، جدیت، سعی و مساعی. احتمالاً بعضی از این واژه‌ها را در کتاب‌های درسی دیده‌اید.

    تمام این کلمات، معنایی نزدیک به جهد دارند و می‌توانید به جای یکدیگر به کار ببرید، بدون اینکه مفهوم جمله تغییر کند.

    حالا که با هم‌خانواده‌ها و کلمات مترادف جهد آشنا شدید، خوب است برای درک بهتر به سراغ لغتنامه‌های معتبر فارسی برویم و معانی مختلف آن را ببینیم.

    در لغتنامهٔ دهخدا، جهد به معنای کوشیدن و رنج بردن آمده است. در فرهنگ عمید، کوشش کردن و کوشیدن معنی شده و در فرهنگ معین، توانایی، رنج بردن، کوشش و استقامت برای آن ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه تلاش

    اگر سوالاتی دارید، مقاله هم خانواده کلمه نظام + مترادف و معنی کلمه نظام به شما کمک خواهد کرد.