هم خانواده کلمه تعطیل + معنی ، مترادف و متضاد کلمه تعطیل

هم خانواده کلمه تعطیل

هم خانواده کلمه تعطیل

کلمات هم‌خانواده برای «تعطیل» شامل «معطل» و «تعطیلات» می‌شوند. برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، ابتدا باید ریشهٔ اصلی کلمه را پیدا کنید. در زبان عربی، ریشهٔ کلمه معمولاً سه حرفی است و در همهٔ کلمات هم‌خانواده به یک شکل تکرار می‌شود.

در زبان فارسی، اگر بن ماضی و بن مضارع یک کلمه یکسان باشند، آن کلمات هم‌خانواده محسوب می‌شوند. کلمات هم‌خانواده معمولاً از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند. برای اینکه بهتر با معنای واژهٔ «تعطیل» آشنا شوید، در ادامه مترادف‌ها، متضادها و معادل‌های فارسی آن را نیز آورده‌ایم.

مترادف‌های کلمهٔ تعطیل عبارت‌اند از:
بیکاری، بیکار کردن، مرخصی، منحل کردن، ناکارآمدی، وقفه، انحلال، برچیده شدن، لنگ زدن، متلاشی شدن، روز دست از کار کشیدن، معطل گذاشتن و مهمل گذاشتن.
شما حتماً با بسیاری از این واژه‌ها آشنا هستید و می‌توانید از آن‌ها به‌جای تعطیل استفاده کنید.

یادگیری مترادف‌ها نه‌تنها به درک بهتر معنای کلمه کمک می‌کند، بلکه دایرهٔ واژگان شما را گسترش می‌دهد و توانایی شما را در نوشتن تقویت می‌کند.

همچنین بد نیست بدانید متضادهای واژهٔ تعطیل عبارت‌اند از: فعالیت، شاغل و کار.
معادل‌های فارسی آن نیز بیکاری، فرویش، بسته و بیکار است.
در پایان، برای بررسی دقیق‌تر، به سراغ لغتنامه‌های معتبر فارسی رفته و معانی واژهٔ تعطیل را در آن‌ها مرور می‌کنیم.

در لغتنامهٔ دهخدا برای تعطیل این معانی آمده است:
متوقف کردن یک کار یا عمل، بیکار کردن فردی، بازماندن از کار، بیکاری، زمان فراغت، بیکار بودن، متوقف شدن و رها شدن.

در فرهنگ‌های عمید و معین نیز برای این واژه معانی زیر ثبت شده است:
دست از کار کشیدن، بیکار بودن و مهمل گذاشتن.

بیشتر بخوانید:
هم‌خانوادهٔ کلمهٔ معطل

توصیه می‌کنیم این مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *