دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Choose به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Choose به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Choose به فارسی با مثالهای کاربردی

    انتخاب کردن یعنی تصمیم گرفتن. این کار زمانی پیش می‌آید که شما با چندین امکان مختلف روبرو هستید و باید یکی را برگزینید. واژهٔ “انتخاب” معنایی نزدیک به “گزیدن” یا “برگزیدن” دارد. این فعل، از دسته افعال بی‌قاعده به شمار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    choose

    انتخاب کنید

    chose

    انتخاب کرد

    chosen

    انتخاب شده است

    سوفیا تصمیم گرفت در آمریکا زندگی کند.
    برنی مشغول انتخاب وسایل برای آپارتمان تازه‌اش است.
    چه رنگی برای رنگ کردن اتاق نشیمن‌تان انتخاب کردید؟
    من تصمیم گرفتم این تابستان هیچ ساعت اضافه‌ای کار نکنم.
    انتخاب دانشگاه خوب، مسئله مهمی است.
    مدرسه‌های زیادی برای انتخاب وجود دارند.
    دوست من ونسا تصمیم گرفت گیاهخوار شود.
    انتخاب شغل برای بعضی افراد کار سختی است.

    کلمه “choice” به معنای “انتخاب” یک اسم است:
    آنها انتخاب‌های خوب زیادی دارند.
    چه انتخاب‌هایی در منو وجود دارد؟
    این یک انتخاب سخت است.
    او چاره‌ای ندارد جز برگشتن به آرژانتین.
    آن ماشین مصرف بنزین خوبی دارد. انتخاب خوبی کرده‌ای.

    کلمات “choosy” و “chosen” به صورت صفت به کار می‌روند:
    در انتخاب جای غذا خوردن، اینقدر سخت‌گیر نباش.
    او در مورد خانم‌ها خیلی سخت‌گیر است. (پیدا کردن فرد مناسب برای رابطه برایش سخت است.)
    دنیز در نهایت در رشته‌ای که انتخاب کرده بود، کار پیدا کرد.
    نامزد انتخاب‌شده به انتخابات اصلی راه می‌یابد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Chop به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Chop به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Chop به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “خرد کردن” معمولاً به معنای بریدن چیزی با چاقو یا تبر است.

    مثال‌ها:
    * او یک پیاز را از وسط نصف کرد.
    * چوب را برای درست کردن هیزم خرد می‌کنند.
    * من یک درخت را در حیاط خانه‌ام قطع کردم چون خشک شده بود. (معمولاً وقتی درباره درختان صحبت می‌کنیم، از “قطع کردن” استفاده می‌شود.)
    * چند درخت دیگر در ملک من هستند که باید قطع شوند یا شاخه‌هایشان کوتاه شود. (در این جمله، کلمه “قطع” به شکل مجهول به کار رفته است.)
    * آیا تا به حال برایتان پیش آمده که نیاز به قطع یک درخت داشته باشید؟
    * در بسیاری از دستور پخت غذاهای سرخ‌کردنی، از سبزیجات خردشده استفاده می‌شود. (کلمه “خردشده” در اینجا یک صفت است.)
    * وقتی غذا به تکه‌های بسیار بسیار کوچکی خرد شود، به آن “ریز شده” یا “چرخ‌شده” می‌گویند.
    * شما از چه نوع چاقویی برای خرد کردن مواد غذایی استفاده می‌کنید؟

    معانی دیگر کلمه “Chop”:
    * به مردی که موی بلندی در دو طرف صورتش (از گیسبند تا ریش) دارد، گفته می‌شود او “چاپ” یا سبیل‌بزرگ دارد. (این موها، ریش محسوب نمی‌شوند.)
    * اگر کسی در نواختن گیتار بسیار ماهر باشد، می‌گویند “چاپ” یا مهارت بالایی دارد. (در اینجا “چاپ” به معنای مهارت است.)
    * یک “چاپ” گوشت، معمولاً یک قطعه بزرگ گوشت است که استخوان هم دارد.
    * خوراک‌هایی مانند “دنده بره” و “دنده خوک” در ایالات متحده بسیار پرطرفدار هستند.
    * هنگام خوردن برخی غذاهای آسیایی (مانند غذاهای چینی، ویتنامی، تایلندی و…) ممکن است از “چاپ‌استیک” یا همان “چوب‌غذا” استفاده شود.
    * بعضی از افراد به هلیکوپتر، به صورت غیررسمی “چاپر” می‌گویند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Chord به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Chord به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Chord به فارسی با مثالهای کاربردی

    آکورد، به صدایی گفته می‌شود که از ترکیب چند نت مختلف به وجود می‌آید. معمولاً برای ساختن یک آکورد، سه نت یا بیشتر در کنار هم قرار می‌گیرند.
    برای نمونه، آکورد «C» از سه نت «C»، «E» و «G» تشکیل شده است.

    یادگیری نواختن آکوردها، بخش مهمی از فراگیری سازهایی مانند پیانو یا گیتار است.
    آکورد «G» در بسیاری از قطعات موسیقی کاربرد دارد.
    خیلی از آهنگ‌های راک اند رول فقط با سه یا چهار آکورد نواخته می‌شوند.
    آکوردهای «C»، «F» و «G» معمولاً با هم ترکیب خوبی می‌سازند.
    وقتی آکوردها به خوبی در کنار هم شنیده شوند، هارمونی یا هماهنگی صوتی ایجاد می‌کنند.

    عبارت «strike a chord» نیز در گفتار روزمره به کار می‌رود:

    The minister’s sermon really struck a chord with the congregation. (strike a chord/struck a chord = to feel a strong sense of understanding or recognition)
    Her speech struck the right chord with the audience.

    خطبه وزیر واقعاً جماعت را تحت تأثیر قرار داد. (یک وتر/ ضربه زدن به وتر = احساس قوی درک یا تشخیص)
    سخنان او به شدت مورد توجه حضار قرار گرفت. (سخنرانی با انتظارات گروهی از مردم مطابقت داشت یا برآورده شد)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Chubby به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Chubby به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Chubby به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کسی کمی تپل باشد، یعنی وزنش کمی بالا است یا قسمتی از بدنش کمی پرتر به نظر می‌رسد.

    بچه‌ها معمولاً تپل هستند.
    روندا یک نوزاد بسیار تپل اما کاملاً سالم دارد.
    نوزادش گونه‌های گرد و تپلی دارد.
    فرانک کمکم داشت تپل به نظر می‌رسید، برای همین یک رژیم غذایی گرفت و حدود ۹ کیلوگرم وزن کم کرد.
    لینا توانست مقداری از پر بودن صورتش را کم کند. (کلمه «چاقی» یک اسم است.)
    اغلب افراد در زمستان و طی تعطیلات، کمی تپل‌تر می‌شوند.
    همسر فرد کمی تپل است و او همین حالت همسرش را دوست دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Chunk به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Chunk به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Chunk به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک تکه، بخشی از یک چیز بزرگتر است. وقتی چیزی را گاز می‌گیریم، وقتی یک وسیله می‌شکند، یا حتی بر اثر فرسایش، تکه‌هایی از چیزهای بزرگ جدا می‌شوند.

    یک تکه یخ از پل عابرپیاده افتاد و شیشه جلوی ماشینی که از زیر آن رد می‌شد را شکست.
    مردی که در دریا شنا می‌کرد، با حمله یک کوسه، بخش بزرگی از گوشت بدنش را از دست داد.
    خورشتی که با گوشت گاو پخته می‌شود، معمولاً حاوی تکه‌های درشت گوشت است.
    قورت دادن لقمه‌های بزرگ غذا کار درستی نیست. بهتر است اول آن را خوب بجویم.
    مغز انسان به مرور زمان می‌تواند حجم زیادی از اطلاعات را دریافت و تحلیل کند.
    جلسه‌ای که مجبور بودیم در آن شرکت کنیم، زمان زیادی از ما گرفت.

     
    واژه «چانکی» یا «درشت» به عنوان صفت به کار می‌رود و معمولاً برای توصیف چیزی که اندازه بزرگی دارد استفاده می‌شود.

    تد یه جورایی بچه درشته.
    لوئیز نگران است که بازوهایش درشت شوند.
    آن ژاکت بزرگ شما را درشت نشان می‌دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Church به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Church به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Church به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلیسا ساختمان و محلّی است که مسیحیان برای انجام فرایض دینی خود در آن گرد هم می‌آیند.

    خیلی از افراد، روزهای یکشنبه برای عبادت به کلیسا می‌روند.
    مراسم مذهبی کلیسا در روزهای دیگر هفته هم برگزار می‌شود.
    بسیاری از زوج‌ها مراسم ازدواج خود را در کلیسا انجام می‌دهند.
    کلیساها به روی همه مردم باز هستند و از همه استقبال می‌کنند.

     
    مکان‌های عبادی مختلفی وجود دارد که هر کدام متعلق به دین خاصی هستند:

    مسیحیان معمولاً در کلیسا عبادت می‌کنند.
    یهودیان برای عبادت به کنیسه می‌روند.
    مسلمانان در مسجد گرد هم می‌آیند.
    هندوها نیز برای پرستش به معبد می‌روند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cinema به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cinema به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Cinema به فارسی با مثالهای کاربردی

    در بیشتر نقاط جهان، وقتی مردم درباره فیلم‌هایی که در سالن‌های مخصوص نمایش داده می‌شوند صحبت می‌کنند، از واژه «سینما» استفاده می‌کنند. اما در آمریکا، مردم معمولاً به جای «فیلم» یا «سینما»، از کلمه «مووی» استفاده می‌کنند.

    مثلاً می‌گویند:
    بیا بریم یک فیلم ببینیم.
    بارب و دان به سینما رفتند.

     

    واژه «سینما» معمولاً برای فیلم‌هایی به کار می‌رود که جنبه هنری دارند.

    مثلاً:
    سینمای محل ما فیلم «هشت و نیم» اثر فلینی را نمایش می‌دهد.
    تایرون در دانشگاه، رشته سینما خواند.
    او در زمینه سینما تحصیل می‌کند.
    من دارم کتاب جالبی درباره تاریخ سینمای فرانسه می‌خوانم.
    کیت و ادوارد هر دو علاقه زیادی به فیلم‌های بد و کم‌کیفیت دارند.

     

    کلمه «سینما» یا شکل‌های دیگر آن، معمولاً در نام سالن‌های سینما هم دیده می‌شود:

    مثلاً:
    سینما ۱۸، هجده سالن نمایش دارد.
    ما در سینما شش، یک فیلم دیدیم.
    سینمپلکس فقط پنج دلار برای سانس‌های روز (ماتینه) دریافت می‌کند.
    سینما سیتی، ۲۴ ساعت شبانه‌روز فیلم نمایش می‌دهد.

     

    واژه «سینمایی» یک صفت است:

    مثلاً:
    صندلی‌های راحت‌تر، تجربه سینمایی را بهتر می‌کنند.
    پخش سه فیلم جدید جنگ ستارگان، نویدبخش ماجراهای تازه سینمایی است.
    تایرون تکنیک‌های زیادی درباره ساختار سینمایی از استادانش آموخته است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Claim به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Claim به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Claim به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک «ادعا» در واقع یک بیان یا گفته است. بعضی افراد ممکن است ادعاهای نادرست کنند، در حالی که دیگران حقیقت را می‌گویند. بنابراین، هر ادعایی می‌تواند درست یا نادرست باشد.

    شاهد در دادگاه گفت که متهم با یک ماشین بزرگ مشکی رانندگی می‌کرد.
    شرکت سازنده این محصول می‌گوید که ضد آب است، اما در واقع اینطور نیست.
    نود و هفت درصد دانشمندان معتقدند که گرمایش زمین به دلیل فعالیت‌های انسان‌هاست.
    یک متخصص تاریخ هنر می‌گوید که این تابلو اصل نیست و یک کپی از اثر اصلی است.
    ادعاهای نادرست درباره رفتار آن پسر جوان، باعث آسیب دیدن شهرتش شد.
    این شرکت در مورد تأثیرگذاری محصولش چه ادعایی دارد؟
    آیا این ادعا درست است؟ (یعنی آیا حرفی که زده شده، واقعیت دارد؟)

     
    گاهی از کلمه «ادعا» برای اشاره به حق مالکیت یا درخواست چیزی نیز استفاده می‌شود.

    کاوشگران فرانسوی که زودتر از دیگر اروپایی‌ها به آن منطقه رسیدند، آنجا را برای فرانسه تصاحب کردند.
    مهاجران آن سرزمین را برای خودشان گرفتند، با اینکه مردم بومی هزاران سال در آنجا زندگی می‌کردند.
    برنده مسابقه، جایزه نقدی بیش از یک میلیون دلار را دریافت کرد.
    یک مادر جوان به قسمت اشیای گمشده رفت تا پسرش را که در فروشگاه از او جدا شده بود، پس بگیرد.
    پس از پیاده شدن از هواپیما، می‌توانید چمدان‌های خود را از قسمت تحویل بار بردارید.

     
    دو کلمه دیگر که شبیه «ادعا» هستند، «اعلام» و «فریاد زدن» می‌باشند.

    متهم بی‌گناهی خود را اعلام کرد.
    او با صدای بلند گفت: «من بی‌گناهم.»

     
    «بازپس‌گیری» به معنای پس گرفتن چیزی است که قبلاً از دست رفته یا گرفته شده است.

    تیم فوتبال با بردن جام جهانی، عنوان قهرمانی خود را بازپس گرفت.
    اگر ماشین شما به دلیل پارک در محل ممنوع، توسط گریدر برداشته شده باشد، می‌توانید با پرداخت جریمه آن را پس بگیرید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Clean به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Clean به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Clean به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی جایی را تمیز می‌کند، یعنی کثیفی‌ها را پاک می‌نماید یا محیطی را مرتب و پاکیزه می‌سازد. این واژه‌ای بسیار پرکاربرد در زبان انگلیسی است که روزانه به‌کار می‌رود.
    در بخش نخست مثال‌ها، خواهید دید که چگونه “clean” به عنوان یک فعل مورد استفاده قرار می‌گیرد:

    ساده گذشته فعل ماضی
    clean

    تمیز کردن

    cleaned

    تمیز کرد

    cleaned

    تمیز کرده

    اسکار تقریباً هر روز اتاق خود را مرتب می‌کند.
    آلیس دیروز آشپزخانه‌اش را تمیز کرد.
    آیا شنبه و یکشنبهٔ گذشته خانه‌ات را تمیز کردی؟
    آنها همین حالا در حال تمیز کردن آپارتمانشان هستند.
    ما باید این ریخت و پاش را جمع و جور کنیم.
    آیا دانش‌آموزان کلاس را تمیز کرده‌اند؟
    اتاق هنوز تمیز نشده است.

    کلمهٔ clean به عنوان صفت هم به کار می‌رود:
    اتاق تمیز است.
    این یک اتاق بسیار تمیز است.
    این ظرف‌ها خیلی تمیز نیستند.
    آیا دست‌هایشان تمیز است؟
    مقابل کلمهٔ “تمیز”، “کثیف” است.
    او چطور بچه‌هایش را اینقدر تمیز نگه می‌دارد؟
    تمیز نگه داشتن خانه کار سختی است.
    هوای آن شهر تمیز نیست. آلوده است.
    انرژی خورشیدی و بادی در مقایسه با انرژی تولیدشده از نفت و گاز، بسیار پاک هستند.
    آنها می‌خواهند زندگی پاکی داشته باشند. (زندگی پاک به معنای رفتار خوب است.)
    خانوادهٔ نلسون یک خدمتکار برای تمیز کردن خانه‌شان استخدام کردند که هفته‌ای یکبار به خانهٔ آنها می‌آید. (خدمتکار یعنی کسی که کارهای خانه را انجام می‌دهد.)

    عبارت‌ها و اصطلاحات زیادی از کلمهٔ “clean” استفاده می‌کنند:
    خوزه دیروز به مسابقات اسب‌دوانی رفت و پول زیادی به جیب زد. (clean up = پول زیادی درآوردن)
    مامور پلیس که او را دستگیر کرد گفت که متهم سلاحی همراه نداشت. (clean = بدون سلاح)
    آن شرکت شما را استخدام نمی‌کند اگر سابقه‌تان پاک نباشد. (clean record = نداشتن سابقهٔ جرم)
    می‌توانی چند جوک تعریف کنی، اما مواظب باش شوخی‌هایت بی‌ادبانه نباشد. (clean = بی‌حیاء و زننده نبودن)
    او باید رفتارش را اصلاح کند. (clean up one’s act = زندگی خود را بهبود بخشیدن)
    رجینا در نهایت حقیقت را گفت و اعتراف کرد که پول را دزدیده است. (come clean = اعتراف کردن به حقیقت)
    این یک مبارزهٔ عادلانه نبود. (clean = منصفانه)
    همسایه‌های ما مجبور شدند همهٔ پس‌انداز زندگیشان را خرج یک عمل پزشکی پرهزینه کنند. (clean out = تمام چیزی را استفاده کردن)
    تام به نظر یک جوان مرتب و خوش‌برخورد می‌رسد. (clean cut = خوش‌ظاهر، خوش‌رفتار و آراسته)
    سعی کن از دردسر دوری کنی.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Clear به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Clear به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Clear به فارسی با مثالهای کاربردی

    روش‌های گوناگونی برای استفاده از واژه «clear» وجود دارد.

    اگر چیزی **شفاف** باشد، می‌توان از داخل آن را دید.

    شیشه شفاف است.
    هوا می‌تواند شفاف باشد.
    آب اگر تمیز باشد، شفاف است.

    واژه «clear» زمانی به کار می‌رود که شنیدن یا فهمیدن چیزی آسان باشد.

    آیا حرفم برایتان **واضح** است؟ (می‌فهمید؟)
    آیا صدایم **شفاف** است؟ (به راحتی شنیده می‌شود؟)
    دانش‌آموزان باید از معلم خود دستورالعمل‌های **روشن** دریافت کنند.
    جلوگیری از آزادی بیان، نقض **آشکار** اصل اول قانون اساسی آمریکاست.
    صدای رادیو وقتی **مخدوش** است که نویز زیادی داشته باشد.

    وقتی چیزی از مواد اضافه پاک شده باشد، می‌توان از کلمه «clear» استفاده کرد. در این حالت، «clear» می‌تواند هم به صورت فعل و هم به صورت صفت به کار رود.

    ماشین برف‌روب، جاده‌ها را هنگام کولاک **پاک** می‌کند. (فعل)
    جاده‌ها **تمیز** است. (صفت)
    دانش‌آموزان موقع امتحان، میز خود را از کتاب و دفتر **خالی** می‌کنند. (فعل)
    میزشان **تمیز** است. (صفت)
    با اعتراف به اشتباه یا تقصیر، می‌توانید وجدان خود را **آسوده** کنید. (فعل)
    وجدان شما می‌تواند **پاک** باشد. (صفت)
    اگر شما «در وضعیت پاکی» باشید، یعنی بی‌گناه هستید یا از هر اتهامی مبرا هستید.

    واژه «clearly» که به فارسی «به وضوح» معنی می‌دهد، یک قید است:

    مردی که در جلسه بود، چیزی گفت که **واضح** بود حقیقت ندارد.
    او **مشخص** بود که اشتباه کرد.
    **بدیهی** است که افراد بسیار زیادی با عقیده او مخالفند.
    **قطعاً** غیرممکن است که بتوان حدس زد آن مرد بعداً چه خواهد گفت یا چه خواهد کرد.
    او **بی‌شک** یک فرد نادان است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.